بی‌شرمی /سلیمان باختری

0 340

دکتور محمداشرف غنی؛ اولین رییس‌جمهور حداقل در تاریخ جدید کشور است که آدم از صحبت‌کردنش نمی‌شرمد. فارغ از مسایل و جبهه‌گیری‌های سیاسی و این‌که طرف‌دار یا مخالف او باشیم، این نکته را نمی‌توان انکار کرد که دکتور غنی، انسان باسوادی است. وقتی دربارۀ تاریخ، ادبیات، فرهنگ، علم سیاست، شهرسازی، توسعه و جامعه صحبت می‌کند، در سخنان او گپ بی‌معنا، سردرگم و تهی نمی‌توان یافت.
او نه انشاءلله انشاءلله می‌گوید نه چیز چیز و نه گپ‌های کوچه‌بازاری که مخاطب را فریب بدهد. مدت‌هاست در افغانستان، سیاست‌مداران مردم را احمق فرض می‌کنند و با فکاهی‌گفتن و یا مهمل‌بافی هر بحث را خاتمه می‌دهند.
در مناظره‌های انتخاباتی دور قبل، وقتی رمضان بشردوست آقای کرزی را به هزار گناه کبیره و باثبوت متهم ساخت، آقای کرزی به جای جواب‌دادن، شروع کرد به تعریف از کتاب او و صحبت درباره نکتایی وی.
همین‌طور در بسیاری از موارد مهم او سعی می‌کرد خیلی فاضلانه صحبت کند و مهمل ببافد؛ مثلا «ایلا دادنی نیستم»، «شیر استم» «اونه، بی‌شک بی‌شک» و اصطلاحاتی از این دست در دل جمله‌هایی که به‌طور کلی معنا نداشتند.
باری، یکی از سخنگویان او که می‌خواست کتابی از سیزده‌سال زعامت حامد کرزی آماده کند، بعد از شش‌ماه زحمت، اعلام ناکامی کرد و گفته بود من حتا یک جملۀ معنادار و سالم در صحبت‌های او نیافتم. این شیوه‌یی از سیاست‌کردن در افغانستان بوده است.
همین‌طور اگر کسی بتواند تنها یک‌صفحه از برنامه‌های داکتر عبدالله دربارۀ آینده افغانستان و از این سیزده‌سال وظیفۀ او آماده کند شاهکار کرده است. داکتر عبدالله متخصص همه‌چیز گفتن و هیچ‌چیز نگفتن است. جمله‌هایش با انشاءلله انشاءلله شروع و با توکل به‌خدا ختم می‌شود. در بین هم چند جملۀ ادبی را بی‌ربط به هم می‌چسباند، مهم نیست درباره سیاست حرف بزند، اقتصاد و یا توسعه.
آقای اتمر هم همین طور کشیده کشیده هر کلمه را طوری ادا می‌کند که شما فکر کنید یک جمله گفته است و آخر ذهن قبول می‌کند، اما اگر بپرسی که چه گفته، قادر به بازسازی جملات‌اش نخواهی بود.
سیاست‌مداران قبلی را هم که یاد همۀ خوانندگان هست. نام بردن از آن‌ها حساسیت ایجاد می‌کند، اما کافی است به سخنان آن‌ها فکر کنیم، هیچ چیز به یاد نمی‌آوریم.
اما از دکتور غنی می‌توان کلی صحبت به‌خاطر آورد؛ درباره بازسازی کشوری ویران‌شده، درباره معماری یک‌دست شهری، درباره ادبیات و تابوشکنی، درباره سبک زندگی و تاثیر فرهنگ تاریخی، درباره اهمیت انجمن تاریخ در ساختن هویت ملی برای مردم کشور؛ آنچه که حتا به ذهن و دهن باقی سیاست‌مداران جور نمی‌آید.
سخنان او را به‌طور مثال در افتتاح بند سلما، همه مردم به یاد دارند، درباره اهمیت استراتژیک آب به اندازه یک کتاب صحبت کرد و همین طور برنامه ملی برای استفاده از آب‌های کشور.
سخنانش در افتتاحیه پارلمان را نیز می‌توان به یاد آورد. صحبت‌هایش در دیدار با جامعه مدنی برای یک‌دست‌سازی نظام معماری شهری و ارجاع‌دادنش به کتاب‌های مختلف درباره سنگاپور، مالزی و تهران.
سخنان او در تهران و اسلام‌آباد هم برای مهاجران ما در این دو کشور، غرورآفرین بودند. صحبت‌هایش در محافل خارجی به زبان انگلیسی هم مایۀ غرور افغانستان است. این را خود خارجی‌ها هم اعتراف کرده‌اند. او تنها سیاست‌مداری است که مردم از صحبت‌های او نمی‌شرمند و سخنانش ولو تلخ، جای شرم برای شنوندگان و برای مردم کشورش باقی نمی‌گذارد.
همان‌طور که ایرانی‌ها به خاتمی و امریکایی‌ها به اوباما در سخن گفتن فخر می‌کنند، ما نیز می‌توانیم از او یاد کنیم.
اهمیت این کار در این است که مردم به دین امرای خودند و وقتی رییس‌جمهور، سخن نسنجیده و بی‌مرجع و اصول نزند، این رسم عمومی می‌شود. در سطح شهرها، دانشگاه‌ها و خیابان‌ها نیز مردم، سخنان‌شان را سنجیده می‌زنند.
این مسالۀ مهمی است که مردم نسبت به سخن حساس باشند؛ چراکه سررشتۀ عمل و فکر هر دو سخن است.

madanyatonline.com

Leave A Reply