حقیقت تلخ انکار ناپذیر کشور ویران شده و مردم مظلوم ما

483
حقیقت تلخ انکار ناپذیر کشور ویران شده و مردم مظلوم ما
یک گروه طفیلی مفتخور مافیایی که یک ملت را گروگان گرفته بود :
این گروه شاید به دو هزار تن نمی رسید. گروهی‌که سال‌ها بر گرده های ملت سوار بود . گاه وزیر، گاه وکیل، گاه رییس ، گاه عضو این شورا و آن مقام پوشالی ، گاه مشاور و گاه سفیر و گاهی هم جنرال و مارشال می‌شدند . این‌ گروه دوستان نزدیک امریکایی‌ها ، اروپایی‌ها، روس‌ها، چینایی‌ها، هندی‌ها، پاکستانی‌ها و ایرانی‌ها بودند . این گروه سرسپرده‌ترین مزدوران تاریخ بودند . هر کشوری که پول بیش‌تر می داد ، خورجین مزدوری همان‌جا پرمی‌شد. از همین‌جاست که فرقی میان روسیه، امریکا، چین و هند را نمی‌شناخنند . برای این گروه چیزی به نام ایمان و عقیده معنا نداشت . ایمان اصلی منبع کلان پول بود و همین !
این گروه حتا با طالبان و سایر گروه‌های تروریستی نیز دشمنی نداشتند . زنان و فرزندان این گروه در خارج از کشور به سر می‌بردند . جالب این‌است که این گروه خانواده های خود را از فقیر ترین کشور جهان به غنی‌ترین کشور های جهان در خلیج، ترکیه اروپا و امریکا کمک مالی میکردند و هنوزهم می‌کنند تا آن‌ها از زندگی لذت ببرند. این گروه نسبت به مافیای ایتالیا و روسیه، به مراتب قدرت بالای مانور داشتند . این گروه در حکومت، قضا، پارلمان، احزاب سیاسی، سکتور اقتصادی و دینی گپ‌های نهایی را می‌زدند . تروریستان با این گروه کاری نداشتند . در واقع تروریستان به این گروه به عنوان دوستان ستراتژیک نگاه می‌کردند . این‌ها از برکت موجودیت هم ‌دیگر تقویت می‌شدند. رهبران این گروه در ارگ، سپیدار، وزیراکبر خان و شهرک‌های خود ساخته و قصرهای مرمرین که از پول بی‌حساب ساخته شده بودند به سر می‌بردند . اینان از بس می‌خوردند و می‌نوشیدند، از سلامتی خوب هم برخوردار نبودند . اما به حمایت طبابت و دارو های گران‌قیمت از زندگی لذت می‌بردند. از آن ‌سو رهبران طالبان در دوحه، دوبی، بحرین و ریاض مشغول عیش‌ونوش بودند. در واقع گروه حاکم در افغانستان با گروه حاکم در دوحه رقابت نه بلکه پیمان ستراتژیک بسته بودند . پارتنر اصلی که نقش قیمومیت بر هر دو را داشت آقای پامپیو و وکیل آن خلیل‌زاد بود . یک روز در هوتل شیراتون دوحه همراه رهبران طالبان قهوه‌ی عربی می‌نوشیدند و روز دیگر با ارگ ، سپیدار و «رهبران جهاد؟» چای سبز هیل‌دار می‌نوشیدند . هر دو گروه نه با خود و نه هم با هم ‌پیمانان خارجی خود دشمنی داشتند ، دشمن اصلی آنان ملت بود . هرقدری که ملت را می‌کُشند ، دامنه‌ی سرخ خون گسترده ‌تر و سلسله‌ی سبز دالر دامنه ‌دارتر می‌شد . دشمن دوم هر دو گروه صلح بود .
صلح شأن بین‌المللی ، عیاشی فاحشه‌خانه های دوبی، می‌خانه‌های دوحه ، کاباره‌های استانبول ، موتر های زره و مودل سال ، خانه های مجلل ، وصد ها امتیاز دیگر بالاخره کود ۹۲ را نیز ربودند .
شعار شرم اور شان بود :
زنده باد جنگ !
(ملک ستیز تحلیلگر اوضاع سیاسی و اجتماعی ومحقق مسایل بین الملل)

Comments are closed.