دانشګا «دانشګاه» ازکجاست واز کجا امده است؟

«احمد جان «ماڼو

292

دانشګا « دانشګاه» ازکجاست وازکجا امده است ؟
جروبحث های زیادی را دنبال کردم بخصوص درصفحات اجتماعی ازجمله فیس بوک که حتی برسراین واژه منجربه
دشنامهای رکیکی هم شده بود.این ناسازګاری ها درمورد این کلمه مرا واداشت مرورمختصری درینمورد اشته باشم:
واژه زیبای «دانشګاه» که زبان شناسان دری/فارسی انرا واژه ی اصیل زبان میدانند به جا و درست است.
علاوه بران واژه «دانشګا » ریشه درزبان اصیل اریایې (اریک/پشایې) مادرزبانهای هند و اروپایی دارد که ازمصدر (دانیک
= دانستن ،فهمیدن=پوهیدل) ازدو واژه یې (دانس) و(ګاه) یعنی (دانس + ګا = دانس ګا = جای یاد ګیری) بافته وساخته شده
است ،که با تغیر حروف دارنده یې مخارج مشترک ازیک شکل به شکل دیګرکه قانون خاص ادبیات هرزبان است ،واژه
رانیزتغیرشکل میدهد.
طوریکه درواژه (دانس = بدانیم، میدانیم ) زبان اصیل اریایې پشایې حرف (س) به(ش) تغیر نموده از واژه (دانس) زبان
پشایې واژه ( دانش= پوهه) زبان دری/فارسی = پشتو ،ساخته میشود،که در ریشه (خسته ،هسته،اتم) مصدر (دانستن=پوهیدل
ودانیک) زبان دری/فارسی ان تغیر وارد نه شده،هرګاه ما علامت مصدری مصدر(دانستن) که (تن ،دن) باشد را ازمصدرش
مطابق به قاعده وقانون ګرامری زبان دری/فارسی به دورانداخته وحذفش نمائیم درنتیجه (دانس) بدست امد ،که درزبان پشایې
عین همین واژه فعل است که برای جمع متکلم درزمان حال معنی (دانس،دانیس=میدانیم ومی فهمیم ) که ریشه یې اصلی
مصدر(دانستن) باقی میماند، در ترجمه همان معنی ومفهوم اولی فعلی (فهمیده ودانسته) را میرساند که درګردان مصدر(دانیک
= دانستن،فهمیدن) زبان (پشایې /اریک) ،دری/فارسی وپشتو به ګونه یې پائین ګردان افعال را مشاهده مینمائیم :
پشایې / اریک : دانیم ،دانی ،دانګا ،دانیس ،دانیدا، دانین .
دری/ فارسی : میدانم ، میدانی، میداند،میدانم، میدانید، میدانند .
پشتو : پوهیږم ،پوهېږې ،پوهېږې،پوهېږو ، پوهېږئ، پوهیږي.
درزبان پشایې/آریک دروقت ګردان کردن هرمصدرش ،درزمان حال به فعل ضمیر شخص سوم که عبارت از(سی=
او=هغه) میباشد .علامت فعلی(ګا) را با خود میداشته باشد !
همچنان باید توضیح وتشریح شودکه، حروف دارنده مخرج مشترک ،به مرور زمان ازیک حالت به حالت دیګر ازشکل به
شکل مشابه دیګر تبدیل وکلیمه شکل وتلفظ جدید رابه خود میګیرد !
مانند : واژه (دانس ، دانیس= میدانیم ،میاموزیم)به حرف مخرج مشترک (س) به(ش)تغیر شکل مینماید ،از واژه های فعلی
زبان پشایې /اریک ،دری/فارسی واژه (دانس) به (دانش) و(دانیس) به(دانیش) مبدل شده ،برای ما وشما همان واژه یې مورد
نظر (دانش،دانیش) زبانهای پشایې/اریک و دری/فارسی رامیدهد که با یکجا شدن واژه یې(ګا ،ګاه= محل ،جای،موقف..) ما
واژه یې ترکیبی (دانش ودانیش + ګا = دانشګا ، دانیشګا = محل ،جای،موقف ومحل دانشګا /دانیشګا= پوهنتون ) را بدست
میاوریم که همانا (پوهنتون =دانشګا،دانشګاه /دانیشګا) میشود !
به ګونه یې مثال درزبان پشایې/اریک تغیرات را دربالای حرف (س) و(ج) مشاهده نمائید :
(س ـ ش ـ چ ـ خ ـ پ …..) که این تغیرات درنام (شیرـ سیر ـ چیر ـ خیر.. ) تا امروز موجود بوده وپشائیهای مناطق مختلف
همه یې این دیالیکتیک ها را درزبان شان دارند وبرای همګان مورد فهم است !
همچنان تغیرات که درحرف (ج) درزبان پشایې/اریک به مشاهده میرسد را در واژه (جن= انسان،نفر…) مشاهده مینمائیم که
واژه (جن = کس ،شخص ،نفر) ازکجا اغاذ وبه کدام زبان های همین خاندان نفوذ مینماید : (جن = جان ،خان،کان ،ګان ،
جین ،جنیتیک ، ګین ، ګینیتیک …….!
همچنان عین همین کلیمه(دانا) به معانی ومفاهیم ګوناګون وزیبا مانند (دانا،دانسته ،فهمیده،برجسته ،بی مانند….) وغیره
درزبان پشایې /اریک ،دری/فارسی وپشتو مورد استعمال بوده که عین همین واژه یې (دانا) مطابق به قاعده وقانون ګرامری
زبان باستان پشایې/اریک ،علامه یې فعلی شخص سوم درزمان حال برای همیش دارنده نشانه یې فعلی (ګا) بوده که درزبان
پشتو و دری/فارسی وهم در هرزبان برای شخص معنی ومفهوم ختم فعل (کندها..) را که درزمان ومکان مشخص انجام
میشود میرساند مثلآ(میکند،میخواند، میاموزد ،کارمیکند، …) که همه ی این افعال به جایګاه خاص (مکان) و(زمان) معین
مربوط میشوند که، بلاخره درګرامرادبیات زبانها،خاصتآ درزبانهای پشتو و دری/فارسی وپشایې/اریک واژه یې باستان (ګا)
معنی ومفهوم (جای،محل ،مکان) را به خود ګرفته است که درزبانهای ملی و رسمی میهن عزیزمان مفاهیم زیبا وبا مفهوم
(جایګا ،قبله ګاه،کارګا،چراګا …..) همه (ګا) ها مربوط به زمان ومکان میباشند بطور مثال :
من به جای یادګرفتن واموختن میروم = دانشګا،دانشګاه ،دانیشګا ،دانیشګاه.
زه دپوهې اویادولو ځای ته ځم = پوهنتون (پوهن ځای).
بنابراین واژه های =دانشګا = پوهنتون) باهمدیګردارنده یک معنی ومفهوم می باشند ودرمعنی ومفهوم که، درخسته ،هسته و
اتم خود نهفته دارند ازهمدیګر تفاوت نداشته وبا هم یکی اند .

بنابر دلایل علمی وادبی فوق هرزبان دارنده ادبیات خویش بوده وبرای پیشرفت تعالی وترقی هرزبان ،ګویندګان شان سعی
وکوشش نمایند تا ادبیات زبان خود را طوریکه لازم است غنی ساخته ودربقای زبان مادری خویش سعی وکوشش نموده وبه
اینده ګان شان به ګونه یې میراث ګهربار وبا ارزش پدران واجداد شان ازخود به میراث بګذارند!
ناګفته نباید ګذاشت که ،زبان های دری/فارسی وپشتو ریشه درزبان اصیل اریایې /اریک داشته ازلحاظ مشابهت ادبیات شان
،ازنظربنده زمان زایش هردوزبان ازمادراصیل اریایې شان، یا دوغلواند ویا هم یکی پی دیګربه مثابه خواهر بزرک وکوچک
چشم به جهان ادبیات درجغرافیه (اریانا ویجه) ګشوده اند.
به ګونه یې مثال:
۱ـ ختم همه افعال زبانهای دری /فارسی وزبان پشتو را ببینید : که به (م ، رم ……) ختم میشوند !
۲ـ ریشه یې مصدرهای زبانهای دری/فارسی وپشتو را ملاحظه فرمائید: خوردن = خوړل ؛ خورم = می خورم ؛ پخول =
پختن…!
یاداشت : ناګفته نباید ګذشت ،که واژه یې (دانا) ریشه درزبان مادری زبانهای هند واریایې ، پشایې/اریک دارد که عملآ
درزبان های کشور عزیزمان افغانستان نفوذ نموده ومورد استعمال زیاد دارد مثلآ : دانا ، یک دانه ، همه دانه ها ودانه های
مفرد وجمع ازان سرچشمه میګیرند !
از دانشمندان محترم وصاحب نظران عرصه یې زبان وادبیات خواهشمندم تا تصحیحات ونظریات علمی خویش را جهت
بهترشدن نبشته یې بالا ،برای خوانندګان وعلاقمندان عزیز اضافه نمایند!
با

Comments are closed.