فقیرمحمد ودان /به یاد مردی از راهیان راه صلح و عدم تشدد

0 602

فقیرمحمد ودان
مؤرخ 18 سپتمبر 2017

به یاد مردی از راهیان راه صلح و عدم تشدد

در 211 اگست سال روان، افغان های جلای وطن با پیکر مردی دیگری از تبار مردان معتقد به صلح و عدم تشدد، وکیل نیک محمد ابراهیم خیل خدا حافظی ابدی نموده و آن را هزاران کیلومتر دور تر از مادروطن اش، در شهر برلین جمهوری فدرال آلمان بخاک سپردند.
وکیل نیک محمد ابراهیم خیل در سال13088 هـ ش در قریۀ قلعۀ احمدخان ولسوالی میربچه کوت کوهدامن تولد گردیده و در سن 24 سالگی، زمانیکه از طرف دولت وقت بحیث مامور وکالت تجارتی افغانستان در شهر پشاور ایفای وظیفه مینمود با عبدالغفارخان رهبر پشتونخواه از نزدیک آشنا و درین زمان تحت تأثیر این همرزم مهاتما گاندی فقید، اعتقادات سیاسی او مبتنی بر روش عدم تشدد شکل پذیرفت و محتوی ترقیخواهانه کسب نمود. این اعتقادات، او را به یکی از دوستان و ارادتمندان دایمی عبدالغفارخان تبدیل و این دوستی تا آخرین لحظات زندگی عبدالغفارخان ادامه یافت و همچنان وکیل نیک محمد تا آخرین لحظات زندگی خود بر اعتقادات سیاسی خویش مبنی بر عدم تشدد استوار باقی ماند.
در سال 13477 که هنوز در نتیجۀ سیاست های چند پهلوی دولت، مردم عام کوهدامن زمین در بحث ها با وکیل نیک محمد، سیاست عدم تشدد غفارخان را با سوالیه های زیادی ارزیابی میکردند، غفارخان یکجا با وکیل نیک محمد، به قریۀ کلکان ولایت کابل رفتند و در نتیجۀ صحبت مخلصانۀ غفارخان با مردم این قریه و توضیح سیاست عدم تشدد در بُعد فراقومی و سراسری برای منطقه، مورد استقبال گرم مردم محل قرار گرفت. مرحوم ملک ستار، ملک این قریه به نمایندگی از مردم کلکان حمایت خود را از سیاست و روش عدم تشدد غفارخان اعلان کرد.
وکیل نیک محمد ابراهیم خیل شخصیت بود مردم دار و اعتقاد او به عدم تشدد، زمینه های ایجاد و تداوم روابط گستردۀ دوستانۀ او را با دارندگان عقاید مختلف سیاسی و همچنان با شخصیت های قومی و مذهبی مساعد ساخته بود که با اتکأ بر همین روابط، او در دورۀ دوازدهم ولسی جرگه بحیث وکیل منتخب مردم ولسوالی میربچه کوت ولایت کابل، به پارلمان افغانستان راه یافت و در آنجا هم با اعتقاد به سیاست عدم تشدد و طرق مسالمت آمیز مبارزه بخاطر ترقی و اعتلای جامعه، با چهره های آشنای سیاسی آن زمان نزدیک و در تفاهم و همکاری قرار گرفت. در تداوم همین شناخت و همکاری بود که در سال 1351، در آستانۀ تظاهرات سه عقرب، که دولت وقت بر مظاهرات خیابانی محدودیت هایی توأم با اخطار وضع کرده بود، ببرک کارمل و میراکبر خیبر که روابط دوستانۀ نزدیک و شخصی با مرحوم نیک محمد داشتند، از وی تقاضا بعمل آوردند تا عبدالغفارخان را که آن وقت در جلال آباد ننگرهار اقامت داشت، برای شرکت در مظاهرۀ سه عقرب همانسال با وسیلۀ نقلیه شخصی اش به محل مظاهره (پارک زرنگار شهر کابل) انتقال دهد. با شرکت عبدالغفارخان در مظاهره، پولیس دولت از حمله بر مظاهره کنندگان ابأ ورزیده و در نتیجه مصوونیت مراسم و شرکت کنندگان آن تامین گردید.
وکیل نیک محمد بعد از قیام ثور 13577 مدت یک سال و چند ماه زندانی سیاسی بود. در همین زمان پسر ارشد او (بریالی) که در سن 21 سالگی، محصل سال سوم فاکولتۀ طب کابل بود، زندانی و بعداً با یک عده محصلین دیگر اعدام گردید و خود او بعد از 6 جدی 1358، یکجا با سایر زندانیان سیاسی آزاد و بنابر عدم توافق با حضور قوای نظامی خارجی در کشور بود، دعوت همکاری با دولت را نپذیرفت و داوطلب تقاعد خویش از کار دولتی گردیده به تقاعد سوق شد. او در سال 1366 بعد از اعلان سیاست مصالحۀ ملی و ختم جنگ در افغانستان از طریق آشتی و تفاهم افغانی، این سیاست را کاملاً با عقیدۀ سیاسی خود مبنی بر عدم تشدد در مطابقت دید، بنابران داوطلبانه در حمایت این سیاست فعال گردید و بادرنظرداشت روابط و شناختی که با شخصیت های افغانی مخالف دولت داشت، جهت تشویق و ترغیب شان در حمایت از این سیاست تلاش نمود. او طی چندین سفر بخارج کشور با عده یی از مخالفین دولت به مذاکره پرداخت، چنانچه عبدالحمید مبارز در صفحۀ 486 کتاب «تحلیل واقعات سیاسی افغانستان، 1919 ـ 1996م» درین زمینه؛ چنین نوشته اند:«مذاکراتی به ماه نوامبر 1988 در پاریس بین همایون شاه آصفی و ولی احمد نوری شخصیت های غیر تنظیمی که برای حل سیاسی مسئله افغانستان سعی می کردند و محمد گلاب ننگرهاری … نمایندۀ حضرت صبغت الله مجددی رهبر جبهه نجات ملی افغانستان … با نیک محمد وکیل کوهدامن در دورۀ 12 ولسی جرگه … در پاریس صورت گرفت» و به تعقیب همین مذاکرات بود که:«همایون شاه آصفی با تفاهم با حضرت صبغت الله مجددی رهبر نجات ملی، پیر سید احمد گیلانی رهبر محاذ ملی و مولوی محمد نبی محمدی رهبر حزب انقلاب اسلامی و به ابتکار خود مسافرت محرمانه به کابل نمود»(همانجا، صفحه 487).
وکیل نیک محمد ابراهیم خیل بعد از سقوط حاکمیت در سال 19922، مانند اکثر اتباع کشور مجبور به ترک دیار گردید. ابتدأ به پشاور و بعداً در سال 1994 به شهر برلین کشور آلمان پناهنده شد و تا اخیر عمر در آنجا زندگی کرد و در 21 اگست سالجاری بعد از مریضی که عاید حالش گردیده بود دارفانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد!

Leave A Reply