افزایش ناامنی‌ها به فرمایش ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها / محمدجواد رحیمی

0 475

در این شکی نیست که عوامل مهم تداوم جنگ، گسترش ناامنی، رشد و تقویت دهشت افگنی و تروریزم در افغانستان، دست درازی‌ها و مداخلات مستقیم وغیرمستقیم کشورهای ایران و پاکستان بوده است. این دو کشور، به خاطر حصول مقاصد سیاسی‌شان در افغانستان به اشکال مختلف فعال و دست بکار بوده اند.
تمویل و تجهیز طالبان، تعلیم و تمرین دهشت افگنان و ایجاد تفرقه میان اقوام افغانستان، آسان ترین راه‌هایی بوده است که ایران و پاکستان را در امر رسیدن به اهداف و مقاصدشان کمک و یاری رسانده است.

خواست نهایی پاکستان رسمیت بخشیدن خط دیورند، و جلوگیری از نفوذ بیشتر کشور هند در افغانستان می‌باشد در حالیکه ایران خواهان حفظ نفوذش در افغانستان بوده و هرنوع انکشاف اقتصادی و خودبسندگی افغانستان را به زیان و ضرر بازار تجارتی خود می‌داند.

از این رو، تضعیف نظام، حذف رهبران، تخریب منابع و زیربناها و ایجاد یک حکومت دست نشانده در افغانستان از جمله برنامه‌های مشترک ایران و پاکستان می‌باشد.

در پهلوی اهداف متذکره، هدف قراردادن نیروهای خارجی و حامیان داخلی آنها در افغانستان، ساده ترین طریقه برای رقابت ایران و پاکستان با حریفان سیاسی و نظامی بین‌المللی ایشان بوده است. این امر باعث شد که ایالات متحده امریکا، بعد از غور و بررسی جدی و مبتنی بر واقعیت‌های موجوده، حین اعلان ستراتیژی جدیدش برای افغانستان، پاکستان را به عنوان حامی اصلی دهشت افگنی وعامل عمده جنگ و ناامنی در افغانستان تشخیص نمود.

رییس جمهور امریکا به شکل جدی، از پاکستان خواست تا دست از حمایت تروریزم بردارد و برای سرکوب دشمنان مشترک افغانستان و امریکا، اقدامات لازم، جدی و مناسب را روی دست گیرد. این تصمیم تاریخی امریکا، از یک طرف پول‌های هنگفت آن کشور به پاکستان را متوقف نمود و از طرف دیگر، هویت و جایگاه اصلی پاکستان را به جهانیان به اثبات رساند.

متعاقبأ، رییس جمهورامریکا بعد از 9 ماه رایزنی و مشوره با نظامیان و سیاسیون امریکا، مبتنی بر شواهد و مدارک کافی و مستند، ستراتیژی جدیدش را علیه ایران اعلان نمود. طبق این ستراتیژی، دولت ایران یکی از بزرگترین حامیان خشونت در جهان به حساب رفته و سپاه پاسداران آن کشور، به عنوان پشتیبان و مددرسان کلیدی تروریزم و دهشت افگنی در منطقه خوانده شد.

بااعلان این ستراتِژی، به دولت ایران هشدار داده شد تا از حمایت و پشتیبانی تروریزم دست کشیده، به قواعد و مقررات بین المللی نیز احترام بگذارد. این تصمیم مهم و تاریخی امریکا، ایران را نیز به لرزه انداخته منافع ملی و بین المللی اش را به خطر مواجه نموده است.

در حال حاضر، ایران و پاکستان برای دفع هشدارها و ایجاد فشارهای بیشتر بالای ایالات متحده امریکا، نه علیه آن کشور اعلان جنگ می‌توانند و نه هم مانند امریکا قدرتمند هستند که اعلان ستراتیژی و یا اقدام به عمل متقابل کنند. فقط یک گزینه دارند آنهم هدف قرار دادن نیروهای ملکی و نظامی افغانستان و حامیان امریکایی آنها. بنأ، بسیار به سادگی قابل درک است که بعد از اعلان ستراتیژی جدید امریکا برای افغانستان، خطاب نمودن پاکستان به عنوان حامی و پشتیبان دهشت افگنان و اخیرأ اعلان ستراتیژی جدید امریکا علیه ایران، انتحارها، انفجارها، هدف قراردادن‌ها و اخلال ثبات و امنیت ناچیز افغانستان، به شکل جدی و بی‌سابقه افزایش یافته است.

به گونه مثال، حمله بالای نظامیان افغانستان در ولایات کابل، غزنی، پکتیا، بلخ، غور و اخیرأ حمله بالای قرارگاه اردوی ملی در ولایت کندهار از جمله تلاش‌های ایران و پاکستان است که می‌خواهند بالای امریکا فشار وارد کنند تا از هشدارهای بیشتر و تهدیدهای بیشتر آن کشور، در امان بمانند.
با درنظرداشت اقدامات خصمانه و تلافی جویانه ایران و پاکستان، روسیه نیز یکی از مهمترین رقبای سیاسی و نظامی امریکا به شمار می‌رود. برای پیشبرد رقابت و رسیدن به اهدافش، روسیه نیز در پی تقویت طالبان و در آرزوی گسترش جنگ و ناامنی در افغانستان است.

روسیه موجودیت یک دولت مقتدر و ثبات دایمی در افغانستان را برای امریکا یک دست‌آورد دانسته حضور نیروهای نظامی امریکا را تهدیدی در برابر خودش و منافع‌اش در منطقه می‌داند. بنأ، به خاطر نابودی دست‌آوردهای امریکا در افغانستان، روسیه دو گزینه را مورد استفاده قرار داده است.

گزینه اول، تقویت و حمایت از طالبان است و طبق گزارش‌های که اخیرأ به نشر رسیده، روسیه ماهانه حدودأ دومیلیون دالر پول نقد به طالبان می‌پردازد و آنها را وسیله رسیدن به مقاصد سیاسی و نظامی اش قرارمی‌دهد.

گزینه دوم اینست که روسیه از کشورهای پاکستان و ایران حمایت نموده است و در مقابل، ایران و پاکستان از طریق گروه‌ها و مهره‌های که در افغانستان دارند، منافع دولت افغانستان و امریکا را ظالمانه مورد هدف قرار می‌دهند تا از یک طرف خواست‌های خود ایشان برآورده شود و از طرف دیگر، رضایت و قناعت روسیه را نیز حاصل نموده باشند.

نهایتأ، عملکردهای دهشت افگنانه و تروریزم پرورانه ایران، پاکستان و روسیه، روی تصمیم گیری‌های ایالات متحده امریکا دو تأثیر خواهد داشت.
اول اینکه، افزایش انتحار و انفجار، دهشت و وحشت، و تلفات نیروهای امریکایی و همکاران داخلی آنها در افغانستان، ایالات متحده امریکا را بیشتراز پیش خشمگین خواهد ساخت و فضای یک جنگ فرا منطقه‌ای را فراهم خواهد کرد.
دوم اینکه، تداوم اینگونه حملات و انفجارها، عمق دسترستی و تسلط ایران و پاکستان بالای گروه‌های دهشت افگن موجود در افغانستان را برای امریکا مشخص خواهد ساخت.

در آن صورت، امریکا تداوم فشارها و تهدیدات‌اش علیه ایران و پاکستان را بیشتر به زیان و ضرر افغانستان و امریکا خواهد دانست. پس شدت و جدیت فشارهای امریکا علیه ایران و پاکستان کاهش خواهد یافت و تصمیم گیرندگان سیاسی و نظامی امریکا، در تصمیم گیری‌های بعدی خود در قبال ایران و پاکستان موقف نرم و متفاوت اختیار خواهند کرد.

نتیجتأ، افغانستان یگانه کشور و سرزمین است که بیشتر ازهر زمان دیگری، قربانی سیاست‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای شده، مناطق بیشتر آن تحت تسلط طالبان خواهد رفت. نظامیان و غیرنظامیان بیشتر به خاک و خون کشانیده خواهد شد.

تداوم جنگ، افزایش ناامنی، گسترش بیکاری، و بدبختی‌های بیشتر نثار ملت مظلوم و دردمند افغانستان خواهد شد. فلهذا، فقط یک گزینه ساده؛ اما مهم دراختیار دولت و مردم افغانستان قرار دارد که باید از آن استفاده ضروری و حتمی صورت گیرد.
آن گزینه، حفظ اتحاد، یکپارچگی و ایجاد یک صف واحد در مقابل دشمنان داخلی و خارجی افغانستان است که حداقل افغانستان را از رفتن به بحران‌ها و مشکلات بیشتر نجات خواهد داد.

Leave A Reply