تذکر مختصر بجناب محترم اقای احسان لمر و اقای نوری! /قاسم باز

0 576

   قاسم باز                                                                                                                  ۲۰۱۷/۲۵/۱۱

    تذکر مختصر بجناب محترم اقای احسان لمر و اقای ایاز نوری!

جناب ایاز نوری. من بشما اکیدآ میګویم که این چند سطور ذیل را به حوصله فراون و دقت مطالعه فرماید.
نه شهید سردار محمد داودخان پیغمبر بود که خالی از اشتباه بوده باشد و نه غازی امان الله خان پیغمبر بود که بدون اشتباه بوده باشد.

جناب برادر ازادی خوا من اقای ایاز نوری؟، شما که تقریبآ یک دهه کلاشنکوپ روسی  بطرفداری و دفاع حزب دیموکراتیک خلق به سر شانه داشتید و در ان وقت مجاهدین افغان که برای ازادی کشور خود می رزمیدند انرا شهید، نیست و نابود میکردید، ایا شما محترم در ان وقت بمعنی و قدر ازادی می دانستید، مطمین ام که نمی دانستید، اګر میدانستید هیچ وقت در ان وقت و زمان در پهلوی یک صد و بیست هزار عسکر روسی و هزارها عضو خلق و پرچم که انها در مقابل مجاهدین می جنګیدند و از حکومت پوشالی انوقت دفاع میکرد، نمیکردید، شما که امروز از کشور هالند اروپا خود را مدافع ازادی و امان الله خان می تراشید، ما میدانیم که شما جناب عالی عضو شعوری حزب دیموکراتیک خلق، که امروز ماسک ملیګرای و امانی را بروی خود کشیده اید ، شما باید بدانید که به اینګونه اکتهای طفلانه نمی توانید در چشمان ما مردم خاک بیاندازید، این شماها بودید که صدها هزار افغان ازادمنش را چی در جبهات جهاد  و چی در دفاتر، مزارع و کارګاه ها به شهادت رساندید.

جناب اقای ایاز نوری. من خوب میدانم که شما در دوران مرحله نوین و تکاملی هفت ثور یک افسر دو اتشه دوران حاکمیت حزب دیموکراتیک بودید، پشتبانی شما از بعضی از اعضای معلوم الحال ان حزب در این ویبسایت ګویا این حقیقت است، باور نماید من این را نمی دانستم که شما یک سیکالوجست یا داکتر روان شناسی نیز هستید. که در پهلوی مسایل سیاسی و نظامی تکالیف روانی مردم را نیز تشخیص میکند.
صاحب منصب دو اتیشه حزب دیموکراتیک خلق و روان شناس محترم، شما بنده را به این ملزم میسازید که من چرا در نوشته خود از امان الله خان بنام اینکه وی بعد از برامدن از کابل ـ افغانستان یک مقدار پول از خزانه دولت ګرفته بخود به اروپا از طریق پاکستان که در ان وقت ان مناطق که امان الله خان از ان بطرف کشور ایتالیا عبورمیکرد جز قلمرو حاکمیت انګلیسها بود، امان الله خان از طریق کویته به بمبی و از انجا به ایتالیا رفت. این را من نمی ګویم، این را جناب غلام محمد غبار که شما به نوشتهای و کتاب وی ( افغانستان در مسیر تاریخ ) در نوشتهای بی معنی خود به ان استناد میکنید تذکر رفته، من همین قدر میدانم که غازی امان الله خان را، از قندهار پدر مرحوم عزیز الله واصفی، سابق وزیر کابینه مرحوم شهید محمد داوودخان، امان الله خان غازی و ملکه ثریا را در موتر شخصی خود به مرکز کویته بلوچستان امروزی به بسیار احترام رسانید.
جناب ایاز نوری، اینرا نمی دانستم که شما در نویسندګی ،ادبیات، ګرامر پشتو و دری فی ایچ ډی دارید. هیچ وقت در نوشته هایتان اغلاط املایی و انشایی دیده نمی شود، اګر کدام وقت در نوشتهای بنده اغلاط انشایی و املایی بنظر شما رسید به بزرګواری تان بنده را ببخشید، بعد از این کوشش میکنم تا کتاب مانفیست کارل مارکس را بخوانم تا املا و انشا خود را درست نمایم.

من در این ویبسایت کسی را سراغ ندارم که اغلاط املایی و انشایی نداشته باشد، لطفآ وقتیکه یک چیزی را مینویسید و یا بالای کدام موضوع نظر میدهید تمام جوانب انرا در نظر بیګیرید (( وایم تاته راځی ما ته ))

کوشش کن استدلال که میکنی استدلال منطقی باشد ، نه اینکه مثل دیوانه ها به این و ان دیوال سر بزنید، من هر چه که در باره اشتبهات امان الله خان نویشتیم و یا مینویسم یک کلیمه را زیات و کم از خیال فکر و تصور خود نه مینویسم . من دو سال قبل بشما خاطر نشان ساختم که امان الله خان ملکیت شخصی یک دو فرد نیست وی به ملت بزرګ افغان تعلق دارد، وی نتنها که مربوط اعضای حزب دیموکراتیک خلق نیست بلکه وی پادشاه و رهبر تمام ملت ازدیخوا و وطن دوست افغانستان بوده و است. وی شهزاده بود، وی شاه افغانستان بود، به اصطلاح ما افغانها وی پسر اندر خواهر اعلیحضرت محمد نادرشاه بود. وی برادر خانمهای مارشال شاه ولی خان و شاه محمود خان غازی بودند، وی  ماما جنرال سردار عبدالولی و سلطان محمود غازی بود، وی به ایاز نوری و حزب دیموکراتیک هیچ پیوند فامیلی نداشت و ندارد.
جناب ایاز نوری.
۱-  امان الله خان اولین رهبر افغان بود که به روسها معاهده دوستی و عدم تجاوز امضا کرد.
۲- وی اولین رهبر افغانستان بود که برای بار اول از روسها طیارات جنګی و اسلحه نظامی خریداری کرد،
۳-  وی اولین رهبر افغان بود که برای بار اول محصلین افغان را بعد از پیروزی انقلاب کبیر اکتوبر کمونستی به روسیه شوروی عرض اموختن فنون نظامی روان کرد،
۴-  وی اولین رهبر افغان بود که انقلاب کمونستی اکتوبر روسیه شوروی به زعامت لینین برسمیت شناخت.
۵-  لینین اولین رهبر دولت کمونیستی شوروی بود که استقلال افغانستان به رهبری غازی امان الله خان برسمیت شناخت، ووو.

جناب ایاز نوری. در وطن ما یک ضربالمثل بود که میګفت ( من چی میګویم و دمبوره من چی میګوید ) من بشما در نوشته قبلی خود نویشتم که شما شاید از نظر فلسفه ماتریالیزم دیالکتیک نورمحمد تره کی ، حفیظ الله امین ،داکتر نجیب الله ووو را نیز در جمله شهیدان؟حساب و محسوب خواهید ساخت، ولی من نااغوذباالله هیچ وقت به ان جینایتکاران و وطن فروشان شهید خطاب نخواهیم کرد.

  شما امروز به بسیار دیده دارایی از نوشته سه سال قبلی خود در مورد امدن غلام نبی خان چرخی از روسیه شوروی به همراهی عساکر روسی تا شهر حیرتان و مزار شریف بطرفداری شاه امان الله خان که بنده ان روحداد را نظر با ماخذ کتوب و پروګرام رادیو صدای امریکا بشما یاد اوری نمودم و شما انرا رد نمودید و امروز از ان نوشته خود بی خبری اظهار میدارید جای بسیار تاسف و تعجب است.  صدها خواننده این پورتال ان نوشته شما را در دریچه نظر سنجی خواند. اینک نوشته پر بها شما. توجه نماید به دروغ بی سر و پا تان، دروغ هم حد و حدود دارد.

اسم: محمد ایاز نوري   محل سکونت: هالند    تاریخ:  18.02.2015

محترم قاسم بار صاحب! ډېر تیز روان یې…

زما اعتراض پر ستا په دعه قضاوت شهید؟ اعیحضرت نادرشاه دا دئ، چې د غلام نبی خان چرخي وژل په دې ډول (بزنید او را ، آنقدر او را بزنید که بمیرد)، دا نه شرعی عمل وه، نه انساني عمل کې راځي، نادرشاه هم هغه ورځ اصلا ځان وواژه، نه غلام نیی خان… نور ته ختما تاریخي مېالعه لرې او عادي خلکو کې نه راځې. د نبی خان د اقدام په باب به زه بل وخت خپل نظر ستاسو حضور ته تقدیم کړم، اوس همدومره. او بل دا، چې زما مینه او قضاوت د غازي امان الله سره مادي نه بلکې صرف او صرف د ملت د پتې نه دئ، نه کومه خود غرضي.

خوشحال اووسی

جناب ایاز نوری. شما مینویسید.

  « زه د رضایت احساس کوم، چی ته لکه د نادري ملي مُجرم خاندان د یوه صدیق او وفادار خدمتګار په توګه پخپله دغه منافقانه دریځ یو ساعت یوه رفم، یو ساعت بل رقم، دا خدمت د افغانستان خلکو ته هم کوی، چی دغه نادري خاندان د کوم ماهیت او مضمون څخه برخورداره وه.»

هموطن ماتریالیست و دیموکراتیک من، جناب ایاز نوری

 من از زمان تحصیل تا الحال امان الله خان را بحیث یک شاه ازادمنش، ترقی خوا میشناسم و احترام دارم ګاهی اوقات که بطرفداران بی دانش ان مرحوم که از جریانات انوقت درست واقف نیستند، انها مانند، کوردلان این و ان را بنامهای مستبد، جلاد، غدار، و نوکر انګلیس معرفی میکیند باید بخاطر تنویر ذهن ماتریالستی شوروی تان به شما درس حقیقت داد، من افسوس بحال ان عده مردم میکنم که در زمان حاکمیت خاندان نادر خان تا چوکیهای ډګروالی زیر بیرق انها لویه سلامی میګرفت ولی امروز اولادهای انها، انها را بنام غدار ، جلاد و نوکر انګلیس ووو خطاب میکند. ایا در انوقت که پدران  شان به انها تیارسی استاده میشدند ایا پدر شان در انوقت نمی دانستند که انها  جلاد و غدار؟ و نوکران انګلیس هستند، اګر میدانستند و خود را در ان وقت خپ ګرفته بودند بنظرم انها هم در جرم شان شریک بودند بخاطر که همکاری به جلادان و غداران، عین معنی جلادی و غداری را دارد . افسوس بحال و احوال ما مردم تا روزیکه در قدرت دولتی سهیم باشیم تمام کارهای ان دوره را خوب و عالی توصیف و تمجید میکنیم،  ولی وقتیکه بخاطر بعضی اشتباهات که از نزد خود ما سر میزند و از وظیفه دولتی مرخص و خانه نشین شویم باز دو هزار چتیات پشت ان دوره که خود ما هم یک روز به تمام قوت از ان دفاع میکردیم به بد ګفتن ان دوره ،عمر باقی مانده خود را ضایع و مصرف میسازیم.
اقای ایاز نوری.

 شما که امروز اینقدر از ازادی لاف و چتاق میزنید، چرا ده سال کم و بیش در دوره حاکمیت حزب خلق و پرچم کلاشنکوب روسی  بشانه داشتید و وظیفه اسارت را اجرا می نمودید، شما بعد از کنفرانس بن المان سال ۲۰۰۱ این دوره را بنام دوره اشغال میدانید، شما چرا در وقت اشغال روساها که شب و روز در ان دوران در خدمت انها بودید در انوقت این تصور امروزی تان در ان روزهای اشغال نمی کردید، که امروز میګردد. و چرا شما در ان وقت اشغال روسی، به ان حکومت قطع علایق نکردید. شما وقتی به ان سستم قطع رابطه نمودید که خوب مطیقین شدید که دیګر ان حکومت از کار افتیده و انها رو به ذوال است.
جناب اقای ایاز نوری ، من رفتن خانم ( هندیه ) دختر امان الله خان را به کابل نظر به تعریف شما که از افغانستان فعلی دارید و افغانستان را در حالت اشغال قبول میکند که در این مورد من بشما هیچګونه اختلاف نظر ندارم، ولی سوال من از شما در باره اشغال این بود و است که چرا فرزندان غازی امان الله خان یعنی  خانم هندیا دختر امان الله خان و برادرزاده شان جناب علی سراج،  در کشوریکه تحت اشغال مستیقم است، که از این اشغال واشنګتن پوست، نیویارک تایمز تلویزیون سی این این و کانګریس امریکا همیشه یاد اوری مینماید، و واضح میګوید که افغانستان یک کشور اشغال شده از طرف امریکا و قوتهای ناتو است. دختر امان الله بکابل میرود و زیر اشغال به این و ان نام زندګی میکند. برادرم اشغال اشعال است. یک تعداد از مجبوریت زیاد زیر پر و بال اشغالګران زندګی میکند ولی یک عده بخاطر براورده ساختن خواهشات نفسانی خود زیر اشعال حیات خود را به سر میبرد.

جنابعالی اقای ایاز نوری. این شما ها بودید که به نوشته های توهین امیز به دیګران مقام و منزلت غازی امان الله خان را جرحدار میسازید، دو شخصیت بزرګوار و نویسنده های پر اوازه افغان ما هر یک جناب داکتر صاحب سید عبدالله کاظم و جناب کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی صاحب این دو شخصیت والا مقام این پورتال با فهم و دانش خداداد که به انها خالق لایزاد عطا فرموده انها به چی دانش عالی غازی شاه امان الله خان را به هموطنان خود معرفی میکند. ولی یک عده دیګر هواخواهان نادان از ان شخصیت به چی بی سویه ګی  پشتبانی میکند، افسوس بحال یک عده ها.
خوانندګان محترم ویبسایت افغان – جرمن انلاین.
برادر ګرامی و محترم ما اقای احسان لمر در نوشته مورخ ۱۱/ ۲۳ خود چنین می نویسد:
« و اما اسناد اندیا افیس که دیگر از سریت برون شده در مورد موضع تل و عقب نشینی عمدی عساکر انگلیسی و همکاری با نادر خان توجه جناب عالی را به رساله داکتر صاحب عبدالرحمن زمانی جلب نمایم.« باز نگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس».
از این نوشته اقای جناب برادر ګرامی ( احسان لمر ) یک  بوی تغفن دار به مشام خوانندګان میرساند ، این جمله فوق جناب احسان لمر بنده را در باره اعلان استرداد استقلال دوچار ابهام ساخت ، در صورت که انګلیس ها در جنګ تل تکتیکی عقب نشینی کرده باشد از این فرموده  فوق وی بوضاحت بر می اید  که زیر کاسه نمی کاسه است ، به این معنی ، اعلان استقلال افغانستان هم باید به اساس یک سازش در بین افغانها و انګلیس ها صورت ګرفته باشد، در این صورت تمام فداکاریهای مبارزان افغان در امر استرداد استقلال افغانستان ضرب صفر و به غیر از یک سازش غیر مرعی چیز بیش نخواهد بود، خدا نکند که اینطور باشد.
نمی دانم که جناب احسان لمر به نوشتن اینګونه سطور و دادن اینګونه ذیګنلهای لطیف پدرامی  غیر واقعی و تخریش امیز چی را میخواهد بخور مردم افغانستان بدهد. نظر به شهادت شهود حاضر در معرکه تل جنګ استقلال و اشتراک بعضی از اعضای فامیل من در ان جنګ مقدس، استقلال افغانستان که بخون هزارن فرزندان ازاده افغان به قیمت سر، جان و مال مردم افغانستان بدست امده عقب نیشینی تکتیکی قوتهای انګلیس یک شایعه است از طرف دشمنان نادرخان. انګلیسها نظر به تلفات که در جنګ تل بین افغان و انګلیس ، انګلیسها متقبل شدند انګلیسها دیګر توان مقاومت را نداشتند ، و پیروزی مجاهدان به رهبری سپهسالار محمد نادر خان را حتمی میپنداشت،  انګلیس ها دیګر چاره نداشت بغیر از تلفات و ناکامی مطلق، به این خاطر بود که انګلیسها به متارکه تن در داد و استقلال افغانستان را قبول کرد. و در کابل امان الله خان بحیث یک شاه ازاده شروع به امر نهی نمود. اینکه جناب اقای احسان لمر در جنګ تل که منجر به شکست انګلیسها ګردید هر درفشانی که میکند کار وی است ولی بنظر این حقیر و فقیر عقب نشینی انګلیسها در جنګ تل تکتیکی نبوده، به این اساس باجرات ګفته میتوانیم بګویم که:
نه عقب نشینی انګلیسها در جنګ و معرکه تل تکتیکی بوده و نه هم استرداد استقلال افغانستان.
پایان
شاعر قیام وایی.
د غره سړی یم هر څه سپین وایمه
زه سره ته سور او شنه ته شین وایمه
چا چی زمونږ کور ته جګړه راوړی
شیطان یی بولم پری نفرین وایمه.

Leave A Reply