ایالات متحده در افغانستان: جنگی به نام دیگر

ترجمه: میرعبدالرحیم عزیز

262

Brian Berletick: نویسنده

ترجمه: میرعبدالرحیم عزیز

7/15/2021

اگر وعدۀ خروج امریكا از افغانستان با تردید مفرط نه تنها مردم امریكا، بلكه بقیه جهان روبرو شده باشد، مقصر صرف دولت امریكا است.

قصر سفید در 14 اپریل 2021 “سخنان رئیس جمهور بایدن در باره شیوۀ رو به جلو در افغانستان” را منتشر کرد که ادعا می کند:

طی 20 سال گذشته، تهدید پراگنده شده و در سراسر جهان ریشه دوانیده است: الشباب در سومالی، القاعده در شبه جزیرۀ عربستان، النصره در سوریه و داعش در تلاش برای ایجاد خلافت در سوریه و عراق و ایجاد وابستگی ها  در چندین کشور در افریقا و آسیا است.

رئیس جمهور بایدن با ادعای خود ادامه می دهد:

با تهدید ترور در بسیاری از جا ها، نگهداشتن هزاران نفر از قوای  زمینی و متمرکز ساختن آنها فقط در یک کشور با هزینه میلیارد ها دالر در هر سال برای من و رهبران ما چندان منطقی به نظر نمیرسد.

و سرانجام، او ادعا می کند:

من به این نتیجه رسیده ام که زمان پایان بخشیدن به طولانی ترین جنگ امریکا فرا رسیده است. وقت آن است که نیروهای امریکائی به خانه برگردند.

و با اینهم – حتی پس از خواندن سراسر سخنان رئیس جمهور بایدن – کاملاً واضح است که ایالات متحده طولانی ترین جنگ خود را پایان نمی دهد.

این جنگ واقعاً در حال طرح ریزی است که آن را به نام دیگری به راه می اندازند – یک کشمکش گستردۀ نیابتی که ایالات متحده طور تصنعی  به حمایت از یک رژیم دست نشانده  در کابل ادامه خواهد داد، پرداخت معاشات در حدود 300،000 عساکر افغان را تداوم خواهد بخشید،  اردوی وسیعی  از قرار دادی های  خصوصی را که  به  هزاران تن تخمین میشود و ادامۀ  فعالیت حداقل چندین پایگاه امریکائی – از جمله به احتمال زیاد یک پایگاه هوائی را حفظ خواهد کرد.

از عقب نشینی خبری نیست. دقیقاً همانطوریکه اسلاف بایدن انجام داده اند – از جمله باراک اوباما که با او به عنوان معاون رئیس جمهور خدمت می کرد – درها نه تنها برای حضور مستمر نظامی امریكا در افغانستان ، بلكه برای امکان افزایش نیروها باز می مانند.

ایالات متحده میتواند هزاران عسکر را در هر نقطه ای  از جهان  مستقر ساخته و آنها را   ظرف 18 ساعت پس از اطلاع گسیل دارد.

هزاران عسکر امریكائی میتوانند در کمتر از یک هفته به افغانستان بازگردانده شوند – بالاخص حتا اگر یك پایگاه هوائی امریكا در این كشور باز باشد. ده ها هزار عسکر می توانند طی یک ماه وارد این کشور شوند تا با مردم افغانستان بجنگند یا قدرت نظامی خود را به خاک هر یک از همسایگان افغانستان بکشانند.

جنگ مشکوک با تاریخچۀ گفتگوهای مشکوک برای عقب نشینی

جنگ در افغانستان همیشه بر مبنای دلایل ضعیف توجیه گردید. گفته می شود این جنگ در پاسخ به حملات به شهر نیویورک و واشنگتن دی سی در 11 سپتامبر 2001 – حمله ای که نه توسط افغان ها انجام شد – بلکه اصلاً توسط سعودی ها و افراط گرایانی که توسط تفسیر سیاسی عربستان از اسلام – وهابیت آموزش دیدند،  به راه انداخته شد.

جنگ از زمان ادامۀ اشغال نظامی در این کشور آسیای مرکزی  که با چند دشمن اصلی واشنگتن از جمله ایران و چین سرحد ستراتژیک دارد، ادامه یافت.

افراط گرائی به دلیل حضور قوای امریکا  در افغانستان گسترش یافته نه اینکه محدود گردیده و از این جا به سوی غرب چین رفته، بالاخص در سین کیانگ که دولت چین برای مهار کردن رادیکالیسم و خشونت مسلحانه ناشی از آن تلاش کرده است.

DW در مقاله 2015 خود، “چرا اویغورهای چین به جهادیست ها در افغانستان می پیوندند” می نویسد:

به گفته منابع چینی، شبه نظامیان اویغور برای ورود به افغانستان و پاکستان به منظور  پیوستن به گروه های افراطی از پاسپورت های جعلی ترکیه استفاده می کنند. در اردوگاه های افغانستان و پاکستان که بودجه آن ها توسط عربستان سعودی تأمین می شود، اویغورها تلقین ایدئولوژیک شده و همچنین آموزش نظامی می بینند.

مقالۀ اخیر بلومبرگ تحت عنوان “خروج بایدن از افغانستان ضربه ای برای چین است” ادعا می کند:

 ماورای ملاحظات اقتصادی، چین مشتاقانه مانع تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امن اویغورهائی است که از آزار و شکنجه ای که پکن درایالت سین کیانگ به راه انداخته فرار نموده اند. چین همچنان نمیخواهد که افغانستان به یک مرکز حملات شورشیان اویغوری از آن سوی سرحد مبدل گردد. بدترین سناریو این است که این کشور برای راه اندازی یک جهاد جدید در سین کیانگ تبدیل شود و افراط گرایان را از سراسر جهان جلب نماید.

هر دو مضمون اذعان می کنند که افراط گرایان اویغور برای نبرد در جنگهای نیابتی واشنگتن در سراسر جهان، از جمله در سوریه، استخدام شده اند. رسانه های غربی غالباً به بازگشت نهائی این شبه نظامیان به خاک چین و احتمال بروز مجدد خشونت در سین کیانگ و ماورای آن اشاره کرده اند.

در حالیکه مضمون اخیر بلومبرگ ادعا می كند كه افراط گرائی اویغوری نتیجه “آزار و شكنجه” چینی ها است – این خشونت مسلحانه تلاش های مداوم دولت امریكا برای تأمین بودجه و حمایت از جدائی طلبان اویغور را افزایش می دهد – بسیاری از آنها در خود واشنگتن مستقر هستند. این تجزیه طلبی و خشونت همراه با بودجه ایالات متحده بود که باعث شد اقدامات پکن در سین کیانگ در وهله اول انجام شود.

این فقط یکی از چندین بازی ژئوپلیتیکی است که ایالات متحده از حضور مداوم خود در افغانستان استفاده کرده است. این نمونۀ بارزی از نحوۀ استفادۀ ایالات متحده از ادعای “مبارزه علیه تروریسم” برای حفظ حضور خویش است، در حالیکه در واقعیت به تشویق و گسترش تروریسم در سطح منطقه ئی و جهانی کمک می کند.

این واقعیت نیز وجود دارد که حضور نیروهای امریکا در سرحد شرقی ایران با افغانستان بخشی از ستراتژی گسترده تر ایالات متحده برای محاصرۀ نظامی ایران را تشکیل می دهد. همچنین نیروهای امریکا در سرحد غربی ایران با عراق حضور دارند.

امریكا ادعا می كند كه از عراق نیز “خارج میشود”.

البته مانند افغانستان، جزئیات “عقب نشینی” امریکا از عراق شامل حفظ نیروهای نظامی برای اهداف “آموزش” و افرادی است که پایگاه های  ایالات متحده را حفظ می کنند  که می توانند به سرعت از برگشت و افزایش قوای  امریکائی در خلال چند روز استقبال کنند.

“به حداقل رساندن فضاحت بین المللی” قبل از تحریکات طرح شده

ممکن است تلاش سیاست گذاران امریکائی این باشد که با  ایجاد این توهم که امریكای سازشكار به دنبال صلح است، اما در واقعیت  هدف اصلی اش  خلق تصادمات به پیمانۀ وسیعتر است.

خیانت امریکا به برنامۀ جامع اقدام مشترک (JCPOA) – که به عنوان توافق هسته ای ایران نیز شناخته می شود – در زمان رئیس جمهور دونالد ترمپ و اکنون عدم بازگشت بی قید و شرط رئیس جمهور بایدن به این معامله، بخشی از همین اقدامات توصیف شده در سیاست های ایالات متحده بود که به سال 2009 بر میگردد یعنی مدت ها قبل از توافق هسته ای که پیشنهاد گردید.

در مقاله 2009 موسسۀ بروكينگ، “كدام راه به سوی ايران؟ گزينه های ستراتژی جديد امريكا به سوی ايران” ، اشاره شده است:

هرگونه عملیات نظامی علیه ایران در سطح جهانی بسیار نامطبوع خواهد بود و به همکاری بین المللی احتیاج دارد تا اطمینان از حمایت لوجیستیکی مورد نیاز این عملیات به دست آید و ضرر ناشی از آن به حد اقل برسد.  بهترین راه برای به حداقل رساندن نکوهش بین المللی و به حداکثر رساندن حمایت جهانی فقط زمانی میسر میگردد که اعتقاد گسترده ای مبنی بر اینکه یک  پیشنهاد عالی به ایرانیان داده شده اما آن  را رد کرده اند – و رژیم مصمم است که نظر به دلایل نا موجه سلاح هسته ئی به دست آورد. در چنین شرایطی، ایالات متحده (یا اسرائیل) می تواند عملیات خود با تآسف و نه با قهر و عضب به تصویر بکشد که  حداقل بعضی ها  در جامعۀ جهانی به این نتیجه خواهند ر سید که ایرانیان با امتناع از توافق بسیار خوب این بلا را سر خود آورده اند.

عقب نشینی جعلی از عراق یا افغانستان (یا هر دو) می تواند به تقویت ستراتژی ایالات متحده برای “به حداقل رساندن عکس العمل جهانی و به حداکثر رساندن حمایت از آن” کمک کند و چنین وانمود خواهد ساخت که  ایالات متحده به دنبال کاهش و عقب نشینی است و این ایران است که از خلای قدرت بهره برداری می نماید.

این امر همچنین می تواند زمینه را  برای اسرائیل فراهم کند تا ایران را به برخورد مسلحانه تحریک نماید – سیاستمداران اسرائیلی و امریکائی ادعا میدارند که  عدم حضور امریکا در منطقه، راه دیگری برای تل ابیب باقی نخواهد گذاشت.

جنگی به نام دیگر…

تقلاء برای دو دهۀ جنگ در سطح جهانی که تریلیون دلار برای منافع خاص ایالات متحده آورده است و جاه طلبی های پذیرفته شدۀ امریکا مبنی بر حفظ “برتری” و رهبری “نظم بین المللی” که خود اعلام کرده است، به آسانی از جانب واشنگتن رها نخواهد شد.

عقب نشینی نیروهای امریکائی – اما حفظ قرار دادی  های خصوصی، رژیم نیابتی و اردوی از عساکر اجیر افغان که توسط امریکا تمویل می گردند، به عوض عساکر امریکائی به جنگ ادامه خواهند داد – که همان  ادامه جنگ در افغانستان است. جنگی به نام دیگر

Comments are closed.