عدالت امانی، با قطع معاشات نسبی آغازگردید/ کاندید اکادمیسین سیستانی

0 643

کاندید اکادمیسین سیستانی                                                              ۱۰ / ۱۱/ ۲۰۱۷

 

عدالت امانی، با قطع معاشات نسبی آغازگردید

 

درافغانستان،از قدیم  معمول بوده که وقتی شاه جدیدی برتخت سلطنت تکیه میزد، به خاطر ابراز خوشحالی وخوشنودی از تخت نشینی شاه محفلی برگزارمیشد ودرآن یک تعداد از رجال وبزرگان لشکری وکشوری ودوستان ومخلصان ونزدیکان شاه اشتراک میکردند و با بیان سخنان وصف آمیز وامیدوار کننده از شاه نو، محفل را گوارا و رونق می بخشیدند.

درشب دهم حوت 1297ش، به مناسبت جلوس رسمی شاه امان الله محفلی در ارگ شاهی کابل برگذارشد که در آن تمام رجال ملکی ونظامی ودوستان وهمکارانی که او را درقیام  علیه کاکایش حمایت وهمراهی کرده بودند اشتراک داشتند. درختم محفل، شاه نطقی کرد وبه حاضرین در دربار، مشی حکومت خود را که تحقق عدالت باشد،از مهمترین وظایف یک زمامدار شمرد و توضیح کرد که خدمت به مردم بجز صداقت در اجرای وظایف ناممکن است و همه باید وظایف خود را  با کمال صداقت وراستی انجام دهند، زیرا با همه شناخت ودوستی های که با هریکی از حضاردارد، وقتی  مساله عدالت در میان باشد ،رعایت حال هیچ کسی را نخواهد کرد،اینک سخنان شاه امان الله:

عزیزانم عساکر واهل دربار!  مقربان من در دوره های طفلی، شباب و جوانی ام تا امروز بسیار بودند و حال هم بحمدالله تعالی بسیار اند. زیرا  وقتی که من بصداقت خدمت کنم، هر فرد افغانستان دوست صدیق من است. و فدائیان من که من فدائی آنها هستم، در این جمعیت اعتماد بیشتر بصورت متقابل موجود است چرا که اتحاد و اتفاق کامل وجود دارد و مرا معتمد اول خود می شناسند.

و کسانی از شما که از سنین طفولیت با من رفاقت و خصوصیت دارند، میدانید در نزد من مقام و منزلت ایشان از چه لحاظ بیشتر است. باین معنی که آنها از افکار و خیالات این خدمتگار افغانستان پوره مطلع اند و آرزوهای مرا بیشتر و بیشتر از دیگران در پیش می برند. و این قرابت و صمیمیت مراد از ایفاء خدمت با صداقت به مملکت معظمۀ اسلامیۀ افغانیه است که میخواهم ازین خصوصیت ها و قرابت ها برای خدمات وطن مقدس مان افغانستان استفاده کنم. راه راستین همان است که خداوند (ج) فرموده است و برای یک زمامدار بهتر از عدالت کاری نیست.

و بعد ازین ساعت اگر در مراتب رسیمۀ شما تفاوت های ظاهری بملاحظه برسد، مایوس نباشید. زیرا که بزرگترین مراتب و مناصب بسر رساندن درجات اعتماد است. و شما ملت که زمام مهام مملکت اسلامیۀ افغانیه را بکف اختیار این خدمتگار سپردید، چون مسئول حقوق خلق الله شناخته شدم فکر و نظر من از قبول این بارگران سلطنت وسعت دیگر پیدا کرد که در آن صورت که اگر کمترین ضعف حرکتی از جانب یکی از همکاران من بظهور برسد لحاظ و مراعات نخواهم توانست، چرا که قانون شریعت و سلطنت نمی گذارد. و لهذا امور نظامی و ملکی را بهر وسیله ئی که صورت اجراء آنرا بهتر سنجیده بتوانم می سپارم.

و چون من یک سرباز فدا کارم ،این اعتماد من بهرفرد شما بهترین و عالیترین درجات مناصب نظامی و ملکی است. و از حضرت باری تعالی جلت عظمته التجاء و تمنا دارم که بعمر و صحت هر یک شما برادران صاحب قلم و شمشیرکه دست اتحاد خدمت از ساعت اول جلوس سلطنتم داده اید بیفزاید تا مطابق  برضاء پاک پروردگار عالمیان جل علی شانه العزیز و بروفق آرزوی خالصانۀ من که خدمتگار فدایی دین و وطن شما بودم و هستم، از هر فرد شما این است که برای انجام خدمات باصداقت این وطن مقدس همیشه کمر همت بسته موجبات سرافرازی مرا که بشما اعتماد دارم حاصل نمائید. و کار های عاجلی را که در مرور این هفت شب و روز با یک جدیت فوق العاده انجام داده اید اعتماد و اطمینان مرا و ملت افغانستان را نسبت بخود زیاد تر ساختید. وکسی که در این مرحلۀ حساس بامن دست عهد و همراهی داده است، باور دارم که از ذریت این اشخاص فداکار علامت وفا داری و فداکاری برای ملت و مملکت فخیمۀ نجیبۀاسلامیۀ افغانیه ابراز خواهد گشت. ولذا از بدایت حال این سلطنت بشما برادران همدست و همفکر خود مکرر خطاب می کنم که از این ساعات اولین تا روزمرگ بشما همکاران فدایی دولت و وطن اعتماد هر نوع صداقت دارم . وشما عین همین درجۀ صدق و اخلاص مرا بتمامی افراد پیر و برنای این مملکت اسلامیۀ افغانیه برسانید و دست دعا ببارگاه حضرت آفرید گار دانای توانا بلند دارید تا همۀ ما و شما در برابر خدمات مرجوعۀ محوله کامیاب و سرافراز و نیکنام باشیم”.[1]

 

قطع معاشات نسبی و جیره طعام از مطبخ شاهی:

دریک جامعه عقب مانده  وسنتی که مناسبات خانخانی و روابط قومی وخویشاوندی، پایه های نظام مطلقۀ سلطنتی را می ساخت، تطبیق عدالت اجتماعی، یکی ازمشکل ترین وسخت ترین کارهای بود که  رژیم نوپای امانی میخواست دست به تحقق آن بزند. دست زدن به چنین امری بدون تردید، نارضایتی وشکایت بزرگان قومی ورؤسای قبایل را در پی داشت. معهذا حکومت خود را مکلف میدید تاعدالت را فدای مناسبات قومی وقبیلوی نکند، وبخاطر خیر عمومی، در برابرامتیازات  عده یی زورآور، بایستد و سعی نماید به  مردم بفهماند که درحکومت امانی همگی از حقوق مساوی برخوردار اند وهیچکس را بردیگری امتیاز نیست. اما فهماندن یک جامعه نا آگاه که تخمین 99 در صد آن بی سواد بودند و از حقوق خود و وجایب حکومت هیچگونه آگاهی نداشتند، کارمشکلی بود.

برای رژیمی که در نظرداشت بلا معطلی موضوع استقلال کشور را با ابرقدرت انگلیس مطرح کند و درصورت عدم حصول مرام از راه سیاسی، به جنگ توسل جوید،و آنگاه به حمایت نیروهای قومی سخت نیاز دیده میشد، به نظر میرسید که نمی باید سران قومی و رؤسای قبایل را از خود ناراض کند، با وجود این همه خطرات، امان الله خان  نخستین اقدامات انقلابی عدالت خواهانه را از طایفه  محمدزائی که سلطنت به آن طایفه منسوب بود، آغاز نمود.

شاه امان الله در راستای عدالت اجتماعی،در هفته های اول بقدرت رسیدن خود، معاشات نسبی خانواده های محمدزائی وهمچنان جیرۀ طعام از مطبخ شاهانه به خانه های برخی ازسرداران بشمول کاکایش سردار محمدعمرخان را قطع نمود.

مؤلف کتاب سلطنت امان الله شا، مرحوم پوپلزای مینویسد:« امیرعبدالرحمن خان، برای افراد خاندان محمدزائی که سنین عمرشان از دوازده بیشتر می بود، اعم از زن ومرد در سال سه صد روپیۀ پختۀ کابلی معاش نسبی مقرر نمود، ونیز کسانی که در سنه 1295 ق و1296 ق مصادر خدماتی شده ویا خسارات ملک ومال دیده بودند، از یکنیم هزار روپیه تا سه صد روپیۀ پختۀ کابلی در سال مواجب مقرره داشتند. واین اصول تا ماه دلو سال 1297 ش معمول بود.در برج حوت سال 1297ش [مارچ 1919 م] امان الله خان فرمان داد که از تاریخ اول ماه حمل سال 1298ش معاشات نسبی بصورت عموم قطع گردد. واین قانون جدید از تاریخ شنبه اول حمل 1298ش [19جمادی الآخر 1337ق – 22 مارچ 1919 م ] نافذ گردید….در این وقت داد وفریاد از بعض خاندانها بلند شد  وعده یی از سرداران عارض شدند که این حقوق برای ما بطور اعزازی منظور نگشته وما این حق را در بدل خدماتی که کرده ایم مستحق گشته ایم.

اعلیحضرت امان الله شاه فرمود: اسناد تصادیق خدمات حاضر شود. چون اسناد اکثر شخصیت ها وخانواده ها حاضر نگردید، حکم اول انفاذ یافت. وبرای عده یی از سرداران که فی الواقع در مراحل مختلف خودشان وپدران شان مصادر خدمات ملکی ونظامی بنفع مملکت افغانستان شده واسناد دست داشت شان ثابت می کرد، حقوق ملی آنها را از طریق اراضی مکافاتی بعوض مواجب مستمری شان منظور وباعطای زمین زراعتی وباغ معاوضه نمود. میرمحمدعلی خان را وکیل فروش اراضی مقرر فرمود که از طرف پادشاه باشخاص قبالۀ شرعی بدهد، که البته عدۀ محدودی باین امتیاز نائل گردیدند واز اکثر سلب گردید.»[2]

پوپلزائی می افزاید که «از زمان امیرعبدالرحمن خان برای یک تعداد زیاد خانوار وابستگان بعض سرخیلان ملازمین مقرب که از سمت های دور وارد شده واز مطبخ ارگ طعام طبخ شده جیره می بردند، وبدون آنکه جیره خواران کدام خدمتی به ملت کنند وبمحض خصوصیت خدمت شخصی وشناسایی دوره های سابق یعنی زمان مسافرت امیرعبدالرحمن خان ارتباط پیدا کرده از سالیانی بستنی های طعام از طباخ خانه شاهی اخذ وتناول می نمودند، اعلیحضرت امان الله شاه در بدوجلوس خود قطع فرمود واز روی عدالت اسلامی فرمود: چون هزاران نفر باطراف واکناف مملکت بفقر وفاقه در دشت ها ودره ها بسر می برند، بهتر است که ما این مصارف نان ودسترخوان را برای مصارف مکاتب وشفاخانه ها تخصیص بدهیم. چون این حکم نافذ شد خاندان های مفت خور اقوام سریتی ها سخت آزرده ومایوس شدند وحرف هایی می گفتند. واین نتیجۀ مفت خوری وآموخته خوری بود.»[3]

این اقدام شاه ،این پیام رابه مردم میرساند که شاه طرفدارعدالت است وبخاطر عدالت، پروای نارضایتی اقوام وخانواده سلطنتی را هم نمیکند، پس هیچکسی نباید از شاه  توقع لحاظ و مراعایت دوستی وقومی وخویشاوندی را داشته باشد.این اقدام شاه واقعاً یک اقدام شجاعانه بود. امان الله خان،با این کار خود که خلاف شرع هم نبود، زبان ده ها هزارمستمری بگیرمفت خواره را به بدگوئی علیه خود بازکرد. افزون برآن، شاه  دست یک سلسله اقدامات انقلابی زد که تحسین مردم افغانستان وسایر ملل را بر انگیخت، ازجمله میتوان از اقدامات ذیل آن شاه ترقیخواه نام برد:

اولین اقدام انقلابی امان الله خان،قیام برضد کاکایش امیر نصرالله خان بود که توانست ظرف یک هفته وی را مجبور به استعفا از امارت به نفع دولت کابل نماید.

دومین اقدام انقلابی شاه ، اعلام استقلال افغانستان در نخستین سخنرانی اش به شهریان کابل وعساکرحاضر درمیدان نظامی قصرسلامخانه در روزجمعه ، دوم حوت1297/21فبروری 1919، و انتشار اعلامیه سلطنت با تعهد به کسب استقلال کشور بود.

سومین اقدام انقلابی شاه ، ارسال مکتوب رسمی از جلوس خود بسلطنت افغانستان، به حکومت هند برتانوی وآمادگی برای عقد معاهدات دوستی واحترام متقابل بود.

چهارمین اقدام انقلابی شاه ، اعزام هیئات فوق العاده معرفی افغانستان مستقل به جهان وآماده برای  عقد قرارداد های دوستی وهمکاری های متقابل بطور شفاف بود.

پنجمین اقدام انقلابی شاه ، اولتیماتوم به جانب انگلیس بود.او وقتی دریافت که انگلیس ها مکتوب اورا جواب نمیدهند، به تاریخ 13 اپریل در ارگ کابل جلسه ای تدویر نمود که در آن دپلوماتان خارجی وبزرگان ومشران ملکی ونظامی کشور بشمول سفیرحکومت هند برتانوی استراک داشتند، در سخنرانی خود گفت: « من خودم و مملکت خودم را از لحاظ داخلی و خارجی کاملاً آزاد و مستقل اعلان نمودم . بعد از اين کشورما، مانند ساير دول و قدرتهای جهان ، آزاد است و به هيچ نيروی ، به اندازه يک سر موی اجازه داده نمی شودکه در امور داخلی و خارجی افغانستان مداخله نمايد. و اگر کسی به چنين امری اقدام نمايد، گردنش را با اين شمشير خواهم زد.» و سپس رو بجانب سفير انگليس نموده پرسيد:” آنچه گفتم فهميدی!” سفيرانگليس بااحترام جواب داد:” بلی فهميدم.” [4]

ششمین اقدام انقلابی شاه امان الله، اعلام جهاد برای استرداد استقلال افغانستان یعنی نبرد با استعمار انگلیس بود که در آن قوای نظامی محدود افغانستان از 3 جبهه (ننگرهار،پکتیا، قندهار) با انگلیسها  به جنگ پرداختند. ودرنتیجه این جان بازیها وفداکاری ملت افغان، دشمن وادارشد تا به پای میزمذاکرات صلح درراولپندی،بنشیند  وسرانجام استقلال افغانستان را برسمیت بشناسد.

بدین سان دیده میشود که اعلیحضرت شاه امان الله خان بعد از جلوس بر تخت کابل، در ظرف شش ماه در تمام عرصه های سیاسی ونظامی، علیه دشمنان خود ومردم افغانستان، پیروز وسرافراز برآمده است.

امان الله خان، در مورد وظیفۀ سلطان عقیده داشت که:

“هیچ مشقتی جگرخراشتر از زمامداری عمومی یک ملت نیست. زیرا همین یک شخص باید که محنت جمیع مردم را متحمل شود تا چندین صد هزار نفوس، نفس براحت بکشند. و همین یک نفس باید شب و روز در قید اندیشه و غم گرفتار

 باشد.آسایش او آسایش ملت است. راحت او امنیت ملک و آبادی مملکت است. مسروریت او ترقی و شوکت دولت است”. [5]

وبنابرین برای آسایش وترقی وتعالی مردم افغانستان شب وروز کار میکرد وهیچ شبی قبل از 12 بجه شب از دفتر کار بخانه باز نمیگشت.

گرچه زوداست که من از زبان دیگران در باره نیات و آرزوهای بلند آن شاه مترقی نقل قول کنم، اما تا دیرنشده است باید این سخنان افغانستان شناس امریکائی را که سی -چهل سال بعد از دوره

امانی ، بیان داشته است،اینجا نقل کنم که چه خوب گفته است :

«امان الله خان یک پادشاه وزمامدار منور بود. توسط یک دسته محدود افغانهای ترقی پسند حمایت میشد. او سعی کرد تا تمام مردم افغانستان را از خواب گران بیدار سازد و از حیطۀ ارتجاع  ومحافظه کاری بیرون کشد،ویک راه بهتر حیات را برای همه ایشان وانمود سازد…. او میخواست یک ملت قوی، متکی به خود وآزاد داشته باشد، ویک دولت مترقی ومعاصراسلامی را تشکیل دهد. درعهد او خواب هایش درست تعبیر نشد وصدق پیدا نکرد.»[6]

یک سند تاریخی،با امضای شاه امان الله برای تحقق عدالت

 

سایت همبستگی،گزارش یدهدکه : «بازهم سند تاریخی دیگری از دوران پرشکوه  امانی به دست آمده که در آن توجه و برخورد جدی ‌امان‌الله خان این شاه عادل و وطندوست را به ماموران خطاکار دورانش میتوان دید و از آن آموخت.

این سند که در آرشیو ملی افغانستان نگهداری می‌شود، فرمان مورخ ۱۳ قوس ۱۳۰۲ با امضای امان‌الله خان عنوانی وزیر عدلیه است که از او خواسته است تا معاش دوماهه رئیس هیئت تمیز را به خاطر اینکه «علائم غیرحاضری خود را با امضای خویش محو» کرده است کسر و تحویل خزانه نماید.

افغانستان زمانی از فساد و غارتگری وحشتناک پاک خواهد شد که فردی به پاکی و جدیت امان‌الله خان زمام امور را بدست گرفته ابتدا کشور را از سلطه بیگانگان خلاص کند و بعد سیاست‌هایش را بر احساس مسئولیت و دلسوزی در برابر منافع ملی پایه‌ ریزی کند. »[7]

پایان

مآخذ:

[1]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه،وحصول استقلال مجدد افغانستان،بخش اول، ص 97

[2]– پوپلزائی، همانن اثر، ص 130

[3]– پوپلزائی، همانن اثر، ص 131

[4]- دبليو ادمک، تاريخ روابط سياسی افغانستان،ترجمه پوهاند زهما، پشاور ص۸.

[5]– پوپلزائی، همانن اثر، ص 31

[6]-لودویک ادمک،روابط خارجی افغانستان در نیمۀ اول قرن بیستم، ترجمۀ پوهاندمحمدفاضل صاحب زاده،پشاور،ص123

[7]- ویب سایت همبستگی، مورخ 26 /5/ 2016  

Leave A Reply