ملاحظاتی در باب بغاوت سرپرست ولایت بلخ /دوکتور محمد عثمان تره کی

0 771

                                                                                                                                                                           ٢١/١٢/٢٠١٧

ملاحظاتی در باب بغاوت سرپرست ولایت بلخ

طی شانزده سال تکتیک فرمانروایی امریکا بر محور حفظ مراکز متعدد قدرت چرخیده است. مدعیان پادشاهی بازمانده از جنگ های داخلی  نه تنها یکی علیه دیگری استعمال شده اند بلکه در صورت لزوم بر ضد حکومت مرکزی هم مورد استفاده قرار گرفته اند. درین گیر و دار توجه اصلی مراجع ملکی و نظامی امریکا و متحدین در افغانستان متمرکز به  چند هدف بود :

– حفظ اعتماد و وفاداری سلاطین شر و فساد به مراجع خارجی قدرت.

– تأمین رابطه خصوصی در ماورأ رسمیات حکومتی با گروه های جنگی.

–  گرد آوری متشخص ترین جنگ سالاران در یک جبهه واحد ضد طالبان.

– تعیین مرز های موافقت یا مخالفت جزایر قدرت با حکومت تحت الحمایه.

سرپرست ولایت بلخ  پس از مشوره با متحدین جنگی و سیاسی ( ائتلاف ملی نجات افغانستان ؟! ) چون دوستم و محقق که هر یک نظر به دلایلی در حاشیه لغزیده اند، با استنکاف از استعفأ از خط سرخ تعیین شده توسط ناتو عبور کرده است.

مسلم است که در عقب موضعگیری سرپرست ولایت بلخ  اطمینان از حمایت  کشور های خارجی درگیر معرکه افغانستان قرار دارد. ممالکی مانند ایران، روسیه و ترکیه که ویرا به مخالفت با حکومت دست نشانده تحریک میکنند، همه در موقف مخالف با امریکا قرار دارند.

روسیه و ایران متمایل استند تا از والی بلخ و متحدین تفنگدار وی چون محقق و دوستم بر ضد داعش که در شمال افغانستان در حال جان گرفتن است، بهره برداری کنند. هر دو کشور داعش را پرزه ستراتژی آسیای مرکزی و شرق میانه امریکا میدانند و زمینه سازی ظهور و انکشاف آنرا در افغانستان به امریکا نسبت میدهند. نزد روسیه و ایران مقابله با داعش مخالفت غیر مستقیم با امریکا است.

حالت خطرناکی بوجود آمده است که اگر بصورت عاجل جلو آن گرفته نشود، جنگ با دخالت غیر مستقیم کشور های بیرون ائتلاف نظامی خارجی بُعد بین المللی اختیار کرده و شدت میگیرد. به تعبیر دیگر در جنگ افغانستان با تفاوت اندکی همان بازیگرانی دخیل میشوند که در جنگ سوریه اشتراک داشتند.

امریکا در اختلاف میان اداره کابل و سرپرست ولایت بلخ در موقعیت دشواری قرار گرفته است :

امریکا مخالف تمرکز قدرت در دست حکومت مرکزی است. امریکا با به حاشیه کشیدن سرپرست ولایت بلخ یکی از موره های مهم ستراتژی جنگی خود را که در جریان یک و نیم دهه علیه حکومت مرکزی از یک سو و طالبان از سوی دیگر مورد استفاده قرار داده بود از دست میدهد.

ازین گذشته امریکا با حمایت از تصمیم والی بلخ مبنی بر دوام وظیفه، خود را در تقابل با اداره کابل قرار خواهد داد و مخالفت با تقویت اتوریته حکومت مرکزی را که تا حال مخفی و غیر محسوس بود علنی و رسمی خواهد ساخت.

یکی دیگر از موضوعاتیکه به بحث رویدست الزاماً ارتباط میگیرد، طرح موضوع استعفأ والی بلخ در پیوند با کشمکش های قومی است. اطلاعات بدست آمده از حلقات سیاسی و دیپلوماتک کشور های غربی که در مدیا راه یافته است، حاکی از برخورد واقعبینانه تر امریکا و متحدین  نسبت به گدشته با طالبان است. امریکا و متحدین نتوانستند از طریق اِعمال خشونت و جنگ به قیام مقاومت مسلح پایان دهند. برخورد با مخالفین مسلح در آستانه سیاسی شدن است. اگر این واقعیت را بپذیریم که مخالفین مسلح در بخش عمده در مناطق پشتون نشین افغانستان سربازگیری دارند، باید قبول کنیم که طرف اصلی جنگ با امریکا و مؤتلفین پشتونها است. امریکا و متحدین علیه جنگجویان طالب تنها از استعمال بم اتوم اجتناب کرده است. باقی همه انواع اسلحه به شمول مادر بم ها  بکار گرفته شده است. بسیاری از دهکده های جنوب به کندواله بدل شده که آثار زندگی دران دیده نمیشود. با اینهمه مقاومت علیه اشغال خارجی ادامه  پیدا کرده است.

اگر امریکا در منازعه قصد حمایت از اداره کابل را داشته باشد، استنکاف والی بلخ از استعفأ، امریکا را در برابر دو دشمن سازمانی اداره کابل قرار میدهد : تحریک طالبان و جمعیت اسلامی. درین حال سوالی که ظهور میکند اینست که امریکا که تا حال علیه طالبان پشتون تبار موضع خصمانه داشته است آیا در برابر بغاوت والی تاجک تبار بلخ نیز آشتی ناپذیر خواهد بود ؟

دوام بمباردمان مواضع طالبان و بیتفاوتی در برابر بغاوت والی بلخ امریکا را به مثابه یکی از طرفین جنگ قومی افغانستان مطرح میکند. امریکا در یک اشتباه تکتکی خود را معروض به دشمنی ابدی پشتون میسازد.

بهر حال! با باز شدن جبهه جدید منازعه، کار اداره کابل و کشور های مهاجم خارجی بیش از گذشته با پیچیدگی و اِشکال مواجه میشود. امریکا و حکومت تحت الحمایه باید در چند جبهه بجنگد : بر ضد مقاومت مسلح، علیه داعش ( با فرض اینکه اداره کابل و امریکا در عقب آن قرار ندارد ) و در مقابل سرپرست ولایت بلخ که از جاب فرکسیونی از جمعیت و شورای نظار پشتیبانی میشود.

عقل سلیم حکم میکند که امریکا و متحدین جنگ با مقاومت مسلح را متوقف کنند و توجه را به تصفیه حساب با دشمنان تازه نفس معطوف نمایند. این تصفیه حساب برخورد نظامی نیست. دعوت بغاوتگر به واقعبینی و منطق است.

افغانستان میتواند اهداف مشترک ستراتژیک با ناتو و سائر شرکای منطقوی داشته باشد. ’’ پایان‘‘

فرانسه – ٢١/١٢/٢٠١٧

 

Leave A Reply