رئیس جدید سی، آی، ای قاتلین حرفوی را در جنگ افغانستان میگمارد !

0 688

٢٨/١٢/٢٠١٧                                                                                                                            دوکتور محمد عثمان تره کی

رئیس جدید سی، آی، ای قاتلین حرفوی را در جنگ

افغانستان میگمارد !

   از پلان جدید جنگی سی، آی، ای در رابطه به              moonofalabama.orgنشریه انترنتی   

جنگ افغانستان صحبت میکند. پلان نو بدنبال اعلام ستراتژی جنوب شرق  آسیای  ترامپ و احراز ریاست سی، آی، ای توسط  ’’ میک پومپی وو ‘‘ مطرح شد. این پلان از حقایق پشت پرده گماشتن باند قاتلان حرفوی در رابطه به جنگ افغانستان بحث کرده  و در رابطه از برخی افغانان همکار با سی، آی، ای نام میبرد.

طرح سی، آی، ای  از عمق  جنایات تکاندهنده دیگریکه در اجندای جنگی آینده  قرار دارد خبر میدهد. پلان ضد شورش سی، آی، ای  به افغانستان به مثابه یک شکنجه گاه بزرگ استخبارات امریکا نگاه مینماید که دران مقاومت مسلح جزء نابودی حتمی سرنوشتی ندارد.

پلان سی، آی، ای دنباله کشتار کتلوی پشتون ها است که نویسنده طی شانزده سال از مجرای نوشته  ها بار ها به آن اشاره کرده است.

 مطالعه پلان را برای هموطنانیکه قضایا را بصورت سطحی از فیلتر حلقات جانب دار سیاسی  نگاه میکنند و به حضور نظامی امریکا خوشبین اند، توصیه میکنیم.

در ذیل  ترجمه مختصر پروگرام  مطرح را با خوانندگان شریک میسازیم.

ترجمه،  نقل بالنقل متن  فرانسوی مضمون است . در جائیکه مترجم مداخله توضیحی کرده نام خود را ذکر نموده است. متن اصلی به زبان انگلیسی در نویارک تایم به چاپ رسیده است. ’’ تره کی ‘

*    *   *

’’ هفته گذشته ’’ میک پومپی وو ‘‘ رئیس جدید سی،آی، ای خطر این را که بیش از پیش به سُبُعیت آژانس تحت اداره خود بیافزاید، علنی ساخت. اولین اقدام درین جهت آزادسازی بدمعاشان و قاتلین تحت اداره آژانس بر ضد مردم افغانستان بود. سی، آی، ای از طریق ارسال باند های کوچک افسران و اجیران ( مرسونر ها ) با تجربه و کارکشته به قصد حمایت از قوای افغان برای تعقیب و قلع و قمع مقاومت طالب به عملیات مخفی خود وسعت میدهد. افزایش عملیات مخفی سی،آی، ای  این امکان را به دولت امریکا میسر میسازد که بخش عمده سهم خود را در جنگ افغانستان از نظر عوام پنهان کند.

پروگرام رویدست را آنطوریکه برخی تصور میکنند،  نباید در چوکات ساده عملیات ضد شورش ارزیابی کرد. یک عملیات ضد شورشگری باید ملاحظات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی را در نظر داشته باشد. عملیات وقتی موفق  دانسته میشود که به هدف دفاع از یک اتوریته مشروع  براه بیافتد.

پروگرام ملاحظاتی را که ذکر کردیم از نظر انداخته است :

’’ پومپی وو ‘‘ رئیس سی، آی، ای در ماه اگست با ولسمشر اشرف غنی احتمالاً به قصد صحبت بالای پلان ملاقات کرد. اما عملیاتیکه امروز براه افتاده فاقد توجه به ملاحظات سیاسی و اقتصادی یک عملیات موفق ضد شورشگری است. عملیات صرفاً روی ’’ امنیت ‘‘ تمرکز کرده است. اتکای بیخیال به امنیت عملیات ضد شورش را به افزار شکنجه و کشتار پخپلسر بدل میکند که نمیتوان ازان متوقع نتیجه مطلوب بود.

ازان گذشته حکومت فعلی افغانستان از مشروعیت اندکی بهره مند است : پرزه های سازنده  حکومت بدنبال تخلفات گسترده انتخاباتی در شرایطی که راه برای بینظمی عمومی باز میشد  توسط سفارت امریکا نَت و بولد شد.  

بناً عملیات به شیوه ایکه براه افتاده چانس طلائی گسترش پایگاه ولسی  را در اختیار طالبان قرار میدهد : طی عملیات ممکن اینجا و آنجا چند شورشگر وابسته با طالبان کشته شوند، اما زمینه های عاطفی حمایت از طالبان بارور میشوند.اکثریت طالبان برخاسته از دهکده های افغانستان اند. کشتن آنها موجب ظهور عکس العمل روستائیان از طریق پیوستن شان به صفوف شورشگران میشود. ازین طریق پایگاه اجتماعی جلب و جذب  آینده  طالبان وسعت اختیار میکند.

عملیات ضد شورش آنطوریکه در افغانستان مطرح است، در ویتنام نیز مورد استفاده قرار گرفته بود. عملیات ویتنام ’’ فونیکس ‘‘ نام داشت که در شکل ابتدائی خود  از مراحل نفوذ در دشمن، توقیف، استنطاق، شکنجه و قتل میگذشت. کانگستر های سی، آی، ای در جریان عملیات فونیکس ٥٠ هزار باشنده ویتنام جنوبی را به ظن کمونیست بودن به قتل رسانیدند.

آنچه فونیکس را از پلان ضد شورش در افغانستان مجزا میسازد اینست که فونیکس در محتوای یک پروگرام وسیع سیاسی و اقتصادی در سطح ملکی که ’’ سی، او، ار، دی، اس ‘‘ نام داشت جا به جا شده بود. مورخین در مجموع به این باور اند که فونیکس علی الرغم داشتن محتوای وسیع

نتایج مطلوب ببار نیاورد : عملیات زمینه های حمایت منفعل مردم را از ویت کانگ ( کمونست های ویتنام جنوبی . مترجم ) بارور ساخت. پس از چند سال ’’ راند کورپوریشن ‘‘ به  دستور وزارت دفاع کار تنظیم یک طرح تجدید نظر به پروگرام فونیکس را آغاز کرد.

پروگرام اعلام شده مبارزه با شورش در افغانستان با عملیات فونیکس در مواردی مشابه است، بی آنکه عنصر سیاسی آنرا در بر بگیرد : پروگرام متمرکز به حذف مقاومت است نه دعوت آن به مسالمت و صلح.

عملیات  نو توسط گروپ های کوچک  زیر نام  واحد های ضد شورش آغاز میشود. آنها تحت اداره افسران شبه نظامی ( پرامیلیتر ) سی،آی، ای قرار دارند. افسران  با سکتور عملیات مخصوص  سی، آی، ای و امنیت ملی افغانستان در پیوند است. اکثریت پرسونل را ملیشیای افغان تشکیل میدهند.

در سکتور عملیات مخصوص سی، آی، ای  تنها در حدود دوازده تن بصورت فعال در کامپاین سهم گرفته میتوانند. از قراین برمیاید که شرکت های شبه نظامی خصوصی  رول مهمی در پیشبرد پروژه خواهند داشت. در ماه اگست ’’ اریک پرنس ‘‘ رئیس سابق شرکت اجیران ( مرسونران ) بلک واتر کامپاینی را آغاز کرد تا امتیاز عملیات جنگی در افغانستان را از حکومت ترامپ بدست بیاورد. بناً میتوان فکر کرد که اریک پرنس و فضله جات دیگر بلک واتر در کامپاین جدید ضد شورش  سی، آی، ای نقش داشته باشند .

کسب اطلاعات و معلومات در محل  بعهده ’’ ریاست امنیت ملی ‘‘  افغانستان است.

ریاست امنیت ملی توسط سی، آی، ای ایجاد شد. ملیشیای وابسته به ائتلاف شمال مخالف طالبان دران گردآورده شدند. ائتلاف شمال  که توسط احمدشاه مسعود رهبری میشد از سال ١٩٩٠ به بعد بالوسیله سی،آی، ای تمویل میگردید. رئیس شعبه اطلاعات مسعود امرالله صالح نام داشت. وی دارای تابعیت دوگانه است و توسط سی،آی، ای آموزش دیده است. امرالله صالح پس از تهاجم امریکا به افغانستان به ریاست  جدید التاسیس امنیت ملی گماشته شد. در سال ٢٠١٠ ولسمشر حامد کرزی صالح را به دلیل مخالفت با طرح صلح با طالبان از وظیفه عزل کرد. ولسمشر کنونی اشرف غنی صالح را به حیث وزیر دولت برای اصلاحات و امنیت منصوب نمود. در ماه جون صالح بدلیل امضای موافقتنامه صلح میان غنی و گلب الدین حکمتیار ( یکی از جنگ سالاران  مخالف حکومت و متحد  سابق طالبان ) از وظیفه استعفأ ( ؟ ) کرد.

صالح یک تاجک سچه ، خشن  و یک افراطی ( اکستریمیست )  بی رحم است. وی از پشتون ها گروپ قومی اصلی و بستر ولسی قیام طالبان نفرت دارد. صالح به تازگی حزب سیاسی خود را تأسیس کرده است. واضحاً آرمان بلند پروازانه ئی در سر میپروأاند. او همیشه مناسباتی در سطح عالی با سی، آی، ای و بخصوص مرکز ضد تروریزم رادیکال آن داشته است. قویاً احتمال میرود که صالح به کامپاین ضد شورش سی، آی، ای پیوسته باشد.

درشمال افغانستان اقوام مختلف زندگی مینمایند. طبق اجندای ضد شورش سی، آی، ای ملیشیای وابسته به ریاست امنیت ملی احتمالاً  درانجا  بیک تصفیه قومی  گسترده دست خواهند زد. ملیشیا که از سالیان متمادی به این سو کشور را در وحشت و دهشت فرو برده  در جنوب و شرق پشتون نشین فاقد حمایت محلی خواهد بود .

در افغانستان از چندین سال به این سو یکی از وظایف اصلی افسران شبه نظامی سی، آی، ای تعلیم و آموزش ملیشیای محلی بوده است. ازین ملیشیا در کنار جنگ به قصد تقویت شبکه های اطلاعاتی و جمع آوری معلومات بهره برداری میشود.

کوماندو های امریکائی ( جزء تام  مربوط پروگرام اومیگاه وزارت دفاع که برای عملیات مخصوص به سی، آی، ای قوای کمکی میفرستد ) به واحد های اردو اجازه میدهد که در صورت ضرورت  ملیشیای افغان را در حملات هوائی و انتقال طبی  کمک کند.

ملیشیا از سالها به این سو در کشور  دست  به غارت و چپاول زده و متهم اند که بدنبال حملات هوائی ملکیان بیگناه را به قتل رسانیده اند.

از قبل میدانیم که عملیات ضد شورش سی، آی، ای چگونه پایان میپذیرد : سی، آی، ای در کشور فاقد منبع مستقل اطلاعات است و یا اندکی ازان در اختیار دارد. بناً در وابستگی به ریاست امنیت ملی افغانستان قرار دارد. ریاست امنیت ملی مملو از نزدیکان تاجک صالح و عناصر وابسته به ملیشیای قومی و قبیلوی است. هر یک این مرکبات اجندای خود را دارد. یک کامپاین تأمین ’’ امنیت ‘‘ به شیوه ایکه طراحی شده به اطلاعات موثق ضرورت دارد.

در این و آن محله چه کسی در وابستگی با طالبان قرار دارد ؟  نبود یک منبع مطمئن برای کسب معلومات در زمینه موجب میشود که ملیشیای تحت فرمان سی، آی، ای و یا کمپنی خصوصی  دست به شکنجه های وحشتناک توقیف شدگان بزنند.

تعذیب و شکنجه  ’’ مظنونین ‘‘  تا وقتی ادامه پیدا میکند که نام های یک شبکه ’’ مظنون ‘‘ بدسترس مستنطق قرار بگیرد. طرزالعمل عندالضرورت تکرار میگردد. در پایان کار همه            ’’ مظنونین ‘‘ به قتل میرسند.

پروگرام ضد شورشگری سی،آی، ای عمداً توسط  دو مامور عالی رتبه امریکائی که  رویای موفقیت آنرا در ذهن می پروراندند به نویارک تایمز با منطق  زیر درز کرده  است :

یکی از عناصر کلیدی ستراتژی ترامپ کشانیدن طالبان به میز مذاکره است. پلان ضد شورش سی، آی، ای امریکا را در موضع تهاجمی بر ضد طالبانی که جنگ را بر صلح ترجیح میدهند،  قرار میدهد.

استدلال بالا بنیاد منطقی ندارد. امریکا از سالیان متمادی به این طرف با شورشیان طالب از موضع تهاجمی میجنگد. طالبان همیشه آمادگی برای مذاکره  نشان داده اند. یگانه شرط آنها برای انعقاد موافقتنامه صلح ختم اشغال و خروج قوای امریکا از کشور است. قوای امریکا حاضر به ترک افغانستان نیست. کشتن بیشترین مظنونین سمپتایزر طالبان موجب تغییر در موقف طالبان نمیشود و مذاکرات جدی را محتمل نمیسازد ‘‘.                                  ’’  پایان ‘‘

Leave A Reply