!تقصير از جهالت است 

داکتر صلاح الدين سعيدى

0 98
در پديده هاى اجتماعى عوامل و فکتور هاى مختلف تأثير دارند، که  بعضى ازين فکتورها و عوامل اساسى و بعضى فرعى ميباشند.بعضى ازين عوامل داخلى و در اختيار ماوبعضى ديګر خارجى و از اختيار ما نيز خارج اند، اما دانستن تمام اين عوامل خوب اند.
در فهم از دين که منظورم اديان  ابراهيمى که دين خود  ضرورت بشر است نه ضرورت الله تعالى، انسان براى اداى رسالت و انتخاب خويش مسٶل است و داشتن عقل و در صورت رسيدن رسالت برايش در انتخاب اعتقاد خود مسٶول ودر صورت انتخاب راه درست پاداش به دست مى آورد.
 اديان آسمانى در وقت و زمان خود اداى رسالت کردند و به مرور زمان و انکشاف جوامع بشرى آخرين دين ابراهيمى اسلام است. فهم از اسلام فهم رحمان و رحيم را به جبار و قهار خلاصه کردن و دين رحمت للعالمين را انتحار، استشهاد و استحمار ساختن مشکل دين اسلام نيست، مشکل و تقصير در نادانى ما از اسلام است.
سقوط طياره و تصادم موتر مشکل سرويس و عدم دقت درايور و خدمات تخنيکى به کار اندازى اين وسايل تمدن اند.
 اګر به قادر و توانا بودن الله تعالى ايمان داريم که ( کن فيکن) بګويد و امر کند شو! و شود، پس ما کيستيم که شمشير داعش برداشته و به قتل عام مردم، انفجار و انتحار و استشهاد و کشتن اطفال و کلانها و انفجار بس و ريل و طياره رسالت دينى را خلاصه کنند وبه جنايات به نام دين اسلام بپردازند.آنکه تيغ به ګلو ميکشد و ګردن ميبرد هم الله اکبر ميګويد و آنکه به ګردنش تيغ کشيده ميشود هم مظلومانه الله اکبر صدا ميزند. نقص و تقصير در عدم فهم از اسلام و جهالت از دين مقدس است است.
آنکه يک آيهء از قرآن کريم را بدون آدرس بياورد و کتاب را که مکتوب است به صورت غير دقيق و نادرست ترجمه کند و با جهالت از دين اسلام براى دين اسلام بدون  تفکيک اديان آسمانى به سکولاريزم سفارش کند، چيزى ديګرى جز جهالت و نادانى از اسلام نيست و نمى باشد. با فهم اماتور از دين اسلام چنين تأکيد حد اقل ګستاخى است.
آنکه مفهوم ديموکراسى را نمى داند و مدعى ديموکرات بودن است، تقصير اصلى اش در جهالت اش است.
دين اسلام به انقياد مانند عيسويت دعوت و سفارش  نمى کند. دين اسلام ظالم و مظلوم هردو را در آتش ميداند. ظالم بخاطر ظلمش و مظلوم بخاطر عدم قيام در برابر ظلم ظالم. و دهها مورد ديګر که تقصير در جهالت ماست از اسلام.
بلى ديموکراسى و نظام ديموکراتيک حاکميت مردم، براى مردم، توسط مردم و در خدمت ارزشهاى مردم در توافق به ارزشهاى عام قبول شده، است. و حتى همين ارزشهاى عام قبول شده هم  موارد سوال برانګيز دارد. اګر ديموکرات انديشدن تساوى حقوق زن و مرد در تساوى رسالت شود و در هردو جنس انسانى تساوى رسالت را تأکيد کنيم که در بسا موارد ميکنند و  حقوق  همسکسوال با ازدواج و تساوى حق انتخاب همسکسوال و هيدرو سکسکوال شود، که حقوق اساسى بشر به آن معترف است،   ما را ازين آزادى   و ازين ديموکراسى تير. واګر همان تعريف بالا باشد که من دادم، درينصورت ازرش، اخلاق و روش من منبعث از دين و اعتقاد اسلامى من است و درين صورت همين ديموکراسى جامعهء من مطابق تعريف خود شان در چوکات اسلام  است،  ولى با تأسف  تقصير شاندر فهم از ديموکراسى است ولى من مسلمان با ديموکراسى تعريف من که بالا آوردم، مشکل ندارم. مشکل و تقصير  در عدم فهم شان از ديموکراسى است.
 اولين مٶسس حاکميت اسلام .پيامبر اسلام محمد( ص)است
اسلام از خود سيستم حقوقى دارد و اين قوانين بدون حاکميت اسلام چطور تطبيق ميشوند. لذامسلمان، بلى مسلمان ګفتم و نه مسيحى و يا کدام دين ديګر آسمانى، براى اسلام سکولاريزم را سفارش کرده نمى تواند. تقصير تقصير عدم فهم ،عدم شناخت و جهالت از اسلام  است.
تقصير از جهالت از دين اسلام است اګر حور و غلمان را طالب به معناى امکان بچه بازى در جنت تعبير کند و زنان محسنات جنتى را فراموش کند و مرد سالار بيانديشد.
  جهالت از دين اسلام  است که بدون شرط و شروط چهار زن را جواز بداند. چها زن با ديګر شرايط به حکام متمول وخت هدايت ميدهد   که دهها زن داشتند و به ايشان رسيدګى نمى کردند و با زور خود ايشان را بى سرنوشت قرار داده بودند. اسلام آمد و ګفت. چهار زن را در صورت شرايط بګذار ،بقيه را از قيد نکاح رها کن و دهها دليل و شروط ديګر.
در يهوديت   طلاق زن بدون اجازهء ملاى شان مجاز نيست ولى در اسلام با مراجعه به محکمه تفريق  صورت ګرفته ميتواند.
تقصير باز هم در جهالت است.
تقصير در فهم  است اګر  من تعبير و تفسير از شعر پايين، امر به انقياد از متمول بکنم. ما کسانى را که زر اندوزى و ظلم و وطن فروشى کرده اند مال خدا داد نمى دانيم و خدا داد نيست و انقياد ظالم هم مجاز نيست: با خدا داده ګان ستيزه مکن – که خداد داده را خدا داده
باز هم تقصير در  فهم غلط از دين است.
تأکيدات منفى مذکور اګر  بدون فهم از اسلام و مسايل اسلامى باشند، انسان مسلمان را ګنهګار نموده که بايد توبه بکشد و اګر عمدى باشندو با فهم از اسلام باشند و توضيحات من را دانسته به آن پافشارى دارند، مسلمان را از دايرهء اسلام خارج ميکند و بايد توبه کند و در صورت عمد و با رسيدن توضيحات باز هم  به آن پا فشارى دارد، نتايج بس ناګوار فاميلى از لحاظ شرعى  تا جدايى از منکوحه اش دارد.
تمدن جهان اسلام که چه چيز ها به جهان داده غير قابل انکار است. علم،  فرهنګ، دانش و ساينس زمان از طريق هسپانيه به اروپا آمد و ترجمه شد و تا حال مراکز علمى اروپا و جهان تدريس و انکشاف داده ميشوند.
اينکه ما محاط به خشکه ايم و جهان به ابحار دست يافت و  صنعت با طبيعت سر سبز مهم شد درين ما چه تغيير وارد کرده ميتوانيم و درين بابت تقصير ما چيست؟
 نو ها ارزشبه قرن و سال محاسبه نمى شود و والدين و جنت در زير اقدام و پا هاى والدين به مرور قرنها باقى خواهد ماند.
اين درست و ضرور است ګفته شود و رساندن شود که عوامل خارجى و داخلى بدبختى ما در چه و کجا است و ما چه تقصيرات در بدبختى خود داريم. اما بقيه موارد افراط و تفريط و شاباش ګفتن هاى درين عرصه تأسف بار و جهالت از عمق مسايل است.
  پنج شش مورد ديګر را نيز ميتوانم برجسته سازم، اما براى فعلاً همينقدر.
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند
تقصير خود را که مسايل بى خبر و از مسايل جاهليم بايد شناخت وبا  عدم  فهم از مسايل نبايد به  خيز هاى بزرګ،افراط  و تفريط رفت که رفتن به آن موجب درد ها در سورين خواهد شد.
و ما علينا الاالبلاغ المبين
Leave A Reply