جمهوریت یا امارت؟

شمس حقجو

0 117

در تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردم‌سالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمامدارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونه‌ای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت مردم اعمال می‌نمایند.

حکومت افغانستان جمهوریت مبتنی بر مردم سالاری که مردم خود بر سرنوشت شان با انتخاب رهبران شان بصورت رای دهی مستقیم و سری تصمیم میگیرند.

امارت اسلامی افغانستان نامی بود که طالبان از زمان بدست‌گیری قدرت در سال ۱۹۹۶ تا زمان سقوط شان در سال ۲۰۰۱، روی افغانستان گذاشته بودند. حتی در این دوره نیز کنترل تمامی افغانستان به دست طالبان نبود؛ ۱۰٪ از کشور در بخش شمال شرقی تحت کنترل ائتلاف شمال بود.

بعد از شکست طالبان و متواری گشتن آنها به واسطه همکاری های خارجی و ایجاد حکومت جدید در افغانستان این گروه به عنوان مخالفین دولت فعالیت های ملیشه یی و پراکنده را در افغانستان روی دست گرفتند که تا امروز بلای جان ده ها هزار مردم بیگناه ملت ما گردیده است. طالبان چنان چهره رکیک و پلید از امارت اسلامی در دوران حاکمیت شان بر افغانستان برای مردم و جهان نشان دادند که دیگر هیچ فردی از افراد کشور علاقه به تصور آن مظالم را ندارند. قتل های به ناحق، ظلم و شکنجه مردم زیر نام امر بالمعروف، اعدام های ناحق، دست درازی به مال و ناموس مردم کشور از جمله صدها تعدی بود که طالبان در دوران حکومت شان کردند.

پس از پایان یافتن این دوره سیاه و سرپا شدن جمهوری اسلامی افغانستان طالبان به حیث مخالفین دولت به مراتب باعث آزار و کشتار مردم شدند. درین دوره تقریباً بیست ساله بار ها ولایات کشور از سوی این گروه به سقوط مواجه شدند که در هر مرتبه آن هزاران فرد از افراد کشور قلع و قمع شدند و جویهای خون جاری گردید.

این همه مظالم و جنایات تماماً زیر سقف بیرق امارت اسلامی افغانستان انجام یافته است. پس چگونه باز هم بیشرمانه خواستار حکومتی زیر این نام بر مردم استند. که تنها نامش کافیست تا مردم این ملت شب ها کابوس ببینند.

اما از آوان روی کار آمدن این نظام تازه جمهوری اسلامی افغانستان تا اکنون پایه های بنیادین دموکراسی در خاک افغانستان اساس گذاشته شده است.

آزادی بیان، آزادی رسانه ها، حقوق حقه زنان، رسیدگی به شکایات ناشی از جهل در برابر مردم بخصوص قشر اناث، آزادی تحصیل، تفویض حق انتخاب در تمام عرصه های زندگی بر قشر ذکور و اناث، حمایت از کار و سرمایه گذاری بالاخص در مورد قشر اناث، روی کار آمدن پروژه های عام المنفعه و شغل زایی بر مردم، تاسیس شفاخانه ها، مکاتب، مدارس و سایر تاسیسات مورد نیاز مردم در تمامی نقاط کشور برای خدمت رسانی به مردم و صدها کار دیگر که چهره افغانستان را به جهان منعکس از قبل نمایان ساخته است.

جهان امروز و بشریت منطقی این عصر خواستار تصرف بر سرنوشت شان استند. دیگر کسی اجازه نمیدهد که بنام های این و آن غیر از خودشان آدمی بر سرنوشت شان حاکم باشد و از نام دین و مذهب استفاده کرده هرچه میتواند بر عاقبت اش سیاهی بپاشد. و مردم کشور نیز با تاثر از گلوبالیزیشن خواستار سفر در زمان را دارند که موازی با جهان اول و مترقی باشد نه عقب گرد به اعصار قدیمه.

با این حال هیچ عقل سلیمی خواستار نظام بربری امارت طالبان نیست. لهذا بهتر است تا طالبان نیز این حقیقت را بپذیرند و دست از هیزم انداختن به شعله دشمنان کشور بپرهیزند. با حکومت مشروع جمهوری‌اسلامی افغانستان بپیوندند و سهمی را که خواهند یافت قانع باشند، تا ازین بدبختی و کشتار نجات پیدا کنیم و باشد مردم افغانستان صلح واقعی را تجربه کنند.

Leave A Reply