!طالبان افزار عمق ستراتیژی پاکستان است

اخترمحمد یوسفی

0 130

« قدرت از قابلیت انسانی سرچشمه می گیرد، نه اینکه تنها عمل کند و یا کدام چیزی کند، بلکه خودش را با دیگران متحد سازد و در توافق با آنها عمل کنند. بر قدرت، هیچگاهی یک فرد منفرد تصرف ندارد، قدرت در مالکیت یک گروپ است وفقط تا زمانی هست که گروپ یکجا نگهداشته شده باشد.» (“هنا آریندت”، ۱۹۷۰م)
ریشهای اتش بحران جنگ کنونی در افغانستان به رقابتهای بین المللی دهه 1970 میلادی در بین اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا برمیگردد. نقش مداخلات بین المللی و منطقوی بخصوص پاکستان و ایران بکمک رهبران تنظیمهای “جهادی” در افغانستان در تشدید و تدام جنگ ویرانگری در افغانستان مؤثر بوده است. در پروسه تشدید تشدید و تداوم جنگ ویرانگری افغانستان عوامل داخلی اعم از عدم رشد متناسب نیروهای مؤلده، ضعف اقتصادی، سیاسی با پراکندگی اجتماعی نیروهای ملی و رهبری کننده آن درافغانستان همرا بوده است. ما بحیث افغانها مسؤلیت داریم که تا در مرحلۀ حساس سرنوشت کشور برای بدست آوردن قضاوت سالم و مثمر برای مادر وطن از برخوردای های راسیستی و تعصبات ایدیولوژیک افراطی بپرهیزیم. در جریان کشمکش رقابتهای خارجیها در دهۀ (70) میلادی توازن سیاست بیطرفی مثبت افغانستان متزلزل گردیده است، عوامل افراطی چپ و راست “جهادی” بشمول طالبان و داعش در طی پنج دهه اخیر در تعمیل بی ثباتی و ویرانی در افغانستان نقش عمده تخریبی خود را بازی نموده است.
*- برای شناخت درست پاکستان باید به اصل واقعیت های تاریخی ظهور و فلسفۀ ایجاد پاکستان عمیق نگاه کرد. پاکستان کشوریست که بحیث طفل حرامی نوزاد توسط انگلیسها در سر زمینهای خاک هندوستان و افغانستان در چارچوب کامنویلت ایجاد گردیده است. خاک پاکستان بشمول میدانهای هوایی آن به کرایه تاجایی مدتهاست که در خدمت قوت های نظامی امریکاست، بم اتوم که در پاکستان شما را آشفته صحبت می کنید در دست جنرالان اجیر و نوکران انگلیس است و “دولت” اجیر کامنویلت پاکستان صلاحیت استفاده بم را ندارند، استفاده بم اتوم به اوامر کشور های غربی تعلق دارد. خیز و جست لافهای جنرال حمید گل مشاور رهبران تنظیهای “جهادی” افغان را کنار بگذارید، هرگاه “دولت” پاکستان صلاحیت استفاده بم اتوم را میداشتند مدتها قبل آنرا علیه هندوستان استفاده میکردند.
نیروی های بنیادگرای افراطی که بحیث وسیلۀ در جنگ بیگانگان و خونریزی در افغانستان نقش ویرانگری و دشمنانه با کشور و مردم آن داشته اند، این قاتلین حرفوی بشمول طالبان، احزاب “اسلامی” و اتحاد شمال مجرمین و جنایتکار جنگی اند، که هیچوقت نمی تواند صلح و ثبات را در افغانستان تأمین کند. طالبان در کشوری اسلامی افغانستان که اتباع اهل هنود وسیک آن توسط رهبران غارتگر تنظیمهای “جهادی” کشته و یا فرار داده شده است، کدام نوع امارت “اسلامی” را در افغانستان میخواهد ؟
طالبان وقتی در مرحله اول در افغانستان بقدرت رسیده بودند، با خود هیچ نوع قانون را نداستند، بلاخره ملا محمد عمر آخوند از مولانا فضل الرحمن و مولانا سمیع الحق پاکستانی تقاضا نموده بود که برای طالبان قانون حکومت “اسلامی” را بفرستند.
داکتر صاحب تره کی!
مناسبات بین المللی و توازن قوای بین المللی از قرن (19) نزده تا قرن (21) بیست و یک دو مرحلۀ کاملأ متفاوت تاریخی بوده، شرایط و توازن قوأ با “ائتلاف نظامی بین المللی به قیادت امریکا…” قابل مقایسه نیست. رقابت های قرن (19) نزده در بین «تزار روس» و «پادشاهی» انگلیس، در افغانستان به پیش برده شده است با حوادث کنونی قابل مقایسه نمی باشد. آیا اثرات «انقلاب فرانسه» در قرن ۱۸ و انکشافات بعدی را در قرن(19) نزده درست درک شده است؟ متوجه باشید که “حدسیات” جای حقیقت را نمی گیرد.
*- سرپرستی مستقل یک کشور در قدم نخست وظیفه قوت داخلی بدوش نیروهای ملی همان کشور میباشد. قبل از آنکه به مرحلۀ حمله قوای ایالات متحده امریکا و متحدین ناتو در افغانستان برسیم، باید با تجاوز نظامی اتحاد شوروی در افغانستان که در نتیجه رقابت بین المللی اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا صورت گرفته اند نظر انداخته شود. پاکستان و ایران با تنظیمهای اسلامگر “جهادی” افغانستان بشمول عربستان سعودی باعث ناکامی پیمان صلح ژنیو سازمان ملل متحد گردیده است. ظهور طالبان بحیث وسیله و پیوند آنان با تروریسم بین المللی وحشی ترین شکل بنیاگرایی در دست پاکستان بوده است که زمینه ساز یکی ازعوامل حمله القاعده بر ایالات متحده امریکا گردیده است. کشتن سه هزار انسان بیگناه ملکی در عمارات نیوریارک عمل تروریستی صریح است نه تاپه زدن جعلی.
طالبان نیروی مستقل سیاسی نیستند بلکه حیث وسیلۀ مخرب در دست پاکستان و متحد بالقوه القاعده و سایر گروپی تروریستی های بین المللی است.طالبان در جهت ویرانی کشور توسط دشمنان مردم افغانستان بکار برده می شود. موضوع “آسیای میانه” و ذخایر انرژی مبحث جداگانه است، “بنیادگرایان اسلامی” با اشارۀ کمپنی تیل امریکایی یونیکال بسوی این مناطق می نگریسته اند تا در مراکز قدرت شان، در جستجوی دریافت وظایف خدماتی و منافع شخصی و پولی خویش بوده اند.
*- قبل از حملۀ القاعده بر سفارتخانه های ایالات متحده امریکا در افریقا در گرماگرم شدت اختلافات عربستان سعودی با اسامه بن الادین، ترکی بن الفیصل رئیس استخبارات عربستان سعودی با طیاره جیت شخصی بار از دالر تحفه برای ملا محمد عمر آخوند وارد قندهار شده است. در جریان صحبت و مذاکرات در حالیکه ملا محمد عمر آخوند خسر پسراسامه بن الادین نیزحضور داشته بودند، اسامه بن الادین به ترکی بن الفیصل پیشنهاد نموده بود که عربستان سعودی برای تأمین امنیت خویش باید عساکر امریکایی را از خاک عربستان سعودی بیرون کند، و درعوض عربستان سعودی برای امنیت خویش طالبان افغان را استخدام نمایند، مگر پیشنهاد اسامه بن الادین در مورد استخدام طالبان برای امنیت سعودی از طرف مقامات عربستان سعودی پذیرفته نشده بود. روابط تنگ طالبان با القاعده تا هنوز مستکم بکمک آی. اس. آی. و حکومت سری جریان دارد.
داکترصاحت تره کی!
شما بحیث داکتر سابقدار حقوق در فرانسه اخبار جهان را با عینک تاریک تان نخوانید.
*- میگوید صدا دهل از دور خوش بنظر می خورد، مگر مقامات هر دو حزب مقتدر در کانگرس امریکا و اشرف غنی رئیس افغانستان که در اثر فشار دیپلوتهای امریکایی امر رهایی (400) چهارصد زندانی خطرناک جنایی طالبان را امضا نموده است اطمینان ندارد که پاکستان و طالبان در گفت وگوی های بین الاافغانی برای تأمین صلح در افغانستان صادقانه عمل نمایند.
رئیس جمهور دانلد ترمپ و ستیت دپارتمنت (وزارت خارجه) امریکا مدتها قبل مبنی بر کاهش قوأ نظامی امریکا از افغانستان تصمیم گرفته بود، اگر توافقنامه امریکا با طالبان بتاریخ 29 ماه فبروری امسال امضا هم نمی شد، قوای امریکا از افغانستان تقلیل میافت.
لطفأ شکار را ناکرده خورجین رادر قنجوغه اسپ تان محکم بسته نکنید. توافقنامه امریکا با طالبان فقط و فقط مطابق اهداف ستراتیژیک پاکستان اعمار مجدد امارت “اسلامی” خشن طالبان در افغانستان است. فراموش نکنید که مشابه با تبلیغات کنونی شما در مورد دستاورد های توافقنامه امریکا با طالبان، در طی سالهای 1995 و 1996 میلادی وقتی هم بود که پاکستان لشکر طالبان را “عساکر” اعلیحضرت محمد ظاهر شاه به دروغ تبلیغ مینمودند تا بقدرت برسند. طالبان و لو بازهم حکومت مستقل را هم در افغانستان داشته باشد، بازهم افغانستان را بحیث صوبۀ (5) پنجم پاکستان در خدمت بنیادگرایان “اسلامی” و تروریستان بین المللی و القاعده قرار میدهد. به یقیین کامل خوابهای خیال پلو بسیاری ناسیونالستان خوشباور افغانستان که تشنۀ قدرت و منتظر اشغال چوکی در حکومت طالبان هستند، در ابهای خروشان دریا کنر غرق میشود.
*- پاکستان از حضور نظامی قوای ایالات متحده امریکا و متحدین ناتو در افغانستان هیچ نوع تشویش ندارد، چنین شایعات کور کارزار ساخته و باخته آی. اس. آی پاکستان است. برعکس پاکستان در پهلوی اینکه از حضور نظامی قوای ایالات متحده امریکا در افغانستان در پس پرده از چین و روسیه باج میگیرد، بلکه پاکستان با حضور نظامی قوای ایالات متحده امریکا وایساف(43) کشور مقتدر در افغانستان با دلجمعی کامل دیوار سیم های خاردار خود را در قلب خاک افغانستان بحضور داشت قوأ ایالات متحده امریکا و ایساف در افغانستان اعمار نمود است.، اکنون یک انسان کور هم دیده و لمس کرده می تواند که پاکستان مصروف ساختن چندین دروازه ورودی در داخل خاک افغانستان است.
*- پیشروی پاکستان در داخل خاک افغانستان در نتیجۀ تسلط “حکومت” فاسد رهبران “جهادی” و تداوم جنگ طالبان در افغانستان است، هر دو مانند روی یک سکه اند که حمایت خارجیها را باخود دارند. مردم افغانستان از تحلیلهای معکوس و جانبدارانه جناب شما از طالبان که قاتلین مردم مظلوم افغانستان اند متعجب هستند. طالبان این پهلوانان خیالی شما کور نیستند، طالبان مردم مظلوم و بیدفاع افغانستان را به هدایت پاکستان و ایران می کشند، مگر طالبان راکت پرانیهای توپ خانه پاکستان را در ولایات شرقی و جنوبی افغانستان نمی بینند ؟
فقط دو هفته قبل در حمله اردو پاکستان در ولسوالی سپین بولدک ولایت قندهار بالای افراد ملکی عابر که نسلها خود و نیاکان شان در هر دو طرف خط فرضی دریورند انگلیسی در سرزمین خویش عبور مرور داشته بودند، صدها تن بیگناه در سرزمین خویش در پیشروی چشمان طالبان کرام شما توسط اردو فاشیستی پاکستان کشته شده است. چندین ولسوالی در ولایت کنر و ولایت ننگرهار در اینطرف خط دیورند از اثر تهدید توپخانه پاکستانی از سکنه خالی شده است. پای.

Leave A Reply