عرایضی خدمت ښاغلی صدیق

محمد داؤد مومند

0 184

عرایضی خدمت ښاغلی صدیق

ښاغلی محترم صدیق

بعد از عرض سلام مسنونه

به احتمال قوی نام بی تخلص تان یعنی « صدیق» یک اسم مستعار است، تجارب نشان میدهد ذواتی که در قسمت تبادل نظر یا نظریات  از روش پرخاش و کنگاش و تذلیل و تصغیر شخص مخاطب استفاده سوء میکنند  از اختفاء هویت کار گرفته و معمولاً از ذکر تخلص اجتناب میورزند.

مخصوصاً این بدعت در سایت افغان جرمن به عنوان عرف و عادت پذیرفته شده، ذواتی اند که اندرین باب یعنی استعمال تعدد اسماء مستعار و حتی از گزینش اسماء مستعار خانم ها نیز دریغ نمی ورزند.

به کار بردن اسماء مستعار در رژیم های استبدادی یک اصل پذیرفته شده و معمول و قابل درک است، ولی استعمال نام های مستعار در جامعه غربی از طرف هم وطنان ما جز تعجیز مخاطب و اختفاء هویت، ماهیت و وجه دیگری داشته نمیتواند.

هم وطن محترم! اینکه نام مبارک شما یعنی صدیق، اصلی و یا مستعار است در هدف و ماهیت معروضه من، خدمت جناب عالی کدام تغییر و یا هم شائبۀ وارد نمیکند.

جناب شما در دریچه افغان جرمن به ارتباط نظریات و شخصیت محترم عباسی صاحب، مطالبی مرقوم فرموده اید که از نظر این جانب قابل مکث و تأمل است.

حضرت عالی دریک پاراگراف خود چنین ابراز نظر میفرمائید:

«محترم عباسی!

آنچه جناب عزیزی مینویسد به نظر من نمایندگی از اخلاق نیک و دعوت به هم پارچگی میباشد. برعکس نظر شما که بوی کدورت و خصومت دارد.

هم وطن گلم ښاغلی صدیق!

اکنون توجه آن عالی جناب را به یک پاسخ موجز و پر مفهوم محترم عباسی جلب میکنم که در جواب محترم نبیل عزیزی صاحب پرداخته اند، مشعر بر اینکه:(محترم عزیزی صاحب! از گهواره تا گور باید آموخت، از توضیحات عالمانه تان آموختم، مؤفق و سلامت باشید.)

در جمله فوق الذکر محترم عباسی صاحب مانند شاخ پر میوه سر بر زمین، از تواضع، انکسار  و شکسته نفسی کامل عیار کار گرفته، نه تنها در متن پرمحتوی و عالی و مهذبانه فوق الذکر شمۀ از کژانویشی و بد سگالی و هتک حرمت ملاحظه نمیگردد بلکه عباسی صاحب مو سپید خود را در موقف شاگرد محترم عزیزی قرار داده و صادقانه و شرافتمندانه معترف اند که از توضیحات عالمانه ایشان آموختند.

هم وطن گرامی محترم صدیق!

جناب شما در پاراگراف دیگر خود چنین فرمایشی دارید:«من پروگرام های تلویزیونی شما را هم مشاهده مینمایم که اکثراً مطالبی را بیان میکنید که یک طفل هم از آن آگاه است.»

امیدوارم به عرایض این موسپید در زمینه توجه بفرمائید.

پروگرام های تجارتی تلویزیونی در اضلاع متحده از طرف سره میاشت تمویل نمیگردد، تداوم یک پروگرام در یک تلویزیون وابستگی به وجاهت پروگرام و جالب بودن آن برای بیننده ها و شنونده ها دارد.

هرگاه یک پروگرام مرغوبیت و وجاهت خود را میان شنونده ها و تماشاچیان از دست داد، در حقیقت فاتحه فناء آن پروگرام خوانده میشود، تا جائیکه ملاحظه میگردد پروگرام های تلویزیونی شاغلی محترم عباسی از سالیان متمادی بدین طرف دوام دارد که این خود مبین مؤفقیت پروگرام شان است.

ثانیاً جناب شما به صراحت اعتراف نموده اید که پروگرام های تلویزیونی شاغلی عباسی را مشاهده میکنید، سؤال درین جاست که اگر پروگرام های تلویزیونی محترم عباسی به سویه اطفال است پس چرا حضرت عالی خود را در مجمع صغار و اطفال قرار داده و پروگرام های شان را مشاهده میفرمائید؟

توجیه این تناقض منطقی در ادعا و گفتار تان چگونه قابل توجیه خواهد بود؟

ثالثاً خدمت تان به عرض برسانم که پروگرام های تلویزیونی محترم عباسی ابتداء در تلویزیون پیام افغان آغاز یافت و از بدو آغاز، پروگرام شان مورد علاقه مندی خاص هم وطنان قرار گرفت.

یک از چهره های تابناک پروگرام های محترم عباسی داکتر صاحب سید عبدالله کاظم بود.

داکتر صاحب کاظم تقریباً در هر پروگرام تلویزیونی شاغلی عباسی اشتراک میورزیدند و بیشترین وقت به ارائه سخن رانی و ابراز نظریات ایشان تخصیص داده میشد، قابل تذکر است که داکتر صاحب کاظم شهرت و وجاهت خود را در آن فرصت زمانی باید مدیون پروگرام های تلویزیونی محترم عباسی بشمارند.

این علائق ثقافتی میان شاغلی عباسی و شاغلی کاظم به سویه اخوت و برادری ګسترش یافت و ایشان را به سویه توأمان نزدیک ساخت.

اکنون اگر مطابق به ادعای شما پروگرام محترم عباسی به سویه صغار باشد، چطور ممکن است یک شخصیت اکادمیک مانند داکتر کاظم خود را در ردیف اطفال قرار داده و منضماً در پروگرام محترم عباسی اشتراک نماید؟

مگر چنین نیست آغای گلم شاغلی صدیق؟

استدعای من به حضور حضرت عالی این است که در صدور فتاوی خود از اعتدال و انصاف کار گرفته و در قضاوت های خود نکوشید  شخصیت یک انسان شریف و وطن دوست را که مرتکب کوچکترین خیانتی نشده اند و عاشق وطن و مردم خود است مساوی به صفر بسازید.

اگر سردار صاحب داؤد خان به پیشنهاد های ډګر جنرال مستغنی که نوشته متن آن توسط شاغلی عباسی صورت پذیرفته بود، ترتیب اثر میداد، شاید سرنوشت کشور غیر از این میبود که امروز دیده میشود.

این یک معروضه است خدمت تان، البته اختیار قبول یا رد آن با شما و در دست شماست.

با عرض حرمت

تذکر: این معروضه یک روز قبل با مفاهیم مشابهی به دریچه نظر یابی ارسال گردید و طبق معمول از رسیدن فوری آن اطمینان حاصل شد، ولی نظر به دلایلی راه را میان کمپیوترمن و سایت وزین آریانا گم کرد و مفقود الاثر گردید.

به امر انجنیر صاحب هومان مجداً تحریر و این بار ترجیح دادم که در قسمت تحلیل ها بدست نشر سپرده شود.

Leave A Reply