تفسیر و توضیح انحرافی قاموس کبیر افغان جرمن

محمد داؤد مومند

132

تفسیر و توضیح انحرافی قاموس کبیر افغان جرمن

در مورد نام «خدایی خدمتگار»

به تاریخ هفده ماه اپریل سال جاری فرنگی، عنوانی بدین شرح توجه مرا جلب نمود:

قیس کبیر/ مجمع اللغات

بعداً توضیحی بدین عبارت در پاراگراف چوکات شده به نظر میرسد:

قاموس کبیر افغانستان در کنار توضیح بسی مسائل دیگر، به شرح بعضی لغات درج شده در بخش مجمع اللغات نیز پرداخته است و تلاش بیشتر دارد که در این مسیر به توضیح وجیزه ها، مقولات، لطائف، مفاهیم«کدام مفاهیم ؟- مومند»، معانی «کدام معانی- مومند؟»، سخنان نغز، سالنامه ها، تقاویم و غیره نیز بپردازد. اینک در این سلسله لغات مصطلح مردم جامعه را معرفی مینماید.

بعدا در نوشته مورد بحث، پاراگراف دومی بدین عبارت نگاشته شده است:

یکی از دلچسپ ترین لغات زبان دری ، لغات و اصطلاحات مروجه مردم افغانستان است که از قرون قدیمه بصورت شفاهی سینه به سینه در گفتار مردم حیات و دوام دارد.

قاموس برای حفظ و سجل کردن این ارزش ملی اقدام جدی دارد.« بهتر است، نوشته شود که : اقدام جدی در (نظر) دارد- مومند »

هم وطنان گرامی ما که درین عرصه مهارت و ارزو دارند که در غنای فرهنگی زبان و لغات دری کشور خدماتی انجام دهند. ما با اظهار قدردانی از ایشان استقبال میکنیم، اینک از گویش مردم« اصطلاح گویش را برای اولین بار میشنوم- مومند» لغاتی چند را که اندیشمندان گرامی ارسال داشته اند مشت نمونه خروار در اینجا درج نموده ایم تا زمینه نحوه کار بزرگان را که ارزو داریم مشخص فراهم کرده باشیم به خدمت شما تقدیم میکنیم. ختم نوشته.

مطلبی که به صورت مشخص مورد انتقاد و اعتراض این جانب محمد داؤد مومند درین لست قرار دارد، توضیح انحرافی، نام مبارک «خدایی خدمتگار» است.

قاموس کبیر آن را، از زبان به اصطلاح اندیشمندان گرامی! و بزرگان! چنین نقل قول نموده است:

خدایی خدمتگار: به خدمتگزارانی اطلاق میگردد که بدون اجرت کاری را انجام دهند. در جنبش آزادیخواهی پشتونستان سازمانی به این نام تشکیل شده بود که بدون اجرت و معاش، برای آزادی پشتونستان مبارزه مینمودند.

خدای خدمتگار هم چنان به کسانی اطلاق میگردد که بدون اجرت برای دولت و یا شخصی خبر چینی «اصطلاح نا مأنوس-مومند» نمایند که درین صورت این نام بار منفی دارد. ختم توضیح.

توضیح قسمت دوم نام خدایی خدمت گار، یک توضیح انحرافی بوده، نکات ذیل را به ارتباط موضوع به عرض میرسانم:

یک- ادعا گردیده است که این توضیحات توسط اندیشمندان و بزرگان تهیه گردیده است، نمیدانم این اندیشمندان و بزرگان!! بی خبر از واقعیت های تاریخ معاصر که به همچو توضیح انحرافی پرداخته است یا اند، کیانند؟

دو-ادعا شده است که این اصطلاحات از قرون قدیمه به صورت شفاهی سینه به سینه در گفتار مردم حیات و دوام دارد.

این ادعا در مورد نام «خدایی خدمتگار» که یک نام بزرگ در تاریخ معاصر منطقه است، صدق نمیکند.

نهضت بزرگ آزادی خواهی خدایی خدمتگاران در سال 1929 توسط یکی از راد مردان بزگ تاریخ معاصرافغانستان و منطقه، یعنی فخر افغان خان عبدالغفار آغاز گردید.

هدف این نهضت از یک طرف مبارزه آزادی خواهانه با استعمار انگلیس، و از جانب دیگر یک حرکت اصلاحی و طرد عادات و رسوم زیان بخش و ایجاد روحیه وحدت و همنوایی و برادری و جهاد با نفس اماره میان پشتون تباران بود، این نهضت در تمام جهات و ابعاد خود بر اصول «عدم تشدد» بناء داشت.

رهبران این نهضت، ابتداء به حزب مسلم مراجعه نمود تا روی اخوت اسلامی در یک سنگر مشترک به جهاد و مبارزه علیه تسلط برتانیه بپردازند، ولی حزب مسلم لیک و رهبران شان مانند محمد علی جناح به این درخواست حزب خدایی خدمتگاران جواب منفی داده لذا این حزب آمادگی خود را برای اتحاد با حزب کانگرس هندوستان اعلام داشت که از طرف حزب کانگرس با پیشانی باز برای شان لبیک گفته شد، یک تعداد صاحب نظران سیاسی پشتونخوا، سهم مبارزه خدایی خدمتگاران را در قسمت آزادی نیم قاره هندوستان سی فیصد تخمین نموده اند که با در نظر داشت تناسب نفوس نیم قاره، یک سهم بزرگ و عظیم به نظر میرسد.

با اتحاد حزب و نهضت خدایی خدمتگاران با آزادی خواهان نیم قاره و حزب کانگرس، تبلیغات منفی علیه این نهضت و رهبران شان از طرف انگلیس و ایادی شان حتی در داخل افغانستان آغاز گردید، کاری که در برابر زعامت غازی امان الله قبلاً صورت پذیرفته بود.

اعضاء تنظیمی این حرکت که لباس سرخ رنگ میپوشیدند و در تاریخ به نام سرخپوشان نیز یاد میشود از طرف ایادی انگلیس بنام «کمونست ها» متهم گردیدند و حتی خان عبدالغفار خان را متهم ساختند که او «هندو» است.

ایادی انگلیس در افغانستان و بخصوص در شهر کابل برای بد نام ساختن نام مبارک خدایی خدمتگار، به شایعات انگلیس مشربانه پرداخته و یکی آنهم همین تلقی «مخبر و جاسوس» از نام خدایی خدمتگار است.

درین حلقه و دایره خبیثه شیطانی نه تنها انگلیس مشربان بلکه پرازیت های ضد پشتون و زبان، ملتی افغانی پشتو نیز سهیم بودند و هستند.

چنانکه این پرازیت ها و ستمی ها و دشمنان مادر زاد پشتون تباران و زبان و فرهنگ شان، زبان ملتی افغانی پشتو را به مفهوم لگن خاصره قلمداد میکردند و میکنند، « ضمن مقاله آینده توضیحات مزید در زمینه به عرض خواهم رساند» که شباهت تام و تمام به تلقی نام خدایی خدمتگار به مفهوم مخبر و جاسوس را دارد.

هراس دارم که همین اندیشمندان و بزرگان! افغان جرمن بنویسند که کلمه پشتو ذوالمعنین بوده، علاوه بر مفهوم زبانی، به اصطلاح مردم، مفهوم  لگن خاصره را نیز افاده میکند و در قاموس کبیر افغان جرمن به همین منوال و طرز تلقی درج گردد!  یا بار خدایا مددی.

متأسفم که در طول البلد و عرض البلد افغان جرمن، ذواتی پیدا نشدند که با آگاهی از تاریخ معاصر کشور و منطقه، و متکی بر شعور ملی بر همچو ادعای ناحق و ابلهانه صدای اعتراض خود را بلند کنند.

شیشۀ  ناموس عالم در بغل داریم ما

ناگفته نماند که نهضت خدایی خدمتگاران در زمان اغتشاش مدنیت سوز بچه سقو لعنت الله علیه (نه حبیب الله کلکانی) و جرنیلان و کرنیلان بی ناموس بچه سقولعنت الله علیهم، در حمایت حکومت و زعامت غازی امان الله قرار گرفت، چنانکه خان عبدالغفار خان حین خروج و مسافرت غازی امان الله  به صوب فرانسه از وی تقاضا نمود که از عزم خود منصرف گردیده و نهضت خدایی خدمتگاران برای اعاده قیادت او حاضر به هرگونه مبارزه است.

هم چنان بعد از وفات غازی امان الله، که حکومت سردار صاحب داؤد خان و رژیم در مجموع، در قسمت اجازه ورود میت شان به وطن از تعلل کار گرفت، خان عبدالغفاراعلام داشت که جنازه غازی امان الله به پشتونخوا منتقل و در آنجا دفن خواهد شد.

بعداً درمراسم تدفین غازی امان الله در جلال آباد، سردار شاه ولی خان بدبخت مانع سخنرانی فخر افغان خان عبدالغفار خان گردید.

قرار وصیت خان عبدالغفار خان، جنازه آن راد بزرگ از پشاور به جلال آباد منتقل گردید تا در نزدیکی مقبره مبارک یار قدیمش یعنی غازی امان الله قرار داشته باشد.

 با در نظر داشت توضیحات وجدانی فوق الذکر، پیشنهاد من به قیس جان کبیر که خیلی جوان است و از همچو طرز نگاهای شیطانی در محیط ما آگهی شاید و باید ندارند این است که توضیح متذکره اندیشمندان! خود را با توضیح اینکه متأسفانه و بدبختانه دشمنان نهضت خدایی خدمتگار همچو ذهنیت منفی را تعمداً برای تخدیر و مغشوشیت اذهان مردم بخصوص درمحیط شهر کابل خلق نموده اند، تصحیح نموده، زیرا این طرز تلقی، شأن نزولی به جز بد سگالی و کژ اندیشی یک عده عناصر ضد ملی و مفسد نداشته، مدلول همچو نیات پلید و شیطانی و انگلیس مآبانه شان به شمار میرود.

وظیفه هر عنصر با وجدان و صاحب شعور ملی است که علیه همچو تبلیغات زهراگین دشمنان مادر زاد پشتون تباران و زبان ملتی شان و نهضت ها و قیام های ملی شان، به مبارزه ملی و حق پرستانه پرداخته، نه اینکه تعمداً  و یا در حالت بی شعوری و بی خبری با همچو تبلیغات ضد انسانی و ضد مقدسات ملی سر بجنبانند و یا هم مسکوت بمانند. ختم.

با عرض حرمت

Comments are closed.