تمجید یک لنگه از خدمات استاد نوری یا تذلیل ….؟

محمد داؤد مومند

127

تمجید یک لنگه از خدمات استاد نوری یا تذلیل نوشته های

محمد داؤد مومند؟

این جانب بر حسب معمول، یومیه دوبار به سایت های آریانا افغانستان، افغان جرمن و دعوت مراجعه مینمایم و همواره تلاش مینمایم که مضامین خود را به سایت های فوق الذکر بفرستم، البته سایت وزین و مهذب آریانا افغانستان، مضامین مرا بدون کوچکترین سانسور بدست نشر میسپارد، محترم طارق بزگر مدیر و مالک سایت وزین دعوت که حیثیت برادر زاده را به من دارد، مقاله های مرا بدون تصرف و به اسرع و قت بدست نشر سپرده و توسط ایمیل ضمن اظهار شکران از نشر آن به من اطمینان میدهد که مدیون لطف و شفقت شان میباشم.

من همکاری مطبوعاتی را با سایت افغان جرمن زمانیکه شمع تابناک مجله انقلابی آیینه افغانستان به مدریت مبارز بزرگ و شخصیت متهور یعنی داکتر سید خلیل هاشمیان بعد از سی و پنج سال خدمت بی همتا و بی مثال مطبوعاتی رو به خاموشی نهاد، آغاز نمودم، تا اینکه چند سال قبل رسماً به من اخطار داده شد که برای نشر مضامین خود به سایت دیگری(از فحوای کلام شان سایت وزین آریانا افغانستان مستفاد میگردید) مراجعه نمایم.

دو یا سه سال بعد، ارجمند انجنیر صاحب قیس جان کبیر از نوازش و محبت برادرانه کار گرفته، یک تعداد مضامینم را از کدام گاو صندق مقفل کشیده و مجدداً در لست آرشیف قرار دادند، ضمناً خاطر نشان ساختند که بعد از این ابواب سایت افغان جرمن برای نشر مضامینم باز است، ولی بد بختانه طوریکه چندی قبل، شاغلی عزیزی در سایت آریانا به من ابلاغ نمودند، مضامین و نوشته های من شورش بر پا میکند و کمیته تحریر افغان جرمن تصمیم گرفته تا از نشر مضامین و نظریات من حتی در دریچه جداً ممانعت به عمل آورند.

من اخطار عزیزی صاحب را نادیده گرفته و اخیراً یکی دو سه مضمون خود را به آدرس افغان جرمن و شخص انجنیر صاحب قیس جان کبیر فرستادم که به غل وزولانه کردن سانسور مواجه گردید.

الیوم حین مطالعه مطالب سایت افغان جرمن در قسمت برگزیده های هفته  !!! چشمم به نوشته بسیار موجز انجیر صاحب قیس جان کبیر افتاد تحت عنوان (ختم مسئولیت ولی احمد نوری…)

با ملاحظه عنوان، مسرتی بدست داد که ممکن انجنیر صاحب قیس جان کبیراز بزرگواری و کبارت کار گرفته ضمن یک پیام تودیعی و مؤدت آمیز، از پرخاش ها و کنگاش های قلمی گذشته خود اظهار ندامت نموده باشند.

متآسفانه و بد بختانه بر عکس حدس من، انجنیر صاحب گل و نازنین ما، ضمن یک دو پاراگراف مبتنی و مأخوذ از نوشته من در مورد استعفاء نوری صاحب، نوک تیز قلم شان را متوجه این همکار وفا شعار قلمی خود که مانند بچه خاله شان در زمره مقاطعه کنندگان نبودم، ساخته و با تذلیل، افکار، نظریات و نوشته هایم، مرا به عقوبت عقبی و منافره دنیا کشیده اند.

من درین یکی دو روز تصمیم داشتم با الهام از درد التیام ناپذیر سناتور انارکلی مطالبی به عرض برسانم، ولی نوشته کدورت آمیز و بی ضرورت انجنیر صاحب قیس جان کبیر مرا واداشت تا نوشته مطلوبه خود را به تعویق انداخته، عرایض خود را خدمت قیس جان کبیر و هم وطنان غیر منسلک و دارای قضاوت آزاد،« نه پاچه گیران مسلکی مستعار نویس»، به عرض برسانم.

انجنیر صاحب کبیر در نوشته خود میفرمایند «بلی مومند صاحب، شما مانند آقای …همیشه یک چشمه قضاوت میکنید»

انجنیر صاحب مدعی اند که من همیشه و بلا استثناء یک چشمه قضاوت میکنم، یعنی هرگز افتخار و سعادت یک قضاوت سالم و عادلانه و مکمل را حتی در یک نوشته خود هم نداشته ام، سبحان الله !!!

این ادعای انجنیر صاحب نه تنها از انصاف و منطق دور است بلکه حیثیت فتاوی ملا های دیوبندی و ضد دوره امانی را دارد.

آیا قضاوت های من در مورد پالیسی های مفتنانه ایران، پاکستان، اشغال اضلاع متحده، گروه های فاسد و مفسد هفت گانه و هشت گانه مخلوق مؤسسات جاسوسی ایران و پاکستان، جنایات شورای نظار، جمعیت ستم پرچم، حکومت و شخصیت فاسد حامد کرزی، فقدان حاکمیت ملی در کشور، نظر افتراق آمیز تواریش میر غلام غبار در مورد نام دو هزار ساله خراسان که شاغلی استاد سیستانی بذر این نظر را خطرناکتر از ماین گذاری کنار جاده قلمداد نموده، مخالفت با نظریات مرحومین وحید مژده و پوهاند کاکړ در مورد غازی امان الله، حمایت نظریات شاغلی سیستانی در مورد بچه سقو و جنایات دوره سقوی، تائید نظر شهید ملت میوندوال که عمل کودتا یک دزدی سیاسی است، تائید نظر استاد سیستانی که دوره دهه دیمکراسی مشوق بزرگ نهضت روشنفکری بود و نسل منور دوره ما محصول و مدیون همان دوره شمرده میشود، تشهیر و تکذیب تغییر موقف سیاسی و ابن الوقتانه ناسیونالیست های بگیل حزب افغان ملت، تجلیل از شخصیت های بزرگ مانند قهرمان معارک تل و جبهه نجات غازی محمد نادر خان، فخر افغان خان عبدالغفار خان، ببرک خان غازی، محمد رسول خان پشتون رهبر حرکت ویښ ځلمیان، استاد پژواک، داکتر صاحب حامد، استاد رشتین، استاد مین، پوهاند فضل ربی پژواک وغیره، حمایت از یک شخصیت ملی و مردمی یعنی داکتر رمضان بشر دوست، ضدیت با تهاجم فرهنگی ایران و افتخار اینکه در تمام مقاله ها و مضامینم بحمدالله یک اصطلاح صادراتی و وارداتی ایران مانند دانشگاه، دانشکده، شهروند، واژه، ویژه، واکنش، موشک، دو چرخه، باد بزن، نشست، نخست وزیر، بازداشت، مرز، دادستان، شلیک، سخن گوی، شهر دار، گفتگو، دادگاه، بیمارستان، چرخ بال، سرباز، مجلس کبیر ملی، وووو وجود ندارد، قیس جان کبیر جناب شما تمام این قضاوت های ایمانی و وجدانی و ملی فوق الذکر مرا پنجاه فیصد یک چشمه میدانید؟

شاعری فرموده است:

که څوک تله د انصاف په لاس کی ورکا

خپل ټټو او د بل آس به برابر کا

قابل تأمل است که انجنیر صاحب کبیر به حیث تحصیل یافته کشور جرمنی که ممکن دپلوم انجنیر خوبی باشد خود را در مقام عقل کل قرار داده تمام نوشته های سیاسی، ثقافتی و تاریخی مرا به باد تمسخر گرفته و همه آن را بلا اسثناء پنجاه فیصد نادرست و از روی ….«؟» تلقی میفرمایند.

سؤال درین جاست که انجیر صاحب کبیر روی کدام معیار یا معیارهای علمی وعملی و قبول شده علوم اجتماعی به همچو نتیجه کانکریت نائل آمده اند؟

آیا در تمام نوشته های من، نوشتۀ  وجود ندارد که با معیار پنجاه فیصده انجنیری، دپلوم انجنیر قیس جان کبیر تفاوت داشته و بعضی از آن نوشته ها  مثلاً هشتاد فیصد و یا نود فیصد ویا کمی بیشتر و یا کمتر با معیارهای خود ساخته و پرداخته و ثابت و لا تغییر انجنیر صاحب تفاوت داشته باشند؟

طوریکه استاد نوری در پیام تودیعی خودتصریح فرموده اند، سایت وزین و مهذب آریانا افغانستان در طول سالیان متمادی مؤفق به نشر سیزده هزار مقاله شده اند، تخمین این جانب در مورد مضامین نشر شده افغان جرمن به اساس قدامت، شاید پنجاه هزار باشد.

آیا انجنیر صاحب قیس کبیر تمام این مضامین و مقاله ها را مانند مقاله های محمد داؤد مومند مورد غور و تحقیق قرار داده و در ذهن نبوغی شان معیار های برای مضامین تمام این نویسندگان ثبت نموده اند؟

آیا انجنیر صاحب کبیر گفته میتوانند که از زمره سیزده هزاز مقاله نشر شده در سایت مهذب آریانا افغانستان و پنجاه هزار مقاله سایت افغان جرمن، چند فیصد آن عالمانه، عاملانه و عادلانه نوشته و چند فیصد آن مانند نوشته های محمد داؤد مومند از روی….؟ و با  قضاوت یک چشمه نگارش یافته است؟ٍ

آیا ممکن است دپلوم انجنیر قیس کبیر هزاران نوشته نویسندگان سایت افغان جرمن را با ذکر نام نویسندگان آن تذکر بدهند که به اساس معیار های نبوغی شان چند فیصد آن یک چشمه و چند فیصد آن دو چشمه تحریر شده است؟

محترم دپلوم انجیر صاحب کبیر که محتاج نوشته های بچه خاله خود گردیده است، مینویسد که بچه خاله اش، در نوشته سه قسمته اش در مورد تواریش میرغلام غبار نظریات مرا مستدلانه رد کرده که به (پاس بزرگی سن من از نشر آن آباء ورزیده اند)

امیدوارم انجنیر صاحب قیس کبیر در زمینه به عرائض من ذیلاً توجه فرمایند:

یک: بچه خاله تان در تخالف با پرنسیپ های انسانی، سایت شما را سایت پرچمی زاده ممهور ساخته مینویسد: « سایت پرچمی زاده جرمن – جرمن». غافل ار اینکه معبود سیاسی شان تواریش میر غلام غبار سیاست باز و اولین نماینده افکار چپی بلشویکی در کشور که متکی بر نوشته استاد سیستانی برای اولین بار نظریات چپی را در جریده وطن بذر نمود. مطابق ادعای دستگیر پنجشیری، تواریش میرغلام سیاست باز یعنی منافق سیاسی، مدت شش ماه با پسر خود به منزل تواریش ببرک ملعون شتافت و با او هم کاسه و هم پیاله شد. کاری که هیچ انسان صاحب عزت نفس و شرف و وجدان ملی انجام نخواهد داد. اگرپدر مرحومم خدای ناخواسته یکبار به خانه ببرک ملعون میرفت بر او نیز امروز لعنت میفرستادم، تواریش غبار خو پریږده.

شما قیس جان کبیر ! به عوض اینکه از اهانت ضد انسانی بچه خاله تان علیه خود دفاع کنید، میخواهید متکی بر لجن او، سند محکومیت مرا امضاء نمائید، مفکر و داهی بزرګ ملت افغان یعنی ستر خوشحال بابا میفرمایند:

څو ونخلی له غلیمه انتقام

مرد نه خوب کا نه راحت کا نه آرام

دو: بچه خاله شما یک بگیل سیاسی است، نخست از سایت خودت برید و بعداٌ نیز از سایت وزین و مهذب آریانا افغانستان فرار کرد، از کسی که در در دو جبهه مقاومت نتوانسته و فرار را بر قرار ترجیح داده است، چه مردانگی میتوان توقع نمود.

قابل یاد آوری است  که مرحوم استاد هاشمیان از من تقاضا نمود که هم زمان با ایشان  با سایت افغان جرمن مقاطعه نمایم، من خواهش آن مو سپید و مبارز بزرگوار را نپذیرفتم و با سایت خودت قیس جان گل به همکاری دوام داده، چنانکه اخیراً هم مضامینی به آدرس خودت فرستادم که مبین ادعای همکاری قلمی من با سایت خودت است.

سه: بچه خاله ات به اصطلاح مضامین مستند خود را با لجن اهانت، دو و دشنام که آن را به عوض افرازات ذهن و مغز سالم، میتوان افرازات معده تلقی کرد، آگنده ساخته بود، بر عکس استاد سخی نجیب که ممکن از خویشاوندان غبار باشد، از کشیدن … و آواز های سامعه خراش خود داری ورزیده و مهذبانه در زمینه برخورد نموده اند.

چهار: شما به صراحت نوشته اید که پاس بزرگی سن من، از کاپی کردن لجن متذکره بچه خاله متعصب تان، در سایت افغان جرمن، خود داری فرموده اید.

الف: اگر بچه خاله تان آن لجن را به شما نفرستاده است، کاپی کردن یک مقاله و آنهم در مورد تواریش میرغلام غبار که شما رسماً اخطار عدم نشر مضامین مرا در مورد غبار دادید کار منصفانه و عادلانه نبوده، بخصوص که مالامال از بد زبانی و هتاکی و بد سگالی و کژ اندیشی و تعرضات شخصی و طومار عقده کشایی باشد.

ب: در وجود خودت حد اقل این شرافت نهفته است که از کاپی کردن آن لجن، به هر لحاظی که باشد احتراز ورزیده اید، متأسفانه بچه خاله ات مانند سائر عناصر هتاک و غیر مهذب، فاقد آن است.

سیند د …. په خولی نه ناولی کیږی.

در قسمت اخیر هم مکثی بر انتقاد شاغلی انجنیر صاحب کبیر در مورد مساعدت های مالی استاد نوری به سایت افغان جرمن که در نوشته خود از آن متذکر شده مینمایم.

گرامی ام قیس جان کبیر تحریر میدارند:

(بلی مومند صاحب، تا جایکه مربوط معنویت میشود، با شما موافقم، ولی در قسمت مادیات (تمویل مالی) به شدد باید گفت آقای مومند از چیزی که اطلاع ندارید باید خاموشی اختیار کنید بهتر است. اگر شما از کمک های مادی نوری صاحب سندی یا اطلاعات کافی در دست دارید لطفاً در اختیار همه بگذارید تا راستگوی شما ثابت گردد)

گرام ام قیس جان کبیر!

به عرایضم در زمینه ذیلاً توجه فرمائید:

یک: نخست همچو تذکر من، نباید موجب عصبانیت شما گردد، آسمان به زمین نه خورد اگر من چنین مطلبی را تذکر دادم، مهمترین مساعدت ها همان مساعدت های معنوی استاد نوری بود که از افغان جرمن، افغان جرمن ساخت و شما مردانه وار بدان معترف اید، لذا، اگر از همکاری مادی همچو یک دوست بزرگ معنوی تذکر داده شود از حیثیت و وقار خودت و سایت افغان جرمن چیزی کم نمیگردد.

مگر چنین نیست آغای گلم!

دو: شما در زمینه از من طالب سند شدید.

من نه با مؤسسه اف- بی- آی کار میکنم، نه با موساد یا سی-آی -ای، که با اسناد مؤسسات و افراد، کار و دسترسی داشته باشم.

استاد سیستانی در مورد اعا ها و نوشته های تاریخی معبود سیاسی بچه خاله ات یعنی تواریش میر غلام غبار سیاست باز( لقب اعطایی سیستانی برای غبار) مینویسد که میر غلام غبار در بسیاری ادعایش از ارائه اسناد و مدارک خود داری میکند و منبع آن را نشان نمیدهد.

 حالا اگر معبود سیاسی غبار پرستان یعنی تواریش میرغلام غبار با همه شهرت کاذب خود در مسائل بزرگ ملی و حیاتی تاریخ افغانستان از نشان دادن منابع عاجز است، اصرار و ابرام شما در مورد نشان دادن سند در یک مورد بسیار کوچک و پیش پا افتاده مساعدت مالی نوری صاحب به سایت شما، از بزرگواری و عدالت جناب عالی، دور به نظر میرسد.

درین رابطه سؤالی به حضور شما دارم، امیدوارم به حکم وجدان جواب بدهید.

چند سال قبل در سایت خودت نوشته شد و اجازه نشر یافت که:

این جانب محمد داؤد مومند در دوران مأموریت ده ساله خود در پوهنتون کابل مرتکب خیانت و دزدی و سرقت و فروش مایملک آن در بازار سیاه گردیدم، بالاتر از آن سایت شما ادعا نمود که پدر مرحومم نیز که از وفات ایشان شست و پنج سال میگذرد در دوران خدمت چهل ساله خود از دوره غازی امان الله تا دوره شاه جنت مکان محمد ظاهر شاه، مرتکب  خیانت و دزدی و سرقت و ارتشاء گردیده است.

همچو اتهامات شخصی و بدون سند یک عمل جرمی است( امیدوارم در زمینه از وکیل بالتوکیل تان مستر کوهی که من او را به فرار ابدی مجبور ساختم، استفسار نمائید)

اکنون من از جناب شما به حیث مالک سایت افغان جرمن توقع دارم که اسناد اتهام همچو خیانت های این جانب و پدر مرحومم را ارائه نموده تا به شرافت سایت شما، ایقان پیدا کنم و از فتوای کلام خداوندی یعنی «لعنت الله علی الکاذبین» بپرهیزم.

سه: ذیلاً منبع تذکر خود را به ارتباط مساعدت پولی استاد نوری به سایت خودت به عرض میرسانم:

یک: از زبان مبارک استاد نوری شنیده ام که برای تقویه بنیان مالی سایت افغان جرمن در حدود  25000 $ هزاردالر تدارک نموده اند که آنهم به فحوای کلام مردم ما « بنگ و بوزه» شد.

دو: مرحوم استاد هاشمیان در مجله آیینه افغانستان از تدارک وجوه چشمگیری توسط محترم نوری به سایت افغان جرمن تذکر داده بودند، شما میتوانید به کلکسیون مجله مذکور که به اهتمام استاد داکتر زمانی و کدام دوست شان، در سایت افغان جرمن منتشر گردید، مراجعه نمائید.

آنچه در نوشته خود متذکر شدم مبتنی بر ادعای دو شخصیت قابل قدر جامعه ماست، نه کدام افراد بی نام و نشان و مغرض.

اینکه جناب شما، آن را صائب می پندارید و یا خیر، ابرامی مبنی بر صحت و یا ثقم آن ندارم. هدف من صرف پاسخ صادقانه در برابر سؤال شما بود وبس.

در اخیر خدمت شما به عرض برسانم که محرک این نوشته، سؤال های مطروحه شما عنوانی این جانب و هم چنان متکی بر اصل حقوقی، دفاع مشروع است. از تأخیر اتمام این مضمون برخلاف توقع خود، معذرت میخواهم.

با عرض تشکر از نشر این معروضه

Comments are closed.