پاسخ و توضیح موجز مجدد به سؤال مطروحه شاغلی قیس کبیر

محمد داؤد مومند

102

پاسخ و توضیح موجز مجدد به سؤال مطروحه شاغلی قیس کبیر

به ارتباط نام مبارک «خدایی خدمتگار»

این جانب طبق معمول و بر سبیل عادت طوریکه قبلاً نیز متذکر شده ام، یومیه به سایت های انترنتی سه گانه ذیل مراجعه مینمایم: سایت وزین و مهذب آریانا افغانستان، سایت افغان جرمن و سایت وزین دعوت.

امروز در قسمت دریچه سایت افغان جرمن، مطلبی را در دو جمله به قلم ارجمند گرامی، انجنیر صاحب قیس کبیر مطالعه نمودم که در آن سؤالی را در قسمت نام مبارک خدایی خدمتگار که مأخوذ از نام حزب خدایی خدمتگار خان عبدالغفار خان است، عنوانی این جانب مطرح ساخته اند، بدین عبارت:

«محترم مومند صاحب، خوش شدم که شما معنی «خدایی خدمتگار را درج شده در قاموس کبیر نقض کرده اید.

خواهشمندم معنی درست آن را برای ما بفرستید.»

گرامی ام قیس جان کبیر!

متکی بر نوشته فوق الذکر تان عرائض خود را خدمت آن اخوی گرامی ذیلاً به عرض میررسانم.

یک- این ادعای صمیمانه تان که از نوشته و توضیحات من در مورد تلقی نادرست نام مبارک خدایی خدمتگار در قاموس کبیر، اظهار شادمانی نموده اید، موجب شادمانی این جانب گردید، زیرا این تذکر تان مبین ذهنیتی است بدین عبارت که این جانب در ادعای خود برحق بوده و آنچه در قاموس کبیر به این ارتباط نگاشته شده نادرست و مردود است، یا به عبارت دیگر، من در ادعای خود کاملاً بر حق بوده ام.

مگر چنین نیست آغای گلم؟

گرامی ام قیس جان کبیر! اگر حقانیت گفتار من جناب شما را مشعوف و مسرور ساخته باشد، شما باید یکی از این دو کار را اخلاقاً و وظیفتاً انجام داده باشید:

الف- باید آن نوشته را از قاموس کبیر حذف کرده باشید.

ب- و یا هم مطابق مشوره و پیشنهاد من، آن نوشته را در قاموس تان تصحیح نموده باشید.

اگر جناب شما در دو مورد فوق الذکر از تأمل، تعلل و تساهل کار گرفته و مطلب مورد مناقشه و کنگاش، در قاموس تان به همان حال اولیه و مردود خود قرار داشته باشد، درین صورت اظهار خرسندی و امتنان حضرت عالی بدون عمل از کدام ناحیه بوده و چگونه قابل توجیه خواهد بود؟

آیا شما طرفدار حقانیت مسئله هستید که من از آن دفاع نموده ام و موجب مسرت و خرسندی و اظهار شکران شما گردیده و یا اینکه تا هنوز هم حامی نظر مردود ارائه شده در قاموس کبیر تان هستید؟

تعلل محتمل شما در زمینه، متأسفانه بر حقانیت اظهار امتنان و صداقت ادعا و گفتار شما مبنی بر اینکه این جانب در مورد نقض تلقی نادرست نام خدایی خدمتگار مندرج قاموس کبیر برحق بوده ام، خط بطلان میکشد.

مگر چنین نیست آغای گلم؟

دو- آنچه من در نوشته خود تصریح نمودم، در حقیقت انعکاسی بود در مورد تلقی نادرست اندیشمند یا اندیشمندان شما در قاموس کبیر، لذا سایت افغان جرمن باید نوشته ارسالی مرا در سایت تان طبق اخلاق و روش متداول و معمول مطبوعاتی اجازه نشر میداد، ولی متأسفانه روی دلایل نا معلوم و غیر قابل توجیه منطقی، آن را مجریان سایت افغان جرمن به غل و زنجیر سانسور کشیدند.

معمولاً مدیران یک نشریه، از نشر مطالبی اباء میورزند که  به ذوق و سلیقه و بخصوص پالیسی مطبوعاتی شان موافقت و هم آهنگی نداشته و مهمتر از همه اینکه ارتباطی هم به محتویات نشر شده آن نشریه نداشته باشد.

در حالیکه توضیحات من انعکاسی بود در برابر ادعای مردود اندیشمند یا اندیشمندان بی اطلاع شما از واقعیت مسلم و آفتابی تاریخ معاصر، که از طالع خوبم موجب خوشی و مسرت شما نیز گردیده است، پس درین صورت سانسور مضمون مرا متکی به کدام دلایل منطقی استوار میسازید؟ و یا هم کدام دست نیرومند تر از بازوی شما و معاند محتمل شخصی من در سایت افغان جرمن، مانع نشر مضمونم گردیده است؟

الغیب و عندالله

سه- شما در جمله اخیر تان نوشته اید که :«خواهشمندم معنی درست آن را برای ما یعنی «سایت افغان جرمن» بفرستید!!

این تقاضای شما در قسمت ارسال نوشته و توضیح من، طوریکه فوقاً و قبلاً متذکر شدم، با شیوه ناجوانمردانه، جبونانه و متداول سانسور کردن مضامینم در برابر یک عده  ادعا ها و اتهامات اسف انگیز منتشره سایت تان، درمنافات قرار دارد.

مگر چنین نیست آغای گلم؟

تمنای تنویر مینمایم که اکنون چه انگیزۀ باعث آن شد که موقف معمول نشراتی شما 180 درجه تنها و بخصوص در برابر نشر جوابیه کنونی من تغییر نموده و ملتجی ارسال پاسخ من به سایت تان گردیده اید؟

آیا علل و عوامل و دلایلی که موجب سانسور کردن چندین مضمون ارسالی من به ارتباط بطلان ادعا های منتشره در سایت شما گردید، اکنون روی چه دلایل و عواملی، مؤثریت خود را در نشر پاسخ کنونی من به سؤال مطروحه شما از دست داده است؟

ممکن است توضیح این معماء و مواقف متضاد را از زبان مبارک و راستگوی شما بشنوم؟

اکنون یک بار دیگر بر میگردم به سؤال مطروحه حضرت عالی عنوانی این طالب العلم، بدین عبارت:

«خواهشمندم معنی درست (خدایی خدمتگار) را برای ما [بفرستید] »

گرامی ام انجنیر صاحب قیس جان کبیر!

من به حیث یک فرد مسلمان، فرزند یک شخصیت مسلمان و متقی و مربوط به جامعه ملی اسلامی معتقدم که نام «خداوند و خدایی و خداوندی » مانند جوهر یک حقیقت مطلق و بر حق و لایزال است، و تصور تفسیر «مجاز» در آن مایه شرک و لادینی است.

متأسفم که جناب شما به حیث یک جوان با شعور و تعلیم یافته و مسلمان، طالب معنی حقیقی ( خدایی) از من میباشید. جامعه انسانی در طول هزاران سال گذشته در ادیان و مذاهب مختلف به موجودیت وجود خداوند تحت نام های مختلف اعتقاد داشته و دارند، «خدایی» هم آنچه که مطابق معتدات دینی به خداوند ارتباط میگیرد. کار و عمل رحمانی (نه اعمال شیطانی) را که در راه خدا و صرف به منظور کسب رضائیت خداوند انجام می پذیرد، فی سبیل الله گویند.

کلمه خدمتگار نیز ضرورت به توضیح ندارد، کلمه خدمتگار ازاعصار گوناگون و ازمنۀ ناهمگون تا امروز جزء مدنیت و معاشره جامعه بشری است.

انتخاب نام مبارک و مقدس «خدایی خدمتگار» برای نهضت ملی و اسلامی خدایی خدمتگاران، به منظور مبارزه و جهاد علیه تسلط استعار برتانیه، از طرف خان عبدالغفار خان روی همچو تفکر ملی و اسلامی استوار است، تأسیس همچو نهضت بزرگ و مبارک، ایادی انگلیس را در سراسر منطقه به شمول کشور ما پریشان و هراسان ساخته و با تبلیغات سوء انگلیس مشربانه، تلاش ورزیده تا به منظور تخدیر اذهان عامه نام مبارک و مقدس خدایی خدمتگار به شیطان خدمتگار تعویض گردیده، چنانکه همچو تلقی انگلیس مشربانه توسط اندیشمند یا اندیشمندان!! شما در قاموس کبیر انعکاس یافت، زهی ضلالت وذلالت و بد بختی.

مثل معروف مردم ماست که:

چو کفر از کعبه برخیزد، کجا ماند مسلمانی.

طوریکه در مضمون قبلی خود، که شما نا جوانمردانه آن را به زولانه سانسور کشیدید به صراحت تذکر داده بودم که نام مبارک و مقدس «خدایی خدمتگار» برای اولین بار در تاریخ منطقه یعنی نیم قاره هندوستان و افغانستان، بعد از تشکل حزب خدایی خدمتگار توسط خان عبدالغفار خان رایج شد و هیچ مؤرخ و محققی به شمول استاد سیستانی و شاغلی داکتر صاحب کاظم ثابت کرده نمیتواند که همچو نام و عنوانی قبل از تأسیس حزب خدایی خدمتگار در تاریخ نیم قاره و تاریخ افغانستان وجود داشته و رایج بوده است، بخصوص آنهم به شکل منحط یک اصطلاحی که در قرون متمادی تاریخ کشور، به یک مفهوم شیطانی «مخبر و جاسوس» ثبت تواریخ و اسناد مکتوبه شده باشد.

تاریخ کشور ما گواهی میدهد که یکی از معروف ترین مخبران دربار در تاریخ معاصر کشور و در دوره شاهی امیر حبیب الله خان، مستوفی الممالک است که به کیفر مخبری و جاسوسی مشروطه خواهان به دربار امیر حبیب الله خان، به امرغازی امان الله به درخت آویخته شد، ولی تا به امروز در هیچیک از نوشته ها و تواریخ نویسندگان و مؤرخین به نام، مانند علامه کاتب، استاد پوپلزی، علامه حبیبی، علامه سلجوقی، علامه کهزاد، علامه رشاد، استاد پژواک، میوندوال، استاد ابراهیم صفا، تواریش میرغلام محمد غبار و دیگران، مستوفی المالک را به نام خدایی خدمتگار به مفهوم شیطانی و انگلیس مشربانه آن، تذکر نداده اند، نه تنها نام خدایی خدمتگار  در مورد مستوفی المملک تذکرنیافته بلکه مؤرخین و نویسندگان فوق الذکر با عقل سلیم و درک سالم از نام خدایی خدمتگار و ارتباط مستقیم آن به نهضت مبارک خدایی خدمتگار، از تذکرهمچو نام و اتهام در مورد هیچ جاسوس داخلی و خارجی استفاده ننموده اند زیرا بکار بردن این نام و آنهم به مفهوم و تلقی جاسوس، با علم و دانش و معرفت و فضیلت شان در تضاد کامل قرار میداشت.

هم چنان هر انسان با شعور و معتقد به موجودیت ذات خداوند میداند، که به کار بردن نام خدایی خدمتگار به یک مخبر و جاسوس، اهانت به ذات خداوند و الوهیت است.

گرامی ام قیس جان کبیر! بخوان و بدان که اعمال ما از نظر عقاید اسلامی در مجموع به دو دسته تقسیم میشود:

اعمال رحمانی و اعمال سیئه و شیطانی.

آیا ممکن است که اعمال سیئه و شیطانی مانند مخبری و جاسوسی را، در عوض اعمال رحمانی به کار برد و اعمال رحمانی را در ردیف اعمال شیطانی قلمداد نمود؟

آیا ممکن است مجری اعمال حسنه و رحمانی را که بنام خدایی خدمتگار یاد میشود، صبغه شیطانی داده و یک جاسوس و مخبر را خدایی خدمتگار نامید؟

یا به عبارت روشن تر ممکن است وظیفه مخبری و جاسوسی را که یک عمل شیطانی است و آن را باید «شیطان خدمتگار» نامید، به نام خدایی خدمتگار مسماء ساخت؟

ترویج نام خدایی خدمتگار به مفهوم جاسوس در جامعه و محیط ما وظیفه ایادی انگلیس و انگلیس مشربان بوده، و همانا هدف بنیادی آن، بد نامی نام نهضت مبارک خدایی خدمتگاران علیه استعمار انگلیس را دارد وبس.

اگر اندیشمندان و بزرگان متذکره شما، به این اندازه فاقد شعور و معرفت و معلومات و درک سالم و خبرت از مسائل بدیهی باشند، و اعمال شیطانی را در زمره اعمال رحمانی قلمداد میکنند، خداوند به داد این مشرکین اندیشمند گمراه تان برسد.

و اگر توهم قیس جان گل، با تمام مصرحات فوق الذکر مانند شیخ برصیصای عبرانی، هنوز هم در زمینه مغشوش باشی، خداوند به داد تو هم برسد.

امیدوارم متکی و مبتنی بر توضیحت دقیق فوق الذکر به تذکیه سایت افغان جرمن و قاموس کبیرش پرداخته، لجن انگلیس مشربانه تلقی نام خدایی خدمتگار را با تلقی زهراگین و اغوا گرانه آن محذوف سازید. وظیفه و جدانی من بلاغ حقیقت است و تعمیل آن بدوش شما، قیس جان کبیر به حیث مالک آن سایت میباشد.

خدایا چنان کن که پایان کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

آمین یا رب العالمین والعاقبت للمتقین.

این مضمون مطابق به تقاضای خودت به سایت افغان جرمن نیز ارسال میگردد.

ختم مقال

Comments are closed.