یک خطبه ء مظلومیت ملی وپرسش از مدعیان روشنفکری!/  محمد امین فروتن

0 473

پیوسته بگذشته بخش یکصدو چهل ونهم

این نخستین بار نیست و آخرین بار هم نخواهدبود که خواننده گان فاضل ودانشمند یادداشتهایم حل مسأله و معضل خونین افغانستان را از ما می طلبند . شاید علت اش نیز این بوده است که بسیاری ازمنتقدان هدفی را تعیین نموده اند که ازلحاظ بینش مدیریتی و اِستراتیژیی عمومی نظام حاکم بر سرنوشت جامعه ما تفاؤتی ندارند .روی همین بینیش به هستی و تاریخ حیات انسان از فورمول به ظاهر مصلــحت آمیز « نه سیخ بسوزد ونه کباب!! »  به عنوان کلید برای هر مسأله ای  یک راه حلی دارند . احتمالأ خواننده گان فهیم ما با مطالعه ء مقدمه فوق ملتفت شده اند که امروز میخواهم در پاسخ به تقاضای شان مطالب هرچند مختصری به عرض برسانم .اما لازم میدانم نخست بخاطر ارج گذاشتن به هنرو ادبیات متعهد و انسانی درجامعه بشری شعر زیبای ازشاعر نامدارایران زمین  جناب آقای بیداد را خدمت شما عزیزان تقدیم دارم

 https://www.youtube.com/watch?v=4tzIS1qRq-g

ممکن است خواننده گان عزیز بگویند و چنین اندیشند که رابطه این سرودهء ناب آن شاعر درد دیده زبان فارسی  با وضعیت تاروتاریک کشوردر چیست ؟ وبا شنیدن این سروده ناب شاعرآزاده و اصلاح طلب  چنین قیاس و استنباط فرمایند کـــه مـــبا دا ” در کفش ما نیزریگ است ! ” وبدون آنکه بدانیم نسل بالنده معاصر ما مصاب با چه ویروسی است ؟ برای نجات وی نسخه پیچی میکنیم !! چنانچه همه عزیزانی که با این قلم آشنائی دارند و اندیشه ها  و اعتقادات من را از نزدیک می شناسند میدانند که من اکیدأ باور دارم انسان به عنوان جانشین خدا درزمین همواره و در طول تاریخ قربانی استبداد ، بویژه استبداد مذهبی  – بی عدالتی  و ستم بوده است .  من به عنوان یک  انسان و مسلمان همیشه و از دیربدینسو  براین باورم که اگر معادله ء حرمت ووقار انسان و برسمیت شناختن حقوق مخالفان فکری در جوامع بشری فراتر از مرزهای  مذهبی و قومی نگریسته نه شوند ما و نسل های آئنده دچار دغل بازیی دغل بازان و فریب فریبکاران خواهیم بود . البته با صراحت و حرمت به مخالفان اعتقادی و فکری  بیان و اعلام میدارم ، خدا و دینی که من بر آن معتقدم دین عدالت راستین توحیدی بوده که هیچگاه توجیه کننده فقر، غارت و نابرابری  نیست و مفهوم عدالت توحیدی با عدالت مافیائی و انوشیروانی (۱) فرسنگها فاصله دارد .

من با کمال احترام به همه اندیشمندان دینی و انانیکه دین را با تقلید از فیلسوف ، متفکرانقلابی و جامعه‌شناس واقتصاددان آلمانی  آقای کارل مــــارکس Karl Heinrich Marx که با مشاهده وضعیت ناگوار حاکمیت کلیسا در قرن ۱۹ مــــیلادی گفتــه بود       ” دین افـــــــیون ملـــــتها ست ”  “Religion is the opium of the peoples”

https://www.youtube.com/watch?v=CDjOzvu0mU0

به عرض میرسانم که اکثریتی ازنیروهای اصلاح طلب دوره دموکراسی که اسلام را تنها  راه  نجات و رهائی جامعه افغانی میدانیستند ، همچنان تمامی  منتقدان چپی که برای بهبود اوضاع ناگوار جامعه با تقلید ازکشور های جهان سوم راه رشد غیر سرمایه داری! را  نسخه پیچی میکردند با دریغ و تأسف که نسخه های را می نوشتند و سفارش میکردند که یا نقشه راه دیگران و بیگانه گان  بوده که چنین  راه حتی در سرزمین های  خود شان نیز با چالش های فروانی مواجه بودند و از سوی دیگر نیروهای نیز که دین بویژه اسلام را راه نجات جامعه اعلام میکردند بدون آنکه بدانند ” دین “ چیست و اسلام کدام است ؟

جالب و شگفت انگیز آنجا وآنگاه بوده که هردو اندیشه اعم از مذهبی  و چپ مارکسیستی بنام رسیدن به بهشت موهوم و موعود همچنان نیروهای که داستان های بهشت و برزخ موعود  را خرافات مذهبی میدانیستند برای احیای وقار و عزت از دست رفته انسان کوچکترین و اندکترین تلاشی به خرج ندادند . شاید همان بنیاد های مشترک فکری بوده که امروزبا روشنی  میبینیم که نزدیک به چهار دهه بعد  برسرمشارکت در قدرت مافیائی در افغانستان باهم در رقابت افتاده اند و مؤلفه ها و ارزشهای  اساسی و ایدئو لوژیک  مانند توحید و عدالت در میدان تاریک  مسابقه زورمندان بصورت بی رحمانه ذبح شرعی میشوند .

https://www.youtube.com/watch?v=zwkN4NwiGGo

جالب است که زبان دعوت دعوتگران دهه ء دموکراسی از همان آغاز مملو از خشونت در برابر مخالفان فکری شان بود که حرمت و کرامت خدا داد  انسان را با زبان هنر که حوزه دوستی و مهربانی بر هم نوع اش نامیده می شد  نشانه گرفته بودند . چنانچه با پیروزیی کودتای انتقامجویانه ثور۱۳۵۷  خشونت را بر شانه های هنر و موسیقی حمل می نمودند .

https://www.youtube.com/watch?v=KAv9ZdBjGLI

اما این تنها نیروهای چپ و مدعیان اندیشه های دموکراتیک ملی نبودند که در مخالفت با صلح و آرامش انسان باشنده افغانستان  ، کله منارهای آباد ساختند و بیچاره شده گان را جوقه ، جوقه در انبارها و گودالهای  وحشتناک مرگ انداختند بلکه به دلیل اعتیاد بر خون و مرگ  انسان همکاران شبه مذهبی شان نیزبر ناموس و عزت درمانده گان دریغ نه ورزیدند و تا توانیستند بخاطر رسیدن به بهشت موعود شداد کشتند و سر بریدند . حتی تا آنجا پیش رفتند که بصورت علنی دین مقدس  اسلام را در تضاد با دیگر اندیشی عنوان نمودند ، چنانچه آقای گلبدین حکمتیار که خود را از وارثان و بنیانگذاران نهضت اسلامی افغانستان در دهه دموکراسی می نامند مرتبه ای در میان مجاهدین  اینگونه اظهارداشته بود . https://www.youtube.com/watch?v=455p6ogKIRU

البته قصه هاو حکایت های  درد ناک کشتار بی گناهان توسط مجاهد نمایان و پهلوانان شبه مذهبی  از همان آغاز جهاد مقدس مردم افغانستان علیه روسهای اشغالگر از هیچ کسی پنهان نیست و نبوده است .

               توجیه خشونت  درگفتمان شریعت گرای غیرعقلانی :

 چنانچه بارها از این قلم مطالعه فرموده اید نگاه بنیاد گرایانه با اتکای مطلق و دگم به منابع فقهی احکام مروج درجغرافیأ و مقطع خاصی از تاریخ شبه جزیره عرب به عنوان احکام ثابت و لایتغیر ، همه مکانی و همه زمانی تعبیر و تفسیر میگردد ، لهذا علمای مذهبی و ظیفه ورسالت خود میدانند تا مناسبات اقلیمی شبه جزیره عرب را در میان مسلمانان تئوریزه و تحکیم نمایند . بدین سبب معرفت شناختی هواداران این گفتمان و قرئت دینی با معرفت بشر امروزی ویاهم نهاد ها و مناسبات موجود تناقض پیدامیکنند . البته باید با صراحت گفت که از همان آغاز ظهور دین مقدس اسلام در افغانستان که بصورت غیر اجتهادی و با نگاه پیروان قدیم این گفتمان یعنی اعراب شبه جزیره عرب وارد سرزمین افغانستان آن زمان گردید طبیعی است که وقتی یک تفکر و اندیشه در شرائط خاص تاریخی و اقلیمی مورد قبول انسانهای باشنده دیگر اقلیم ها واقع گردد، آرام آرام  عقل به عنوان تنها فرآیند نقد جایش را به خرافات و توهومات وا گذارمیکند  که بالاخره  در امتداد تاریخ و با اندک تلاش معاندان و حسودان از سوی برخی روشنفکران بی خبردر جوامع انسانی شعار” جدائی دین ازسیاست”  بلند می گردد . و شگفت انگیز است که این فرآیند ” جدائی دین ازسیاست” را به نفع وخیر دین که با استدلال آنها دین  یک امرمقدس الهی است محسوب میکنند. درحالیکه اگر واقعأ سیاست به معنای خُدعه و فریب دیگران تعبیر وتفسیر گردد و یا هم رسیدن به هدف استفاده ازهروسیله و هر تاکتک اگرمطلوب و مشروع بوده  باشد بدون شک دراینگونه  تعبیرو تفسیر ازسیاست وهمچان ” دین “ چنان گودال بزرگی ازعیب موجود است که نه میتوان با جدائی آن نهاد از” دین “ بخش کوچک از گودال معیوب تفسیر و تعبیر را  پُرساخت .! اما صمیمانه باید گفت و عرض کرد اگرمفهوم ” دین ” از نظر این روشنفکران معتاد بر قدرت و ثروت چنین بوده است که یک امر مقدس الهی و با اندکترین تعامل با بدی ها و به قول شان ” سیأ ” سی کاری ها مخدوش خواهند شد ، اصلأ به درد زندگی وحیات انسان و جامعه نه میخورد نه تنها باید ازسیاست باید به دور انداخته شود بلکه از حریم مقدس حیات نیز باید محو گردد که اینگونه چهره ای براستی هم برای ملتها حیثیت آفیون و  مواد مخدر را داشته است . و غالبأ کارل مارکس Karl Heinrich Marx  فیلسوف ، متفکرانقلابی و جامعه‌شناس واقتصاددان آلمانی  با دیدن چنین چهره ای ازمسیحیت و کلیسای قرن ۱۹ مــــیلادی به این قضاوت رسیده است تا اعلام کند که ” دین افـــــــیون ملـــــتها ست “

               طرح حل نیازهای  انسان باشنده جهان معاصر!

کسانی که با زمان آشنا اند و از سرگذشت اندیشه ها و فرهنگ ها بویژه در کشورما افغانستان آگاهی دارند بخصوص روشنفکران راستین و متعهد جامعه ما که میدانند استعمار با پوشیدن چه عبأ وقبایی واز همه مهمتر  نقشهء راهی به مثابه عصای غارت فکری و ارزشهای تمدنی ما و دردهکده ای حیات امروزی این نسل حضورعینی دارد  ؟ وباز هم  میدانند که  نظام بهره کشی و اقتصاد پرستی جدید با چه روح پست مادی و فلسفه اصالت مصرف به صحنه آمده است ؟ چنانچه این قلم بارها تذکرداده و به عرض رسانده است استعمار امروزی بصورت دسته جمعی مجهز به نیروی مشروعیت کاذب علمی و فلسفی ، تخنیک و هنر و مطبوعات مافیائی درحالی به میدان آمده است که در امتداد تاریخ دست کم پانزده سال آخیر با تاکتیک های ” صلح خونین ” و ” سیأ “ست به ابتذال کشانیده شده مافیائی قدعلم کرده ودرجهان معاصر کنونی که تعلق و ارتباط نسل پرخاشگر ما را با ایجاد حوادث درد ناک طبیعی و مصنوعی با گذشته شان قطع نموده است .

این مبحث را انشأ الله در آئنده پیگیری خواهم کرد

(۱)  : هرچند بارها نوشته ام  اینک باز هم برسم تکرار احسن دوباره به عرض می رسانم . میگویند بااینکه انوشیروان سی هزارمزدکی را یک قلم کشتارکرد وسربُریدند چطورلقب انوشیروان عادل گرفته است ؟ گفته شد که این لقب شریف به خاطر ان است که در قتل وغارت تبعیض قائل نه می شد ومساوات را رعایت میکرد ومیدانیم که ظلم یکسانی هم نوعی عدل است! ظلم عادلانه!

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.