حفاظت از شیوه های گفتاری و نوشتاری زبان مروج دری در افغانستان… /د. نوراحمد خالدی

0 597

حفاظت از شیوه های گفتاری و نوشتاری زبان مروج دری در افغانستان

حق مردم اینکشور در حفظ و گسترش زبان مادری آنهاست

[به مناسبت تجلیل از روز جهانی زبان مادری]

نوشتهء دوکتور نوراحمد خالدی

شخصی بنام خراسانی بمناسبت روز “زبان مادری” یونسکو در فیسبوک مینویسد: “زبان پارسى از عصر سامانيان تا ابداليان همواره به عنوان تنها زبان رسمى، ملى و فرهنگى تمام امپراطورى هاى خاندانى كل بلاد خراسان … بوده است و اين رسميت و عظمت تا پايان سلطنت امان الله خان به رغم تمام فراز و فرود ها همچنان باقى ماند و از هيچ باد و باران و طوفان ، گزندى به او نرسيد…. متأسفانه در يك قرن اخير دشمنان سوگند خورده اى زبان فارسى از هيچ ظلمى مضايقه نكردند تا شاخه هاى اين درخت كهن را از بيخ و بن بركنند و هويت اش را مسخ نمايند “.
آقای خراسانی از کدام ظلم در حق زبان فارسی (دری) صحبت میکند و این دشمنان قسم خوردهء زبان فارسی (دری) چه کسانی بوده اند؟ آیا نامگذاری چند جاده و چند موسسهء اداری و علمی بزبان پشتو و دایر کردن کورسهای تدریس زبان پشتو برای کارمندان دولت در بدل حقوق امتیازی مضايقه نكردن از هيچ ظلمى است تا شاخه هاى زبان درخت كهن “پارسی” را از بيخ و بن بركنند؟ مگر کوشش در راه آموزس، تقویت و افزایش ظرفیت زبان پشتو حق مسلم پشتوزبانهای افغانستان نیست؟ آیا این کوشش موازی و در سایهء شکوفانی و گسترش زبان دری صورت گرفته است و یا در ضدیت و مخالفت با آن؟ آیا محمود طرزی، نادرخان، محمد ظاهر شاه، محمد داوود خان و اعضای خانواده های انها دشمنان قسم خوردهء زبان فارسی (دری) بوده اند؟ مگر زبان مادری این اشخاص زبان دری نبوده است؟ مگر خط و کتابت رسمی اداری دولت افغانستان تا امروز زبان دری نیست؟ مگر نام “دری” نام اولی و تاریخی زبانی نیست که در تاجیکستان بنام “تاجیکی” و در ایران بنام “فارسی” معروف است؟ آیا موجودیت این سه نام بصورت مترادف تیشه به ریشهء درخت کهن زبان “پارسی” میزند؟
حتی یکتعداد دانشمندان ایرانی از دری یا فارسی بصورت مترادف یاد میکنند. ابراهیم پورداود، استاد دانشگاه تهران مینویسد که کتابهای شاهنامه ابو منصوری (۳۴۶هجری)، ترجمه تفسیر طبری ( ۳۶۵ هجری) ،اشعار رودکی سمرقندی (۳۲۹هجری)، شهید بلخی (۳۲۵ هجری)، دقیقی طوسی (۳۷۰ هجری)، شهنامه فردوسی (۴۰۰ هجری) “همه بزبان فصیح و استوار و پختهء دری یا پارسی نوشته و گفته شده است” (محمد معین، “برهان قاطع”، دیباچه صفحه بیست وهفت جلد اول-۱۳۳۰ تهران). زبان دری در ادوار پیش از اسلام نیز همزمان با پهلوی وجود داشته است. قراینی که این عقیده را حمایت میکنند موجودیت آثار کتبی (منثور و منظوم) از زمان نوح سامانی (۳۵۰-۳۶۵ ه ق) و غیره است و دلالت به آن میکند که در ظرف دو سه قرن بعید است زبانی باین فصاحت و بلاغت رسیده باشد. ابراهیم پورداود مینویسد که “باید پایه و شالوده این زبان قرنها پیش از اسلام ریخته شده و زبان مزبور با زبان پهلوی متوازیآ پیش میرفته است”. (محمد معین، “برهان قاطع”، دیباچه صفحه بیست وهفت جلد اول-۱۳۳۰ تهران). همین نویسنده در پاورقی همان صفحه می افزاید که “منتهی چون زبان پهلوی زبان رسمی بوده کتیبه ها و رسایل بدان زبان باقیمانده و از زبان دری پیش از اسلام – اگر هم آتارمکتوب وجود داشته- چیزی بما نرسیده است”. بر همین اساس استاد ملایری میگوید بکاربردن اصطلاحات فارسی قدیم، فارسی میانه و فارسی جدید کار متاخرین است که هیچ ریشه تاریخی ندارد. ابن الندیم از قول عبداله بن المقنع میگوید دری لغت مردم شهرهای مداین، دربار پادشاه، و لغت مردم مشرق اهل بلخ است. (الفهرست جاپ قاهره ص ۱۹.) بنابر آن وقتی در سال 1964م دولت افغانستان کاربرد زبان “دری” را به عوض “فارسی” بصورت رسمی مروج ساخت عملی در مسخ هويت اش نبوده بلکه برعکس استفاده از نام درست تاریخی و اولی این زبان است.کار خستگی ناپذیر محققین افغان در معرفی درست ریشه ها و تکامل زبان دری به فهم بهتر مردم منطقه اعم از افغانستان، ایران و تاجیکستان از این زبان انجامیده است. آیا وقتی دانشمندان افغانستان میگویند زبان اصلی مردم خراسان و ماوراالنهر زبان “دری” بود که در این سرزمینها در کنار زبان پارتی (پهلوی اشکانی) موجود بوده و گسترش یافت و دوصد سال بعد به فارس که زبان مادری آنها “پهلوی ساسانی” بود معرفی شد مسخ هویت زبان “فارسی” نیست بلکه برعکس معرفی درست ریشه های زبانی است که امروز در ایران به آن فارسی در تاجیکستان، تاجیکی و در افغانستان به آن دری میگویند؟
بیشتر ایرانیها معتقد اند که دری مروج در افغانستان و لهجهء رسمی مروج در افغانستان به مقایسهء آنچه در ایران رواج دارد اصالت بیشتر داشته و زبان معیاری محسوب میگردد. کوشش دری زبانان افغانستان در محافظت شیوه های گفتاری و نوشتاری زبان مروج در کشور نه ایران ستیزی و نه پارسی ستیزی بلکه حق آنها در حفظ و گسترش زبان مادری آنهاست. به نوشتهء محمد حیدری خبرنگار بی بی سی “ما زبان که می‌آموزیم، تنها اصواتی که جایگزین مفاهیم شوند را یاد نمی‌گیریم. “فرهنگ” نیز با زبان، در جان ما سرازیر می‌شود. با زبان است که تفکر می‌کنیم و هر زبانی با تاریخ کهن گذشته‌اش و با سرمایه‌های معنوی فرهنگ‌اش، زمینه‌ای برای فکر می‌شود. زبان تنها برای ارتباط با دیگران نیست، زبان راهی برای پیمودن گذشته نیز هست. گویی تاریخ در آن جاری است. زبان چیزی فراتر از کلمات است. زبان سرچشمه فرهنگ ما است.” این درست است که ما مشترکات فرهنگی زیادی با ایرانیان داریم. اما در طول تاریخ صدها سال در شرایط متفاوت حاکمیت ها تکامل کرده حیات بسر برده ایم و حالا نزدیک به سه صد سال است که راههای جداگانه حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را پیموده دست اوردهای متفاوت و مشخص و منحصر به خود داریم. بنابر آن حفاظت از شیوه های گفتاری و نوشتاری زبان مروج دری در افغانستان حق مردم افعانستان در حفظ و گسترش زبان مادری آنها و فرهنگ مشخص و متمایز شان است.

Leave A Reply

Your email address will not be published.