قاسم باز /  وایم تا ته راځی ماته !

0 1,011

قاسم باز                                                                                   ۲۰۱۷/۳۰/ ۶

                     وایم تا ته راځی ماته !
خدمت جنابان هریک غلام حضرت کربلایی و اقای محترم عبدالمجید منګل.

                           
            این چه شوریست که در دور قمر میبینم          همه افاق پر از فتنه و شر میبینم 
          اسپ تازی شده مجروح به زیر پالان             طوق زرین همه در ګردن خر میبینم  

در سایت افغان جرمن انلاین یک تن بی هویت، مجهوالهویت دلباخته، نوکر و چاکرسازمان سپاه پاسداران خمینی و خامینی، بنام غلام حضرت از جمله برادران اهل تشیع قندهاری ما باید لب های مردم را ماچ و وی باید قربان و صدقه نورمحمد تره کی، امین و کارمل شود، بخاطرکه وی بعد از به  قدرت رسیدن نورمحمد تره کی، خالق یګانه لاتری و قره این بینوا پا برهنه را به اسم این اقا کشیده و وی را مقیم کشور سویدن اروپا، ساخت. این شخص مجهوالهویت هیچ تصور نمیکرد که وی یک وقت کشور سویدن اروپا را در خواب هم ببیند چی رسد  به ان که مقیم این کشور شود و از اولفیر و کمک های کفری ان کشور تغذیه و مستفید شود، در زبان پشتو ضرب المثل است که میګوید ( مستی د میږی ځوی زغمی ) به این معنی کسانیکه جهان دیده و به درسترخوان پدر، در خانه پدر، کلان شده ، نه در کوچه و جویچه مانند این مجهوالهویت و بی هویت خود را ګم نکردند انها هر قدر و به هر اندازه که زندګی شان خوبتر و بهتر بطرف بهبود میرود متوازی تر میګردد و از جفنګیات دوری می جوید. و در هر موضوع مثل غلام حضرت خان کربلایی، این غلام  خمینی ها ، خامینیها و رفسنجانیها مداخلات بیجا نمی کند. غلام حضرت سویدنی در طول زندګی ګذاشته از عقدها و حقارتها که در نهاد و ضمیر وی موج میزند رنج می برد، اینګونه اشخاص مریض و علیل بخاطراینکه خود را بنحو از این فشارها و رنج ها خود را رها کرده باشد مثل مګس دوغ در لب هر پیاله دوغ نشسته لب هر پیله را بوسیده و دو دست خود را بشکل اظهار بینوایی و افسوس با هم میساید ولی مردم دانا به اشاره دست و زبان به این ګونه مګسهای کثیف و میکروبدار، خمینی، خامینی و سپاه پاسدار( کیشی ) یا ګم شو میګوید. تا زمانیکه این مګسهای کثیف و میکروبدار و پر از تعفن به روی و پشت خود یک سیلی جانانه عمری نخورد اصلاح نمیشود.
این شخص علیل، مریض و عقده یی که در لب ماچ کردن مثل نظریات بی باکانه شان مهارت بسزای دارد، این خود به علیل بودن و مریض بودن وی دلالت میکند، یک متل است که میګوید. ( خوی ځی خو عادت نه ځی ) نظر به این ضرب المثل اګر این فرد علیل و مریض روانی صد سال دیګر هم در اروپا زندګی کند ،از این مرض بمرګی و مزمن خلاصی ندارد. الهی میلیون بار شکرګذار تو ام که مردم پکتیا در ولایت پکتیا اینګونه افرادیکه اغشته به این مرض مزمن لب ماچی ګرفتاراست نداریم.
اګر خوانندګان ګرامی به نوشته های کج و پیج این جناب بی هویت وغلام صفت هم عقیده وی خمینی و خامنیی متوجه شده باشد وی همیشه در ضدیت به مذهب سنی  از تاسیسات اخوندی ایرانی شعیی در افغانستان پشتبانی و قدردانی می نماید  ولی برعکس از کمک های کشورهای سنی مذهب ندامت نشان میدهد، این شخص مجهوالهویت از مرکز جاسوسی سپاه پاسداران ایران بنام مرکز امدادی امام خمینی و مدرسه محمدیه شیخ اصف محسینی که به پول سپاه پاسداران ایران و هدایت مستقیم خمینی و خامنیی مانند لانه جاسوسی ایران در جوار سرک دارالاامان بنا یافته، هیچ وقت و در هیچ نوشته خود از ان ذکر نمی نماید، ولی از تاسیس یک پوهنتون بزرګ اسلامی که به کمک کشورعربستان سعودی در تپه مرنجان و ننګرهار ساخته میشود اظهار تاسف مینماید و انرا بنام مرکز وهابیت یاد میکند، این شخص بی هویت و بی بیوګرافی در ضدیت به شهید داودخان ګاهی لبان نورمحمد تره کی را ګاهی لبان حفیظ الله امین را  ګاهی لبان ګلبدین و ګاهی لبان  مزاریها، محققها و ګاهی از بهتوها و امثالهم انها ماچ میکند،
این شخص توظیف شده سازمان سپاه پاسدران خمینی لعنت الاالله ګاهی در سایت سلطنت پرستان ظاهر میشود و ګاهی در سایت ( افغان جرمن انلاین ) چرندیات مینویسد که این خود به بی سویه ګی و بی دانشی این شخص علیل و مریض روانی و عقده یی دلالت میکند.
اګر من از اقای جناب غلام حضرت خان سوال کنم که ایا واقعآ اعضای سپاه پاسداران ایران و رهبران ان سپاه مانند  خمینی و خامینی، محسینی ها و لعلی های  مزاری و محقق ها و کشتمندها طرفداران خاندان سلطنتی افغانستان هستند؟ جواب روشن است که نی، ابدآ نی.
جناب اقای غلام حضرت خمینی، بلی من این را خوبتر میدانم که در سایت خواریون و دوستان سلطنت؟ یعنی سایت اریانا سایت خلیلی ها سقاوی، سایت ملکیاریها و میوندوالها که افغانستان را برنج دیردون خطاب میکرد و دیوارهای قصر شاهی سلطنتی افغانستان را به کلنګ های فولادین از بیخ و بنیاد تخریب میکرد، سایت عبدالرحیمزایها که قبر نظام سلطنتی را می کند، سایت ملالیها که پدر بزرګوار شان غازی امان الله خان را در مقابل یکمقدار پول هنګفت ترور میکرد، سایت عباسی های نیم چه محمدزی، و و و . بین افراد ان سایت و یکعده عقدیهای بی هویت و مجهوالهویت مثل غلام سپاه پاسداران جناب غلام حضرت و دیګران یک نوعه بازی ډبل رول جریان دارد، این ګروپهای متضاد و مخالف به این فکر اند که انها یک دیګری خود را بر ضد مخالفین خود استعمال میکند، ولی غافل از ان اند که انها به این ګونه تصورات و خیالات واهی و تذویری بی باکانه قبر خود را بدست خود می کند، و دیګران هر روز از روز دیګر به اهداف شوم انها پی میبرد.
هموطن کربلایی غلام حضرت خان.

خداوند را زیاد شکر ګذارم که دلباخته مرد میدان مرد پاک سریش و پا نهاد و وطن دوست جناب شهید معظم سردار محمد داود خان هستم  نه دلباخته خمینی، خامنیی ، رفسنجانی و سپاه پاسداران ایرانی.

اقای غلام حضرت، من یک افغان سچه و اصیل این دیار و بوم ام، وطن ابایی خود را مانند مردمک چشم خود دوست دارم، به هیچ نوعه فشارحاضر نخواهم شد که یک بلسط خاک وطن خود را فدا منافعی کشورهای ایران، روس، امریکا و پاکستان سازم ، افغانستان ملکیت اجداد من است برای من یک هموطن صادق افغانکه افغانستان را مثل مادر وطن دوست داشته باشد و منافع ملی کشور ما را بالاتر از منافع ایران و خمینی ها بداند و رهبر کشور خود را از خمینی کرده با شرافت تر و با وقار تر بداند بحیث برادر احترام میکنم ولی به ان عده افراد که منافع ملی افغانستان را قربان منافعی ایران خمینیها میسازد اشتی ناپذیر ام ، از خمینی پرستان ایرانی نفرت دارم،  نزد من یک افغان بیسواد وطن پرست از یک باسیواد وطن فروش و ایرانی مشرب زیاد شرف دارد.

جناب کربلایی غلام حضرت.  بی عقل را دیده بودم نه به این اندازه که شما. جناب پا برهنه اقای غلام حضرت، غلام خمینی ! را ندیده بودم، محترما در ان نوشته من، که من در ان نوشته خود از شهکاریهای نصیر حق شناس ذکر نموده بودم صرف بخاطر وضاخت موضوع که برادر محترم من جناب داکتر عبدالواحد حیدری در ان شخص یعنی اقای نصیر حق شناس در نوشته خود به ان اشاره نموده بود من هم بخاطر وضاحت زیاد تر موضوع ،علت و انګیزه نوشتن کتاب نصیر حق شناس اشارات داشتم. ولی شما غلام حضرت خان بجای انکه جمله اول نوشته من را مدنظر بیګیرید که من چی نوشته بودم، شما مثل افراد کور و کر بیجا و بی مورد درباره نوشته من ابراز نظر جاهلانه و عقده مندانه نمودید.
جناب غلام حضرت مالمو یی سویدنی . شما ان کس نیستید که سال ګذاشته در دریچه نظر سنجی افغان جرمن انلاین نوشتید که من به سردار محمد داوود خان احترام دارم ، وی یک شخصیت پاک نفس و صادق بود ولی مخالفت من از زمانی شروع شد وقتیکه وی به قندهار امد، وی تنها به مقبره میرویس خان رفت و به مقبره احمدشاه بابا نرفت اصلآ مشکل شما و امثآلهم شما از همین جا نشعت میکند ان اینکه  حاجی میرویس خان یګانه رهبر عالیقدر افغان بود که ګورګین ایرانی را به زانو دراورد،  شما به همین علت از وی نفرت دارید. پشتبانی شما از احمدشاه بابا در مقابل میرویس نیکه در اینست، که،  در درباره حاجی میرویس خان نوکران و جاسوسان ایرانی وجود نداشت ولی برعکس در دربار لوی احمد شاه بابا از نصف زیادترهم کیشها و هم عقیدویهای  شما حضور داشت  ، افسوس و صد افسوس بشما و به این نظر بی شرمانه، بی باکانه و پا افتاده و طفلانه شما. شما بخاطر نه رفتن مرحوم محمد داوودخان به مقبره احمدشاه بابا ان هم بخاطر ضعقیت وقت وی شما به ان مرد میهن دوست و فداکار چی لعب نیست که از دهن بویناک و تغفن دار تان نثار ان مرد خدا پرست و وطندوست نساختید.

جناب کربلایی غلام حضرت خان خمینی .
عبدالمجید منګل حق دارد هر چیزیکه دلش خواسته باشد اظهار نظر نماید، مایان هم حق داریم که بالای تبصره وی تبصره نمایم من شخصآ در مورد چک سفید که اصلآ ان یک شایعه بود که از طرف مخالفین سردار محمد داوودخان انهم بخاطر کوبیدن حکومت داوودخان از طرف یک عده افراد معرض سلطنت طلبان، و اعضای حزب دیموکراتیک خلق ، چنانچه شخص نور احمد نور و اسلم وطنجار در وقت شهید نمودن جنابان هر یک شهید وفی الله سمیعی وزیر عدلیه و شهید سید وحید عبدالله معاون وزارت خارجه که هردو شان در سفرعربستان سعودی مرحوم سردار محمد داوودخان را همراهی میکردند بودند. در ان شب که نور احمد نور اقایان هر یک شهید وفی الله سمیعی وزیر عدلیه و شهید سید وحید عبالله را به شهادت میرساندند از طرف نور احمد نور به شهید وفی الله خان سمیعی و شهید سید وحید عبدالله در حضور داشت  جنرال پادشاه میر خان از طرف نور احمد نور به اقایان وفی الله خان سمعی و سید وحید عبدالله ګفته شده بود. جناب جنرالصاحب پادشاه میر این موضوع را در رادیوهای بین المللی مانند صدا امریکا و رادیو بی بی سی و به شخص خودم و به جناب اقای انجینیر احسان الله مایار چندین بار در کابل تذکر داده. حالا اګر جناب داکتر صاحب عبدالواحد حیدری از ګفته محترم جنرال پادشاه میر خان نقل قول نموده حق بجانب است بخاطریکه جنرال پادشاه میر در ان شب این کلیمات را از زبان نور احمد نور شنید. ولی این را هم به جرات ګفته میتوانم بګویم که هیچ کس نمی تواند این کلیمه و یا این جمله چک سفید را در کدام بیانیه داوودخان، اخبار پشتو و دری رادیو افغانستان، اخبار دولتی انوقت بنام جمهوریت و یا هم از زبان کدام دوست و همکار ان سفر مرحوم شهید سردار محمد داوودخان شنیده باشد، متل است که میګوید ( شنیدن کی بوود مانند دیدن ) اینکه جناب اقای مجید منګل امروز ان شایعه چک سفید را رد میکند  کاری خوب میکند. ولی در مورد اینکه وی میګوید که مرحوم شهید محمد داوودخان شخص نادان، بیکاره و از دیپلوماسی بوی نمیبرد مرتکب ګناه کبیره میشود.
جناب کربلایی اقای غلام حضرت. وقتیکه اینجانب در نوشته خود عنوانی جناب داکتر عبدالواحد حیدری در باره نوشته اقای منګل نویشتم و اذعان نمودم که من به تبصره اقای مجید منګل کار ندارم باید میدانستی که در ان موضوع که جناب عبالمجید منګل تماس ګرفته چناچه من در اول نوشته خود نوشته بودم که من به نوشته منګل کاری ندارم، لازم نبود که شما قلم فرسایی کنید، شما اګر کمکی عقل و فهم در سر و کله بی مغز تان میداشتید به ان نیم سطر نوشته من قناعت میکردید ولی چی کنم،                               د مکی په بزرګی کښی هیڅ شک نشته. ولی…..
او یا.
پوهه ټوله راوتلی له مغزو ده
هسی نه چی په دا ډیرو کتابو ده
جناب کربلایی . وقتیکه شما از نوشته اشخاص برداشت درست کرده نمی توانید، مربوط به درک و ادراکات شما است، یک نصحت برادرانه اینجانب را بشنوید، به این طرز تفکر و رفتار عجولانه و نویشتهای نیش دار و دو رویه نمی توانید از خود یک شخص مطرحه بسازید شما ، تا زمانیکه بالای عقده حقارت خود پای نه مانید همیشه در بین مردم و دوستان شرمنده و خجالت زده خواهید بود.
اقای غلام حضرت خان. اګر به اسناد دوره شش ساله جمهوریت مراجعه نماید از روز تاسیس اولین جمهوریت تا روز زوال ان یعنی ۷ ثور۱۳۵۷ کشور عربستان سعودی از یکصد و پنجاه میلیون دالر زیادتر در پروژهای عمرانی و انکشافی دولت جمهوری افغانستان کمک نموده، ۶۵ میلیون دالر در پروژه بند سلما، ۴۵ میلیون دالر در پروژه مسلخ هرات که ان مسلخ به تمام کشورهای عربی ګوشت تهیه میکرد، در جریان سفر شهید محمد داوودخان تمام کمک های کشور عربستان سعودی مربوط به احداث پرژه های عام المنفغه شد و در حین جریان مذاکرات زعمای هردو کشور به این نتیجه رسیدند تا وزرا هردو کشور بخاطر کسب و جلب کمکهای کشور عربستان سعودی باهم دید و وادیدهای دایمی داشته باشد. در ان سفر مرحوم داوودخان کشورعربستان سعودی بیست میلیون دالر کمک بلاعوض نمود. بهر صورت، سوال اساسی من از جناب اقای مجید منګل اینست؟ که جناب اقای منګل چی انګیزه باعث ګردید که شما بعد از سی سال قلم را برداشته و درمورد سیاست و رویش حکومتداری و مسایل دیپلوماتیکی مرحوم محمد داوودخان قلم فرسایی نمودید، شما بکدام منطق محمد داوودخان را یک شخص بی معلومات و فاقد دانش دیپلوماتیک، و یک شخص بدون تعقل و بدون یک خط مشی ملی و دیپلوماتیکی وانمود ساختید.
تا جایکه بمن و یک عده بزرګان، دانشمندان که در امور دولت داری و حکومت داری افغانستان موهای سر خود را در سیاست و مسایل ملی و سیاسی وطن خود سفید نموده لیل و نهار و مشکلات فروان را متقبل ګردیده،  انها به درایت فهم و دانش دیپلوماتیک مرحوم محمد داوودخان در مسایل ملی و بین المللی به وی لقب یک سیاستمدار با پرنسیپ، شهرت یافته ملی و بین المللی داده، چنانچه محترم عبدالرحمن پژواک، مرحوم داوودخان را، یک سیاستمدار زیرک باهوش بافهم با درایت با حوصله، ذکی و انعطاف پذیر خطاب نموده، ولی شما برعکس جناب پژواک بزرګ مرحوم محمد داوودخان را  یک شخص فاقد این صفات دانستید، در اینجا نزد من چی، بلکه نزد دیګران سوالها پیدا شده ان اینکه یا شما در باره شهید محمد داوودخان دروغ و جفنګ میکوید، و یا نااغوذبالله  محترم عبدالرحمن پژواک و دیګر بزرګان افغانی و خارجی.
جناب محترم عبدالمجید منګل.
شما در نوشته تان تمام کابینه مرحوم محمد داوودخان را افراد بی بیکاره وانمود ساختید، بنظر من این ګونه قضاوت تان  یک قضاوت غیرمنصفانه وغیرعادلانه است، تا جایکه من می دانم تمام وزیران کابینه شهید محمد داوودخان بغیر از یک دو نفرکه سطح تحصیل و تجربه شان از دیګر وزیران کابینه انوقت کم بود و هم سویه شما و کمکی باتجربه تر و بلند ترازشما بودند انها به ان کمی تحصیل خود سطح جهان بینی شان، فهم و درایت و دلاوری و صداقت شان از شما کرده بلندتر و خوبتر بوده بطور مثال:
۱- داکتر عبالمجیدخان وزیرعدلیه و وزیر دولت ، ۲- پوهاند وفی الله سمیعی وزیر عدلیه، ۳- پوهاند داکتر عبدالرحیم نوین وزیر اطلاعات و کلتور.
۴- پوهاند عبدالقیوم وردګ وزیر معادن و صنایع  وزیر معارف و وزیر سرحدات، ۵- پوهاند غلام صدیق محبی وزیر تحصیلات عالی، ۶- پوهند داکتر محمد نادر عمر و پوهاند سکندر وزیران صحت عامه،۷- انجینیر جمعه محمد محمدی وزیر اب و برق، ۸- انجینیر عبدالتواب اصفی وزیر معادن و صنایع،۹- انجینیر عبدالکریم عطایی و انجینیر عبالحمید محتاط وزیران مخابرات،۱۰- انجینیر پادشاه ګل وزیر امور سرحدات شخص مناسب به ان پوست،۱۱- عبدالقدیر نورستانی صاحب منصب پولیس و لیسانس فاکولته اکادمی پولیس اولین فرد مسلکی در امور وزارت داخله، در نظام شاهی اکثره وزیران داخله یا معلمین و یا انجیران و یا لسانسه های ریشته ها و مسلک دیګر بودند، ۱۲- ډګرجنرال غلام حیدر رسولی در نظام شاهی ریس ارکان قوا چار و قوه پانزده زرهدار پلچرحی، همچنان ریس ارکان فرقه خوست و مزار شریف  و در زمان جمهوریت دو سه سال بحیث قوماندان قوای مرکز یکسال بحیث لوی درستیز و بعدآ به حیث وزیر دفاع ملی، ۱۳- سید عبدالاله فارع التحصیل پوهنځی اقتصاد وزیر مالیه، ۱۴- داکتر محمدحسن شرق ده سال به حیث ریس دفتر صدراعظم و بعدآ بحیث معاون صدارت، داکتر شرق در ده سال ریاست دفتر صدارت تجارب زیادی اداری را اموخته بود. ۱۵- سید وحیدعبدالله دیپلومات ورزیده و با تجربه بحیث معاون وزارت خارجه، ۱۶- عزیز الله واصفی وزیر زراعت درجه تحصیل لیسانس شخص فهیده سخنور ادیب منور و شخصیت قومی و ملی بود. ۱۷- یګانه وزارت که در زمان شهید سردار محمد داوودخان در اوایل جمهوریت برای یک و یا یکنیم ماه بی وزیر مانده ان وزارت تجارت بود.که بعدآ وزیر ان بنام محمد خان جلالر توظیف شد، محمد خان جلالر توسط محترم جناب اقای سردار سلطان محمود غازی به شهید محمد داوود خان پشنهاد شده بود. محمد خان جلالر در زمان سلطنت نیز وزیر کابینه سلطنتی بود، در ان وقت یعنی زمان سلطنت مقرری محمد خان جلالر هیچ باکی نداشت در ان وقت خیر خیریت باشد هیچ چیزی نشده حالا شما جناب منګل صاحب محترم ، شرافتمندانه بګوید که شما در قضاوت خود در مورد کابینه جمهوریت محمد داوودخان، و تجارب کاری محمد داوودخان از قوماندان حربی ښونځی ګرفته تا قوماندان قوا مرکز، والی ولایت قندهار، سفیر، وزیر داخله، وزیر حربیه، صدراعظم و بلااخیره ریس جمهور وظایف بس حساس و خطیر را ایفا نموده، ان مرحوم چی در عرصه امنیت ، دفاع و دیپلوماسی و در مورد فهم و دانش دیپلوماتیک وی، شما اقای محترم منګل مرتکب اشتباه نه شده اید؟ بنظرم بسیار زیاد و از حد و اندازه زیاد شده اید، لطفآ از روح پاک ان شهید بزرګوار و والامقام عفه بخواهید.
جناب بزرګوار محترم منګل صاحب .
لطفآ به این سوال من خدای به جات جواب بګوید نه بخاطر خشنودی من ، ان و این/ ان اینکه.
اګر در لیل ۷ بر ۸ ثور ۱۳۵۷ کودتا حزب دیموکراتیک خلق ناکام میګردید و دولت دوباره به اوضاع مسلط میګردید، و تمام محرکین ان کودتا  مجازات میشند و به کیفر اعمال ضد ملی میرسیدند، فکر نمیکنید که  مخالفین محمد داوودخان این را در بین مردم تبلیع نمیکرد و یا چنین نه می ګفتند که این یک ډرامه ساختګی از طرف محمد داوودخان بود که وی به پیاده کردن این ګونه سناریو بنام کودتا مخالفین سیاسی، و روشنفکران را قل و قم نمود، بهر صورت.
  سوال من از شما اینست اګر، ۵ یا شش سال بعد محمد داوودخان بمرګ طبعی  فوت میکرد و بعد از فوت وی یک شخص بزرګوار دیګر به قدرت میرسید و ان شخص هم تمام کارهای محمد داوودخان را بمثل محمد داوودخان به پیش میبرد، و بعد وی هم بمرګ طبعی و یا توسط انتخابات جای خود را به شخص سوم واګذار مینمود و رهبر سوم هم مانند دو رهبر قبلی عین پالیسی محمد داوودخان را تعقیب و در کشور امنیت عام و تام میبود و کشور به سطح خود کیفا میرسید در ان وقت قضاوت تان مثل قضاوت فعلی میبود و یا برعکس قضاوت امروزی تان.
جناب محترم عبدالمجید منګل، شما در یک سفر مرحوم شهید محمد داوودخان اشتراک نموده بودید ولی برادرم عبدالمجید باز، در تمام سفرهای رسمی مرحوم محمد داوودخان حضور داشتند، یګانه کشوری مسلمان عربی که مرحوم محمد داوودخان از ان ناراضی و دست خالی به وطن برګشت ان کشور، کشور لیبی بود، برادرم عبدالمجید باز سریاور مرحوم محمد داوودخان از ان سفر چنین حکایت نمود. وقتیکه طیاره ما در میدان طرابلس لیبی به زمین نشست طبق طرز العمل دیپلوماتیک پیشروی ذعیم و ریس جمهور یک کشور ذعیم و یا ریس جمهور کشور مهماندار میرود و پیشروی صدراعظم ، صدراعظم کشور مهماندار، زمانیکه ما از طیاره در میدان هوایی طرابلس پایان شدیم دیدیم که معمرالقذافی حضور ندارد، وی عوض خود معاون خویش را بنام عبدالسلام جلود روان کرده، وقتیکه محمد داوودخان این صحنه را دید متاثر شد هنګامیکه عبدالسلام جلود در موتر همرای محمد داوودخان و بنده یکجا نشست، و وی مایان را تا  اقامتګاه ما، ما را مشایعت کرد ، بمجرد داخل شدن ما در اقامتګاه انها ترتیبات یک عصریه و چای را ګرفته بودند، بعد از صرف چای و عصریه که تقریبآ پانزده دقیقه را در بر ګرفت بعد از ان برای چند دقیقه  هییت افغانی باید دست و روی خود را تازه میکردیم عبدالسلام جلود از داودخان اجازه ګرفت و ګفت که بعد از پانزده دقیقه معمرالقذافی ریس حکومت لیبیا به دیدن شما می اید، وقتیکه عبدالسلام جلود از صالون خارج شد مرحوم داوودخان به سید وحید عبدالله معاون وزارت امور خارجه هدایت داد هر وقتیکه معمرالقذافی به دیدن من امد برایشان بګوید که من سر درد هستم و نمی توانم وی را بیبینم. و شما برای فردا سفرلیبی را کنسل نماید و به سفارت افغانی در ترکیه در تماس شوید تا انها ترتیبات سفر سه روزغیر رسمی  را بیګیرد. برادرم علاوه نمود که بعد از پانزده دقیقه قذافی به اقامتګاه امد سید وحید عبدالله به وزیر مهماندار لیبیایی خاطر نشان ساخت که فعلآ وضع صحی ریس جمهور ما خوب نیست وی رهبر شما ر

ا دیده نمی تواند وی همچنان به وزیر مهماندار لیبی خاطر نشان ساخت وقتیکه وزیر مهماندار لیبی تصمیم داوودخان را به معمرالقذافی ابلاغ نمود وی برای پانزده دقیقه خود را این طرف و انطرف همرای هیيت افغانی سپری ساخته بعد از پازده  دقیقه ناګذیر صالون را ترک کرد.  فردا به وقت معینه پرواز ما بطرف ترکیه اماده شد وقتیکه ما بطرف میدان طرابلیس حرکت میکردیم دیدم که معمرالقذافی خود را به میدان هوایی رسانید و از نه امدن خود به پیش روی داوودخان در میدان هوایی طرابلس از محمد داوودخان معذرت خواست، ولی شهید محمد داوودخان به غرور افغانی که داشت به قذافی چنین ګفته، تشکر از مهمان نوازی تان. ما افغانها در مهمان نوازی شهرت بین المللی داریم. همان بوکه بعد از صرف یک چای مختصر در لابی صالون ( وی ای فی ) میدان طرابلیس محمد داوودخان بطرف طیاره خود روان و به قذافی وداع نمود نمی دانم جناب اقای مجید منګل از این جریان خبر دارد یا نه. بهر صورت.
زمانیکه مرحوم محمد داوودخان از یک سفر خارجی به کشور بازګشت نمی دانم در یکی از ولایت کشور هرات  یا قندهار وی یک توقف یک روزه نمود وی در ان توقف یک روزه خود به بزرګان ان ولایت دیدن نمود و در یک ګردهمایی کلان به شهریان ان ولایت یک بیانیه فی البدها ایراد نمود که به ګرمی زیاد از طرف هموطنان استقبال ګردید، وی در ان خطابه خود چنین فرمود « برادران و خواهران، من در هر کشور که استقبال شدیم ان استقبال بخاطر محمد داوود نبود بلکه ان استقبال بخاطر شما و ملت بزرګ افغان بود.

در اخیر کلام  به اقای غلام خمینی جناب غلام حضرت خاطر نشان میسازم ان اینکه ، هموطن کربلایی،  شما در این سی یا چهل سال ګذاشته کدام کاره نبودید لطفآ به اندازه و سویه و موقف اجتماعی تان ګپ بزنید کوشش کنید ګامهای تانرا از اندازه خود زیادتر و  فراترنګذارید نه شود خدای ناخواسته پریشان حال شوید، کوشش کنید هر چی زودتر چهره ات را با بیوګرافی ات اګر داشته باشی بما و هموطنان تان شریک سازید  تا ما و هموطنان تان در باره تان قضاوت درست و سالم نمایم. در غیر ان  بګفته ایرانیان. تمام ګپ هایتان …… شیر است .خودت میدانی ګل من باید بدانی ، مطمین باش پیدات میکنم تا چی وقت از هموطنانت خود را پنهان میکنی. من تا شهر مالمو سویدن به پشت تان خود را رساندیم.
ختم

Leave A Reply