کاری که کارل مارکس کرد، عین کار را نصیر حق شناس نمود/ قاسم باز

0 476

قاسم باز                                                                                    ۲۰۱۷/ ۲۷/۶

  کاری که کارل مارکس کرد، عین کار را نصیر حق شناس نمود
برادر محترم جناب داکتر عبدالواحد حیدری

من به تبصره جناب اقای مجید منګل کار ندارم، ولی یک چیز را میخواهم به خدمت هموطنان خود واضح سازم ان اینکه، در اوخیر سال ۱۳۵۶ بنده بحیث څارنوال در وزارت عدلیه ایفا وظیفه مینمودم ، پسر نایب الحکومه سابق ننګرهار بنام  عبدالله خان وردګ به اسم ( نادر وردګ ) که از دوستان بسیار نزدیک من بوده و میباشد، این دوستی ما از پدران به ما به ارث رسیده بود، ما باهم دوستان صمیمی بودیم ، من از طریق دوستی شخصی که به جناب نادرجان وردګ داشتم در اواخیر سال ۱۳۵۶ همرای اقای جناب نصیرحق شناس که در ان ایام انها در وزارت اطلاعات و کلتور یکجا و در یک شعبه کار میکرد اشنا شدم. در اوخیر ان سال در یکی از روزها من همرای نادرجان وردګ پسر نایب الحکومه عبدالله خان وردګ در  پیش روی وزارت اطلاعات و کلتور وعده داشتم وهر دو ما غرض فاتحه به بمنزل یک دوست مشترک خود میرفتیم. از قضا و قدر وقتیکه من به جای معینه رسیدم دیدم که اقای نادر وردګ همرای دوست خود جناب نصیر حق شناس که یک دوسیه کلان و بسیار ذخیم در بغل داشت منتظر امدن من بودند برای بار اول با نصیرحق شناس معرفی شدم ، بعد از احوال پررسی نادر وردګ برای من دوست خود را معرفی نمود و ګفت که این اقا جناب نصیر حق شناس همکار دفتر من است  وی  میخواهد تمام کارها و پروژهای عام المنفعه که در مدت چند سال دوره جمهوریت تحت کار ګرفته شده یک کتاب بنویسد من هم به نوبه خود از این کار وی تمجید نمودم، ولی بدبختانه کارهای خدای بود،  که بعد از چند ماه  تحول هفت ثور بوقوع پیوست، چون در ان ایام روز تا روز وضع سیاسی کشور بحرانی تر می شده  و مردم هم اهسته اهسته به ترک وطن شروع نموده بود. که از ان جمله افراد که وطن ابای خود را ترک می نمود یکی هم جناب اقای نصیر حق شناس بود. اقای حق شناس مثل دیګر افراد کشور و وطن خود را ترک نمود و به پیشاور پاکستان مهاجرت نمود، زمانیکه اقای نصیر حق شناس متوجه وضع اشفته بار کشور شد و دید که در پاکستان اکثره تنظیم های جهادی؟ به دستور و ډول پاکستان میرقصد و پاکستان بطور شعوری نتنها زیربینا افغانستان را از بین میبرد بلکه انها افتخارات ملی و رهبران ملی مانند غازی امان الله خان و شهید سردار محمد داوودخان که انها دشمن دیرینه پاکستان بود، حکومت پاکستان انها را در اذهان مهاجرین میکوبد بهمین خاطر بود که اقای نصیر حق شناس از شرایط سو استفاده نمود کتاب خود را که یک وقت بخاطر کمکهای اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی مینویشت وی در پیشاور و اسلام اباد ان یاداشت های زخیم خود را بر ضدیت پالیسهای حکومت مرحوم محمد داوودخان و غازی امان الله خان نوشته، وی به این کار خدمت بزرګی به ای ایس ای پاکستان نمود، ای ایس ای به همکاری حزب جمعیت اسلامی افغانستان؟  پول چاپ کتاب وی را به یک مقدار پول هنګفتی دیګر اضافی بنام کمک به جناب حق شناس پرداخت،  بدبختانه ان چیزیکه جناب نصیر ناحق شناس در دوره جمهوریت در خدمت نظام جمهوری مینویشت وی انرا برعکس در زمان مهاجرت خود در پیشاور پاکستان در خدمت حزب جمعیت اسلامی ربانی و ای ایس ای، نویشت. نصیر حق شناس عین کاری را کرد که کارل مارکس در مورد فلسفه  ایدیالیزم هیګل نمود،  به ګفته  کارل مارکس وی فلسفه هیګل را سرچپه ساخت، مارکس به این عقید است و میګویند « که من در فلسفه ماتریالیزم دیالکتیک هیچ کاری را نکردم صرف یک کاری کردم که فلسفه هیګل که بالای سر استاده بود انرا سر راسته ساختم و به پای استاده نمودم . به این معنی چیزیکه هیګل فیلسوف ایدیالیزم در باره تقدم روح به ماده ګفته بود کارل مارکس ماده را مقدم به روح دانیست. جناب نصیر حق شناس هم مانند کارل مارکس، کتاب؟ خود را که در زمان جمهوریت شهید محمد داوودخان به نفع جمهوریت و در خدمت نظام جمهوریت می نوشت انرا در خدمت ای ایس ای و حزب جمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی نویشت.

در مورد تاریخ و تاریخ نګاری. این بود خدمت اقای نصیر ناحق شناس

Leave A Reply

Your email address will not be published.