در ستراتیژی جدید امریکا…/ دوکتور محمد عثمان تره کی

0 602

دوکتور محمد عثمان تره کی                                                                      ٢٤/٠٨/٢٠٧١

در ستراتیژی جدید امریکا

 پافشاری بر مذاکره مخالفین با حکومت کابل زورگویانه و قرینه استمرار جنگ است !

بالاخره پس از انتظار هشت ماه ښاغلی ترمپ رئیس جمهور جدید امریکا پروگرام آینده حکومت خود را در رابطه به جنگ افغانستان اعلام کرد. این پروگرام نکات مثبت و منفی زیادی دارد که میتوان با بخش مثبت آن با خوشبینی محتاطانه تماس گرفت و در مورد  نکات منفی آن پیشنهادات عملی و سازنده ارائه کرد . قصد نویسنده درین نوشته وارد شدن به جزئیات پلان جنگ و صلح آقای ترامپ نیست.  بحث رویدست را به یکی از موضوعات کلیدی و حیاتی اعلام شده در اعلامیه حکومت امریکا در رابطه با مذاکره با طالبان اختصاص میدهیم .

اگر نقش امریکا در جنگ افغانستان را در چند عبارت مختصر بگنجانیم حاصل آن چنین میشود :

’’ افزاری ساختن تروریزم برای تجاوز به یک کشور بیغرض و به دلیل گذشتن از یک جنگ طولانی،  فاقد پوتانسیل دفاع دولتی . تخلف از قوانین بین المللی و منشور ملل متحد. تحمیل یک حکومت فاسد و وابسته  به زور سوته بالای افغانان. تمرکز به ژنوساید به کمک پاکستان برای تضعیف بنای مستحکم تاریخی ساختار قومی . فشار از طریق جنگ خونین بر مخالفین مسلح  به منظور مذاکره با حکومت دست نشانده ‘‘.

در طرح ستراتژی حکومت جدید امریکا به تبعیت از اشتباه حکومت اوباما که موجب طولانی شدن جنگ شد، روی مذاکره مستقیم مقاومت مسلح با حکومت کابل پافشاری شده است.

‎ اگر قصد  باز کردن  گره مرکزی جنگ طولانی افغانستان باشد،  باید از مواضع  طرف های اصلی  نبرد و منطق شان در استنکاف از مذاکره با جانب مقابل آگاه شویم :

مخالفین مسلح حاضر نیست با حکومت بی صلاحیتی که بدنبال  اشغال کشور بر مقدرات مردم به زور سرنیزه تحمیل شده است به مذاکره بنشیند. مخالفین در موضع حق به جانب قرار دارند.

در طرف دیگر برخورد، امریکا آمادگی مذاکره با مخالفین مسلح را ندارد. چه صحبت مستقیم  با جنگجویان طالب به مفهوم شناسائی حقوقی آنها به صفت ’’ مقاومت مسلح ‘‘  و یک طرف حاکمیت آینده افغانستان است. این شناسائی بار مسئولیت آغاز و دوام جنگ شانزده ساله کشور را بدوش امریکا می اندازد. موضوع تادیه غرامات جنگ و رسیدگی به جنایات جنگی یک ونیم دهه را متوجه آنکشور  و شرکا میگرداند. امریکا در موضع باطل قرار دارد.

قبل ازینکه برای دریافت راهی برای باز کردن این گره تلاش کنیم امریکا را متوجه چند واقعیت میسازیم :

– قبل از تجاوز امریکا دو ابر قدرت دیگر در تحمیل مزدوران خود به حیث حُکام افغانستان ناکام شدند. امریکا باید در تنظیم ستراتژی جدید درک آموزنده ازین واقعیت داشته باشد.

–  مردمان مسکون در منطقه میان آمو وسند تجربه طولانی تاریخی جنگ های ملیشیایی دارند. اگر به سرعت با طالبان راه مصالحه و ختم جنگ در پیش گرفته نشود ، طالبان در داخل و بیرون افغانستان متحدین جدید خواهند یافت. روسیه و چین همین امروز موضع جنگی در برابر امریکا گرفتند.  طالبان مجهز به سلاح  پیشرفته  خواهند شد و با کنترول  بر ساحات جدید،  قلمرو حاکمیت خود را توسعه خواهند داد. آنگاه به آسانی حاضر به مذاکره نخواهند شد. بالفرض در صورتیکه آماده  مذاکرات هم شوند آنرا  در مسیر خواست های خود استقامت خواهند بخشید. ازان جائیکه این خواست ها ممکن مورد قبول طرف مقابل نباشد، مذاکره به بن بست خواهد رسید و جنگ تا مدت نامعلومی استمرار خواهد یافت.

ستراتژی اعلام شده حکومت امریکا در بخش عمده خود شباهت با خط مشی حکومت های سابق آنکشور در برخورد به جنگ افغانستاان دارد. آنچه جدید است  لنگر بیشتر بر افزایش درجه فشار بر پاکستان به منظور مجبور ساختن طالبان به قصد مذاکره با حکومت کابل است. مخالفین مسلح باید اشغال را بپذیرند تا زمینه برای تطبیق ستراتژی جدید ښاغلی ترامپ مساعد شود. از همین اکنون باید اعلام کرد که پافشاری روی این نکته عامل  ناکامی ستراتژی نو خواهد شد.

ستراتژې نو توسط  حکومت نو امریکا مطرح گردید  بی آنکه به طرف افغانی در تنظیم آن حق ابراز نظر داده شود. به حکومت کابل به مثابه وایسرای امریکا برخورد شد . احترام به موازین اخلاق سیاسی و وجود موجوداتی بنام افغان در قلمرو جنگ که طرف امریکا است، ایجاب میکند که تطبیق پلان باید با تفاهم با یک حکوکت نو در کابل پیاده شود. این حکومت  انتقالی که وظیفه گذار افغانستان از حالت جنگ به صلح را خواهد داشت ، میباید در موافقت کامل با طالبان شکل بگیرد. مخالفین مسلح تحت شرایط معینی باید نقش کلیدی در حکومت ایفا کنند.

حکومت نو با احترام به منافع متقابل افغانستان ، امریکا و متحدین،  معاهده قبلی ستراتژیک محصول تجاوز امریکا را  با موافقتنامه  جدید دوساله که دران با ملاحظه اوضاع فعلی عناصر نو گنجانیده خواهد شد، تعویض مینماید.

حکومت طی دوسال  عمر خود :

* امکانات خود کفایی امنیتی را از طریق  کمک کشور های ذیعلاقه تحت غور میگیرد.

صفوف طا لبانی را که به  حکومت ملی و اسلامی میپیوندند  از صف ملیشیای پاکستان جدا میسازد.

* یک قوماندانی مشترک عملیات جنگی  با قوای ائتلاف بر ضد گروه هائیکه به جنگ ادامه میدهند  تشکیل میدهد.

* به خود سری های قوای ائتلاف در طول عملیات نظامی  پایان میدهد.

* برای تنظیم یک میکانیزم پیوستن چین و روسیه در یک پلان واحد ستراتژیک منطقوی بر ضد مراکز تروریزم تلاش میکند.

* زمینه انتخابات آینده را در شرایط امن مساعد میسازد.

مدت حکومت دو ساله با درجه حجم وظائف سپرده شده میتواند به موافقت طرف های درگیر قابل تمدید باشد.

معاهده دو ساله با ملاحظه شیوه برخورد قوای ائتلاف با منافع ستراتژیک افغانستان در منطقه میتواند قابل تمدید یا الغا باشد.

مدت کمی از تصدی ریاست جمهوری ښاغلی ترامپ  سپری میشود که به مشکل میتوان روی استقامت آینده خط مشی حکومت وی پیشبینی کرد. با آنهم  رئیس جمهور علی الرغم تجربه اندک در دنیای سیاست یک سیاستمدار پراگماتیک معلوم میشود . حل قضیه بغرنج افغانستان به نحویکه از یک سو از جنگ طولانی  به نفع امریکا بهره ببرد بی آنکه منافع افغانستان را زیر سوال قرار بدهد، بزرگترین چالش برای ریاست جمهوری وی خواهد بود.

اما سه پیام  به سه آدرس :

–  آدرس مردم : پلان نو ستراتژیک را وقتی مردم افغانستان  در مسیر منافع ملی قرار داده میتواند که به مثابه یک ملت آگاه از خیر و شر خود در موضع واحدی قرار بگیرد. اختلافات رذیلانه و احمقانه  قومی  و سمتی  را به خاطر منافع علیای افغانستان کنار بگذارد.

– آدرس طالبان : طالبان از نظر سیاسی و رزمی دست  بالا در دادن استقامت پلان ستراتژیک امریکا در جهت  منافع ملی کشور خود دارند. باید از موقع بدست آمده برای رام ساختن شامار زخمی امریکای هژمونیست و زورگو به نفع کشور استفاده کنند.

– آدرس امریکا :  رئیس جمهور  باید بداند که لقمه ظاهراً چرب افغانستان بسیاری کام ها را دریده  است. آرمان موفقیت در جنگ را بسیاری از متجاوزین در هدیره امپراتوری ها مدفون کرده اند.

’’ پایان ‘‘

فرانسه

٢٤/٠٨/٢٠١٧

 

 

Leave A Reply