جمعیت یا تروریزم درونی نظام /شیرین آغا غورځنگ

0 538

حــزب جمعیــت اسلامی افغانستان که شاخه منشعب یافته‌ی نهضت اسلامی است، از روزی که شکل جنگی و سیاسی خود را در کشور نمایان کرده، فعالیت‌های شان به نفع کشور نبوده و از هیچ نوع خیانت و دوکه ستیزی در مقابل ملت و منافع ملی دریغ نکرده. اشخاص و اعضای آن در طلب قدرت، هر نوع قوانین و اصول اداری را زیر پای می‌کنند.

همیشه می‌کوشد که وحدت اقوام افغان را برهم بزند و بالاخره درگیری مسلحانه صورت گیرد. از کارهایی که جمعیت مشغول آن است بر می‌آید که حزب یاد شده، به جغرافیه سیاسی کنونی افغـانستـــان متعهد نیست، چون انکار از هویت ملی، بغاوت از فرامین رییس جمهـور و امثالهم. از آن جایی که بنده مرامنــامــه و اساس‌نامـــه حزب یاد شده را مطالعـه نموده‌ام، در داخل این حزب نیز حرج و مرج فراوان وجود دارد. به گفته‌ی سایت رسمی جمعیت اسلامی افغانستان “این اساس‌نامه و مرامنامه تا حالا کنگره جمعیت تصویب نکرده و در اینجا به خاطر غنامندی سایت به رشته‌ی تحریر در آوردیم.” لذا آنها کدام ساختار مشخص برای فعالیت‌های سیاسی ندارد و نیز افرادشان نظر واحد ندارد.

هفده سال قبـل قومندان مسعود توسط دو عرب کشته شد و بعدأ توسط رییس جمهور پیشین ‘حامد کرزی’ به اساس فقر‌ه‌ی نوزدهم ماده‌ی شصت چهارم قانون اساسی افغانستان، به وی لقب قهرمان ملی داد. سوال در اینجا است که هفده سال قبل مسعود افغــــان بود یا خیــر؟ اگر افغان بود، حالا باز ماندگانش چرا از افغانیت انکار می‌کند؟ اگر افغان نبود، به کدام اساس قهرمان ملی افغان‌ها شده می‌توانـــد؟ روی کدام اصل و کدام احساس خود جمعیت وی را قهرمان ملی افغان‌ها خطاب می‌کند؟
در حالی که قهرمانی وی رییس جمهور پیشین روی یک فرمان که از صلاحیت‌های رییس جمهور می‌باشد و این صلاحیت‌ها به رییس جمهور ماده شصت چهارم قانون اساسی داده اعلام نمود. از کار‌های جمعیت معلوم می‌شود که این قانون اساسی را نمی‌پذیرد.

یک نتیجه دیگر حاصل می‌شود که جمعیت آن ماده‌های قانون اساسی افغانستان را می‌پذیرد که به نفع جمعیت باشد و آن ماده‌هایی که منافع جمعیت را تسجیل نمی‌کند، به آن مخالف‌اند. لذا از خواست‌های جمعیت بر می‌آید که همه افغانستان از ما، و ما بالاتر از قانون هستیم.

روزی به یک جمعیتی به خط سرخ بودن قانون اساسی در مسایل ملی بحث داشتم، وی با تاکید برایم گفت: “قانون اساسی قرآن نیست و ما برخی ماده‌های آنرا قبول نداریم. از اینجا گفته می‌توانیم که طالب‌ها و جمعیت در تخریب نظام همسان‌اند، زیرا که طالب نیز این نظر دارد که ما برخی ماده‌های قانون اساسی افغانستان را نمی پذیریم.” جمعیت به خاطری نسبت به طالب‌ها بیشتر ملامت‌اند که در لویه جرگه قانون اساسی که در سال ۱۳۸۲ هـ ش دایر گردیده بود، نمایندهای جمعیت نیز حضور داشت و در مورد این قانون اساسی جمعیت نیز رای مثبت داده است.

قابل یاد آوریست که رسانه‌های بین‌المللی در گزارشات خود برخی اعضای برجسته جمعیت متهم به غصب زمین، قاچــاق مواد مخدر نموده و حساب بانکی آنها به میلیارد‌ها دالر گزارش داده است. اکنون که پروسه‌ی تذکره‌های برقی آغاز شده، آنها نمی‌تواند که کارهای فوق خود مداوم سازد، زیرا که هویت آنها و کار آنها افشا می‌شود به همین اساس بهانه جویی به خاطر توقف این پروسه می‌کند که کار پول سیاه‌شان در خطر است.
مهمتر از همه اعضای برجسته جمعیت من جمله عطا محمد نور حین سخنرانی، اصل اخلاق سخنرانی سیاسی و دیپلوماسی را رعایت نمی‌کند و حرف‌های چون طفلانه می‌گوید من به این باورم که پشت مقامش دچار مریضی روانی شده است.
از کارهای جمعیت به نتیجه می‌رسیم که “حزب جمعیت اسلامی افغانستان” به نفع کشور نیست و باید برای منحل ساختن آن عوامل ایجاد شود، اعضای برجسته آن که علیه نظام برخواسته‌اند، باید به ارگان‌های عدلی و قضایی معرفی گردد.

روزنامه سرخط

Leave A Reply