میراث فکری سید جمال الدین الحسینی الأفغانی / نگارش : فضل الرحمن فاضل

0 3,252

میراث فکری سید جمال الدین الحسینی الأفغانی

 

نگارش : فضل الرحمن فاضل

 

آثاری که  ما امروز  از  بیدارگر  شهیر  سید جمال الدین افغانی ،در دسترس داریم  در عهد خود او،  حتی دوستان نزدیکش، آگاهی امروزین ما را نداشتند.

 جرجی زیدان از دوستان سید افغانی که در حدود سه هفته بعد از وفات سید ، در اول اپریل 1897 م  زندگینامهء موصوف را در ماهنامهء مشهور « الهلال» در قاهره به نشر رساند؛ در مورد آثار و تالیفات او  می نویسد:

« …فقضی ولم یدّون من بنات أفکاره إلا رسالة فی نفی مذهب الدهریین ورسائل متفرقة فی مواضیع مختلفة قد تقدّم ذکرها ولکنّه بثّ فی نفوس أصدقائه ومریدیه روحا حیة حرّکت هممهم وحددت أقلامهم فانتفع الشرق و سوف ینتفع بأعمالهم.»[1]

 سید جمال الدین  داعی اجل را لبیک گفت اما از تراوشهای فکری او ،  فقط ما رساله ای در مورد  رد روش « نیچریه» در دست داریم و مقالات متفرقهء دیگر  در مورد  موضوعات گوناگونی که  قبلا از آن یادآوری شد ، اما او  روح زنده ای  در کالبد  دوستان و مریدانش  دمید ، همت  های ایشان را به حرکت آورد  و خامه های شان را آتشین کرد  که شرق از نبشته های ایشان  سود برد  و نسل های آینده  نیز از آن  بهره  خواهند برد..»

آنچه جرجی زیدان به مقالات متفرقه  دیگر سید، اشارت میکند ، همانا مقالات نشر شده در «العروة الوثقی»  و جراید مصری  است .

دانشمند ایرانی حمید عنایت  تنها رسالهء « نیچریه» سید  را سزاوار نام رساله می داند  و می نویسد « .. نوشته های دیگر او، همه  به صورت مقالات خطابی  کوتاهی است که فوریت اوضاع و احوالی  که مایهء نگارش  آنها شده است ، مجالی  برای بسط و تفصیل برای او نداده است.» [2]

با و جود این گفته ها،   دوستان سید جمال الدین افغانی و ادامه دهندئگان راه او،  به تدوین آثار پراکنده سید پرداخته اند که آغازگر این کار  مولوی محمد عبد الغفور  شهباز عظیم آبادی  البهاری است که مجموعه مقالات سید جمال الدین افغانی را  در یک مجموعه از مجلات هندی جمع آوری نموده  و در 15 اگست 1884 م  در کلکتهء هندوستان  در زمان حیات سید  و به اذن خطی  سید، به نشر رسانده است .

اما نخستین کسی که به جمع و تدوین نسبتا کامل آثار سید جمال الدین  افغانی  همت گماشته است، سیدجمال الدین شناس شهیر مصری پروفیسور  دکتور محمد عماره است  که نخستین بار  مجموعهء آثار  عربی سید را  تحت عنان « الأعمال الکاملة لجمال الدین الأفغانی»  در یک جلد در سال 1968 م  در قاهره به دست نشر سپرد و یک دهه  بعد در سال  1979  به تکمیل کاوش هایش پرداخته  کتاب را با افزودی های دیگر به بیروت فرستاد، کتاب در دو جلد در بیروت به نشر رسید ، اما جنگ های لبنان باعث شد تا نسخه های آن بعد از چاپ، نابود گردد و به دسترس عامه قرارنگیرد.

پروفیسور  عماره از تلاش باز ننشست و « الأعمال الکاملة لجمال الدین الأفغانی» را با همه نبشته های  باقی مانده از سید به زبان عربی را ، در چهار جلد و در 1996 صفحه   چند ماه قبل در سال 2016میلادی ، از طرف مکتبة الرسالة قاهره به دست نشر سپرد.

استاد سید هادی خسروشاهی  هم یکی از سید جمال الدین شناسان مشهور ایرانی است که در جمع و تدوین آثار سید از 60 سال به این طرف فعالانه مشغول است  و او  همه آثار سید  را اعم از فارسی و عربی  در شش مجلد   و در بیش از سه هزار صفحه تحت عنوان «الأثار الکاملة »  در سال 2002 م در قاهره  به چاپ رسانده است که می توان آن را مجموعهء کامل آثار سید نامید .

سید جمال الدین افغانی

آثار سید را می توان  به چند دسته تقسیم کرد.

1- تألیفات  سید جمال الدین که موصوف  به قصد تالیف  و دنبال کردن  موضوع واحدی به خلق اثری پرداخته است ، در این ارتباط  ما از موصوف دو اثر در اختیار داریم.

الف – نیچریه

ب- تتمة البیان فی تاریخ الافغان

2- مقالات سید  به زبان فارسی  در نشریه های چاپ هند  که این مقالات همه توسط مولوی محمد عبد الغفور از بهار هند، جمع آوری شده  و طوری که گفتیم در 1884 م در کلکته به در مطبعهء سنگی، به نام «مقالات جمالیه» چاپ شده است.

3- مقالات سید به زبان عربی  که عبارت است از :

 الف: مقالات موصوف  در جریدهء العروة الوثقی  که به ضرس قاطع نمی توان میان برخی نبشته های او  و شاگردش  محمد عبده   تفکیک قایل شد و گفت که این مقاله از سید است و آن دیگر  از محمد عبده ، زیرا هر دو  استاد و شاگرد،  آن نشریه را مشترکا به پیش می بردند  و از نبشتن نام در مقالات نشر شده ، امتناع می ورزیدند.

ب- مقالات سید جمال الدین افغانی  در  جریدهء «ضیاء الخافقین» چاپ  لندن  که در برخی نبشته های خویش ، سید جمال الدین الافغانی، سید و یا کهف و قسط  امضا کرده است.

ج- مقالات موصوف در جراید چاپ مصر که مشهورترین آن مقالات، همانا مقالهء « البیان فی الانجلیز والافغان»است که خشم انگلیس ها را بر انگیخت  وآن مقاله به زودی به زبان انگلیسی ترجمه و در مطبوعات انگلیسی بارتاب یافت و  سید  هم در رد  آن مقالهء « رّد علی رّد » را به نشر رساند.

4- درس های  سید جمال الدین افغانی که در گذشته ها به نام «أمالی» یاد می شد که شاگردانش درسهای استادخویش را تدوین کردند  که از جمله « الواردات فی سر التجلیات» و « شرح العقائد العضدیة » او مشهورتر است

5- نامه های سید جمال الدین  به دوستانش که این نامه ها  اغلب به زبان فارسی و عربی در دسترس قرار دارد .

6- کتاب های منسوب به سید جمال الدین افغانی که به نام  آثار و  تالیفات سید جمال الدین مشهور شده است ؛ در حالی که آثار او نیست که از جمله  به دو اثر زیر  اشارت می کنم .

الف- تاریخ ایران

ب-   مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین.

7-  مقالات و آثار سید  در ایام اقامت تقریبا چهار ساله در روسیه تزاری  و سال های اقامت در ترکیهء عثمانی که تقریبا پنج سال پسین زندگی او را تشکیل می دهد  و ما جز خاطرات سید جمال الدین افغانی  جمع و تدوین توسط  محمد مخزومی پاشا در آستانه یا استانبول چیز دیگری در اختیار نداریم.

پروفیسور دکتور محمد عماره که میراث فکری سید جمال الدین افغانی را در یک مجموعه  ودر چهار جزء به نام «الأعمال الکاملة لجمال الدین افغانی » به نشر رسانده  ، مجموعهء خویش را چنین صنف بندی  کرده است :

الجزء الأول : «المقدمات – التحقیقات» از  آغاز کتاب تا صفحه 466

این جزء شامل سه بخش است.

 نخست مقدمه ای  که بر مجموعهء « الآثار الکاملة»  تدوین شده توسط آیت الله سید هادی خسروشاهی، در سال 2002م تحریر کرده است.

دوم: کتابی که قبلا تحت عنوان « جمال الدین الأفغانی المفتری علیه» بر ضد ادعا و نظریات دکتورلویس عوض تالیف کرده است.

سوم :  تحقیقاتی که  در سال 1976 م یعنی چهل سال قبل نبشته وآن را در مقدمه چاپ سال 1979 م  طبع بیروت افزوده است.

الجزء الثانی : «الکتابات السیاسیة/ نوشته های سیاسی »  این بخش شامل نوشته های سید  تحت عناوین : شرق و اسلام ، استعمار ، مصر، مصر و سودان؛ فارس و افغانستان، هند، و راجع به انجمن و فعالیت های العروة الوثقی  نبشته های سید را تنظیم و در این جلد که از ص 467 آغاز و در ص 1029 پایان  می یابد ، جای داده است.

الجزء الثالث: «فی الإلهیات»

این بخش شامل شش مبحث یا رساله است به این ترتیب: 1- التعلیقات علی شرح الدوانی للعقائد العضدیة 2- رسالة الرد علی الدهریین 3- القضاء والقدر 4- مرآة العارفین 5- رسالة الواردات فی سر التجلیات 6 – متفرقات

الجزء الرابع : «فی الحضارة و الاجتماع و التاریخ» در این جزء ،  آثار و مقالات سید راجع به  تمدن  ، جامعه و تاریخ گردآوری شده  و آن را  به دو بخش  عمده تقسیم کرده است. در بخش نخست یا « فی الحضارة والاجتماع» رساله اسلام و علم و رد بر ارنست رنان فیلسوف فرانسوی را با بیانیه ها و نامه هایی که  سید به دوستان وبزرگان و شاگردانش نگاشته است ، در تحت عنوان بالا آورده است.

بخش دوم تحت عنوان  « فی التاریخ»  گردآوری شده است که آن همانا کتاب «تتمة البیان فی تاریخ الأفغان» و مقالهء «البیان فی الانجلیز والافغان» است این جزء از ص 1912 آغاز  و در صفحهء 1996 پایان می یابد .  صفحات اخیر کتاب به فهرست اعلام و تالیفات پروفیسور عماره تخصیص یافته است.  از فهرست آثار او بر می آید که تا کنون موصوف 270  دو صد و هفتاد کتاب تالیف کرده است.

مجموعهء کامل  آثار فکری و باقی مانده از سید جمال الدین را به زبان عربی طور مختصر  می توان به گونه بالا جمع بندی کرد، اما به رویت آنچه آیت الله  سیدهادی خسرو شاهی در« الآثار الکاملة لجمال الدین الافغانی»  همه را گرد آورده است ، کتاب یادشده را مرجع قرار داده ، به معرفی تفصیلی میراث فکری سید  می پردازم و نکته نظرات خویش را نیز در مورد بیان می دارم.

مجموعهء « الآثار الکاملة» در شش جلد (نه بخش) به قطع بزرگ ۱۷x۵ ،۲۳ سانتی متر و در حدود ۳۰۰۰ صفحه، به چاپ رسیده است. گرد آورنده وتنظیم کنندۀ آن دانشمند  ایرانی، استاد سید هادی خسروشاهی است. مردی که به گفته خودش تقریباً از نیم قرن پیش ( سال چاپ کتاب 2002م) ، تا کنون در جستجوی مدارک وآثار سید جمال الدین حسینی بوده است. [3]

ناشر این مجموعه در سال ۲۰۰۲ میلادی (۱۴۲۳هـ  ق)  «مکتبة الشروق الدولیة» در قاهره می باشد.

در پشتی هر شش جلد، بعد از درج عنوان عمومی مجموعه، یعنی«الآثار الکاملة»  فوتوی سید جمال الدین با عمامهء سپید به چاپ رسیده است، در پهلوی آن با خط جلیتر السید جمال الدین الحسینی الافغانی ودر برخی جلد های آن، در پایان نام سید ، الشیخ محمد عبده، نیز اضافه شده است که  مى‏رساند این مجموعه، تراوش فکری آن دوشخصیت جلیل القدر است، اما از محتویات همۀ این مجموعه که بعداً به معرفی هر کدام پرداخته خواهد شد، بر مى‏آید که جز در چند مورد، دیگر همه حرف ها، به سید جمال الدین افغانی ارتباط مى‏گیرد.

بخش نخست:

العروة الوثقی

بخش اول این مجموعه «العروة الوثقی»  نام دارد که در حقیقت کلکسیون کامل نشریۀ « العروة الوثقی لا انفصام لها» به زبان عربی است.

طوری که مى‏دانیم  العروة الوثقی،  در ۱۳ مارچ ۱۸۸۴ میلادی در پاریس به نشر آغاز کرد و بعد از نشر شماره هژدهم آن، در اکتوبر ۱۸۸۴ میلادی، از نشر باز ماند.

کلیشهء ” العروة الوثقی لا انفصام لها” به خط نستعلیق، خطاطی شده است و در طرف راست آن نگاشته شده است :

مدیر السیاسة- جمال الدین الحسینی الافغانی و در سمت چپ کلیشه آمده است : المحرر الاول-  الشیخ محمد عبده.

این دو وظیفه در پایان عبارات عربی به زبان فرانسوی نیز تکرار شده است. اما لقب حسینی، با الفبای لاتین درج نگردیده و صرف به نگارش جمال الدین الافغانی، به الفبای لاتین اکتفا شده است که در این امر مهم بودن لقب  «الافغانی» را برای سید جمال الدین آفتابی مى‏کند و شاید هم علت دیگر آن،  ضیقی ستون (کالم) نشریه بوده باشد.

در اینجا قابل یاد آوری میدانم که متن کامل العروة الوثقی، یکبار دیگر هم تحت عنوان « العروة الوثقی والثورة التحریریة الکبری» یعنی العروة الوثقی و انقلاب بزرگ آزادی بخش در 424 صفحه با اضافه 40 صفحه، مقدمهء گرد آورندهء آن که همین استاد خسروشاهی بود. در سال 1985 میلادی، از طرف مرکز فرهنگ اسلامی اروپا، در روم- ایتالیا، چاپ شده است وشاید در آن دوران، استاد خسروشاهی، به حیث نمایندۀ جمهوری اسلامی ایران در « واتیکان»  ایفای وظیفه مى‏نمودند.گرچه چاپ”العروة الوثقی” چاپ نخست، خوانده شده است.اما از نوع حروف چینی مقدمه و متن اصلی بر مى‏آید که کتاب بایست سال ها قبل در مصر و یا  بیروت، به چاپ رسیده باشد.

به خاطر دارم که در جملهء آثار چاپ شده،  در سیمینار بین المللی به مناسبت هشتادمین سال وفات سید جمال الدین افغانی، در دوران جمهوریت مرحوم محمد داود خان، یعنی سال 1355 هجری خورشیدی، یکی هم ترجمهء  «عروة الوثقی» به زبان دری به قلم دانشمند بزرگ، استاد عبدالله سمندر غوریانی بود.

 همچنان العروة الوثقی که در سال 1331 هجری خورشیدی توسط شهید قاضی عبید الله خان صافی، به زبان پشتو ترجمه شده بود، به مناسبت هشتادمین سالروز تولد وفات علامه سید جمال الدین افغانی، در سال 1355 هجری خورشیدی، از طرف ریاست ” پشتوتولنه” اقبال نشر یافته است.

کوتاه نگاهی به العروة الوثقی:

باید دانست که « العروة الوثقی»  تنها نام جریده یی نیست،  بل انجمنی است که توسط سید بنیانگذاری شده است و آن جریده در واقع، زبان حال و  ترجمان آن انجمن یا جمیعت است.

طوری که در نخستین شماره العروة الوثقی، آمده است :

” فجایع اخیری که در مهمترین مناطق مشرق روی داده است، با ایجاد روابط تازه و بواسطه قاسم مشترکی از عقیده که سرحدات دور از یکدیگر را  با هم پیوست  ساخته است، افکار دانشندان را بیدار و انتظار آنان را متوجه عاقبت کارشان با بررسی عللی که آنان را  به این مرحله رسانیده، ساخته است، بناء در مفکوره نزدیک و در مطالبۀ حق، همبستگی پیدا کرده است و برای چاره جویی آن و علل ضعف توجه کردند. به امید اینکه چیزی از قدرت از دست رفته را باز یابند و رویدادها  نیز  زمینه مناسبی را برای آنان، فراهم نماید تا جهت حمایه دین و حیثیت خود بکوشند.

 در حال حاضر این فرصت غنیمتی است که به آن دست یازیدند و خیال نمى‏کنند، این فرصت از دست برود و باز اگر ضایع هم شد، در خزانه غیب همانند آن،  وجود دارد و عاقبت کار ها به دست خدا  است.

اگر هژده شماره العروة الوثقی یا کلکسیون کامل آن را در چند جمله خلاصه کنیم، سید جمال الدین افغانی وشاگرش شیخ محمد عبده را کسانی میابیم که از فراز منبر العروة الوثقی، به همه انسان ها به خصوص به شرقیان، مصیبت ها و پیامد های استعمار انگریزی را شرح مى‏دهند  و به نمونه های آن در افغانستان، مصر، سودان، فارس و هند انگشت میگذارند، جهان اسلام را به اتحاد فرا می خوانند وکسانی را که به مزدوری استعمار تن داده اند، به خواننده گان معرفی مى‏دارند .[4]

العروة الوثقی، افزون بر تحلیل های سیاسی از اوضاع شرق وحتی کشورهای اروپایی، به اخبار جهان هم دلچسپی دارد وآنچه را که در قاهره، آستانه، لاهور، دهلی وخرطوم وحتی ایرلند به وقوع می پیوندد ؛ به خواننده گان آگاهی مى‏بخشد.

اکثر مقالات العروة الوثقی، تیمناً با آیت مبارکی آغاز شده اند که در حقیقت آن آیت مبارکه، خلاصۀ مقاله است ، مثلا مقاله ای تحت عنوان« ملت وسلطة حاکم مستبد». در پایان آن، این آیت مبارکه آمده است که” وما ظلمهم الله ولکن انفسهم یظلمون” و یا عنوان دیگر آن چنین است:  «امید وطلب مجد»  در پایان آن این آیت آمده است” ومن یقنط من رحمة ربه الا الضالون”

قابل تذکر است که ” العروة الوثقی” به صورت رایگان توزیع  می گردید ودر خبری که در آن به چاپ رسیده،  چنین آمده است:

« ….. ما در اولین شمارۀ که صدور یافت، تصریح نمودیم که کارکنان آن مردمی از اهل غیرت از مشرق زمینند که با رعایۀ عدل و سلوک و هم آهنگ با حکمت و تدبیر، به اموری متوجه گشته اند که به نفع کشورها و ملت  های شان است وکسی که گمان برده است  توزیع مجانی آن تقاضا مى‏کند که این جریده باید منسوب  به یک دولت از دول ویا یک شخص آزمند به پادشاهی وامارت باشد، این پندار وی، تنها به خاطر یاسی است که در دل وی تسلط یافته و نامیدی از همت بلند پاره ای  از مسلمانان است که به عمل کوچکی می پردازند.

«جز گروه کافران کس دیگری از نعمت خداوند نا امید نمى‏گردد.»

این جریده گنجایش فحش ودشنام کسی را ندارد. در آن نام ولقب شخص ذکر نمى‏گردد وتنها قول وعمل شخص که مفادی بر آن مرتب باشد، بررسی مى‏گردد.»[5]

” العروة الوثقی” جریده ای بود که هر گاه شتابزده هم آن را مطالعه کنیم، خواهیم یافت که بیشتر مطالب آن به مصر اختصاص دارد. این امر به خاطر همکاری شیخ محمد عبده با آن جریده واینکه چند سال قبل از صدور آن، سید از مصر تبعید گردیده بود، امر کاملاً طبیعی است و بایست سید راجع به مصر، بیشتر مى‏پرداخت و اوضاع حاکم در آن کشور را برجسته تر مى‏کرد و حتی سید، مصر را  دروازهء  «حرمین شریفین» مى‏دانست.

مقالات روشنگرانۀ سید در ” العروة الوثقی” باعث شد تا حکومت مصر، ورود ان را به شهر های آن کشور قدغن اعلام دارد و حتی حاملان آن را به جریمۀ نقدی محکوم کند.

بخش دوم و سوم این مجموعه در یک جلد، به چاپ رسیده است با همان کلیشه یی که در بخش اول ذکر شد. وخلاف بخش اول که در پشتی و هم در صفحات قبل از شروع متن، نام شیخ محمد عبده، آمده بود، در این جلد، در عنوان قبل از متن، تنها نام سید جمال الدین الحسینی الافغانی آمده است که مى‏رساند، از جملۀ آثار مستقل سید جمال الدین است.

بخش دوم:

 رسائل فی الفسلفة والعرفان

بخش دوم این مجموعه، « رسائل فی الفلسفة والعرفان» نام داد که مشتمل بر شش رساله به قلم سید جمال الدین افغانی، در مسایل فلسفی وعرفانی است که به شرح ذیل معرفی مى‏گردد:

  • مرآة العارفین:

رسالۀ اول آن « مرآة العارفین»  یا آیینۀ عارفان نام دارد که به زبان عربی نگاشته شده است.

این رساله طوری که استاد خسروشاهی مى‏نگارد، نسخۀ خطی آن در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی در تهران، محفوظ است، قطع آن کوچک ودارای ۲۲ صفحه می باشد و به خامه خود سید جمال الدین نگاشته شده است.[6]

در صفحه اخر این رساله،  نکتهء  مهم و جالبی برای ارباب تحقیق است. زیرا سید جمال الدین وقتی که کتابت آن رساله را به این دعا به پایان مى‏برد که:

” والله یقول الحق وهو یهدی السبیل و هو حسبنا و نعم الوکیل و صلی الله علی سیدنا محمد سید النبین و المرسلین و علی آله و اصحابه اجمعین” چنین مى‏نگارد:

” کتبه عبدالله جمال الدین الافغانی الکابلی فی بلدة  قندهار فی یوم الاحد ۲ شهر ذی الحجة الحرام، سنة   ۱۲۸۳ “[7]

یعنی بنده خدا جمال الدین افغانی کابلی آن را در شهر قندهار،  در روز دوم یکشنبه،  دوم ماه ذو الحجة الحرام سال ۱۲۸۳ هجری قمری، نگاشته است.

با مراجعه به کتاب ارزشمند ” تقویم تطبیقی هزار و پانصد ساله هجری قمری و میلادی”  اثر فردیناند  ووستفیلد و ادوارد ماهلر ،  دانشمندان آلمانی و ترجمهء دانشمند شهیر هندی داکتر حکیم الدین قریشی،  دقت سید ،  در درج تاریخ برملا مى‏شود.  زیرا آغاز ماه ذو الحجة الحرام سال ۱۲۸۳ هجری قمری، برابر است با روز شنبه (۶) اپریل سال ۱۸۶۷میلادی، بنا بر آن سید جمال الدین افغانی، کتابت رسالهء  «مرآة العارفین»  را روز یکشنبه (۷) اپریل سال ۱۸۶۷ میلادی (۱۸ حمل ۱۲۴۶ هجری شمسی) یعنی  150 سال قبل ، در قندهار به پایان رسانده است که آن سال،  دوران سلطنت کوتاه مدت امیر محمد افضل خان ،  پدر امیر عبدالرحمن خان در افغانستان است.

این کتاب را استاد سید هادی خسرو شاهی از جمله تالیفات سید جمال الدین افغانی می داند و حتی در ایران به زبان فارسی نیز ترجمه شده است . طوری که در آثار پیشینیان معمول است، مؤلف در مقدمۀ اثر خویش از سلطان، فرمانروا و یا امیر و وزیری یادآاوری مى‏نماید و یا رساله اش را به یکی از آنها  اهدا مى‏کند ؛ در این رساله خبری نیست، بلکه نام کامل آن « مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین»  است و بعد از خطبه و در آغاز آن رساله، آمده است:

” اما بعد فانی اجبت سؤالک ایها الولد الصالح…..” واز آن عبارت بر مى‏آید که نوجوانی به نام زین العابدین که مؤلف، اورا ” فرزند صالح” خوانده ا ست، در مورد سورهء  فاتحه، پرسشی نموده است و مؤلف به آن پرسش، به گونهء فلسفی و عرفانی، پاسخ داده است.

از صفحه آخر نسخۀ مخطوط این رساله، ( نسخۀ محفوظ در کتابخانۀ مجلس ایران) بر مى‏آید که سید جمال الدین افغانی، این اثر را وقتی که از افغانستان هم برون شده است، با خود داشته است، زیرا در پایان رسالۀ” مرآة العارفین” به خطوط جلی تر به فارسی نگاشته شده است که ” در  شهر رجب در شهر استنبول در قرب جامع فاتح، در محل مکتب نشسته ام، سنه ۱۲۸۸ جمال الدین حسینی”

این پایان رساله، خطی،  حاشیۀ دیگری هم داد که ثابت می سازد سید این رساله را هر جایی که مى‏رفته، با خود مى‏برده است. زیرا حاشیه دیگری با قلم باریکتر، نگاشته شده است:

” در شهر محرم الحرام سنۀ ۱۲۹۲ در محروسهء مصر  قرب قلعه مشغول درس فلسفه میباشم”

محرم الحرام سال ۱۲۹۲ هجری قمری برابر است با فبروری ۱۸۷۵ میلادی که سید آن سال را، در مصر سپری مى‏کرد، زیرا سید از سال ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۹ میلادی یعنی بیش از هشت سال را که طویلترین مدت زنده گی موصوف در یک کشور بیگانه است، در مصر سپری کرده است.

 این ” هم و غم” که ” زین العابدین” درج شده در رسالهء” مرآة  العارفین” کیست، از من دست بردار نبود. در همین جستجو بودم که به فهرست نسخه های خطی و محفوظ در ” آرشیف ملی افغانستان” در سال  1387 هجری شمسی بر خوردم. در این فهرست دونسخه خطی بنام ” مرآة العارفین” توجه مرا جلب کرد.

نسخهء شماره ۱۱۶/۱ که به خط نسخ بوده وکاتب آن نا معلوم،  همراه با چهار رسالهء خطی دیگردر محفظۀ شمارۀ ” ۷ ” در آرشیف ملی افغانستان محفوظ است، اما نسخه ای که همراه با شش رسالۀ دیگر در یک مجموعه تحت شماره ۱۳۶/۵ در آرشیف ملی افغانستان ثبت بوده و در محفظه شماره “۶” محفوظ است، همه گمان های قبلی را بر هم زد و برایم ثبت ساخت که رسالۀ ” مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین” اثر سید جمال الدین افغانی نیست، از همینرو سید در پایان آن رساله “کتبه”  نگاشته است نه ” ألّفه” ویا ” صنّفه” دلیل قاطع در مورد همین که نسخهء دومی که با خط زیبای نستعلیق در مجموعۀ بالا در ۲۸ صفحه با اضافه حواشی، به زبان عربی نگاشته شده است، در پایان آن آمده است:

 ” تم بید الفقیر عبدالقادر القادری الکشمیری المانتجی فی بلدة کابل فی العشر الأواخر من رمضان سنة ۱۲۶۲ الف وماتین و اثنین و ستین من الهجرة و الحمد لله علی ذلک”

بناء این رساله که در دهۀ اخیر رمضان المبارک سال ۱۲۶۲ هجری قمری در شهر تاریخی کابل کتابت شده است، به خوبی نسبت آن را به سید جمال الدین افغانی نفی مى‏کند،  زیرا سید در آن دوران کودک ۸ ساله یی بیش نیست.

از آنچه گفته آمد ، به این نتیجه می رسم که  راه هنوز  باز است تا دانسته شود که مؤلف رسالۀ ” مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین” کی است ودر کدام سال ها زندگی داشت و آنچه ثابت مى‏شود همین است که ” مرآة العارفین….” اثر سید جمال الدین افغانی نیست وآن گمانه زنی های قبلی من و امثال من، به رویت نسخهء  کابل، دیگر محلی از اعراب ندارد.  یا به عبارت صریحتر آیت الله سید   هادی خسرو شاهی و پروفیسور دکتور محمد عماره بعد از  کشف نسخهء کابل ، بایست رسالهء «مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین » را از فهرست آثار سید برون کنند .

۲- الواردات فی سرالتجلیات:

رسالۀ دوم ” الواردات فی سر التجلیات” نام دارد، از مقدمۀ آن بر مى‏آید که درس های سید جمال الدین افغانی را شیخ محمد عبده، جمع آوری نموه است ونسخه نویسی به نام ابراهیم بن علی اللقانی مصری که خود را مجاور جامع الازهر خوانده است: در ماه صفر ۱۲۹۱ هجری قمری ( مارچ- اپریل ۱۸۷۴ م) آن را به قلم خویش نگاشته است.

ابراهیم اللقانی یک تن از شاگردان با وفای سید جمال الدین است وسید زمانی که از ” پورت سعید” مصر، در دسمبر ۱۸۸۲ م، به لندن مى‏رود ، در نامه یی به شیخ محمده عبده، اورا می ستاید وحتی نام او را  قبل از نام سعد زغلول ( رهبر آیندهء مصر در ۱۹۱۹ م) ذکر مى‏کند.

شیخ محمد عبده در مقدمۀ این رساله، از دوران مشغولیت به طلب دانش سخن می زند واز مسایلی یاد آوری مى‏کند که هر گاه از کسی در مورد، می پرسیده است برایش مى‏گفتند:

 ” أن الاشتغال بها حرام” یعنی مشغول شدن به آن حرام است ویا مى‏گفتند : ” قد نهی عنها علماء  الکلام” یعنی دانشمندان علم کلام،  از آن نهی نموده اند.

۳- القضاء القدر:

رسالهء قضا و قدر که در جریده العروة الوثقی، در پاریس نشر شده و بار دیگر به گونۀ رسالۀ مستقل در قاهره به چاپ رسیده است

۴- فلسفه التربیة وفلسفه الصناعة :

فلسفهء تربیت و فلسفه صناعت که در سال ۱۸۷۹ میلادی، در جریده ” مصر” چاپ اسکندریه، نشر شده است. این جریده، بیانگر افکار سید جمال الدین و همفکران او بود.

 

۵ – العلم و تأثیر فی الارادة  و الاختیار :

علم وتاثیر آن بر اراده واختیار، در حقیقت پاسخی است به پرسشی که یکتن از شاگردان سید جمال الدین در جریده “الوقائع” در سپتمبر سال ۱۸۸۱ م مطرح نموده است و در آن جریده، پاسخ سید جمال،  به نشر رسیده است، اما بدون اینکه از سید جمال الدین نام برده شود، نگاشته شده است که:” هذه المقالة  لأحد المفکرین المشتغلین با لعلوم العقلیة” این مقاله به قلم یک تن از مفکران مشغول به علوم عقلی، نگاشته شده است.[8]

شاید انگیزه عدم درج نام سید در آن مقاله، این باشد که دوسال قبل از آن تاریخ، سید جمال الدین از مصر تبعید گردیده بود و سر دبیر جریدۀ ” الوقائع” نمى‏توانست، نبشتۀ سید جمال الدین را به نام وی، به چاپ بر ساند. ولی نشر آن مقاله، با وجود تبعید رسمی سید جمال الدین  از مصر،  این نکته را به خوبی روشن می سازد که سید در هر جایی که مى‏بود  ارتباطاتش را  با  اردادتمندان و شاگردانش در مصر، حفظ کرده بود و حتی  به پرسش های آنان، پاسخ هم ارائه مى‏داشت.

۶- الرد علی الدهریین:

رساله ششم یا آخرین رسالۀ این بخش ” الرد علی الدهریین” نام دارد که در معرفی آن گفته شده است که تالیف سید جمالدین حسینی افغانی است توسط شیخ محمد عبده، به همکاری ابوتراب عارف افندی، از زبان فارسی به زبان عربی ، ترجمه گردیده است .

” الرد علی الدهریین” با پیشگفتار کوتاه شیخ محمد عبده آغاز می یابد که در متن چنین آمده است” مقدمة الاستاذ الامام محمد عبده” باید یاد آور شد که به شیخ محمد عبده ، شاگردان و هوادارانش لقب ” الاستاذ الامام” را داده اند و در مصر هر گاه ” الاستاذ الامام” گفته شود،  هدف، شیخ محمد عبده است، شاید این لقب را، برای نخستین بار، شیخ محمد رشید رضا  (1865-1935م) ، شاگرد رشید، شیخ محمد عبده به کار برده باشد و بعداً فرا گیر شده و نویسندگان و خطبای بعدی به تبعیت از شیخ محمد رشید رضا تا کنون، همین لقب را با لقب حکومتی اش یعنی” مفتی الدیار المصریة” در مورد آن شاگرد رشید سید جمال الدین افغانی، به کار مى‏برند.

شیخ محمد عبده در مقدمه اش بر این رساله، از سفر سید جمال الدین به هند وبر خورد انگلیس با ساکنان هند اشاره دارد وبعداً مى‏نگارد که مولوی محمد واصل مدرس علوم ریاضی در مدرسۀ ” اعزه”، حیدر آباد دکن، در مورد نیچریه ونیچریان، از سید پرسشی نموده بود که سید جمال الدین، در پاسخ اوهمین رساله را نگاشت.

شیخ محمد عبده، اضافه مى‏کند بر تری این موضوع مرا واداشت تا آنرا از زبان اصلی اش به زبان عربی ترجمه نمایم که این کار به همکاری عارف افندی افغانی، خادم مؤلف به پایه اکمال رسد وما این رساله را که به نامۀ مولوی محمد واصل شروع مى‏شود، آغاز مى‏کنیم [9]

” الرد علی الدهریین” نخستین بار در سال 1886 م   در “بیروت” به چاپ رسید و بارها  از اواخر قرن 19 به این سو، تجدید چاپ شده است  و اینجانب با اصل قرار دان چاپ نخست بیروت، آن را به مناسبت  یک صد و پنجاهمین سالگرد نخستین ورود سید به مصر در سال  1436 هجری قمری با افزودن همه  مقدمه هایی که بر” الرد علی الدهریین”  در قرن های 19 و 20  به چاپ  رسیده،  در یک مجموعه  و در 250 صفحه ، آن را تجدید چاپ کردم.

    بخش سوم:

   الرسائل والمقالات

 بخش سوم این جلد” الرسائل والمقالات” نام دارد که شامل ۲۱ مقاله است ونمونه های برخی از آن مقالات، از منابع اصلی آن عکس برداری شده ودر آخر این بخش، درج گردیده است.

ترجمه عنوان های آن مقالات که همه به زبان عربی است، چنین است:

  • علت حقیقی سعادت انسان
  • مهدویت ومهدی سودانی
  • در آینده به مسلمانان چه پیش خواهد آمد؟
  • حکومت استبدادی
  • انسان های آزدای که آزادی را میکشند
  • بابیت
  • دایرة المعارف
  • خطابه ای در اسکندیه
  • سیاست انگلیس در کشور های شرقی
  • – انگیزه های جنگ در مصر
  • – حق و باطل یا نتایج سیاست انگلیس در مصر
  • -جوانان اسکندریه
  • – گفتگومیان انسان وگربه
  • – سود های وفاق و زیان های شقاق
  • – انگلیس در هند و مصر
  • – مسأله هند
  • – شرق وشرقیان
  • – تکبر
  • – بخشی از مناظرۀ خیالی
  • – پاسخ به رینان ( فرانسوی)
  • – اسلام ودانش

بخش چهارم:

بخش چهارم با پنجم این مجموعه در یک مجلد آمده است. بر روی جلد تنها نام سید جمال الدین الحسینی الافغانی درج گردیده است ودر صفحات داخل بخش چهارم آن عبارت ” به اشتراک دیگران” اضافه شده و شامل مقالات مندرج در «ضیاء الخافقین»  است.

ضیا ء الخافقین :

 

ضیاء الخافقین( روشنایی خاور و باختر) که استاد خسروشاهی آن را استمرار مبارزه با استبداد خوانده است و شماره های اول تا پنجم سال نخست نشراتی آن را در بر مى‏گیرد. ضیاء الخافقین در سال ۱۸۹۲ در لندن، به چاپ رسیده است.

شماره نخست ضیاء الخافقین، رور شنبه اول فبروی سال ۱۸۹۲ میلادی به چاپ رسیده است،  و در آن شماره ، مقالات به زبان های  عربی و انگلیسی  یکجا  به نشر سیده  و همچنان  ترجمهء خلاصه  مقالات انگلیسی  نیز چاپ شده است ؛ اما  در همان شمارهء نخست  در اعلانی که در صفحهء آخر جلب توجه می کند،  به خوانندگان اشعار داشته است که :  ادارهء  ضیاء  الخافقین  تصمیم گرفته است  تا بخش  عربی جریده را  از بخش انگلیسی آن  جدا کند ،  بناء در آینده ، بخش عربی  ضیاء الخافقین  در 16 صفحه، تقدیم خوانندگان خواهد شد  و ترجمهء خلاصه همه آنچه در بخش انگلیسی جریده  به نشر می رسد در بخش عربی نیز خواهد آمد؛ از همینرو سر از شماره دوم بالای کلیشهء ضیاء  الخافقین  این عبارت جلب توجه مى‏کند : Eastern and western Review   و از اعلانات آن بر مى‏آید که  یک شرکت انگلیسی  به نام « گلبرت و  ریونگتن» [10] مستقر در لندن ، به نشر آن  همت گماشته است  و در اعلاناتش خوانندگانش را مخاطب قرار داده مى‏گوید :  شرکت آماده است حروف ریخته شده سربی را به زبان های عربی ، فارسی ، هندی و سایر زبان ها در اختیار متقاضیان قرار داده و  به تمام زبان های شرقی مى‏تواند هر نوع کتاب را آماده کند و  وسایل چاپ را تهیه سازد.

همچنان در شمارهء آخر ضیاء  الخافقین برخی  مقالات به زبان های اردو  و ترکی نیز به چاپ رسیده است. به گونهء مثال مى‏توان از مقالهء «ادبیات عثمانی» به زبان ترکی و مقاله ای  به زبان اردو تحت عنوان «سلطان محمد دوم  اور قسطنطنیه کی فتح» و همچنان  از مقالهء «سیاحتنامهء اصمعی» به زبان ترکی یادآور شد.

ضیاء  الخافقین   نیز به سان العروة الوثقی زیاد دوام نداشته است .  شمارهء دوم آن در مارچ 1892 م و شمارهء سوم آن  در اپریل 1892 و شمارهء چهارم و پنجم آن بعد از دو و نیم ماه تاخیر، یکجا و در روز جمعه 15 جولای 1892 به چاپ رسیده است که  گمان غالب این است از آن به بعد، دیگر ادامه  نداشته و سید جمال الدین هم بعد از آن ، بنا به دعوت سلطان عثمانی رهسپار استانبول گردیده است.

خط نشراتی ضیاء  الخافقین   :

طوری که یاد آوری شد ضیاء  الخافقین   ، نشریه ای بود که یک شرکت انگلیسی در لندن آن را  اساس گذاشته و نخستین مقالهء آن که تحت عنوان « ضیاء  الخافقین » به نشر رسیده است و در حقیقت خط مشی نشراتی جریده را بیان مى‏دارد  ،  چنین آغاز می یابد : « إن للشرق علی الغرب دیونا ، کان أولاه إیاها أیام کان الشرق مشکاة لمصباح العلم و معرضا تعرض فیه العقول بضائعها و کان الغرب مظروفا فی لیل الجهالات و خندق الضلالات….»  [11]یعنی غرب بدهکار  شرق است ، نخستین این بدهکاری از روزگاری است که شرق روزنه ای بود  برای چراغ روشن دانش و نمایشگاهی که خردمندان ، فراورده های  عقلی خویش را  به نمایش می گذاشتند ؛ در آن دوران،  غرب اسیر شب های تاریک نادانی بود و خندق  گمراهی..

جریده  بعداز این یادآور مى‏شود  که اکنون علم در دست غرب قرار دارد  و غربیان به  وسیله علم به گنجینه های همه چیز دست یافته اند و دروازه های ثروت را کشوده اند ؛ بناء  بر غرب است تا آن بدهی های  شرق را بپردازد.

در همین مقاله « لندن» مرکز جهان متمدن و طلوعگاه خورشید آزادی وصف شده است  که گردن های زیادی را  از قید بندگی و بردگی رهایی بخشیده و امن  و امان را نشر و پخش کرده است.

در آن مقاله  همچنان آمده است : « اگر غرب نمى‏بود   شرق حیثیت  باغ وحشی را داشت که در آن درندگان بر ناتوانان ، یورش مى‏بردند . بناء انگلیس ها در  یک دست مشعل آزادی و در دست  دیگر داس انتقام، در سراسر گسترهء خاکی به سیر پرداختند تا آن همه ناروایی ها را ریشه کن سازند.»

ارتباط سید جمال الدین افغانی با ضیاء الخافقین :

جریدۀ  ضیاء الخافقین، با نام سید جمال الدین، گره خورده است و حتی شمار زیادی از نویسنده گان به خصوص  در افغانستان ، سید جمال الدین را ، مؤسس و به سان عروة الوثقی، مدیر مسئول آن دانسته اند؛ اما استوار بر دلایلی که من بعد از مطالعۀ کامل نشریهء  ضیاء الخافقین، به آن دست یافته ام، سید جمال الدین را مدیر مسئول آن جریده نمى‏دانم و حتی برخی از مقالات آن جریده، در تقابل با افکار سید جمال الدین؛ قرار دارد؛ اما باور دارم که سید، بعد از اخراج اهانت بار، از شاه عبدالعظیم تهران و تبعید به سوی عراق؛کینۀ ناصرالدین شاه قاجاری را، در دل حمل میکرد و می خواست به هر نحوی از انحا که مى‏شود، از آن فرمانروای ستمگر انتقام گیرد، وی وقتی که به لندن رفت، ضیاء الخافقین را بهترین منبری یافت  که سید میتوانست، افکار خویش را از طریق آن، به جهانیان برساند. اگر چه مقارن ایام حضور سید جمال الدین در لندن، نشریۀ دیگری به نام ” قانون” نیز چاپ مى‏شد، که مدیریت آن را میرزا ملکم خان، سفیر معزول ایران در لندن، به دوش داشت و در رجب  سال  1307 هجری قمری  تأسیس یافته بود ؛ و  به زبان فارسی، به نشر می رسید؛ اما سید به خاطر این که جهان اسلام،از آنچه در ایران به وقوع می پیوست ، آگاهی یابد ترجیح داد، تا با نشریه ای همکاری کند، که به زبان عربی و انگلیسی نشرات دارد ؛ نه این که سید، مدیر مسئول آن باشد.

طوری که پژوهشگر امریکایی N.R Keddie در صفحه 369   اثرش (Sayyid Jalaml ad-Din A ( Political Biography در مورد ضیاء الخافقین اشاره مى‏کند، که سید جمال مدیریت آن را، بر خلاف نظر بیوگرافی نگاران سید، بر عهده نداشته است ؛ بلکه مدیریت آن ، به دوش شخصی به نام (Habib Anthonuy Salmone) بود و بازهم به گفته خانم N.R Keddie موصوف از جمله عرب هایی بود که تابعیت انگلیسی داشت.

هچنان در مقاله ای که در همین شماره نخست ضیاء الخافقین، تحت عنوان ” الشرق و الغرب” به نشر رسیده ، آمده است:

” فقامت جماعة فی الأمة الإنجلیزیة بانشاء جریدة باللغة العربیة و الإنجلیزیة (ضیاءالخافقین) کی تکون ترجماناً امیناً یفی بهذا المقصد الاقصی.” [12]

با خواندن عبارات بالا، جای شکی باقی نمى‏ماند، که ضیاء الخافقین جریده ای  بود آزاد، صاحب امتیازآن یک شرکت انگلیسی و طرفدار انگلیس و توجیه گر سیاست های آن؛ اما سید جمال الدین افغانی، از آن به صفت وسیله و منبر پخش افکارش بهره برداری مى‏کرد.

نبشته های سید جمال الدین افغانی در ضیاء الخافقین :

مرور گذرایی به شماره های ضیاء الخافقین، نشان مى‏دهد که، در همه شماره های آن جریده، نبشته هایی از سید جمال الدین افغانی به نشر رسیده است.

در ضیاء الخافقین، هیچ خبری از افغانستان به چاپ نرسیده است. تنها خبری که شاید به بخشی از کشور ما، ارتباط داشته باشد، موضوع بلوچستان است، که از مقالۀ شخصی به نام مستر هیزلمون، نقل کرده است که: بلوچستان در سال های اخیر در ایام حاکمیت انگریزی، ترقی شایان کرده است و همه از آزادی های مدنی و دینی، بر خوردار اند و همۀ مردم به انگریزان میل و به خاطر سود فراوانی که برای شان از طریق انگریزان رسیده است، به آنان میل و رغبت دارند و هر گاه آتش جنگ، میان انگریز و روسیه شعله ور شود، اهالی بلوچستان به یاری انگلیس می شتابند، آیندۀ این سرزمین بسیار خوب است، فقط بایست در داخل آن ، خط آهن کشیده شود، به خصوص از کراچی به سیستان، در سرزمین فارس، تا سود آن، همگانی و فراگیر شود.  [13]

در مورد نام ضیاء الخافقین، بایسته مى‏دانم تا تذکر دهم، که این نام با لقب ” ضیاء الملة و الدین” امیر عبدالرحمن خان، هیچ پیوندی ندراد. طوری که سراج الاخبار با ” سراج الملة و الدین” لقب امیر حبیب الله خان، پیوند داشت. اگر چه ضیاء الخافقین در ایامی به نشر می رسید، که امیر عبدالرحمن خان در همان ایام، بر افغانستان فرمان روایی داشت. ضیاء الخافقین در سال 1892م در لندن، به نشر آغاز کرد و سرداران محمد زایی در سال 1896 لقب ” ضیاء الملۀ والدین” را بر امیر عبدالرحمن خان اطلاق کردند.

بخش پنجم:

بخش پنجم این مجموعه طوری که قبلاً گفته شد، با بخش چهارم، در یک مجلد به چاپ رسیده است وحاوی،  سه اثری است که نویسنده آن سید جمال الدین حسینی افغانی معرفی شده است، به این شرح:

۱- تاریخ اجمالی ایران:

اقای میرزا محمد نصیر الحسینی شیرازی مشهور به فرصت الدوله، مدعی است که سید جمال الدین حسینی را در بوشهر ایران، ملاقات کرده است وآنچه را از زبان سید در مورد تاریخ ایران شنیده است، به رشته تحریر کشیده وبه نام ” دبستان الفرصه” آن را در سال ۱۳۳۳  هجری قمری، در چاپخانه مظفری در بمبئی هند به چاپ رسانده ، بعد ها آن کتاب در تهران تجدید چاپ شده است.

سبک نگارش این کتاب و اشتباهات تاریخی فراوان آن مرا  به این نیجه رسانده است که این کتاب  منسوب به سید جمال الدین است نه از سید جمال الدین . شاید جعل آن عوامل گوناگون داشته باشد و یکی از آن عوامل همین باشد که سید چون در مورد تاریخ افغان  ها کتابی نوشته؛ جای تاریخ  ایران در آثار او خالی بود ، بناء کتابی به نام او که در سال  1333هجری قمری بعد ازتقریبا دو دهه از وفات، سید افغانی که به چهره مشهوری تبدیل شده بود ، به نامش کتابی را  جعل  و به چاپ رسانند. والله أعلم بالصواب.

2- تتمة البیان فی تاریخ الافغان

کتاب دوم این بخش ” تتمة البیان فی تاریخ الافغان” نام دارد که مؤلفش این گونه معرفی شده است: سید جمال الدین الافغانی.

کتاب با مقدمۀ مؤلف آغاز می یابد و فصل اول آن به وجه تسمیۀ ” افغان” می پردازد که در آن آمده است فارسی ها، ایشان را افغان می گویند و دلیل می آورند که ” بخت نصر” ایشان را، اسیر کرد که انین وحنین، داشتند واز همینروایشان را افغان، می گویند، زیرا” انین” در زبان فارسی ” افغان” را گویند واز آن زمان، اسم افغان برایشان اطلاق گردید وگفته شده است که ” افغان” نام نوهء ” شاؤول” بود که  او جد افغان ها است.  عوام فارس آنها را ” اوغان” می گویند که با افغان نزدیک است هنود آنها را “پتان” می خوانند وایشان خود را پشتو و پشتون می نامند وبرخی از ایشان مانند ساکنان خوست، کرم و باجور خویشتن را پختو و پختون می گویند. صفحه۱۱۱ بخش پنجم الآثار الکاملة

  • البیان فی الانجلیز والافغان:

” البیان فی الانجلیز والافغان” که به حیث سومین اثر یا رساله در بخش پنجم مجموعۀ ” الآثار الکاملة” به نشر رسیده است، در حقیقت مقاله بلندی است در 18 صفحه راجع به تاریخ گذشته انگریزان و آوانی که رومیان بر انگریز سلطه داشتند، واز مخالفت های انگلیس با دیگر ملل اروپایی به خصوص از نقش انگلیس در وحدت بخشیدن اروپا، بر ضد ناپلیون حرف می زند واز لابلای حرف های سید هویدا مى‏گردد که او به این باور بود که انگلیس همیشه منافع خویش را، در دوستی ها ودشمنی هایش، مد نظر داشته است و از وسایلش همواره در هجوم بر ملت ها وکشور های دیگر بهره برده است.

سید جمال الدین مى‏گوید که انگلیس ها به این مبدأ خویش، همیش ثابت قدم ماندند. مثلاً انگلیس زمانی که خواست قبرس را به استعمار بکشاند و آن را  از تصرف امپراطوری عثمانی برهاند، به دربارمرحوم شاه عباس پادشاه ایران، نماینده فرستاده، اورا به مخالفت با عثمانی ها، تشویق کرد. وقتی که انگلیس ها بر سواحل هند، پا گذاشتند- هندی که گهواره تمدن بشری وسر چشمه قوانین است- همراه با نوابان وراجه های آن تماس بر قرار کردند و ضد فرمانروایی شان، آ ن ها را  برانگیختند و به استقلال یافتن از او، ایشان را تشویق نمودند؛ تا اینکه بر همه راجه های هندی سلطه یافتند.

وقتی که انگلیس اطلاع حاصل کرد که تیمور شاه درانی، به هند لشکر می کشد، فتح علی شاه،[14] پادشاه ایرن را واداشت تا نیروهایش را به خراسان بفرستد ومانع لشکر کشی تیمور شاه به هند گردد.

سید، فرانسه راستایش نموده مى‏گوید که از زمان مرحوم محمد علی پاشا فرمانروای مصر، هر مؤسسه آموزشی را که ببینی اساسگذار آن فرانسوی ها بوده اند و انگلیس هیچ چیز سودمندی برای مردم در مصر تاسیس نکرده است.[15]

سید پس از جنگ دوم افغان و انگلیس، حرف می زند و نتایج احتمالی آن را چنین بر رسی مى‏کند و مى‏گوید:

  • افغان ها نژاد قوی اند وشجاع، حازم و غیور بر شرف شان و متدین به حد حماسه. افغان تا زمانی که دستانش توان حمل شمشیر را داشته باشد، خاضع بیگانه نمى‏گردد و دشوار است که انگلیس ها طعم نیزه های افغان ها را در آوانی که ایشان به کاملترین نوع تفنگ ها وتفنگچه ها مسلح بودند، فراموش نمایند. صفحه 208
  • با حمله بر افغانستان، آتش انقلاب در هند شعله ور مى‏گردد، به گونۀ دورانی که ارتش شاه ایران به خراسان، نزدیک گردید، به خصوص اگر پیر کوهستان « آخوند سوات» آن را جنگ دینی،  اعلان نماید ومردم را به جهاد فرا خواند. صفحه 209
  • پس از مسابقه ای که در پیش کردن دست دوستی میان روس و انگلیس با امیر افغانستان شروع شده است، از امکان به دور نیست که روسیه با شروع نبردها، از فرصت استفاده نماید و با امیر افغانستان پیمان سری هجومی و دفاعی که شاه ایران هم یک طرف قضیه باشد و یکی دیگری را در ریشه کن ساختن انگلیس از هند، کمک کنند و هندوستان را میان خود تقسیم نمایند. صفحۀ 209
  • با وجود این همه از امکان به دور نیست، افغان ها به اساس کراهیت و حقدی که با انگلیس ها دارند، اگر نیاز پیدا کنند کشور خود را به روس ها تسلیم نمایند ودر آن حالت، انگلیس ها با هم پیمان نه، بلکه با شیطان روبروخواهند شد. صفحه 210
  • هر گاه انگلیس برافغانستان استیلا یابد، در ان صورت با روس ها هم مرز خواهند شد. سید مى‏افزاید، اگر چنین شد، افغان ها آن ملت جنگجویی که مصمم به قصاص و انتقام اند، وسیلهء آماده یی در درست روس خواهند شد، به هر گونه که خواست آنان را به کار خواهد گرفت و در نتیجه انگلیس ها با وضع بدتر از آنچه، رو به رو شده اند، رو به رو خواهند گردید. صفحه 211

” بلی ! انگلیس ها، به حمایت مسلمانان دست می یازند به گونه ای که قصاب، گوسفند را از گرگان نجات دهد، تا  او خودش آن گوسفند را ذبح و سلخ نماید و شگفت انگیز است که مسلمانان این همه را فراموش می نمایند و گمان مى‏برند که روس ها دشمنان اصلی ایشان هستند. در حالی که اگر روس ها، سرزمین های مسلمانان را، صد سال هم اشغال کنند، باز هم این همه غنایمی که  انگلیس ها آن را بر خود حلال می پندارند، حلال نخواهند پنداشت.

آنچه ما اکنون نوشته ایم از تعصب وکینه ما یه نمى‏گیرد، بلکه توضیحی است، بدون آرایش و شرح حقیقت قضیه و نیت داریم که پس از این مقاله، مقاله دیگری بنگاریم که در آن شخصیت افغان ها را با عادات و روش زندگی شان و شکل حکومت شان، طوری که این موضوعات تقاضا دارد، شرح نماییم.” صفحه 212

با وجودی که استاد خسروشاهی نگاشته است  مقاله « البیان فی الانجلیز والاافغان»  ظاهراً تکلمۀ کتاب « تتمة البیان فی تاریخ الافغان»  بوده است، اما به باور من مسأله، بر عکس است، یعنی سید جمال الدین،  نخست مقالهء ” البیان فی الانجلیز والافغان ” را نگاشته است و سپس، تکملۀ آن را، که واژهء  «تتمة»  یکی  از دلایل من است که ” البیان فی الإنجلیز و الأفغان” قبل از ” تتمة البیان فی تاریخ الأفغان” به رشته تحریر در آمده است. علاوه بر آن، از سطور پایانی این مقاله که در بالا درج گردید، نیز بر مى‏آید که سید جمال الدین، کتاب ” تتمة البیان فی تاریخ الافغان” را بعد از این مقاله نگاشته است، زیرا در آن مقاله، وعدۀ نگاشتن مقالۀ دیگری را در این مورد، داده است و فاصله زمانی میان نگارش مقاله وکتاب نیز اندک بوده است.

در مقاله، از نتایج جملۀ احتمالی انگلیس ها بر افغانستان سخن رفته است، وکتاب تتمة البیان، به حوادث سال 1259 قمری یعنی 1878 میلادی اشاره دارد ودر آن، از روابط غیر دوستانۀ انگلیس و امیر شیر علی خان و حتی اعزام عساکر انگلیسی به افغانستان حکایت شده است.

پس از پایان یافتن این مقاله، در بخش پنجم ” الآثار الکاملة” مقاله یی در دو صفحه تحت عنوان” ردّ علی ردّ” یا ” پاسخِ پاسخ” درج شده است واز مطالعه آن بر مى‏آید که این مقاله در شماره هایی از جریدۀ  «مصر» در اسکندریه ،  به چاپ رسیده است وکشیشی به نام لویس صابونجی در جریده ” النحلة” ردی بر آن مقالهء  سید جمال الدین نگاشته است.

در اینجا باید یاد آوری نمایم  مقالۀ ” البیان فی الانجلیز والافغان” که به تاریخ 17 اکتوبر 1878 م در جریدۀ ” مصر” چاپ اسکندریه، نشر شده است و جورج پیرسی پادجر، آن را به زبان انگلیسی ترجمه نموده و در جریدهء The Homeward Mail  به تاریخ 30 نوامبر 1878 م، یعنی شش هفته بعد از نشر آن به زبان عربی، به چاپ رساند. دوکتور علی شلش دانشمند مصری، تدوین کنندۀ کتاب مهم ” سلسلة الاعمال المجهولة – جمال الدین الافغانی” با تلاش زیاد نتوانسته است اصل مقالۀ “البیان فی الانجلیز والافغان” را، به زبان عربی، پیدا کند، بناء مجدداً آن مقاله را از  زبان انگلیسی به  زبان عربی ترجمه نموده است و در کتاب خود ( سلسلة الاعمال المجهولة) چاپ لندن، آن ترجمه را درج نموده است و یقیناً استاد خسروشاهی این مقاله را از کتاب دکتور علی شلش، اقتباس نموده است، اما حرف های مهمی را که دکتر علی شلش در مقدمۀ این مقاله آورده، ذکر نکرده است.

 

 بخش ششم:

” خاطرات الافغانی”

بخشش ششم الآثار الکاملة، ” خاطرات الافغانی- آراء وافکار”، نام دارد که در بالای صفحۀ اول پشتی، مانند جلد های پیشین السید جمال الدین حسینی افغانی آمده است وبعد از عنوان، تقریر: محمد با شا المخزومی و اعداد و تقدیم یعنی تهیه کننده و مقدمه نگار آن سید هادی خسروشاهی معرفی شده است. و در اوراق بعدی ” خاطرات جمال الدین الحسینی الافغانی آراء و افکار” نگاشته شده است، به شمول آنچه بر روی جلد آمده بود. کتاب همراه با مقدمه و فهرست، 372 صفحه را احتوا مى‏کند .

استاد خسروشاهی با استفاده از عبارات اهدای کتاب ومقدمۀ آن که به قلم نویسنده اش، محمد مخزومی باشا، نگاشته شده است، مى‏نگارد:

” خاطرات سید جمال الدین حسینی، در استانبول در زمان سلطان عبدالحمید عثمانی در سال های 1310 الی 1314 هجری قمری برابر با 1892 تا 1897 م یعنی در زمان حیات سید جمال الدین حسینی افغانی ترتیب گردیده است،.”[16]

محمد مخزومی طوری که خود مى‏گوید هنگام اقامت سید در استانبول روزانه نزد او، مى‏رفته، موضوعاتی را که سید بیان میداشته است و آن را بدون افزایش وکاهش تدوین مى‏نموده است.

مخزومی مى‏گوید به السید جمال الدین، پیشنهاد نمودم تا تاریخ زندگی و خاطره های او را  بنگارم، اما او در پاسخ گفت:

“… وچه سودی میرساند بر کسی یاد آوری شود که من در سال 1254 هجری تولد شدم و بیش از نیم قرن عمر نموده ام وبه ترک کشورم ” افغانستان” مجبور شدم در حالی که آن پریشان است و بازیچۀ هوا و اغراض. و وا داشته شدم تا هند را ترک کنم، به دوری از مصر مجبور شدم و یا اگر می خواهی بگوکه از آن تبعید گردیدم و از آستانه و از اکثر پایتخت های زمین، این همه احوال خاطراتی است که مرا خرسند نمی سازد و نه برای مردم اندکترین سودی دارد.

محمد مخزومی مى‏گوید برخی از حصص این کتاب  (خاطرات جمال الدین افغانی) را، در عهد سلطان عبدالحمید، با مواظبت بسیار، در میان سنوات 1310 الی 1314 هجری قمری (1892-1897م)، در آن سال های ترس از شدت تعقیب و وفرت جاسوسان وکثرت افترا در آن زمان بربیگناهان، خصوصاً بر آقای جمال الدین و بر کسانی که با او اجتماع مى‏نمودند و یا به خانه او مى‏رفتند،  نگاشته بود.

مهمترین مسأله ای که محمد مخزومی در صفحهء 39 کتابش به آن  اشاره دارد، پیوستن سید جمال الدین به تشکیلات فراماسونی است که در زبان عربی آن  را ” الجمعیة الماسونیة” می گویند و سید عضویت ” انجمن اسکاتلندی” آن سازمان را حاصل کرد.[17]

فراماسونی تشکیلاتی است که ادعا دارد در سیاست مداخله نمى‏کند.

اما چون سید، فطرتاً به سیاست میلان دارد، اولین اختلافش با فراماسونی از همینجا، مایه مى‏گیرد، برای سید، در اجتماع ماسونی ها گفته شده است که فراماسونی در سیاست از بیم حکومت ها، مداخله نمى‏نماید.

سید جمال الدین در پاسخ مى‏گوید : من انتظار داشتم در مصر هر چیز عجیب و غریبی  را بشنوم  و ببینم اما گمان نداشتم که جبن نیز در میان محافل ماسونی رونما شده باشد، هر گاه ماسونیت در سیاست دنیا که در آن بَنّای آزاده وجود دارد، مداخلت نکند؛ از وسایل بِنایی که در دست دارد ؛ برای ویران ساختن قدیم و پی افکندن معالم آزادی راستین، برادری و برابری کار نگیرد وکاخ های ظلم و ستم نابود نگردد، دیگر دست آزاده گان، چکشی را حمل نخواهد کرد و نه زوایه قائمه ای، بنا خواهد شد. سید سر انجام از انجمن ماسونی اسکاتلندی،  جدا مى‏شود و انجمن دیگری اساس می نهد.

برخی از عناوین این بخش چنین است :

  • هدف بزرگتر واختلاف ادیان.
  • احزاب وسیاست در شرق.
  • حریت واستقلال.
  • فلسفۀ وطن.
  • ظهور اسلام.
  • فتوحات عرب ها وترک ها و تاثیر زبان عربی.
  • آیا مرد وزن مساوی هستند؟
  • دیدار با عباس حلمی.
  • انگلیس و شرق.
  • زندگی شرق به واسطه علم.
  • چگونگی پرورش کودکان.
  • صبر وثبات.
  • دین وحقیقت های علمی.
  • تعالیم قرآن و اصول حکومت شورایی.
  • پیشرفت علوم و فنون.
  • مسدود شدن باب اجتهاد؟
  • سنی وشیعه ومطامع پادشاهان در جهل ملت.
  • سوسیالیزم وعدالت اجتماعی.
  • تصادف ودانش.
  • حق و اکثریت.
  • اصول همه ادیان یک چیز است.
  • اشتباهات فرمانروایان ترک.
  • عوامل عقب ماندگی کشور های اسلامی.
  • هند و استعمار انگلیس.
  • رابطه دین و وحدت اسلامی.
  • پایان استعمار.
  • شرق وکاپیتالیسیون.
  • مصر دروازۀ حرمین شریفین.
  • تعصب نژادی و تعصب دینی.
  • کلمات قصار.

محمد مخزومی، کتابش را،  با کلمات قصار سید، به پایان مى‏برد ومقدمۀ کتاب «الرد علی الدهریین» به قلم شیخ محمد عبده را با فشردۀ آن رساله بر کتابش، مى‏افزاید.

    محمد مخزومی، سال تکمیل شدن این نسخه از کتابش را که بایست بازنگری اخرین باشد، سال 1349 هجری قمری و محل آن را بیروت که زادگاه اوست، ثبت مى‏کند.

بخش هفتم :

التعلیقات علی شرح العقائد العضدیة

بخش هفتم این مجموعه ” التعلیقات علی شرح العقائد العضدیة” نام دارد که در روی جلد نام سید جمال الدین وشیخ محمد عبده مثل جلد نخست، آمده است. همراه با فهرست ها 517 صفحه را احتوا مى‏کند.

در آغاز مقدمه کوتاهی به قلم استاد خسروشاهی آمده است که در آن مؤلف کتاب العقائد العضدیة، به گونه مختصر چنین معرفی شده است :

عبدالرحمن بن احمد بن عبدالغفار، عضد الدین ایجی که در سال 756 هجری قمری وفات یافته است واز دانشمندان بزرگ علم کلام بود وکتاب ” المواقف” نیز از تالیفات او است. جلال الدین دوانی از علمای مشهور  در فلسفه و کلام ،این کتاب را شرح نموده است که از جملهء مهمترین کتاب ها در علوم ربانی، در نزد اهل سنت به شمار مى‏رود .

کتاب تعلیقات، یک بار یا  دو بار به نام شیخ محمد عبده، در مصر به چاپ  رسیده است و تاریخ نگارش آن، طوری که در کتاب ذکر شده است سال 1292 است که سید در آن دوران در مصر اقامت داشت و به تدریس فلسفه مشغول بود وشیخ محمد عبده در آن تاریخ، هنوز جوان بود و در ازهر درس می‎خواند و ممکن نیست که شاگردی در آن دوران، چنین کتاب مهمی را با این سطح علمی تالیف کند.

آنچه استاد خسروشاهی مى‏گوید، همان نتیجه یی است که دکتور محمد عماره، دانشمند مصری به آن رسیده است.

دکتور محمد عماره، در مقدمه یی که به نام بررسی کتاب” التعلیقات علی شرح العقائد العضدیة” در 22  صفحه بر این کتاب نگاشته و قبل از شروع متن اصلی ،  به چاپ رسیده است، انتساب آن را به شیخ محمد عبده نفی نموده وبر انتساب آن به سید جمال الدین، صحه مى‏گذارد.

بخش هشتم و نهم:

بخش هشتم همراه با بخش نهم این مجموعه، یکجا به چاپ رسیده است و این گونه تقسیم شده است :

  • نامه و اسناد سیاسی- تاریخی
  • مجموعۀ رسائل ومقالات

بر روی جلد تنها نام سید جمال الدین حسینی افغانی آمده است و تهیه کننده وترتیب دهنده آن، استاد سید هادی خسروشاهی که هر دو بخش آن، با ضمایم و فهرست، به بیش از 650 صفحه، بالغ مى‏گردد که  اینک به معرفی هر بخش آن، پرداخته مى‏شود.

بخش هشتم:

نامه ها و اسناد سیاسی – تاریخی

 

حصهء اول این مجلد یا بخش هشتم مجموعهء” الآثار الکاملة” طوری که گفتیم، نامه ها و اسناد سیاسی- تاریخی نام دارد و با مقدمه استاد سید هادی خسروشاهی آغاز مى‏گردد.

استاد خسروشاهی در مقدمه مى‏نگارد:

” از حدود تقریباً نیم قرن پیش وتا کنون که به یاری حق در جستجوی اسناد ومدارک ومقالات وآثار سید جمال الدین حسینی- اسد آبادی- بوده ام، همواره نامه ها واسناد تاریخی سیاسی جدید در کشور های مختلف، به دست آورده ام که نشر آنها برای روشن شدن حقایق تاریخ معاصر ایران، یک ضرورت اجتناب نا پذیر است.” [18]

استاد خسروشاهی این نامه های مهم وبا میراث فکری سید را در 8 بخش به اساس مخاطبان آن نامه ها ترتیب کرده  است  به این شرح:

  • پنج نامه به ناصر الدین شاه، امین السلطان و رکن الدوله.
  • هژده نامه به حاج محمد حسن امین الضرب.
  • شش نامه به علمای بزرگ شیعه.
  • چهار نامه به حاج مستان مراغه ای، ملکه ویکتوریا، ریاض پاشا و جوانان مصر.
  • سه نامه به رئیس دولت عثمانی و دوستان ایرانی.
  • دوازده نامه ( عربی) خطاب به شیخ محمد عبده، ریاض پاشا ودیگران.
  • پنج نامه (عربی) به بزرگان علمای شیعه.
  • شش نامه متفرقه.

استاد خسروشاهی، پیوست با متن بیش از 60 نامه  و سند، 33 دستنوشت اصلی را که اکثر آنها توسط سید جمال نگاشته شده و امضا گریده است، همراه با 7 سند که قبلاً  به چاپ رسیده، در شمار پیوست های این اسناد مهم سیاسی، آورده است.

بخش نهم:

مجموعۀ رسائل و مقالات :

طوری که یاد آوری شد، بخش هشتم ونهم این مجموعه، در یک مجلد به چاپ رسیده است که باز هم نگارندۀ بخش نهم آن، سید جمال الدین حسینی ( اسد آبادی) افغانی معرفی شده ا ست وکوشش وتحقیق وتهیه وتنظیم توسط استاد خسروشاهی صورت پذیرفته است و سپس استاد خسروشاهی در مقدمه اش، مقالاتی از سید جمال الدین را که تحت عنوان مقالات جمالیه در کلکتۀ هند به  چاپ رسیده است معرفی مى‏دارد که من فشردۀ آن را در اینجا درج مى‏نمایم.

” مقالات جمالیه” برای نخستین بار در سال 1884 میلادی[19] در کلکتهء هند در مطبعه سنگی- چاپخانه های معمول آن در وران در شبه قاره واکثر کشور ها-  به چاپ رسیده است. چاپ کنندۀ آن محمد عبد الغفور شهباز البهاری در مقدمه یی که در 15 اگست سال 1884 میلادی بر آن نگاشته است، آن را چنین معرفی مى‏کند: ” این مجموعه ایست مسمی به ” مقالات جمالیه” حاوی بر مقالات فارسیه ای که حبر فهامه، فیلسوف علامه، استاذنا و مولانا جمال الدین الحسینی الافغانی المصری که یکی از اجل علمای مصر و اعز  فلاسفه عصر و ماهر السنۀ مختلفه، مثل عربی و فارسی و ترکی وفرنساوی و هندی می باشد و فی الحال در شهر پاریس دارالسلطنه فرانس، قیام دارند،  در حین اقامت خود به هند، القا فرموده اند.

 عناوین رسائل ومقالات فارسی سید چنین است:

  • رسالۀ نیچریه، در حقیقت مذهب نیچری وبیان حال نیچریان
  • رسالۀ اکهوریان یا رفتار واخلاق نیچریان
  • در باره دین وفلسفه که شامل سه مقاله مى‏گردد:

الف- اسباب صیائت حقوق

ب- فضایل دین اسلام

ج- فوائد فلسفه

  • مسائلی دربارۀ تعلیم وتربیت که مجموعۀ سه مقاله زیرا ست:

الف- تعلیم وتربیت

ب- تعلیم وتعلم

ج- فلسفۀ تربیت

5- سعادت وانسان که اینهم به نوبه خود، حاوی سه مقاله سید است به این شرح:

الف- اسباب حقیقی سعادت و شقاوت انسان

ب- لذائذ نفسیه انسان.

ج- قصر سعادت.

6- رسالۀ طفل رضیع یا انسان بیمار

7- رسالۀ تفسیر مفسر که شامل دومبحث مى‏گردد:

الف- تفسیر جدید

ب- فوائد جریده

8-  مقالات کوتاه که شش مقاله را در بر مى‏گیرد:

الف- عجب وکبر

ب-  جهالت و نادانی

ج-  شعر و شاعری

د-  مکاشفه یا سر

ه-  لزوم نصیحت انسان

و-  حقیقت اشیاء

9-  فلسفۀ  وحدت جنسیت و حقیقت اتحاد لغت.

در این بخش با وجود مقاله یاد شده، مقاله کوتاه دیگری هم تحت عنوان ” ان شاء الله”  آمده است.

10 – قصه های استاد نام دارد واز چهار داستانگونه، تشکیل یافته است که عبارت است از:

الف- شوم و اقبال

ب- شاهزاده عزیز

ج- دلبر و اژد ها

ه- دلربا

بخش نهم این مجموعه با عکس هایی از مقالات جمالیه چاپ هند، تهران و دستنوشت دو صفحه به نام  قصه های استاد ضمیمۀ متن اصلی شده است و این مجموعهء مفید وحجیم که نقش استاد خسروشاهی به حیث تدوین کننده وپژوهشتگر و مترجم در لابلای آن برجسته است، به شرح فوق، پایان می یابد و این کار بزرگ، به یمن همت استاد خسروشاهی، دلداده گان آثار سید جمال الدین افغانی ، به مجموعهء نسبتاً کاملی از آثار وافکار آن را دمرد بزرگ وبیدارگر عصر، آشنا می شوند. خدا کند بخش دهم کتاب نیز، با تلاش های پیگیری ومستمر استاد خسروشاهی به چاپ برسد تا همه از آن مستفید ومستفیض گردند.

 ***

    

 

 

صفحهء آخر رساله« مرآة العارفین فی ملتمس زین العابدین» کتابت شده توسط سید جمال الدین افغانی در قندهار.1867م

 

چاپ اول  رسالهء « الرد علی الدهریین» در بیروت 1886 م 1303 هجری قمری

 

الأعمال الکاملة لجمال الدین الأفغانی.  تحقیق و بررسی پروفیسور دکتور محمد عماره

«الآثار الکاملة» در بیش از سه هزار صفحه،  مجموعهء آثار فارسی و عربی سید جمال الدین افغانی ، جمع و تدوین آیت الله سید هادی خسروشاهی. قاهره 2002م

ماهنامهء  « الهلال» ، أول إپریل 1897 م – قاهره

کتاب های چاپ شده در مورد سید افغانی ، توسط سفارت افغانستان در قاهره ( سال های 1393- 1395 هجری شمسی)

[1] ) ماهنامهء الهلال نشر شده به تاریخ اول اپریل  1897م به مدریت جرجی زیدان

[2] )  سیری در اندیشهء  سیاسی عرب ، از حملهء ناپلئون به مصر تا جنگ جهانی دوم . تهران ، امیر کبیر 1356 هـ .ش

–   نامه ها واسناد سیاسی- تاریخی، صفحه ۹

[4]  – در یکی از شماره های العروة الوثقی آمده است:

” کسی از مردم کمان نبرد که از اینکه روزنامه ما احیاناً از مسلمانان طور خاص یاد آوری واز حقوق آنان دفاع می کند، هدف روزنامه هم این باشد تا  میان مسلمانان و کسانی که همجواران وهموطنان ایشانند، و در مصالح کشور ها میان آنان هم آهنگ واز نسل ها با این طرف با مسلمانان اشتراک دارند، تفرقه بیفکنند. این کار از ما ساخته نیست ونه هم کدام تمایلی به آن داریم ونه دین ما، آن را مجاز گفته ونه هم شریعت ما آن را تجویز می کند.

مگر هدف ما هشدار دادن شرقی ها به طور عام ومسلمانان به طور خاص از غارتگری بیگانگان است که کشور های شان را ویران می کنند و ما که مسلمانان را به طور خاص یاد می کنیم، از لحاظی است که مسلمانان، عنصر عمده در کشور هایی اند که بیگانگان با ایشان، غدر وخیانت نموده و مردم شان را زبون ساخته و کلیه منافع آن را در انحصار خود در آورند وبه یاری خداوند در این باره، مقالت جداگانه می نگاریم.”

عروة الوثقی ترجمه استاد سمندر غوریانی، صفحه ۲۲۳

[5]  – عروة الوثقی، ترجمه استاد سمندر غوریانی، صفحۀ ۲۱۳

[6]  – رسائل فی الفلسلة والعرفان صفحه ۱۱

[7]  – رسائل فی الفلسفة والعرفان، صفحه ۴۵

[8]  – رسائل فی الفسلفة والعرفان، صفحه ۱۰۹

[9] – رسائل فی الفلسفة والعرفان ، صفحه ۱۳۰

[10] ) Gilbrt and Rivington Limited

[11] ) الآثار الکاملة ، جلد چهارم بخش ضیاء الخافقین ص 67

[12] ) الآثار الکاملة ، جلد چهارم بخش ضیاء الخافقین ص 70

[13] ) الآثار الکاملة ، جلد چهارم بخش ضیاء الخافقین ص 171

[14]  – رویداد های تاریخی در اینجا نزد سید جمال الدین خلط شده است، زیرا تیمور شاه در شوال 1207 هـ . ق( می 1793 م) وفات یافته است وفتح علی شاه قاچار در محرم 1212 ق در حدود پنچ سال بعد از وفات تیمور شاه وکشته شدن عمویش آغا محمد خان قاجار، به سلطنت رسیده است. این حادثه بر خلاف نبشته سید جمال ، نه در زمان تیمور شاه بلکه در زمان سلطنت پسرش شاه زمان، روی داده است وآن هنگامی است که مهدی علی خان از هندوستان به حیث نماینده انگلیس به تهران می اید و در 1214 هـ ق با فتح علی شاه قاجار دیدار می کند و پادشاه ایران را آماده می کند تا بر افغان ها حمله نماید و خیال انگلیس ها را از حمله  شاه زمان به هندوستان، راحت بسازد و در ایامی که شاه زمان خود را عقب دروازه های هند، رسانده بود، از لشکر کشی  فتح علی شاه قاجار به سوی افغانستان اطلاع حاصل  و دوباره به افغانستان عودت کرد ودر این هنگام، قندهار به دست برادرش شهزاده محمود افتاده بود.

[15]  سید فرانسه را باوجودی که چون انگلستان، کشور استعمارگری است می ستاید و در زمان سید هم آن کشور، در جهان اسلام مستعمراتی داشت و الجزایر نمونۀ روشن آن است که استعمار گران فرانسوی بر مردم آن سامان ستم روا  می داشتند، اما سید در نشریۀ العروة الوثقی هم ” پاریس” را شهر آزادی توصیف می کند.

برخی نویسنده گان اختلاف سید را با انگلیس ، اختلاف لژ فراماسونی فرانسوی وانجمن های فراماسونی انگلیس می دانند که شاید زیاد دقیق نباشد، زیرا سید قبل از اینکه به فرانسه برود وی ا در مصر شامل انجمن فراماسونی شود،. با استعمار انگلیسی، در کشمکش ومبارزه قرار داشت.

[16] – خاطرات الافغانی، از شیخ محمد مخزومی، صفحه 11

[17]  -سید جمال الدین در ایام اقامت هشت ساله در مصر، به سازمان “فراماسونی” پیوسته است، تقاضا نامه شمولش را روز پنجشنبه 22 ربیع الثانی 1292هجری  قمری (31 مارچ 1875 م) نگاشته است. متن تقاضانامه شمول سید جمال الدین ، به انجمن ماسونی چنین است:

” یقول مدرس العلوم الفلسفة بمصر المحروسة جمال الدین الکابلی الذی مضی من عمره سبعة وثلاثون سنة بانی ارجومن اخوان الصفاء  واستدعی من خلان الوفاء اعنی ارباب المجمع المقدس الماسون، الذی هوعن الخلل والزلل مصون، أن یمنوا علی، ویتقضلوا الی بقبولی فی دلک المنتدی المقتخر، ولکم الفضل، ربیع الثانی سنة 1292 – یوم الخمس 22 ، ( جمال الدین الکابلی)

 جمال الدین کابلی، استاد علوم فلسفی، در مصر محروسه، که از سن وی سی وهفت سال گذشته است، از برادران صفا ” پاک وبی الایش” ودوستان وفادار یعنی بزرگان مجمع مقدس فراماسون که از هر بدی واشتباه منزه ومصئون می باشند، تمنا دارد، عنایت فرمایند اینجانب را در آن گروه پاک و مسلک رهروان آن باشگاه با افتخار، بپذیرند، برتری برای شماست.

ربیع الثانی سنة 1292، روز پنجشنبه 22، امضا ( جمال الدین الکابلی)

[18] – نامه ها واسناد سیاسی تاریخی، صفحه 9

[19]  – استاد خسروشاهی سال 1884 را 1882، خوانده است، اشتباه شان از خواندن  دقیق عدد (4) در رسم الخط زبان “ارود” ، شاید، مایه گرفته باشد.

Leave A Reply