وحدت ملی و ترویج اصطلاح افغانستانی/ملالی موسی نظام

0 643

وحدت ملی وترویج اصطلاح افغانستانی

تا یک نفر افغان است، زنده افغانستان است
«سانفرانسسکو، آکست، ۲۰۰۶»
مقدمه:
(با اینکه استعمال اصطلاح نامانوس و نا مفهوم «افغانستانی» كه در چنین مقطع حساس تأریخ افغانستان عزیز، دیر هاست همانطوریکه منحیث یك محصول وارداتی، از خارج افغانستان توسط گروهی از بیهویتان مروج گردیده بود، مانند خس سر آب، در اثر نداشتن علل و انگیزۀ ملی و مردمی و منطق و استدلال قانونی، هما نطوری كه آمده بود، ناپدید گردید، ولی چون اقلیتی معلوم الحال بعد از سال ها، به كنار زدن خاكستر آن، بازهم به افروختن آتش نفاق و شقاق بین اقوام ذیحق و شریف کشور، فعالیت های بی سر انجام و مذبوحانه ایرا آغاز نموده اند، ناگزیر توجه هموطنان معزز را به مطلبی از اینجانب که در كانفرانسی درماه آگست سال ۲۰۰۶ میلادی در منطقۀ سان فرانسسكو برای بزرگداشت از وحدت ملی و امحای تفرقه اندازی بین اقوام و مردم افغانستان، دائر گردیده بود، یکبار دیگرجلب مینمایم. امید است نشر دوبارۀ این اثر جوابی هم برای آن عده ای باشد که با اشتهارات اینکه اولیای امور افغانستان دست به تبعیضات قومی«؟!» میزنند، ذهنیت هموطنان را مغشوش می نمایند):

حضار نهایت گرامی و محترم، میرمن ها و آقایان، امیدوارم احترامات صمیمانۀ مرا بپذیرید. جای خوشی است كه به دعوت جمیعتی ازهموطنان و خبرگان ملی گرا در محفلی كه به منظور تحكیم وحدت ملی، امحای تبعیض و تفرقه اندازی و در مجموع برای یك پارچگی ملت شریف افغان دایر گردیده است اشتراك مینمایم.
با اجازۀ شما، سخن رابا گلچینی از احساس قلبی شاعر پر مایۀ افغان محمد نسیم اسیراآغاز مینمایم :

بنازم هــمت مــام وطــــــن را به دامن پروریده تـو و من را
كــــهن بـوم و بـر پر افتــخارم همـــان افغانســتان نــامــدارم
به این نام است شان و شوكت ما زافغان پایـه های وحدت مــا
بنـــام قوم اگر بــاهــم ستیزیـــم​ بنــای وحدت از بنیـاد ریزیــم
مباش اندر پـــی ویرانی یـی خود​ اساس بـــی سرو سامـانی خود
«اسیــر» آرزومـــند تــو گــوید​ به عجز و انكسار از تو بجوید
كــه گر پرسد كسی از تو نشانی
بــگو افــغان، مــگو افغانســتانی

به همۀ ما معلوم است كه در افغانستان جنگزدۀ ویران، در پهلوی مشكلات بیشمار سیاسی و اجتماعی، معضلۀ عدم وجود یك وحدت ملی واقعی كه بتواند تمام اقوام شریف مملكت را متحد و همگام بسازد، كاملا محسوس میباشد. گذشته از نابسامانی های سه دهه جنگ و اثرات نا فرجام آن، جامعۀ افغانی همچنان بامشكلات بیشمار اجتماعی و تحریكات مغرضانه روبرو میباشد، چنانچه دراثر عدم وجود یك حكومت مركزی قوی وعدم استقرارسیاسی كه سبب انهدام و ویرانی بنیادی در افغانستان شده است، برای دشمنان و همسایگان طماع باز هم زمینۀ تجاوزات مكرر را چه مستقیم و چه توسط عمال اجیر داخلی شان امكان پذیرساخته است. شراندازی دائمی پاكستان، مداخلات ابدی روسیه وگماشتگان داخلی وابسته به آن، دسائس پنهان و آشكار آخوند های ایران وجواسیس روز افزون آنها همه وهمه برای یك هدف مشتركی كه امحای اتحاد ملی و دامن زدن به تفرقه های قومی و لسانی مردم ماست، صورت میگیرد.

از نگاه حقوقی، بدون شک تمام مردمی كه در ساحۀ جغرافیایی افغانستان بسر میبرند و در مقابل قانون دارای حقوق و وجایب مساوی هستند ،«افغان» می باشند والبته اقلیت های مهاجر افغان در ممالک میزبان هم با حفظ تابعت افغانی خویش، خود را «افغان» می شمارند. بنابران، در مجموع همه باشندگان مملكت بهر نژاد، قوم، دین و مذهبی كه متعلق باشند و به هرلسانی كه تكلم نمایند، تحت اسم واحد وافتخار آفرین «ملت افغان» شناخته میشوند.
آیا درین ادعای میان خالی، در مورد افتخارات تأریخی افغانستان میشود گفت که در قرن ۱۹ و ۲۰ جنگ اول و دوم «افغانستانی» و انگلیس به شکست دولت استعماری برتانیه انجامیده است؟! چنانچه هرگز شنیده نشده است که شکست خفت آور اتحاد شوروی سابق ذریعۀ «افغانستانی» ها صورت گرفته است و هرگز هم گفته و شنیده نخواهد شد.

در گروپ تفرقه اندازان ملی یكی هم بایداز جمیعت كوچكی یاد آور شد كه مذبوحانه در تلاش تفرقه اندازی و جداسازی اقوام شریف افغانستان از همدیگر می باشند. مشاجره از آنجا آغاز یافت كه برخی از شاگردان جاسوس ایرانی « چنگیز پهلوان » که به دیدار احمد شاه مسعود و برهان الدین ربانی بعد از فرار آنان از پایتخت نشسته به خون و ویران، از هویت «افغان» منكر شدند و خود را«افغانستانی» نامیدند، این مطلب ظاهراً ساده كلیه ارزش های وحدت ملی راكه طی صد ها سال با نام «افغان» شكل گرفته و استحكام یافته است، نزد عده ای محدود به سوال مواجه ساخت. اینان كه خود نظر به غیر قانونیت ادعای شان از یكطرف و نامأنوس بودن اصل مفكوره از جانب دیگر، میدانند كه مبارزه یی چنین بی محتوی، راه بجایی ندارد، بازهم نظربه نوعی سرسپردگی و وابستگی عمیق آنان به همسایۀ غربی افغانستان، در تضعیف روحیۀ وحدت ملی در مجادله و تلاش اند. این گروه كه بر گذشتۀ خیلی دوراستناد ناقص و بی اساسی می نمایند، ادعا دارند كه در گذشته به اصطلاح كلمۀ «افغان» برای اکثریت پشتون استعمال میگردید، امروز نباید دیگر اقوام مملكت تحت این اسم پر افتخار گنجانیده شوند. اینان درین مقطع حساس تاریخ، تمام مشكلات اساسی و بنیادی ملت و مملكت را به فراموشی سپرده با «افغانستانی» نامیدن کاملاً ظاهری خویش علم تفرقه و دوگانگی را بر افراشته اند. اقلیت مذكورانگشت رد به تمام ارزش های وحدت ملی می گذارند كه در پناه آن قرون متمادی اقوام شریف افغانستان در اتحاد كامل با اسم پر افتخار ملت مبارز و متحد «افغان» از ناموس وطن دفاع نموده اند، منجمله از شكست بریتانیای كبیر در قرن ۱۹ و ۲۰و شكست شرم آور اتحاد شوروی سابق در قرن ۲۰، یاد آور میگردیم كه مبارزه و جهاد مجموعی و مقدس یك ملت متحد را تثبیت مینماید
در مورد تحلیل لغوی نا متجانس كلمۀ «افغانستانی» باید گفت در حقیقت كلمۀ افغانستان كه مركب از واحد «افغان» – اسم خاص، به منزلۀ مردم یک سرزمین و پساوند «ستان»، منحیث جای بود و باش همان مردم میباشد، در حقیقت اسم مبارک «افغانستان» فقط معنای سرزمین افغان ها رامیدهد نه چیز دیگری. پس باور میکنیم که بدون هیچ شك و شبه ای، عنصر اصلی تركیب افغانستان همانا كلمۀ «افغان» است. وقتی كه كلمۀ «افغانستان» با چنین شرط و شاخص هایی تركیب گردید، دیگر نمیتوان «ی» نسبتی غیر مجازی را در آخرش افزود و كلمۀ «افغانستانی» را ساخت، به امید اینكه بدیل و جانشین كلمۀ «افغان» قرار گیرد. همان قسمی كه وقتی تركیب انگلستان ازكلمات «انگلیس» و«ستان» پدید گردید، دیگر نمیتوانیم كلمۀ انگلستانی«!» را بسازیم و بجای انگلیس استعمال نماییم در حالیکه مانند کلمۀ «افغان» که ملتی را معرفی می نماید، کلمۀ «انگلیس» همچنان منحیث یک اسم خاص، ملت دیگری را معرفی میکند.
منطق سلیم و منطق زبان كه گرامر نامیده میشود، همین حكم را میكند، اما «افغانستانی ـ گویان» كجا و منطق زبان كجا؟؟ بلی گیرماندن در گرداب نفرت و تعصب قومی و زبانی و رفتن در خندق بیگانه پرستی، آزادی تفكر و تعقل انسان را چنین به تاراج میبرد.
حال ببینیم استعمال كلمۀ غیر مجاز «افغانستانی» که ریشۀ پزیرش در ادب دری نداشت، از نگاه حقوقی چه عواملی را بار می آورد و نتیجه گیری از آن به جز از تضعیف مفكورۀ وحدت ملی و تفرقۀ قومی چه میتواند باشد:

اول ـ از نگاه حقوق اساسی: درین مورد قانون اساسی ۱۳۸۲ هجری شمسی مطابق به ۲۰۰۳ میلادی چنین صراحت دارد.
ملت افغانستان متشكل از اقوام پشتون، تاجك، هزاره، ازبك، تركمن، بلوچ، پشه یی، نورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، براهوی، و سائر اقوام میباشد.
بر هر فرد از افراد ملت افغانستان كلمۀ «افغان» اطلاق میشود. فصل اول ـ مادۀ چهارم.

بنابران در مجموع همه باشندگان مملكت بهر نژاد، قوم، دین و مذهبی كه متعلق باشند و بهر لسانی که تکلم نمایند،تحت اسم واحد وافتخار آفرین «ملت افغان» شناخته میشوند.
چون مواد قانون اساسی تنها توسط احضار لویه جرگه واشتراك نمایندگان مردم افغانستان قابلیت تغیر و تعدیل را دارا میباشد، برای استعمال قانونی «!» كلمۀ نا مفهوم افغانستانی كه از هرگونه ارزش حقوقی مبراء است، همچنان باید لویه جرگه كه عالی ترین مظهر ارادۀ مردم افغانستان است، احضار گردد و دقیقاً اکثریت به آن تغییر رأی دهند!
بنابرآن، «افغانستانی» نامیدن غیر قانونی كاندید سابق ریاست جمهوری لطیف پدرام مربوط به رژیم وابسته به اتحاد شوروی سابق؛ همکار داکتر نجیب و وابسته شورای نظار فعلی، خود محكی بود درین مورد؛ دیده شد كه چگونه موجبات خشم و اعتراضات مردم را شدیداَ فراهم نمود و سبب ناكامی مطلق نامبرده وبیهویتان «افغانستانی» وی گردید.

دوم از نگاه حقوق جزاء: چونكه معضلۀ استعمال كلمۀ «افغانستانی » پدیدۀ بی سابقه، جدید و وارداتی یك اقلیت كوچك وابسته به غیر میباشد و از عمق اجتماع و كلتور اصیل افغانی در طی عصار و قرون نشأت ننموده است، هنوز بازخواست قانونی خاصی برای آن موجود نیست. ولی در آینده با پیروی از مواد قانون اساسی میتوان در چوكات قوانین عادی درین مورد اشد مجازات را پیش بینی نمود. چون استعمال غیر مجاز كلمۀ «افغانستانی» بر گروهی از افراد ملت «واحد افغان»، که جداً نقیض قانون واقع میگردد، ازهرنوع ارزش حقوقی مبراء است. درین مورد قانون اساسی ۱۳۸۲هجری شمسی مطابق به ۲۰۰۳ میلادی چنین صراحت دارد:

هیچ شخصی نمیتواند با سوء استفاده ازحقوق و آزادی های مندرج این قانون اساسی، بر ضد استقلال، تمامیت ارضی، حاكمیت و وحدت ملی عمل كند. فصل دوم ـ مادۀ ۵۹

همه میدانیم كه ترویج استعمال كلمۀ نا مأنوس «افغانستانی » به منظور تفرقه اندازی بین اقوام شریف افغانستان یک پدیدۀ وارداتی کاملاَ پلان شدۀ غیر و عمال وطنی آن بوده و اصلا برای امحای وحدت ملی بوجود آمده است.

سوم ـ از نگاه حقوق بین الدول: درمورد روابط افغانستان با دنیای خارج، اعم ازروابط دیپلوماسی و معاهدات فیما بین مملكتی و عضویت افغانستان در موسسات بین المللی از قبیل موسسۀ ملل متحد وامثالهم، همیشه مملکت ما بنام «افغانستان» وملت ما بنام «افغان» رسماً پذیرفته و شناسایی شده است . بنابرآن، زمینۀ قبول شدۀ رسمی برای «افغانستانی» بودن قسمتی از«ملت افغان» در دنیای خارج، به هیچ وجه مطرح شده نمیتواند.

به وضاحت دیده میشود كه طرفداران این مفكوره علی الرغم قلم فرسایی های بی موجب و شعار های مذبوحانۀ میان تهی خویش، خود نیزدر داخل مملكت و خارج به بی هویتی و« افغانستانی» بودن خود ها «عملاَ» باور واعتقادی ندارند. از تذكرۀ هویت، پاسپورت و غیره اسناد رسمی و تجارتی در داخل مملکت، تا اسناد هویت از قبیل گرین كارت، قرار دادهای رسمی و تجارتی و غیره در خارج افغانستان، شاهد این حقیقت می باشد كه مبارزین وقلم بدستان «افغانستانی» هرگز توان اثبات ادعای بی اساس خود ها را نداشته و خویشتن را رسماً و عملاَ «افغان» مینامند.
در مجادلۀ ناكام اقلیت تفرقه اندازان، تعداد معدودی از نشرات بیرون مرزی از آن جمله دو هفته نامۀ معلوم الحال «امید» و تلوزیون کاملاَ شناخته شدۀ « خراسان» را که فعالیت کاملاَ ضد ملی و پشتون ستیزانه دارند باید نام برد كه مذبوحانه در تلاش تبدیل اسم پر افتخار«افغانستان» به خراسان، تغیر لسان اصیل دری افغانستان به فارسی فرهنگستان ناكام ایران وتعمیل اطلاق كلمۀ «افغانستانی» برقسمتی ازملت شریف «افغان» میباشند. در حالیكه، خوشبختانه اكثریت جراید، مجلات، نشرات تلوزیونی و سایت های انترنتی ملی گرای داخلی و خارجی وابسته به منافع مردم افغانستان و منافع علیای كشور، در مبارزۀ دایمی برای استحكام وحدت ملی، تمامیت ارضی، امحای تفرقه اندازی و تبعیضات قومی و لسانی قرار دارند.

در پایان با قرائت این بیت پر معنی ازمسدس جناب محمد اختر بركی شما را به خداوند میسپارم:

خانه ام افغان ستان وجمله اقوام وطن صاحب این خانه ائیم و خاـدم مام وطن
متحد بودیم، جـان دادیـم بر نـام وطن خصم را كشتیم مادر كـوچه و بام وطن
قوم افغان را تو ازهم تیت و پاشان میكنی
خانه ویـران، خانۀ مارا تــو ویـران میكنی

زنده باد افغانستان! جاوید باد اتحاد ملت شریف و با شهامت افغان

وحدت ملی و ترویج اصطلاح افغانستان

 

Leave A Reply