در حمایت از جنبش حراست پشتونها / کاندید اکادمیسین سیستانی

0 512

27/ 4/ 2018

 

مقاله جامعه شناسی جنبش «خدایی خدمتگاران» و«جنبش حراست پشتونها» نوشته استاد مومن ونشر آن در ویب سایت آسمائی وپورتال افغان جرمن، یکی از بهترین مقالاتی بود که از روز نشر آن مقاله ذهن وافکارمرا بخود مشغول ساخته است. از این مقاله در بارۀ افکار واندیشه های رهبرخدایی خدمتگاران(پاچاخان) چیزهای زیادی را میتوان آموخت، بخضوض مشی عدم خشونت وترک دشمنی وبرادرکشی ودعوت به اتحاد وبرادری وکسب علم ودانش چیز های مهمی اند که به آنهایی که مثل من آگاهی کمتری دارند، کمک میکند تا درک درستی ازاهداف بزرگ انسانی و ورورولی آن مبارز نستوه داشته باشند.

علاوه براین بحث در بارۀ جنش حراست پشتونها از زیرچکمه های ستم نظامیان پنجابی بخش جذاب وقابل توجه دیگر این مقاله را میسازد.من از نویسنده ارجمند استاد مومن که این مقاله را در یک موقع مناسب بیرون دادند، ابراز تشکر میکنم .

پاکستان در چهار دهه اخیر با وجود استفاده ابزاری از نیروی پشتونها برای دفع اتحاد شوری از تجاوز برقلمرو خود، درعین حال سعی کرده است تا قوم پشتون را درمجموع مردمان وحشی وتروریست به جهانیان نشان بدهد وطوری ذهنیت سازی نماید که اگرهرگونه جنایت ضد بشری علیه آنها انجام دهد ، آنرا رنگ مبارزه با تروریستان قلمداد کند.درحالی که پشتونها فطرتا تروریست نیستند، بلک مردمان ازادی دوست ودین دوستی اند که بخاطر حفظ ازادی وصیانت از دین ومعتقدات خود با سلطه  بیگانه ها ضدیت نشان میدهند و طبق نقشه های آی اس آی بلا وقفه کشته میشوند.

نقیب محسود که میخواست مدل جوانان باشد، مگردر یک طرح از پیش ریخته شده

توسط نظامیان به قتل رسید. وهمین مسئله جرقه ای بخرمن بیداری پشتونها زد.

 

بعد از ترور یک جوان خوش هیکل وخوش سیما  بنام نقیب الله محسود درکراچی[ تصویر شدیده شود]،جنبش «تحفظ پشتونها» با سرکردگی منظور پشتون از اهالی وزیرستان جنوبی، از اسلام آباد سر بلندکرد.منظور پشتون یک جوان تحصیل کرده وزیرستانی است که خود وخانواده اش براثر بمباردمان وزیرستان در چند سال قبل از زادگاه خود مجبور به فرار به دیره جات وشهرهای دیگر شدند وپدرش که معلم بود سعی نمود تا فرزندش را برای تحصیل وفراگرفتن علم ودانش تشویق نماید. منظور پشتون تحصیل خود را تاسطح لیسانس پیش برد وباری خوست از زادگاه خود بازدید نماید، اما عساکر ونیروهای مستقر در زادگاهش به او اجازه ندادند تا دهکده وخانه خود را که در زیر بمباردها به ویرانه مبدل شده بود، ببیند، با دل پرغصه از وزیرستان برگشت وبه فکر راه نجات قوم پشتون از ذلت وبدبختی وهردم شهیدی وبه اسارت رفتن شان افتاد.اودرماه فبروری 2018 با تعدادی از دوستان وهمفکران خود به  شهرهای مختلف پشتون نشین از کویته تا پشاور سفرکرد وبا جوانان ملاقات نمود ودرد ومصیبت آمده برپشتون را به آنها بیان کرد ، بالمقابل با استقبال گرم جوانان با درد پشتون مناطق دیگرچون دیره جات و وزیرستان شمالی وجنوبی وکرم ومومند و باجور وصوات وورکزی  روبرو شد. وهمگی احساسات خود را  برضد ستم ملی وتوهین وتحقیری که از سوی نظامیان پنجابی درحق آنها اعمال میگردد، با او درمیان گذاشتند . دعوت او برای به اتحاد پشتونها شورو هیجان بی  نظیری را در میان پشتون وبلوچ آنسوی خط دیورند ایجاد نمود.

منظره یی از جنبش تحفظ پشتونها در آنسوی خط دیورند

با خبرمرگ نقیب محسود، منظور پشتون برضد ظلم وستم نظامیان پنجاب برخاست ودراسلام آبادپایتخت پاکستان دست به اعتصاب وسخنرانی پراز واقعیت های ملموس زد و نظامیان ونیروهای استخباراتی پاکستان  را عامل ومسئول اصلی ترورواختطاف جوان های آگاه وروشنفکر وهنرمندان وشاعران ومعلمان منسوب  قوم پشتون در تمام صوبه سرحد وایالت پشتونخوا ودیره جاتخواند واز حکومت پاکستان خواست تا پشتونهای زندانی را آزاد کند و اگر کشته شده باشند دلیلی کشتن آنها را به مردم بگوید ویا اینکه مسببین این قتل ها را مجازات کند.

منظوربا سخنرانی پرشور خود ده ها هزار جوانان پشتون را که خواهان امنیت جانی ومالی  خود اند وبدنبال شغل در شهرهای مختلف پاکستانمنجمله کراچی ولاهور واسلام اباد وکویته وپشاور سرگردانند و گاه وبیگاه از سوی نظامیان پنجابی اختطاف  ومورد شکنجه های وحشیانه قرارمیگیرند وبعد سر به نیست میشوند،به دور خود جمع کرد و شعار تحفظ وحراست از جان وحیات قوم پشتون را سرداد.

این جوان جسور وپراستعداد که شیشه مرگ خود را برکف گرفته وانگشت اتهام بسوی سازمان مخوف استخبارات نظامی پاکستان دراز نموده است،خبراز ظهور یک ناجی برای نجاتقوم پشتون ازمشی نسل کشی نیروهای امنیتی ونظامی پاکستان میدهد.باید  از جنبش تحت رهبری او حمایت کنیم این حمایتها به جوانان جنبش تحفظ پشتون نیروی تازه می بخشد وآنان را برای اتحاد ومقاومت در برابر استبداد پایدار تر میسازد. مساله مهم اینست که ایستادن درمقابل یک دستگاه مخوف و متهم کردن به  نسل کشی یک قوم سلحشورکار اسانی نیست، واگرکسی  بخواهد چنین صدای را بلند نماید باید اول سرخود را درکف دست بگذارد وبعد گام به جلو نهد ومنظور پشتون یک چنین کسی است.انسانهای عدالتخواه وآزادی طلب می باید در حمایت از چنین کسی وچنین جنبشیحمایت کنند.

قرار بود در تاریخ 8 اپریل یک میتنگ یک میلیون نفری را درپشاور مرکز ایالت پشتونخوا راه اندازی کند، اما  در روز موعود راه های مواصلاتی تحت کنترول شدید نظامیان پاکستان قرارگرفت ومانع ورود جوانان به پشاورگردیدند مگربا و جود ممانعت های نیروهای نظامی،هم در پشاور وهم در ایجنسی های دیگر میتنگ های پرشوری به حمایت از تحریک حراست از پشتونها تدویر یافت ودر تمام شهرهای مهم خارج پاکستان که پشتونها زندگی میکردند محافل وتظاهراتی به حمایت از تحریک حراست از پشتونها صورت گرفت وخواستار منع زندانی کردن یا ترورمنظور پشتون گردیدند.

بی بی سی گزارش میدهدکه :«منظور پشتین در وزیرستان جنوبی متولد و پرورش یافته است؛ جاییکه که از اولین پناهگاه‌های طالبان پس از حوادث یازده سپتامبر بود.همانند بسیاری از نواحی و قسمت‌های شمال غرب پاکستان آزادی و امکانات مالی مردم این منطقه توسط ارتش و یا توسط گروه‌های شبه نظامی تندرو که با وجود همه انکارها نیروهای نیابتی ارتش محسوب می‌شوند به گروگان گرفته شد.

او که فرزند یک معلم است توانست تحصیل کند و پس از سال ۲۰۱۰ که خانواده‌اش ناحیه جنگ زده وزیرستان جنوبی را ترک کرد به تحصیلات خود ادامه داد. برای آن نسل آگاهی سیاسی نتیجه زندگی در خارج از وزیرستان و در عین حال تجربه کردن فقدان قدرت هنگام بازگشت به روستاهایشان بود….

افراسیاب ختک، سناتور سابق، می‌گوید: “گدازه های آتشفشانی در تمام این سال‌های پر از مشکل و تلاطم انباشته شد و منتظر فوران بود. دیر یا زود این [حادثه]روی می‌داد.” روز ۱۳جنوری وقتی که مرد جوانی به نام نقیب‌الله از اهالی وزیرستان جنوبی در یک “رویارویی از پیش طراحی شده” کشته شد زمان فوران فرارسید. پولیس اعلام کرد که او از گروه‌های مسلح تندرو بوده ولی خانواده اش می‌گویند او آرزو داشت مُدل شود. همین حادثه جرقه برگزاری تظاهرات بیرون باشگاه خبرنگاران در شهر اسلام آباد را زد. ابتدا کسی توجه چندانی نکرد ولی به مرور شمار معترضان افزایش یافت. یک کانتینر به محل آورده شد و آن را به صحنه‌ای مجهز به سیستم صوتی بدل کردند. سخنرانی‌ها شروع شد و در برخی از آنها به شدت از نهادهای امنیتی انتقاد شد.

پس از ده روز به یک جنبش وسیع تر “برای رهایی مردم پشتون از استبداد” نهادهای امنیتی پاکستان بدل شد. مردم از نقاط مختلف و دور دست برای شرکت در اجتماع به اسلام آباد آمدند و بسیاری عکس‌های افراد مفقود شده را آورده بودند و به دنبال اطلاعات در مورد آنها می‌گشتند.

منظور پشتین می‌گوید:”من فقط از وضعیت در منطقه خودمان مطلع بودم. ولی وقتی ماجراهایی را که در مناطق دیگر اتفاق افتاده شنیدیم ،در سوات و یا باجور، متوجه شدیم که همه جا وضعیت همینطور بوده است.”

او به حادثه‌ای اشاره می‌کند که دو هفته قبل از بازداشت خود در اکتبر گذشته باعث تظاهرات شد.یک سرباز بر اثر انفجار بمب در روستایی به نام شامکای در وزیرستان جنوبی کشته شد.

ارتش در منطقه حکومت نظامی برقرار کرد و به همه مردم دستور داد از خانه‌های خود بیرون بیایند. آنها زنها را مجبور کردند در یک طرف بنشینند و بعد مردها را تک به تک در برابر چشمان آنها شکنجه کردند. یک پسر بچه‌ای که صرع داشت در حالیکه پدر و مادرش تماشا می‌کردند زیر شکنجه جان داد.”

منظور پشتین این سئوال را که پشتون‌ها به جوانان خود اجازه میدهند تا به گروه‌های مسلح تندرو بپیوندند، رد میکند.او می‌گوید: “ارتش پاکستان گروه‌های مسلح تندرو را تقویت کرده است. از اسلام به عنوان یک عامل تهییج استفاده کرده است.”این حرف من نیست حرف سرهنگ امام (یک مامور سابق اداره امنیت ارتش پاکستان) است که گفت ۹۵ هزار جوان را آموزش داده است و یا حرف‌های پرویز مشرف فرمانده سابق ستاد ارتش پاکستان است که گفته ما آنها را آموزش دادیم، ما مجاهدین را از سراسر جهان آورده‌ایم، و آنها قهرمانان ما بودند.”

منظور پشتین می‌افزاید:”وقتی دلشان می‌خواهد ما را بمباران می‌کنند، وقتی دلشان می‌خواهد برای ما خوار و بار می‌فرستند و وقتی به نفعشان هست مردم ما را بفرستند که دیگران را بکشند آنها را آموزش می‌دهند و به آنها کمک می‌کنند.وزیرستان منطقه تصرف شده آنهاست. ۳۰ سال طول کشید تا ما مردمان قبیله‌ای بفهمیم که با روس‌ها نه به خاطر اسلام بلکه به خاطر پول آمریکایی‌ ها جنگیدیم.”(  بی بی سی ،26 اپریل 2018)

 

 

“تروریسم در یونیفورم”

بی بی سی از قول ژورنالست دیگرخود در لاهور( سکندرکرمانی) گزارش میدهد:« جمعیت شعار می‌دهند “این چه نوع آزادی است؟” این همخوانی سرود جنبش اعتراضی است که به خوبی نارضایتی جمعیت وسیعی از “نبرد با تروریسم” حکومت پاکستان را  نشان می‌دهد.

یکی از محورهای اصلی آن این احساس است که پشتون‌ها سال‌هاست بین گروه‌های شبه نظامی تندرو و ارتش پاکستان گیر افتاده‌اند. مردی از دره سوات به من گفت که در یکی از جاده‌های آن منطقه هم ارتش و هم طالبان پست بازرسی دارند. اگر کسی ریش نداشته باشد طالبان او را به طرفداری از حکومت متهم می‌کند و اگر کسی ریش داشته باشد سربازان او را به وابستگی به گروه‌های تندرو متهم می‌کنند…

خشم مردم از نهاد پر قدرت ارتش به صراحت با این شعار ابراز می‌شود:”مسئولین تروریسم آنهایی هستند که اونیفورم به تن دارند.” به چالش کشیدن ارتش به این صراحت در دوره‌های اخیر بی‌سابقه بوده و به نظر می‌رسد که در حال رشد است.»

بی بی سی علاوه میکند که :تاکنون رسانه‌ها اخبار مربوط به جنبش تحفظ پشتون را که حمایت قابل توجهی جلب کرده به هیچ وجه منعکس نکرده‌اند.در مقابل رسانه‌های به شدت کنترل شده پاکستان به تظاهرات دسته‌های کوچک مخالف این جنبش وقت زیادی اختصاص می‌دهند.

منظور پشتین زبان پشتون را با لهجه بومی قیبله‌ای خود یعنی “محسود” صحبت می‌کند. ولی برخلاف سایر مردان جوان قبیله‌ای او تحصیلکرده است و زبان‌های اردو و انگلیسی را نیز به همان راحتی صحبت می‌کند.او می‌گوید هیچگاه تصور نمی‌کرد که چنین حمایتی جلب کند ولی در مورد آنچه که باید تغییر دهد هیچ تردیدی ندارد.او در ماه مارس در مصاحبه‌ای با خودای نور نصر، از بخش پشتو بی‌بی‌سی، گفت:”مردم سرکوب شده‌اند و زندگی آنها غیرقابل تحمل شده است. مقررات حکومت نظامی و توهین سربازان ارتش حرمت مردم را از آنها گرفته است.”

از ماه فبروری[2018)او و هوادارانش در سراسر مناطق پشتون نشین، از کویته تا پیشاور سفر کرده، جمعیت فراوانی را به خود جلب کرده و حکایت‌های بی‌پایان مصیبت، مرگ و ویرانی را برملا کرده‌اند.

بسیاری “جنبش تحفظ پشتون” را گشودن فصل جدیدی در عرصه سیاست کشورمی‌دانند که جنگ‌های نیابتی آن جمعیت پرشماری را نه فقط در مناطق قبیله‌ای و شمال غرب بلکه در بلوچستان، ایالت سند در جنوب و حتی مناطق شمالی در مرز چین به شدت محروم کرده است.

بابر ستار، وکیل و صاحبنظر سرشناس، نوشته است که آگاهی و وجدان اجتماعی منظور پشتین ممکن است در هویت پشتون او ریشه داشته باشد “ولی سئوالی که او مطرح کرده به همه ما مربوط می‌شود.“بحثی که جنبش تحفظ پشتون به راه انداخته در مورد مناسبات اجباری بین شهروندان و حکومت پاکستان، (درباره) ویژگی‌ها، اولویت‌ها و اقدامات حکومت ماست که حق زندگی، آزادی، حرمت و برابری آنها را زیر سئوال می‌برد.”

منظور پشتین می‌گوید سال گذشته پس از بازداشت شدن به خاطر تظاهرات علیه [نظامیان]و اداره اطلاعات آن، شبکه‌های اجتماعی به داد او رسیدند.او در مصاحبه‌ای با بخش پشتو بی‌بی‌سی گفت: “نیروهای نظامی خانه ما را محاصره کرده و پدر وعمو[کاکا]یم را در پست بازرسی(تلاشی) که نزدیک محل بود بازداشت کردند. وقتی به آنجا رفتم من را نیز بازداشت کردند و داخل یک اطاق

انداختند. آنها گفتند اعتراض علیه ارتش[نظامیان] برای روحیه آنها مخرب است.”

به سرعت خبر بازداشت منظورپشتون[توسط رسانه های اجتماعی مجازی]به دوستانش رسید و آنها با پخش این خبر توانستند تظاهراتی در حمایت از او به راه بیاندازند.بسیاری موارد [انتقادات برنظامیان]مفقودالاثر شدن هاست .”بعد آنها  مرا از اطاق درآوردند و پیش یک [صاحب منصب] بردند که به من گفت ما تو را آزاد می‌کنیم ولی به دوستانت بگو اعتراضشان را متوقف کنند.”

منظور پښتون برخورد تشدد آمیزپولیس پاکستان را با رهبران جنبش تحفظ پشتون از طریق فیسبوک شرح داده  در آخرمیگوید:«نه خرڅيږو، نه‌‌‌‌‌‌ ټیټیږو، نه ډارېږو !»

https://www.facebook.com/PashtoVoiceOfficial/videos/2167234259961379/

منظور پشتون برای نجات مردم خود از کشتارها واختطافهای مکرر شان توسط نظامیان پنجابی به پا خاسته است و چون درد او با درد دیگرپشتونها مشترک است، با صدای حق طلبانه میلوینها پشتون یکجا شده طوفانی از خشم وانزجار مردم را علیه حکومت ونظامیان پاکستان برانگیخته است و پشت نظامیان را به لرزه انداخته است.

بدون تردید  جنبش حراست پشتونها سبب همبستگی واتحاد عمومی پشتونها شده و دستگاه استخبارات نظامی پاکستان را مجبور میسازد تا دست از گرفتاری وکشتار پشتونها بردارد وبه حقوق حقه آنها تن در دهد.روشنفکران افغانستان  در اروپا وامریکا وداخل افغانستان با سازماندهی تظاهراتی در ماه اپریل همبستگی خود را با جنبش حراست پشتونها ابراز داشتند . یکی از شاعران نازک خیال افغانستان سلطانجان کلیوال در وصف جنبش تحفظ پشتون شعری سروده که در ادبیات پشتو کم نظیراست.ببینید با چه قوت وصلابتی شهامت منظور پشتون را در این غزل به تصویر کشیده است:

«د پښتین خبری»

بدلـومه دوزخ هســی، چی جنت ورته حیران شی        هسې مینه کول غواړم، چی نفرت ورته حیران شی

غریبۍ ستا په وجود کی، تویه وم د میـنیڅاڅکيچی زلمۍ شی پیرزوینه، او غربت ورته حیران شی

ټـولــوم خـواره ولسـونه، د یوی جنــډی د لانــدی       چی په مخ د دی نړۍ کی، هرملت ورته حیران شی

بـی وســۍ نن دی لمن تــه، اچــوم هسـي ګلــونهچی شتمن ورته حیرانشی، او دولت ورته حیران شی

د وریښمو په یو تارکی، خواره زړونه می د خلکوهسی  پیـئم سره واړه، چی طبعیت ورته چیران شی

کلیـوالو  پیـژندلی،زه پشتین” د  وفا زوی یم         جوړومه پښتون هسی، چی خلقت ورته حیران شی

(افغان جرمن آنلاین،۱۱اپریل۲۰۱۸)

هموطن دراک وپر احساس ما”وطندوست” در بخش نظریات پورتال افغان جرمن آنلاینامروز نوشته بود:«حمایت از مظلومان و ضعفأ، هرکسی که باشد و یا در هر گوشۀ این دنیا که اقامت داشته باشند، اگر آنها را بشناسم یا هیچ رابطۀ شخصی با آنها نداشته باشم، یکی از رهنمود های زندگیم بوده است، ولو که چندان مؤثر هم نباشد.حمایت از پشتون های دو طرف خط دیورند نیز درهمین فورمول زندگیم جاه میگیرد. چه به آنها قرابتِ نداشته باشم و یا حتی زبان شانرا ندانم. چنانچه در پیام قبلیم به آن اشاره کردم، حمایت از “جنبش حراست پشتونها” علیه حکومت نظامی پاکستان به نفع مردم افغانستان نیز تمام میشود. با این دلیل:این یک فورمول شناخته شده ست، دولت ها را مصروف ناهنجاری ها و شورش های داخلی خود شان باید ساخت، تا همسایه های شانرا فراموش کنند.

به عبارت دیگر، ” جنبش حراست پشتون ها” به نآرامی ها در داخل این نظام شرور می افزاید و دولت پاکستان را مصروف مهار کردن این جنبش میسازد. اگر این جنبش به شورشِ دوامدار مبدل گردد، امکان دارد که حتی نظام این کشور را تغیردهد. یعنی از قدرت نظامیان در داخل حکومت پاکستان بکاهد. همچنان امکان دارد که در سیاست خارجی پاکستان به خصوص در رابطه به افغانستان تغیری مثبتُ بوجود آید. و بالاخره اگر حکومت افغانستان هوشیارانه از موقع استفاده نماید، شاید مردم ما از شر این همسایۀ شرارت پیشه نجات یابد.

باید یادآوری نمایم که من بعد از تهاجم امریکا برافغانستان وسقوط طالبان، بخصوص  بمباردمانها وکشتار پشتونها حتی در محافل عروسی ویا عزاداری آنها، در دفاع از پشتونها ومحکوم کردن نسل کشی سیستماتیک قوم پشتونهم از سوی قشون متجاوزشوروی  با همدستی نیروهای  رژیم برسراقتدار در دهه 80 قرن بیستم وهمچنان  از سوی نیروهای ناتو بسرکردگی امریکا و قوای مسلح افغانستان ده ها مقاله نوشته ام ودر پورتال افغان جرمن در سالهای 2006 تا 2012 به نشر سپرده ام(آرشیف مقالاتم گواه اند) ولی مشکل در این است که تحصیل یافته گان واهل قلم پشتونها به خواندن وحمایت کردن چنین مقالاتی چندان دلچسپی نشان نمیدهند وکدام تبصره ای براین نوشته هایم نکردند. در دعوت میدیا وتول افغانستان، که من با آنها همکاری قلمی دارم،در هرهفته بیش ازده مقاله بزبان پشتو در مورد حملات هوائی وبمباردمان دهات وروستاهای اقوام پشتون به نشر میرسد، ولی در طول سالهای متمادی من حتی یک تبصره دوسطری از نویسندگان پشتون در باره یک مقاله خوب ندیده ام، چراچنین است؟ من نمیدانم .

پشتونها نویسندگان نامداری دارند که میتوانند صدای این قوم بزرگ را در رسانه های جمعی انعکاس دهند و تهمت های بی معنی وبی اساس را با قلم خود از خود دور نمایند، ولی با نوعی خود بزرگ بینی از عکس العمل در برابر یاوه گوئیهای که در یکی از پوهنتونهای امریکائی درکابل دو هفته قبل به رسانه ها راه یافت، خموشی اختیار کردند و آنرا مسئولیت تنها دولت دانستند، درحالی که دولت دروضعیت بسیار خوب شبیه مادری است که تا طفل گریه نکند، شیر برایش نمیدهد؛ دراین مورد اقدام ملموسی نکرد.هرگاه روشنفکران پشتون در برابر این اتهامات توهین آمیزوغیر مستند از خود عکس العمل نشان میدادند، ممکن بود که قضیه از طرف دولت مورد بازخواست وپیگیری جدید تری قرارمیگرفت.

 به امید موفقیت وپیروزی هرچه بیشترجنبش حراست پشتونها! 

پایان 27/4/2018

Leave A Reply