استقلال افغانستان، با آغاز نهضت حقوق زن افغان همراه بوده است

ملالی موسی نظام 

0 210

      ۱۸ آگست،۲۰۲۰

مردم رنجور و مصیبت رسیدۀ ما بیاد دارند که در چنین شب و روز هایی مخصوصاً در عصر فرخندۀ اعیحضرت محمد ظاهر شاه، افغانستان عزیز شاهد تدارک و تنظیم جشن های گوناگونی در پایتخت و ولایات به مناسبت فرارسیدن روز آزادی و استقلال شان از دولت برطانیۀ وقت بوده است. ولی هر سالی که میگذرد، دردا که بدبختی و آشفتگی یک ملت مظلوم بیشتر گردیده و دریای خون و آتشی که در هر گوشۀ وطن با پلان های شوم همسایگان و مشتی دد منش از خدا و وجدان بیخبر بر کوچک و بزرگ مملکت نازل گردیده، به جز ناله و فریادی را در قبال ندارد.

جا دارد که به مناسبت صدویکمین سال استقلال وطن، درود و دعا به آن اکثریت ملت رنجور و بیدفاع افغان  بفرستیم که دهه ها را با جنگ، مظالم زور گویان و مقتدرین، تلفات ضد بشری، آوارگی، فقر و هزاران درد بیدرمان دیگر سپری نموده و هنوز هم در بی عدالتی منافی اخلاقی، نقض هدایات اسلامی و پامال حقوق بشری قرار دارند.

درآستانۀ صدویکمین سال استرداد استقلال افغانستان عزیز، یادی از آن روز های فرخندۀ جشن آزادی وطن بخیر که مملکت ما در صلح و صفایی قرار داشت و با نعمت آزاده گی که به نوک شمشیر شیر مردان واقعی این خطۀ پاک، باهمراهی شیر زنان و همت محصل آزادی وطن، اعلیحضرت «غازی شاه امان الله» به دست آمده بود، جشن استقلال در هر گوشه و کنار سرزمین کهن ما تا آغاز تراژیدی بزرگ انسانی یعنی کودتای منحوس ثور، از جانب مردم وطن برگزار میگردید.

مراسم استقبال این روز تاریخی كه بامحافل شادی و سرور از اول سنبله تا یك هفته درهمه نقاط مملكت صورت میگرفت، در حقیقت جشن ملی و مردمی تمام اقشار ملت افغان و هر فردی از اقوام شریف وطن محسوب میشد كه در تشریح آن روز های میمون نه تنها یاد و خاطره های ما وابسته و پیوند هستند، بلكه در لابلای اوراق تاریخ وطن آن دهه ها با استقبال از چنین رویداد ارزشمندی، با خط جلی نقش بسته و همیشه ماندگار است.

بعد از سپری شدن بیشتر از یک قرن از آن رویداد افتخار آمیز،امروز وطن ما در آتش و خون هرچه بیشتر سردچار گردیده است و تفرقه و نفاق و شقاقی که با دستان اجنبی در بین اقوام شریف افغانستان صده های صلح و امنیت شانرا نابود نموده، در حقیقت آن گرد هم آیی ملی وطنداران همدل را به افسانه مبدل ساخته است؛ دیگر نه جشنی داریم و نه شادمانی از حصول استقلال را تجربه می نماییم.

اعلام مدبرانۀ حریت افغانستان عزیز توسط اعلیحضرت «غازی شاه امان الله» با عزم راسخ آزادی خواهی، استقلال داخلی و خارجی مملكت بعد از كنفرانس سمله در۱۸ آگست سال ۱۹۱۹ میلادی، درحالی صورت گرفت که بیشمار ممالک جهان در تحت سلطۀ قدرت امپراطوری برتانیای کبیر و یوغ استعمار آن قرار داشتند. این حرکت ملی، افغانستان را نه تنها در جهان وقار و حیثیت استثنائی بخشید بلكه در بین همسایگان و ممالكی كه استعمار حاکمیت ملی شانرا پامال نموده بود، انگیزه ای برای ایجاد جنبش های آزادی خواهی گردید. افغانستان آزاد و غیر منسلک وملت شریف آن، تا وقوع کودتای منحوس ثور، از نعمت والای آزاده گی هرسال از جشن استقلال خویش با شادی و غرور و آزادگی استقبال مینمود.

با تجلیل از روحیۀ والای آزادی، طور نمونه از یکی از بیانات شاه وطن پرست و ملت پرور افغانرا در زمینۀ آمادگی برای کسب استقلال و تشویق هموطنان شریف ایشان در ذیل، تقدیم حضور خوانندگان میدارم:

بعد از اعلام سلطنت افغانستان«اعلیحضرت امان الله خان» شهریان کابل را چنین مخاطب قرار داده فرمودند: (اولتر از همه رعایای صدیق ملت نجیبۀ خود این اعلان را بشارت میدهم که من تاج سلطنت افغانیه را بنام استقلال و حاکمیت داخلی و خارجی افغانستان بسر نهاده ام). در ادامه چنین بیان نمودند:( ملت عزیز من! من این لباس سربازی را از تن بیرون نمیکنم تا که لباس استقلال را برای وطنم تهیه ننمایم. من این شمشیر را در غلاف نمی کنم تا غاصبان حقوق ملتم را به جای شان ننشانم. ای ملت عزیز و ای سربازان فداکار من، بیایید تا که سرهای پرغیرت خود را براینجات وطن فدا سازیم).

آن روزگاران فرخنده که با حسرت و افسوس از جانب مردم افغانستان یاد میگردد، با وعدۀ پوشالی حکومت کارگران و دهقانان «!» از جانب جمعی خاین به خاک و وطن وابسته بر مسکو که در عصر سیاه شان ملیون ها هموطن به شمول زنان، شهید، آواره و دربدر گشتند، نه دوباره نصیب ملت افغان گردید و نه در عصر خون باران تنظیم های تشنۀ قدرت و ثروت جهادی که با جنایات استثنائی شان و فجایعی ای که بر مردم ما مخصوصاً بر قشر اناث مظلوم و بی دفاع وطن وارد نمودند، جشنی برگزار شد. البته در دوران تاریک طالبان هم، با همبستگی آنان با پاکستان که از همان آغاز جدایی از هند به سرزمین ما ستیزۀ عمیق و اهداف شوم  دایمی دارد، استقبال از نعمت آزادی و استقبال از آن پدیدۀ گرانبها، به رویای دست نیافتنی و گمشده ای مبدل گردید!

قصر دارالامان مظهر معماری عصر امانیه که در جنگ های خونین مسعود – حکمتیار ویران گردید

دولت حامد کرزی برای خفیف و بی ارزش نشان دادن روز آزادی، والا ترین آرزو و افتخار مردم جهان و کافه ملت افغانستان، سالها به تمکین به جنگسالاران و وطن فروشان، مخصوصاً با دنباله رویی آشکار به شورای نظار، یگانه قهرمان ملی واقعی قرن اخیر افغانستان، محصل برحق استقلال وطن، «اعلیحضرت غازی امان الله» را در سایۀ «احمد شاه مسعود» سردمدار معامله گران با دول ذینفع قرار داده و این روی داد فرخنده را گاهی زیر سایۀ روز شهید «؟!» برد و زمانی کسر بودجوی و امنیت را بهانه آورده و از تجلیل جشن پر افتخاراستقلال مردم افغانستان «طفره» رفت. البته باورمندیم که در جهاد بینظیر مجاهدین واقعی افغانستان و شکست ابر قدرتی چون شوروی، لقب با شکوه «قهرمان ملی» به مردم شریف افغانستان که چنان شکست خفت بار را سبب گردیدند، متعلق میباشد و بس!

دوران كوتاه « ۱۹۱۹-۱۹۲۹» سلطنت این شاه دیموکرات، مترقی و معارف پرور، عصر شكوفائی وكسب امتیازات و حقوق فردی و آغاز نهضت واقعی آزادی و حقوق حقۀ زنان در ساحات مختلفۀ معارف، حقوق بشر، صحیه، حق ازدواج و امثالهم محسوب میگردد. تاریخ و ملت افغانستان هرگز فراموش نمی نماید كه علی الرغم دوران کوتاه پادشاهی اعلیحضرت «شاه امان الله غازی» این شاه ترقی خواه و وطن پرست، بیشمار نو آوری ها و اصلاحات را در شقوق مختلفه نصیب ملت خویش گردانید.

تغییرات سودمند نهضت زنان افغانستان كه در آن «ملكه ثریا»، فامیل و مادر گرامی و فاضل وی«اسما‌‎ء رسمیه» همسر علامه «محمود طرزی» پدر نو آوری های مترقی و ژورنالیزم در افغانستان، نقش ارزنده ای داشتند، مانند بسیاری از ترقیات آن عصر، باعث رشك و تقلید ممالك همجوارگردیدد.

تصویری از علیاحضرت ملکه ثریا طرزی، بانی حقوق زن افغان در پشتی مجلۀ معروف تایمز

در نو آوری های آن عصر، مثل تأسیس مکتب، شفاخانه مستورات، تدریس و تعلیم شاگردان و پیشبرد امور گوناگون مربوط به پیشرفت های فوق العادۀ حیات زن افغان در ساحات مختلفه حتی ساحۀ عدلی و قضایی، دقت و خدمات مستقیم زنان خانوادۀ سلطنتی از هر جهت قابل افتخار و یاد آوری است. ناگفته نماند که کارداران دولتی هم با علاقمندی درین نهضت جهان زن از هیچ همکاری دریغ نمی نمودند، چنانچه زنان و خواهران شان پابه پا با خانم های فامیل شاهی مانند علیاحضرت «ملکه ثریا» و خانوادۀ ایشان و تعدادی از دختران و خانم های «سراجیه»، هم در چنین خدمات ارزشمند و قابل ذکری شرکت مینمودند.

انچه را ملکه ثریا در صد سال قبل در جامعۀ یک مملکت شرقی برای حفظ حقوق زنان و پیشرفت آن قشر پس مان اجتماع بوجود آورد، نه تنها در مملکت وی و همسایگان قابل ارزش و قدرمندی بود، بلکه حتی بعد از گذشت قرنی جامعۀ جهانی هم آن ارزش های بی نذیر را تائید نموده و در پشتی مجلۀ معروف « تایمز» که شهرت جهانی دارد، از نو آوری ها و مبارزات این خانم نامدار تأریخ افغانستان در را حقوق زنان به نیکویی و افتخار یاد مینماید.

افسوس که دست های ناپاک عمال داخلی و استعمار خارجی با توطئه های گوناگون از آن عصر درخشان و مترقی اثری باقی نگذاشت ومانند تخریبات علنی و همه جانبۀ دهۀ قانون اساسی تمام دست آوردهای دیموکرتیک و حقوق مردم را به خاک یکسان نمود و چراغ تابان حکومت های ملی و مردمی متکی بر قانونیت را خاموش نمود.

به صراحت باید متذکر شویم که آنچه را اعلیحضرت غازی، شاه ملت پرور و دیموکرات افغانستان در راه حقوق خصوصی افراد، منجمله حقوق زن در افغانستان به وجود آورد، تا جهان باقیست صفحات درخشان تاریخ وطن به وی لقب بهترین بانی دیموکراسی، عدالت، قانونیت و برابری زن و مرد را در سرزمین جنگ زدۀ ما اعطا مینماید.

 دردا که بعد از گذشت بیشتر از یک قرن از آن نهضت مردمی و مترقی، دیده میشود که دهه هاست که در پهلوی نقض حقوق و امتیازات اکثریت، حقوق زن مظلوم و محروم افغان بیشترین پامال جفای مرد سالاری، سالاری و عدم بازخواست و بی عدالتی و فساد اداری وسیع گردیده است.

Leave A Reply