اهمیت ستراتیژیک ترک افغانستان

ترجمه: میرعبدالرحیم عزیز

232

Melvin Goodman :نویسنده

ترجمه: میرعبدالرحیم عزیز

5/7/2021

نوت: دفاع از موقف جو بایدن رئیس جمهور امریکا، عقیدۀ نویسنده است.

شصت سال قبل، رئیس جمهور دویت دی آیزنهاور نگرانی خود را در مورد توانائی جانشینانش در نظارت از اردو بیان کرد. او چند هفته قبل از تحویل نطق وداعیه، مشاوران ارشد خود را در دفتر بیضوی قصر سفید احضار نمود و اظهار داشت: “خدا به این کشور کمک کند. وقتی کسی در این چوکی بنشیند که به اندازه من اردو را نشناسد.” در مجموع، جانشینان آیزنهاور فاقد تجربه نظامی بوده اند. آنها به اردو بیش از حد احترام گذاشته و بی پروا از نیروی نظامی برای تقویت اعتبار خود استفاده کرده اند. این یک عامل اصلی در گسترش استقرار قدرت نظامی بر سیاست خارجی، سیاست امنیت ملی و جامعۀ اطلاعاتی بوده است.

رئیس جمهور جو بایدن اولین رئیس جمهور از زمان آیزنهاور است که در واقع اردو را می شناسد. یک دهه قبل، بایدن، معاون رئیس جمهور وقت، به رئیس جمهور بارک اوباما هشدار داد که توسط وزیر دفاع رابرت گیتس و ژنرال ها مانند دیوید پترئوس، ستنلی مک کریستال و کورت ایکنبری که به طور بیشرمانه ای در پایتخت کشور فعالیت می کردند، مورد استفاده قرار می گیرد. آنها حامی حضور بیشتر نیرو در افغانستان بودند در حالیکه اوباما به سمت کاهش حضور قوای امریکا  تمایل داشت. بایدن به طور خصوصی استدلال می کرد که “وقتی ژنرال ها فیر می کردند، جنگ ها خود به خود تداوم می یافتند” و مطالبات پنتاگون برای “عقب نشینی مشروط” جنگ بی پایان ایجاد کرده بود. انتقادات خبیثانۀ گیتس از بایدن در طول این سالها پاسخی به توصیه های پیشین معاون رئیس جمهور بوده است.

ایالات متحده برای اشتباه خود در مورد افغانستان، جائی که ما یک هدف فوری (از بین بردن القاعده) داشتیم، خون بها و ثروت زیادی پرداخته است، در حالیکه هیچ نگرانی ستراتژیک یا منافع حیاتی در افغانستان نداریم. همین مسئله را می توان برای جنگ های فاجعه بار ما در ویتنام و عراق گفت، جائی که از دروغ های رسمی برای توجیه بکار برد از زور مورد استفاده قرار گرفت. مثال افغانستان بخصوص طاقت فرصا  است، زیرا ایالات متحده در پی حادثۀ 11  سپتمبر، در کمتر از صد روز در سال 2001 با کمتر از 500 نیروی اختصاصی و عمال سی آی ای به اهداف  خود رسید. این نیروی کوچک و قبایل قومی در شمال توانستند طالبان و القاعده را از کشور بیرون کنند. بلافاصله پس از آن، طالبان پیشنهاد مذاکره را برای بازگشت خود به کابل ارائه دادند، اما دولت بوش متقاعد شد که می تواند در جائی  که اسکندر بزرگ، چنگیز خان، تیمرلین، ملکه ویکتوریا، و لئونید برژنف ناکام شدند، موفق شود. سرانجام همه در “قبرستان امپراتوری ها” شکست خوردند.

در همین حال، شکایت و گله از تصمیم قاطع بایدن از منابع معمول به رهبری واشنگتن پوست آغاز شده است. سرمقاله اصلی پست در 14 اپریل، بایدن را به “راه آسان خروج از افغانستان” متهم کرد و پیش بینی کرد که بازگشت مراکز تروریست ها به افغانستان “می تواند منجر به یک مداخله مجدد ایالات متحده گردد.” دیوید ایگناتیوس، ستون نویس برجستۀ امنیت ملی واشنگتن پست، هشدار داد که “یک جنگ داخلی ممکن است به سرعت آغاز شود و دولت کابل فرو بپاشد.” اما افغانستان در طول تاریخ خود هیچگاه یک دولت ملی موثر نداشته است و این کشور از پنجاه سال پیش – از زمان سرنگونی محمد ظاهر شاه در سال 1973، در یک جنگ داخلی و غیرانسانی گرفتار بوده است.  ایگناتیوس مانند بسیاری از  صاحب نظران امروزی بایدن را به نحو استعاره ای مانند یک پیر مرد خوش مشرب و انعطاف پذیر در شیوه ای  یک سیاستمدار حرفه ئی می خواند.

سرمقالۀ واشنگتن پوست و ستون ایگناتوس بخشی از تلاش این مضمون برای حمایت از توجیهات جعلی ادامۀ طولانی ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده بود. واشنگتن پوست از هر توجیه واهی و خیالی برای جنگ که توسط افرادی مانند هیلری کلینتن وزیر خارجه و گیتس وزیر دفاع بیان گردید، پشتیبانی می کند. به ما گفتند که ایالات متحده در افغانستان است تا کشور را به یک متحد دموکراتیک پایدار تبدیل کند. طالبان را تضعیف نماید و مبارزه با فساد و تجارت مواد مخدر پایان یابد. این تصور که افغانستان می تواند به دموکراسی جفرسونی تبدیل شود، واقعاً خنده آور بود. در حین وقت، اشغال افغانستان توسط ایالات متحده و دالر امریکا زمینه را برای  جذب بیشتر مردم توسط طالبان مهیا ساخت که به ترتیب روغن بر آتش فساد مالی افغانستان ریختانده شد.

تصمیم بایدن در صد روز اول خود برای ترک افغانستان خارج از کتاب هری اس ترومن بود. این ناخوشایند بود و پنتاگون را هم نادیده گرفت. بایدن گفت که تصمیم عقب نشینی کار سختی نیست زیرا “کاملاً واضح” است که زمان پایان جنگ  فرا  رسیده است. بایدن سریع و قاطعانه حرکت کرد تا تصمیمات نادرست سه سلف قبلی خود را عوض کند. ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که تصمیم عقب نشینی اولین تصمیمی است که قدرت پنتاگون و اتکاء به استفاده از زور را کاهش می دهد که سیاست ایالات متحده را از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سی سال پیش به خطر انداخته است.

اغراق در مورد تهدیدات علیه ایالات متحده در سال های گذشته در نظامی سازی سیاست امنیت ملی ما مهمترین عامل بوده است. چنین اغراق ها به ارتباط  تهدید شوروی باعث خلق ساختار ستراتژیک عظیم در جریان جنگ سرد و ازدیاد غیرضروری بودجۀ نظامی در زمان صلح توسط ادارۀ  ریگن و افزایش عظیم هزینه های دفاعی در ادارۀ  بوش دوم گردید.  مبالغه در مورد تهدید تروریسم بین المللی، دو دهه جنگ پرمصرف را به ارمغان آورده است. اکنون، ما در حال غلو کردن در مورد تهدید چین برای منافع ملی ایالات متحده هستیم. ما می آموزیم  که آیا جو بایدن می تواند صدای طبل جوامع سیاست گذاران و صاحب نظران را خنثی کند که معتقدند  پاسخ مسئله چین را فقط در پنتاگون می توان یافت.

Comments are closed.