یادی از یک مشروطه خواه نیمروزی و دوفرزندش

کاندید اکادمیسن اعظم سیستانی

312
ساکنين نیمروز اگرچه ازحيث ترکيب جمعيت دارای نژاد واتنیک های مختلف اند، ولی از نگاه خصلت های اجتماعی شبيه همديگر اند. سيستاني ها بطورعموم مردم آزاده طبع و مهمان نواز، خوش برخورد و جوانمرد و عیارمنش وسخاوتمند اند. خصلت جوانمردی واخلاق عیار پیشه گی درروش برخی ازمردم سیستان( از قرون دهم ویازدهم تا اخیر قرن بیستم) دیده میشد.
مؤلف تاريخ سيستان درهزارسال قبل دربارۀ مردم اين سرزمين گفته است : « وبه هيچ جای مردم نباشد به نان و نمک وفراخ معيشت، چون مردم سيستان. زانچه عرصه شهروسواد ايشان فراخ است ونعمت از هرلونی دارد وتا بودند آن ديدند که بخوردند وبدادند وعادت کريم ايشان خود اين بود و اين بود است و همچنين باشد تا آنگاه که جهان سپری شود…»( تاريخ سيستان، ص۱۳ )
نمونه یی از این مهمان نوازی ، ملک قطب الدین کیانی است که در اوایل ‏قرن هفدهم ،مهمان ‏خانۀ گرم و دسترخوان گسترده ای داشت، چنانکه مصرف روزانه کارخانۀ او « سی ‏خروار نان و ده خروار گوشت» ‏ بود که بخورد مساکین و اهل تقوی و عباد و نزدیکان و لشکریان ملک میشد. ( احیا الملوک ،ص ۲۲۰)

 

در نیمروز نیز دراوایل دهه ۶۰ قرن گذشته دونفر ازخوانین نامدارآنجا هریک حاجی مهرعلیخان بارکزائی وحاجی الله دادخان علیزائی از باشندگان اصل چانسور صاحب مهمان خانه های گرم ودسترخوانهای گسترده بودند که شنیده میشد هریک از صد تا دوصد نفر مهمان را روزانه با گوشت پذیرائی میکردند. آنهادر راه نان دادن چنان از خود سخاوت نشان میدادند که بالاخره خود برای نفقۀ خانواده خود محتاج شدند .
سخی الله دادخان ازپشتونهای علیزائی بود که دراصل چخانسورصاحب دستر خوان ومهمان خانه و زمین بسیار بود. پس ازکوتای ثور در۱۹۸۰ ظاهراً بجرم فیودال بودن از سوی مسئولان حزبی ولایت نیمروز دستگیر و به روسها تحویل داده شد که به مرگ وی منجرگردید. آقای چخانسوری وزیرمعادن حکومت اشرف غنی از نوادگان سخی الله داده خان بود.
حاجی مهرعلیخان پسربزرگ شيرعلى خان بارکزايى، عضو مشروطه خواهان اول بود که درسال۱۹۰۹ از سوی میرزا محمدحسین مستوفی الممالک درجمله متهمین به قتل امیر حبیب الله دستگیر و تعدادی دفعتاْ اعدام وبقیه زندانی گردیدند واو مدت ده سال را در زندان ارگ کابل درغل وزنجیر گذشتاند وپس از روی کار آمدن شاه امان الله همراه باسایر زندانیان سیاسی رها گردید وبه حیث سرشته دار (مستوفى) درچخانسور (نيمروز) مقرر گرديد . وی روستاى شيرآباد را در منطقه مینوآباد کرد و از رودهیلمند جوی بزرگی کشید وزمینهای لامزروع کهن ریگ را تا داکو مزوع ساخت.علاوتاً درمنطقه سرگنگ اصل چخانسورنیز زمین های زیادی خرید وقریه سرکنگ را آباد نمود.
شیرعلیخان بارکزائی اصلن از پشتونهای قریه نوده فراه بود ولی تا اخیر زندگی در چخانسور باقی ماند وسرانجام درچخانسوردرگذشت و درداخل زیارت امیران صاحب دفن گشت.از مرحوم شیرعلی خان بارکزائی فرزندانی بنامهای حاجی مهرعلیخان وحاجی امان الله شیرزاد وانورخان وعبدالعزیزخان از یک خانم بلوچ نهتانی ویک دخترباقی ماندند.
حاجى مهرعليخان که مردی باسواد وکارفهمی بود بحيث نخستين مدير مدرسه عهد امانی در مرکز ولسوالى کنگ، برتبه لوامشر ملکى کار کرده است. موصوف آدم روشنفکر و در روابط اجتماعى خويش خوش برخورد و صاحب دسترخوان گسترده ئى بود و با حکومت سرو کارى نداشت و امور زميندارى وحکومت را به پسر بزرگ خود صوفى نورعلى خان واگذاشته بود.
امان الله شیرزاد، برادر کهتر حاجی مهرعلی خان بود که در نیمروز اززمینداران بزرگ بشمارمیرفت ولی خود بامور زمینداری نمی پرداخت و برادرزاده اش صوفی نورعلی از زمینهای او وارسی میکرد.امان الله شیرزاد خصلت روشنفکرانه داشت و برخلاف عرف محل دریشی می پوشید ونکتائی می بست وبا برای تفریح به قندهار وکابل سفرمیکرد و با اهل معارف برخورد صمیمی وگرم داشت.
اودرسال ۱۳۴۴ شمسی از ولسوالی اصل چخانسور به حیث وکیل تعیین گردید وتا کودتای ثور1357 وکیل مردم چخانسورشمرده میشد.درکابل با دختر عبدالقادر قاضی ازدواج کرد و در کارته چهاردر منزل شخصی خود زندگی میکرد وچون کوتای ثور درکابل رخداد احساس خطرکرد وبنابرین سعی نمود از کشور بدر رود. او با پاسپورت تا ترکیه سفرکرد ولی در ترکیه پول سفرش را دزد برد واو مجبورگردید با زن وبچه اش دوباره بوطن بازگردد.
دیری نگذشت که شیرزاد به اتهام کودتا در گروپی بسرکردگی رسول جان ضبط احوالات دستگیر وزندانی شد. اما پس از یک یا دوماه زندانی با وساطت انجنیرجمعه خان بارکزی که از دوستان نزدیک حفیظ الله امین بود، از زندان اګسا به وزارت داخله انتقال داده شد تا از آنجا رها گردد. بخاطردارم که در دفتر رئیس اداری وزارت اطلاعات وفرهنگ مرحوم نوراحمدعزیزی که از دوستان واقوام نزدیک شیرزاد بود،نشسته بودم که جمعه خان بارکزائی زنگ زد وخوش خبری داد که شیرزاد از زندان ازاد شد و اکنون در وزارت داخله است و تا نیم ساعت دیگر بخانه خود برمیگردد،وعزیزی هم به خانم شیرزاد زنگ زد واو را مژده داد که شیرزاد بخیر ازادشد وتا نیم ساعت دیگر بخانه بازمیگردد! اما کاش عزیزی این خبر را بخانه اش نمیداد،زیرا که شیرزاد در راه وزارت داخله تا منزل خود درکارته چهارگم شد وهرگز به خانه اش نرسید. خانم شیرزاد که از شوهر خود تقریباْ ۳۰ سال خوردتر بود، بعد از تصاحب خانه وموترودارائی های منقول شوهر با یک پسرخادی ازدواج کردواز کشور بدر رفت.
بدین سان داستان یک شخصیت جوانمرد دیگر سیستان پایاین یافت.روح شیرزاد،شاد ویادش گرامی باد. اومردی جواد ونیکوئی بودکه مرا در دوران تحصل در پوهنتون کابل هم با پول وهم با محبت هایش حمایت ونوازش کرده بود.
پایان

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.