ویرانه های میهن

سید عبید الله نادر

0 127

از جمله ای اشعار ابتدایي و اولین اشعاری که در وصف مجاهدین آن زمان سروده بودم، مجاهدینی که توقعاتی از آنها مردم داشتند ، بر آورده نتوانستند ، در سال های ۱۳۶۲ ۱۳۶۳ در مجله های جلای وطن در پیشاور په نشر رسیده بود ، و در سال های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱ در مجله ای آیینه افغانستان در آمریکا هم به نشر رسیده بود.

برجهـــا وارونه و، برباد برفــــــــته

حکایت هاست ، کز جور زمان دارد

به زیر صخره های ، نیمه غلـــطان

هزاران جـــوان و،  ګلرخــــان دارد

من همچو دیر خرابم

که مانند دیوار های ، اساطیر

باستان ریخته ام

منم که در مقابل این همه غریو و بمبارمان

تن در داده ام

هرچه بمب های سنګین

به من ریخته اند

و برج و بارو های مرا سوخته اند

باز هم منم که در پای همت ګداخته ام

ولي بدان ای اهرمن

که من به ګوش فرزندان میهن

نوای همت نواخته ام

و با این همه ویراني و ریختګي

در پیکار حق دلیرانه ایستاده ام

آغوش من هنوز هم پناه ګاه

مجاهدان راه حق است

سالها بعد

برج های وارونه ام

حکایت ازان خواهد داشت

که در مقابل هر نوع بیداد و ظلم

بپا خاسته ام

ای عدو تو مپندار که من اکنون از کار رفته ام

هنوز هم در پای هر دیوار من

سکندری خفته است

و من به ایشان همچو سنګرم

در عقب صخره های من

اکنون شیران خوابیده اند

آنها يیکه سال پیش

ګلوی استعمار را دریده اند

و هیچ ګاه در مقابل

هیله و نیرنګ دشمن مکار

بخواب نرفته اند

آری آنها از پدران خویش

درس همت ګرفته اند

و بدان ای عدو که شیر زادګان این مرز

بار ها در مقابل میهن

خون ریخته اندو صد ها همچو تو ، خرسان را کشته اند

و بار ها بر قله های

سر به فلک هندوکش و پامیر

مشعل فروزان آزادي را افروخته اند

و صفحه ای از تاریخ شهامت

بیاد ګارګذاشته اند

Leave A Reply

Your email address will not be published.