صرف بانډیست های حفیظ الله امین مطالعه فرماید!

0 389

قاسم باز
چرا ؟ دیموکراتیک های خلقی، این ادمکشان حرفوی و دشمنان اشتی ناپذیر امپریالیزم دیروز، امروز دوستان اشتی پذیر وجیره خوار امپریالیزم شدند. چرا این فرشتهای؟ نجات زحمتکشان دیروز، منفور ترین فرزندان امروز وطن عزیز ما شدند.
ماته د جنت قیصی / ځانته د دونیا حساب
دا دی عجیبه انصاف / دا دی عجیبه کتاب
خوانندګان حق شناس ما میداند که شعار دادن کاریست خیلی ساده، بسیط و اسان، ولی عمل کردن به شعارها انهم شعارهای دروغین، کاذب و میان تهی کاریست بسا مشکل.
در اینجا در ذهن بعضی از هموطنان ما شاید سوالی خطور کند که چرا یک عده وطن پرستان ؟ دروغین کاغذی و پلاستیکی حزب دیموکراتیک خلق نتوانستند به شعارهای میان تهی خویش که انها ان شعارها را از روی برنامه غیر علمی و غیرعملی حزب خود یعنی حزب خلق ګرفته و به اصطلاح عامیانه پخپو کرده بود عملی کرده نتوانستند.؟
جواب این سوال واضح و روشن است. بنظر این حقیر و فقیر انها ایدایالوژی مارکسیزم ، لیننیزم را که انها انرا سرمشق اهداف غیر مرعی خود قرار داده بودند، چون انها در ان ایدیالوژی معلومات علمی و کافی نداشتند از ان ذره نمی دانستند و هیچ بوی نمی برده ، بهمین خاطر بود که انها ان ایدیالوژی را هضم کرده نتوانستند. تجمع انها در زیر سقف یک حزب انهم حزب عقدیی و چپی بخاطر خدمت بمردم افغانستان نبوده بلکه مرام و هدف انها ارضا عقده های درونی انها بود.
حزب خلق از روز تاسیس و پایه ګذاری، که تاسیس ان هم به قومنده مستقیم کشور اتحاد جماهیر شوروی و سازمان مخفی و استخباراتی ک،جی بی در افغانستان صورت ګرفته بود توسط یک عده افراد جاهل و بی خبر از سیاست جهانی اساس ګذاشته شده بود از ان وقت تا الحال این حزب در قضایه ملی افغانستان نقش غیری ملی، غیر اصولی و غیر دیموکراتیک را بازی نموده و می نماید. عاقبت بخیر.
اګر ما امروز بطور واقعی و حقیقی به پیش منظر و پس منظر این حزب از روز اول تاسیس تا حال نظر اندازی کنیم ، بوضاحت خواهم دید که این حزب در طول دوران موجودیت خود رهبران نام نهاد خویش را بنامای شرم اور یاد کرده، اینکه این و ان رهبر شان چی کاره بوده و چی کردند ما به ان نمی چسپیم ، ولی به جرات ګفته می توانیم بګویم که رهبران ان حزب، در طول موجودیت حزب خود یکدیګر شانرا به الفاط رکیک مانند نوکر، خاین ملی، وطنفروش ووو خطاب نموده و تا حال یاد مینکند، بطور مثال.
نورمحمد تره کی: حفیظ الله امین و ببرک کارمل و طرفداران ، طاهر بدخشی را بنام خاینین ملی سکتاریستها خطاب نموده. و برعکس طاهر بدخشی: انها را بنام خاینین ملی یاد کردند. همچنان نورمحمد تره کی: حفیظ الله امین و ببرک کارمل را بنام جاسوسان، خاینین ملی خطاب می نمودند، حفیظ الله امین، باز هر سه اشخاص فوق الذکر را خاینین ملی، دوشمنان انقلاب ثور ؟ و دشمنان زحمتکشان افغانستان خطاب مینموده ، حتی در این مورد حفیظ الله امین پا را فراتر نهانده وی سلطان علی کشتمند که بعضی مردم وی را بنام شیطان علی ګوسفند خطاب مینماید با هریک اسلم وطنجار (وطنغار)، شیر مزدوریار، اسدالله سروری، سید محمد ګلابزوی ووو را نوکران بیګانه ګان، ضد انقلاب جواسیس امپریالیزم و ضد زحمتکشان خطاب میفرمود.
ببرک کارمل : نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین را خاینین به حزب و مارکسیزم لیننیزم یاد مینمود ، حتی ببرک کارمل، حفیظ الله امین را میر عضب ضد انقلاب ، عوامفریب بینظر و جاسوس سیاه خطاب یاد مینمود و یاد میکرد. همچنان ببرک کارمل و محمود بریالی و همفکران انها داکتر نجیب الله را خاین ملی سازش کار دروغګوی خطاب مینمود. همچنان نجیب الله و طرفدارن وی ببرک کارمل، محمود بریالی و دار و دسته شانرا را بنام های غداران و خاینین ملی ګل باران مینمودند.
پس در اینصورت، واقعبینانه و بجا خواهد بود که ما مردم به این سرکردهای حزب دیموکراتیک خلق، خاینین ملی وطنفروشان حرفوی، عوام فریبان بینظر، قاتلین ملت ، قصبان مسلکی و بی رحم و عقدیی خطاب نمایم.
یک مقوله است که میګوید:
اشپیش زاده باش ، نه حرامزاده. بهر صورت.
اګر هموطنان ما کتاب عبدالوکیل سابق وزیر خارجه زمان داکتر نجیب الله بنام ( از پادشاهی مطلقه تا سقوط جمهوری دیموکراتیک ) را خوانده و یا مطالعه کرده باشد، اقای عبدالوکیل تا یک اندازه زیاد در این کتاب دو جلدی خود خیانت های اعضای رهبری حزب دیموکراتیک خلق سلسله وار بهموطنان خود افشاه نموده که هیچ عضو حزب خلق نمی تواند از ان انکار نماید.
وی در کتاب دو جلده خود که تازه به چاپ رسیده مینویسد: علی احمد خرم وزیر پلان کابینه جمهوریت محمد داودخان و میر اکبر خیبر عضو کمیته مرکزی حزب پرچم به قومنده مستقیم حفیظ الله امین و بانډیستهای منفور امین بقتل رسیدند،
جناب عبدالوکیل مینګارد:
قاتل اصلی اقای علی احمد خرم وزیر پلان دولت جمهوری داودخان شخص بنام مرجان که عضویت حزب خلق را داشت و ساکن ولایت قندز بود وی توسط حفیظ الله امین بکمک و همکاری چند تا دیګر ترورست ها و بانډیسهای حفیظ الله امین که اسمای شان در ذیل ذکر میګردد موظف شده بودند تا علی احمد خرم را بقتل برساند چنانچه قاتلین در نقشه طرحه شده خود موافق ګردیدند و قاتلین به بسیار اسانی اقای علی احمد خرم را بقتل رساند. وکیل اضافه میکند می نویسد. بعد از وحدت حزب دیموکراتیک خلق، حزب غرض بررسی قتل علی احمد خرم به اقای سلیان لایق وظیفه داده تا وی به قندز که جای اصلی مرجان نام بوده رفته تا این موضوع را از نزدیک بررسی نماید، وی اضافه میکند ، بعد از بررسی هیت،سلیمان لایق ګذارشات خود را بکابل اورد و متذکر ګردید، که در قتل علی احمد خرم دست مستقیم حفیظ الله امین دخیل بوده و است.
مشهور ترین بانډیستهای حفیظ الله امین عبارت بود از : فقیر محمد فقیر وزیر داخله زمان امین، انجینیر ظریف وزیر مخابرات، برادران عالمیار هر یک صدیق عالمیار و عارف عالمیار و خیال محمد کټوازی وزیر رادیو و تلویزیون . که از این جمله افراد تروریست و بانډیست حفیظ الله امین، هریک انجنیر ظریف، و دو برادران عالمیار در روزهای اول اقتدار اقای ببرک کارمل بعد از شش جدی محکوم به اعدام شدند و فقیر محمد فقیر وزیر داخله و خیال محمد کټوازی به حبس چندین ساله محکوم و در محبس پلچرخی زندانی ګردید. به هر صورت.
بنظر من پروګرام نام نهاد ( مصالحه ملی ) داکتر نجیب الله که صرف بخاطر عوام فریبی در روزهای اخیر حکمروایی ان حزب مطرح ګردیده بود، ان پروګرام ملل متحد توسط سازمان جاسوسی / کی جی بی و حزب دیموکراتیک خلق؟ که بعدآ بنام حزب وطن مسما ګردید، ناکام شد. کی جی بی و اعضای حزب دیموکراتیک خلق ( وطن ) میدانستند که انتقال قدرت به یک عده افرادی که سابقه درخشان و خوبی در جامعه افغانی دارد قابل پذیریش به انها نبود، انها میدانستند که به قدرت رسیدن اینګونه اشخاص صالح و ملی از انها در مورد جنایت شان که از دست انها سر زده بود پرس و پال صورت خواهند ګرفت و انها از ان جمله جنایات که در وقت اقتدار از انها سر زده بود مورد موخذه ، تعقیب عدلی و محکمه قرار خواهند ګرفت. همچنان ان پروګرام ملل متحد نه به روسها نه به امریکایها نه به پاکستانیها و نه به ایرانیها قابل قبول نبود ، بخاطریکه این کشورها در زمان جنګ و جهاد انوقت در افغانستان بالای نوکران خود و احزاب طرفدار خود سرمایه ګذاری کرده بودند، بهمین خاطر بود که پروګرام بینن سیوان در قدم اول توسط حزب دیموکراتیک خلق یعنی حزب ( وطن ) و کی جی بی و بعدآ توسط اخرین ګروپ استخباراتی و اپراتیفی بنام سمت شمال و توسط روسیه شوروی ناکام ګردید. در اینجا است که این حزب منفور در دقایق اخیری حیات خود بازهم بالای این ملت مظلوم رحم نکرد انها مانند ګذاشته مرتکب خیانتهای ملی و ګناه های نابخشودنی دیګری ګردیدند، انها بار دیګر دستهای پلید خود را بخون هزاران هموطن ما اغشته و رنګین ساختند.
امروز بازهم این وطنفروشان بینظر بنام پشتون و تاجک، شعیه و سونی در بین اقوام برادر افغان حس تفرقه و بدبینی را ایجاد مینماید که نمونه بارز ان شخص بنام سلطانعلی کشتمند ، لطیف پدرام و امثالهم انها است، انها امروز در شهرهای لندن، هالند، سویس، دنمارک، ناروی، امریکا، کانادا و استرالیا نشسته جیره امپریالیزم را میخورد. یکدسته این ګروپ بسرکردګی لطیف پدرام، سلیمان لایق، شهنواز تڼی ووو، در کابل بستر انداخته و داد از وطن پرستی و مردم دوستی میزند و از دیموکراسی قلابی غربی کرزی و کورزی سو استفاده میکند، در این ګروپ مخل و شیاد یک عده شان بحیث مدافعین حقوق پشتونها و دیګری شان بحیث مدافعین حقوق تاجکها ، هزارها، ترکمنها و ازبکها ناله و فریاد میکشد.
لطیف پدرام این بقایه حزب دیموکراتیک خلق، به بهانه جویها رنګارنګ سیکتاریستی شان که وی امروز زیر نام مصنونیت پارلمانی علنی دستهای خود را بر زده میخواهد شیرازه وحدت ملی بین اقوام برادر افغانستان به امر باداران خارجی شان حس نفرت، تفرقه، نفاق و بد بینی را ایجاد نماید. خدا را شکر ګذاریم که این توطیه سکتاریستی این ګروپ وطنفروش توسط عده زیادی وطندوستان قدم بقدم افشا میشود و مانند توطیه های دیګر شان نقش زمین میګردد.
خوانندګان ګرامی.
امروز انانی از شهید سردار محمد داودخان شکوه و ناله دارد، که از فرق سر تا شست پا غرق در خیانت ملی و وطنفروش هستند، این عده افراد بی خبر جاهل و عقدیی / که در وطنفروشی ، خیانت ملی ، قاچاق ، جاسوسی سرټیفیکیټ بین اللملی دارد. و انانیکه صدها هموطنان مظلوم ما را بنام ازدیخواهان و مسلمان قتل عام نموده قریجات و قصبات شانرا بخاک یکسان ساخته، شکایت و شکوه میکند.
فرزندان حقیقی و واقعی این وطن، اولاد راستین ، صادق و اصیل کشور ما، هیچوقت شهید سردار محمد داودخان، این راد مرد شجاع ، دلیر ، خدا پرست، میهن دوست و عاشق ابادی کشور که زیادترین عمر حیات خود را در راه خدمت به وطن و مردم سپری نموده و وی در اخرین دقایق زندګی خود باز هم مردانګی و احساس فداکاری خود را به هموطنان ازاده کشور خود به اثبات رسانید، بد ګوی نمیکند.
در اخیر کلام من به این وطنفروشان بینظیر و سرټیفیکیټ دار خاطر نشان میسازم که امروز چهره کثیف شما وطنفروشان را ملت افغان شناخته، هر ګونه دشنام و بد ګوی شما به شخص شهید داودخان دلالت بوطن فروشی و رزالت شما میکند، بر عکس بد ګوی شما به ضد ان مرحوم به خوبیهای ان راد مرد افزون میګردد، اقایان و جنابان؟ دیموکراتیک، شما که در وطن فروشی، جاسوسی، نوکری، قتل و قتال مردم بیګانه افغانستان برنده جایزه نوبل شدید هر ګونه تبلیغ سو ، دشنام و بدګوی شما به ان شهید والامقام باعث افتخار ما میګردد. زمانی، طرفداران شهید سردار محمد داود خان شرمنده می بود که شما فرزندان ناخلف افغان از وی به نیکی یاد میکردید، مطمین باشید فرزندان اصیل ، واقعی و میهن دوست افغان هیچ وقت مرحوم شهید سردار محمد داودخان را بنامهای بد این و ان یاد نمیکند، فرزندان اصیل و میهن دوست و ازادیخوا افغانستان از وی و کار نامه های عالی و ملی وی قدردانی و سپاس ګذاری مینماید.
مرګ به انانیکه میهن خود را به اشاره بیګانه ګان انهم بخاطر چوکی و مقام موقتی لیلام کردند .
مرګ به ان بی شعوران و جیره خوران باندیست امینی که امروز در اغوش امپریالیزم خوابیده خود ، اولاد و فامیلهای خود را چی در داخل و چی در خارج کشور از پول خیراتی امپریالیزم تغذیه میکند. وسلام

Leave A Reply