قيام سال ۱۳۲۴ صافی های کُنر عليه رژيم خاندانی نادرشاه (۲)

داکتر عبدالرحمن زمانی

209

قيام سال ۱۳۲۴ صافی های کُنر عليه رژيم خاندانی نادرشاه (۲)

(از لابلای اسناد آرشيف انگلستان)

اوضاع  سمت مشرقی کشور قبل از جنگ صافی ها

مهمترين رويداد قبل از قيام صافی های  کُنر  در سمت مشرقی آغاز کمپاين  احصائيه برای مکلفيت عسکری و تلاش های قبولاندن سيستم عسکری جبری بر اقوام سمت مشرقی بود.  محمد هاشم خان صدراعظم خودش در رأس اين کمپاين قرار داشت . او برای رسيدن به اين هدف ، باوجوديکه از تمام شيوه ها، وسايل و امکانات دست داشته اش استفاده نمود، ولی باز هم به نتيجه نرسيد. ماجرای مهم ديگر هم ترس هاشم خان از عکس العمل اقوام مشرقی در رابطه با موافقت حکومت با انگليس ها و آوازۀ ساختن استحکامات نظامی در مناطق مهم و حساس اين ولايت بود. محمد هاشم خان تمام زمستان سال ۱۳۲۳ را در ننگرهار سپری نموده و درين مدت از اشخاص بانفوذ و پرقدرت ديگری هم خواست تا در وقت ضرورت به جلال آباد رفته به او ياری رسانند.

اقدامات هاشم خان صدراعظم برای جلوگيری از انتشار قيام ځدران به سمت مشرقی

برويت اسناد موجود، هاشم خان  به مشورۀ مجلس خاندانی و استفاده از تجارب حاصلۀ رژيم خاندانی از قيام اقوام سمت جنوبی، برای جلوگيری از انتشار قيام ځدران  به سمت مشرقی و حفظ سلطۀ خاندان حاکم ، به تقويت  قوای نظامی پرداخته و دست به اقدامات ذيل زد:

1.     استفاده از روحانيون و پخش تبليغات عليه غازی امان الله خان

هاشم خان با روحانيون  و اشخاص متنفذ ملاقات نموده و مراقب فعاليت های طرفداران غازی امان الله خان بود.   (آرشيف انگلستان، خلاصۀ راپور هفته وار دفتر معاون رياست استخبارات حکومت هند بريتانوی (شمارۀ ۱، مؤرخ ۶  جنوری ۱۹۴۵).  اين ترس هاشم خان از فعاليت هواداران غازی امان الله خان مبنی بر آوازه های بود که گويا وی (هاشم خان) در نظر دارد با کار ساختمان تاسيسات دفاعی در بعضی از مناطق آن ولايت، با پيشنهاد  انگليس هاموافقت کند.  علت اين اقدام  جلوگيری  از مخاصمت احتمالی روس ها بعداز ختم جنگ جهانی قلمداد شده است . اين شايعات احساسات ضد انگليسی اقوام را شورانده و خواب را از چشمان صدراعظم  ربوده بود. چنانچه درين  سند محرمانۀ  آرشيف انگلستان به آن اشاره شده است :

ترجمه :

«محرمانه

 شمارۀ مسلسل ۱۸

دفتر معاون رياست استخبارات

 حکومت هند بريتانوی، پشاور

خلاصۀ هفتگی شماره ۲، مؤرخ   ۱۳  جنوری  ۱۹۴۵ پشاور

يادداشت :         الف – هيچ قسمت اين خلاصه نبايد بدون مراجعه به  دفتر رياست استخبارات  و يا دفتر معاون رياست استخبارات دوباره نشر شود.

                    ب – از دريافت کنندگان اين راپور تقاضا ميشود تا بعد از مطالعه آنرا از بين ببرند. کسانی که خواهان ثبت اين راپور باشند، لطفا با دفتر معاون استخبارات پشاور مشوره کنند. »

ترجمه  قسمت دوم :

راپور های اخير ميرسانند که  صحت صدراعظم درين اواخرخوب نبوده و اينکه او توسط دکتوران شفاخانۀ جلال آباد معاينه شده است .

شير آغا، نقيب چهارباغ بتاريخ هشتم جنوری با صدراعظم صحبت  نمود. گزارش داده شده است که او [نقيب] راجع به فعاليت های امانيست ها در اين ولايت هوشدار  و مشوره داده است تا در تمام کشور تبليغات ضد امان الله [خان] را پخش کند.

در راپور بعدی انگليس ها آمده است که : «بنظر ميرسد  صدراعظم مشورۀ نقيب چهارباغ را قبول نموده و در ولايت مشرقی و «کتواز»، جاهائيکه نفوذ امانيست ها شايع تراست،  مصروف پلانگذاری تبليغات ضد امان الله [خان] و به نفع يحيی خيل [آل يحيی / خانوادۀ حاکم ] ميباشد». (خلاصۀ راپور هفته وار دفتر معاون رياست استخبارات حکومت هند بريتانوی (شمارۀ ۳، مؤرخ ۲۰   جنوری ۱۹۴۵).

در يک سند ديگر در همين رابطه ميخوانيم که «بتاريخ نهم جنوری [هاشم خان] با نظام الدين خان و بزرگان ديگر جديدی نورستان (کافرستان[قبلی -زمانی]) که به جلال آباد خواسته شده بودند، صحبت نمود.  او به اين بزرگان پول، انعام و هدايت داده است تا در بين مردم خويش اين تبليغات [عليه غازی امان الله خان] را پخش کنند. در دوران هفتۀ گذشته او [هاشم خان] ملا های قسمت های مختلف ولايت [مشرقی] را احضار و به آنها بادادن خلعت و پول دستور انتشار پروپاگند های شبيه را داده است».  (خلاصۀ راپور هفته وار دفتر معاون رياست استخبارات حکومت هند بريتانوی (شمارۀ ۳، مؤرخ ۲۰  جنوری ۱۹۴۵).

 در هفته های بعدی ماه فبروری سال ۱۹۴۵ بازهم  هاشم خان کوشيد با استفاده از وسايل مختلف اقوام  سمت مشرقی را به قبولی سيستم جديد عسکری اجباری وادار سازد. درحاليکه عدۀ از سران قومی خوگيانی و شينواری ميکوشيدند بمقابل فشار محمد هاشم خان صدراعظم يک جبهۀ متحد بسازند، هاشم خان از سه نفر روحانيونی که در سمت مشرقی از ديگران نفوذ بيشتر داشتند، خواست تا  انديشه های وفاداری به خاندان حاکم  (آل يحيی يا يحيی خيل) را تبليغ  و بصورت جدی  از اقوام آن ولايت بخواهند نظام عسکری جديد را قبول کنند.

در نماز جمعۀ نهم فبروری يک نفر مولوی که در منطقۀ «پيکه» شينوار به حمايت از سيستم جديد عسکری تبليغ نمود، از طرف مردم از مسجد و منطقه رانده شد. در همين هفته حاکم رودات هم از مردم تقاضا نمود تا سيستم جديد عسکری را قبول کنند، اما عکس العمل مردم در زمينه بسيار منفی بود.

2.     ارسال مامورين عاليرتبه و متنفذ به سمت مشرقی

  • محمد شاه خان، رئيس استخبارات [ضبط احوالات]، بعد از آنکه توسط صدراعظم به جلال آباد احضار شد، بتاريخ هشتم جنوری کابل را ترک گفته و به فردای آن  بعد از صحبت با صدراعظم هدايت يافت تا راپور فعاليتهای عناصر ضد انگليس درين ولايت، بخصوص وادی  کُنر  را بررسی نمايد.  محمد رفيق، مامور شفر و ايجنت استخبارات صدراعظم فرستاده شد تا چنين تحقيقاتی را در منطقۀ اسمار انجام داده و گفته شده است که او از باجور و منطقۀ قبايلی مهمند نيز بازديد خواهد نمود. (خلاصۀ هفتگی شماره ۲، مؤرخ   ۱۳  جنوری  ۱۹۴۵ پشاور).

[قابل يادآوريست که  به اساس اسناد آرشيف انگلستان منطقۀ ستراتيژيک اسمار يکی از پايگاه های مهم عناصری بود که از دوران امير حبيب الله خان به نفع انگليس ها فعاليت نموده و اعضای يک خانوادۀ  روحانی [؟] که بنام سيد و پاچا و پير از دوران لشکر کشی امير عبدالرحمن خان به نورستان درين منطقۀ حساس کنرجابجا شده بود، درين رابطه نقش مرکزی داشته و در دوران قيام صافی های کنر نيزبا هاشم خان همکاری بسيار نزديک داشتند – زمانی].

  • شايعاتی که احتمالاَ توسط پروپاگندچيان طرفدار کشور های محور پخش شده است، در ولايت مشرقی گزارش داده شده است . به اساس آن حکومت افغانستان ميخواهد به انگليس ها اجازه دهد تا برای جلوگيری از احتمال مشکلات آينده با روس ها، در داخل قلمرو افغانستان تاسيسات دفاعی اعمار کند. گفته ميشود که [دوتن از]ملکان برجسته، سيد المر افريدی و امين خان کوډاخيل مهمندبه صدراعظم طی ارسال مکاتيبی اظهار داشته اند که قبايل شان از دادن چنين امتيازاتی به انگليس ها در داخل افغانستان ابراز خشم نموده اند.  (همانجا)
  • وزير دربار احمدشاه خان  هم به هدايت شاه  به جلال آباد رفت  تا هاشم خان را در کارهايش ياری کند.  او به همين سلسله بتاريخ  ۲۸ جنوری به  همراهی صدراعظم  از  چهار باغ برای ديدن نقيب بازيدنمود. وزير دربار با نقيب از طريق ازدواج خويشاوندی دارد  . (همانجا)
  • فرقه مشر طره باز خان [قوماندان امنيه يا کوتوال کابل] هم بعد از  آنکه  صدراعظم از منطقۀ شينوار و  کُنر  پايان بازديد نموده، به جلال آباد خواسته شد تا با وی همکاری کند.  گزارش مؤرخ ۲۴ فبروری  استخبارات انگليس حاکيست که صدراعظم، طره باز خان صافی قوماندان ژاندارمه  رامؤظف ساخته است تا بکوشد قوم صافی را به قبولی سيستم عسکری جديد تشويق کند.
  • شاه محمود خان وزير حربيه هم  به اساس گزارش مؤرخ ۲۴ فبروری  به خواست  برادرش هاشم خان به جلال آباد آمد تا با استفاده از شناخت و نفوذش در قبايل مشرقی  صدراعظم را کمک کند. سردار شاه محمود خان از ۲۲ ماه اگست سال ۱۹۲۶ بحيث نائب الحکومۀ جلال آباد مقرر و تا ماه مارچ سال ۱۹۲۸ در آنجا کار کرده بود.

در راپور استخبارات انگليس در مورد مصروفيت های شامحمود خان وزير حربيه آمده است که « وزير حربيه به همراهی فرقه مشر پير محمد خان به جلال آباد آمده وانتظار ميرود برای چند هفته در ولايت مشرقی باقی بمانند. فراموش نشود که فرقه مشر پيرمحمد خان در بهار سال ۱۹۴۴ به منطقۀ ځدران فرستاده شده بود تا با استفاده از نفوذش به نمايندگی از حکومت با مزرک [زمرک خان پسر ببرک خان ځدران – زمانی] رهبر مخالفين دولت مذاکره کند ».

جنرال میر احمد خان مولایی در خاطرات خویش می نویسد که « شاه محمود خان آمدند . عزم سفر  کُنر  ها نمودند و به معیت شان سردار اسد الله خان و پیر محمد خان فرقه مشر و صلاح جان پسر شان بودند ، شب اول به چغه سرای ، فردا میخواستند دره پیچ بروند چنانچه چند راس اسپ از اسمار خواسته شده بود . باران شدید بارید و راه ها را خراب ساخته بود ، از رفتن منصرف شدند .روز دیگر نان چاشت را به بریکوت خوردند .شب به اسمار ماندند از اسمار روز دیگر حرکت و چاشت را کُنر خاص گذشتاندند. از دیدن قطعات اسمار و  کُنر  اظهار خوشی کردند ….. یک مقدار پول به قطعات اسمار و  کُنر  خاص بخشش دادند . (جنرال مير احمد خان مولائی، خاطرات و تاريخ،  ص ۴۷۶)

  • فرقه مشر محمد داؤد خان قوماندان قوای مرکز کابل : «صدراعظم برادرزاده اش، فرقه مشر محمد داؤد خان، را به جلال آباد خواست تا در تصفيۀ دارۀ ملکی و نظامی و افتتاح سيستم جديد خدمت عسکری به اساس احصائۀ نفوس، در بين قبايلی که تا هنوز به قبولی آن تن درنداده اند، با او کمک کند». همين راپور ميرساند که «محمد داؤد خان به خشونت شهرت داشته و وارد شدن او به صحنه به نگرانی اقوام افزوده و آنرا نشانۀ تصميم هاشم خان به قبولاندن جبری سيستم جديد عسکری بر آنان ميدانند.محمد  داؤد خان بعد از آمدنش چندين مرکز نظامی را در قسمت شرقی ولايت تفتيش نموده است » . ( گزارش شماره نهم، مؤرخ ۳ مارچ ۱۹۴۵ استخبارات انگليس).

3.     بازديد های مکرر از مراکز عسکری

  • « صدراعظم خودش بتاريخ ۲۳ فبروری با گروهی از افسران نظامی از کُنر بازديد نمود». «او يک روز بعد بتاريخ ۲۴ فبروری با فقه مشر محمدداؤد خان، وزير دربار [احمد شاه خان] و فرقه مشر طره باز خان مشوره نمود. او به پادشاه گل هم يک مقدار پول فرستاد».
  • در همين هفته يک گروپ شش نفری پيلوتان افغان از درۀ کُنر تا ساحۀ بريکوت بازديد نموده و دوباره به جلال آباد برگشتند.

در گزارش استخبارات انگليس  آمده است  که « محمد داؤد خان هم هفتۀ گذشته از همان منطقه [کُنر] بمنظور تشويق صافی ها برای قبولی سيستم جلب عسکری به اساس احصائيه نفوس، بازديد نمود. اما اکثريت صافی ها از حضور در مجلسی که تعداد کمی در آن شرکت نموده بود، خودداری نموده  و او بدون مؤفقيتی به جلال آباد گشته است . او در آخر هفته به کابل برگشت» .

اما جنرال میر احمد خان مولایی در خاطرات خویش اين سفر داؤد خان رامؤفقانه خوانده  می نویسدکه : “سردار محمد داؤد خان با من نظر خوب داشت. هميشه در مسافرت هايی که در مشرقی مينمود، با ايشان بودم. چنانچه در سفر  کُنر  ها که رفقای هم سفرش ، غلام حیدر خان عدالت ،ولی جان پسر کاکایش ،و شاه عبدالله خان بدخشی همراهش بود . این سفر یک هفته طول کشید . از چغه سرای و  کُنر  خاص و بریکوت دیدن کردند، همه جا و در اکثر موارد نظر مرا می پسندید . در هر جا به گرمی استقبال میشد . در حین باز گشت بر رباط چوکی که نفر های دیوه گل و بادیل و خود چوکی جمع شده بودند در اطراف ملک ماموند و بعضی ریش سفید های صافی  بعضی شکایت ها از طرف حکومت و پیش آمد مامورین نمودند،[داؤد خان ] خوشش نیامد. اگر چه میخواست برای گرفتاری ملک ماموند و حیدر خان امر بدهد عرض کردم شما به حیث مهمان آمده اید، فعلا خوب نیست  . نان را خورد و حرکت کرد .

4.     تصفيۀ مامورين بلند رتبۀ اداری ولايت

رژيم خاندانی ضمن  مصرف پول گزاف برای قبول کردن سيستم جديد عسکری  توسط  شينواری ها و اقوام  ديگر به تصفيۀ مامورين بلند رتبۀ اداری  سمت مشرقی هم پرداخت. هاشم خان و سردار داؤد خان در دوران  مصروفيات شان در ولايت مشرقی با مامورين دولتی به شمول مامورين عاليرتبه برخورد بسيار خشن و توهين آميز داشته و تاب تحمل آنهائی را نداشتند که در تطبيق خشونتبار پلانهای خاندان حاکم  از شدت و خشونت  آن دوسردار پيروی نميکردند. درين جا يکی دو نمونه از خاطرات جنرال ميراحمد خان مولائی را ذکر ميکنيم که در پست قوماندان فرقۀ مشرقی با هردو سردار ارتباط کاری بسيار نزديک داشت  (جنرال مير احمد خان مولائی، خاطرات و تاريخ، جلد دوم، صفحات ۴۷۰ و ۴۷۱) :

«در برج قوس سردار محمد هاشم خان اولين بار از سرک تنگی ابريشمين، جلال آباد آمدند. قطعات عسکری و اهالی و مامورين به جنگل باغ، شمال ششم باغ ، که يک ميدانی بود، مرکز تجمع قرار داده شد. من و نائب الحکومه  الی آب ورک که خط فاصل ولايت کابل و مشرقی بود، رفتيم.…برای نايب الحکومه صاحب فرمودند : چرا تا اينجا آمده ايد؟ و اين گفتار شان تشددآميز بود. به هر حال با همه مصافحه کردند، بدون اينکه يک کلمه حرف بزنند، به موتر سوار شدند حرکت کردند. در حد کچ عزيز خان با يک جمع غفيری از اهالی لغمان با حکمران و مامورين  استقبال کردند و گل ها پاشيدند. سيد حيدر کاتب تحرير حکومت کلان، يک دسته گل جعفری با غوزه های آن را  می خواست بالای سر شان بيندازد، تقريبا به پس گردن صدراعظم به شدت اصابت کرد. در اين جا صدراعظم بسيار عصبی شد، کلمات رکيک و سخت گفتند، به نائب الحکومه گفت : ازين که به آب ورک آمده بودی  همانجا بوديد، انتظام ميکردی، نمی گذاشتی عوض گل مرا به ساچمه استقبال کنند. بعد از آن بالای عبدالخالق خان حکمران قهر شد و گفت تمام چيزهای که می کنيد خبر دارم، همه چيز در محل تفتيش و بازپرس قرار داده ميشود.

ديری نگذشت که حکمران لغمان نتيجۀ گستاخی استقبال با گل های جعفری را ديده از وظيفه سبکدوش و روانۀ زندان شود.

تصفيۀ مامورين شامل موارد ذيل نيز بود:

  • دستگيری کندکمشر غلام حيدر خان از ادارۀ پوليس جلال آباد
  • برطرفی سراج الدين خان حکمران کنر ها و تقرر سيد عباس پاچا از چهارباغ لغمان بحيث حاکم کلان جديد کنرها
  • سبکدوشی حاکم سرخرود از وظيفه و تقرر سيد ابرار بحيث حاکم جديد
  • برطرفی سرحدار عبدالغفار خان از سرحدداری «دکه» و بعداز مدتی فرستادنش به زندان دهمزنگ
  • برکناری عبدالرزاق خان (پدر داکتر عبدالصمد خان حامد) از پست ولايت و تقرر عبدالله خان وردک حاکم کلان شينوار بحيث والی جديد سمت مشرقی

در پهلوی اين تصفيه در تشکيلات اداری نيز تغير و تبديلاتی رخ داد:

  • حکومتی های خوگيانی و سرخرودتحت ادارۀ يک حکومتی کلان (حکمرانی) قرار گرفتند
  • لغمان، نورستان و کنر پايان تا شيوه هم در تشکيلات يک حکمرانی درآمدند
  • بدين ترتيب، سمت مشرقی درين وقت شامل چهار حکومتی کلان بود:
    1. کنر و اسمار
    2. لغمان (شامل شيوه، شگه و نورستان)
    3. خوگيانی و سرخرود
    4. شينوار

درين جا خالی از دلچسپی نخواهد بود تا يک نمونۀ دیگر برخورد هاشم خان  را هم  درين جا ذکر کنيم . اين رويداد سئوظن هاشم  خان در دوران بازديد از غنی خيل شينوار بوده وجريان ازين قرار بود که سردار هاشم خان به همراهی نائب الحکومه عبدالرزاق خان و قوماندان فرقه برای بازديد از قشلۀ عسکری و ملاقات با بزرگان شينوار به غنی خيل ميرود. در آنجا صدراعظم  با مردم  شينوار که با بيرق ها و دهل ها به سرکردگی ملکان و خوانين، تحت هدايت عبدالله خان وردک که در ابتدا ايستاده بود، احوال پرسی نموده و بعد از  قبولی رسم احترام  قطعۀ عسکری ، رسم گذشت و معاينۀ قشلۀ عسکری برای صرف  طعام به بام قشله رفته و برای نائب الحکومه ميگويدکه شصت نفر از خوانين شينوار هم برای نان بيايند. حکمران هر قدر کوشش ميکند، شينواری ها شصت نفر بيايند، آنهاقبول نميکنند، تا اينکه خود جنرال ميراحمد خان آنها را قناعت داده بالای دسترخوان می آورد. هاشم خان که مراقب اين رويه و نفوذقوماندان فرقه بود  و معلومات  او راجع به قريه جات منطقه را هم مشاهده نمود، مشکوک ميشود. فرقه مشر ميراحمد خان  راجع به سئوظن هاشم خان و گفت و گوی روز بعدشان  در جلد دوم خاطرات شان  معلومات مفصل داده اند.

در جملۀ تغيرات ديگر اداری رژيم خاندانی  تصميم گرفت تا  «برای کنترول بيشتر بر اقوام، که ستون فقرات مقاومت را تشکيل ميدهند، مراکز اداری شينوار را دوباره از «غنی خيل» به «کهی» انتقال دهد ».  (خلاصۀ راپور هفته وار دفتر معاون رياست استخبارات حکومت هند بريتانوی (شمارۀ ۶، مؤرخ  ۱۰   فبروری ۱۹۴۵).

  1.    توسل به زر و زور و زاری  رژيم خاندانی
  • بتاريخ دهم ماه فبروری چند تن از ملکان خوگيانی از مناطق «زاوه» و «وزيری» خوگيانی بازديد نموده و کوشش ناکام نمودند تا ثبت نام احصائيۀ نفوس را آغاز کنند.
  • «[صدراعظم] با ايراد بيانيۀ در مسجد شاهی جلال آباد توجه حاضرين را به مزايای حاصله تحت رژيم يحيی خيل جلب وشنوندگان را تشويق نمود تا تبليغات به نفع شاه سابق، امان الله [خان]، را  بی اساس بدانند. (ب)  راپور ها حاکيست که مقدار قابل توجه پول در بين قبايلی توزيع شده است که تاحال با جلب عسکری مطابق سيستم جديد احصائيه مقاومت نشان داده اند».
  • در خلاصۀ راپور هفته وار دفتر معاون رياست استخبارات حکومت هند بريتانوی (شمارۀ ۶، مؤرخ ۱۰   فبروری ۱۹۴۵) ميخوانيم  که «سياست رشوه دهی عاقلانه و آزمايش شدۀ او به نتيجه دادن پرداخته است . بعضی از رهبران خوگيانی قبلا تعهد مقاومت به مقابل خدمت اجباری عسکری شان با شينواری  ها را شکستانده اند. صدراعظم مشتاق است اين سيستم جديد را برای اقوام جذاب  تر ساخته و درين رابطه نظريات منصبداران عاليرتبۀ نظامی ولايت [مشرقی] را خواسته است .       
  • هاشم خان بتاريخ ۱۴ فبروری وکلای شورای ملی سمت مشرقی را برای مذاکره فراخوانده و راجع به موضوع عسکری صحبت نمود. وکلا مشوره دادند تا صدراعظم درين رابطه با سران هر قوم مذاکره کند.
  • هاشم خان بتاريخ ۱۵ فبروری با سران قوم خوگيانی در رابطه با اين موضوع صحبت نمود. اودر همين هفته همچنان به دادن رشوه برای خريداری حمايت سران قبايل ادامه داد. او يک جرگۀ سران قوم افريدی را هم به جلال آباد فراخوانده و از آنها خواست تا بيرق های راکه غازی امان الله خان به آنها داده بود به معرض نمايش قرار دهند، اما آنها از ترس اينکه مبادا هاشم خان اين بيرق ها را مصادره کند،  از اجرای اين دستور سرباز زدند.
  • هاشم خان بتاريخ ۱۹ فبروری با حاکم «کژه» و ملک قيس خوگيانی راجع به آغاز سيستم جديد عسکری صحبت نموده و يک روز بعد از آن از يک جرگۀ قوم خوگيانی خواست تا اين نظام جديد را قبول کنند.

6.     تهديد و توقيف و تبعيد کسانی که پاليسی های رژيم خاندانی را قبول نميکردند

يک راپور ديگر استخبارات انگليس ها در همان هفته حاکيست که  سياست «زر» و «زور» يا تطميع و تهديد هاشم خان نتيجه داده و او مؤفق شده است با دادن رشوه و تحايف، و گرفتاری و تبعيد کسانی که  خواست هايش را قبول نکنند، بين سران قبايل شينواری و خوگيانی نفاق توليد کند.

  • « (الف ) بنظر ميرسد که صدراعظم با ترغيب و هديۀ پول مؤفق شده است در بين جبهۀ مشترک اقوام شينواری و خوگيانی عليه  تحميل هشت نفری،  رخنه   ايجاد کند. گزارش داده شده است که بعضی از اعضای قبيلۀ خوگيانی  حال به طرف ثبت نام  [ احصائيه ] ميلان بيشتر پيدا کرده اند». (همانجا)
  • (ب) گزارش داده شده است  که صدراعظم حکم تبعيد [ جلا وطنی ] ميرزا محمد از «چپليار» به مزار شريف  را  صادر نموده است . اين شخص به اتهام فعاليت های ضد حکومت گرفتار شده است . ملک جيلانی چپرهار هم به همين اتهام دستگير شده است .  گزارش علاوه ميکند که کندک مشر غلام حيدر [خان] پوليس جلال آباد هم به اتهام تحريک مخالفت با کمپاين جلب عسکری اجباری دستگير، جايدادش در بهسود مصادره و خودش به هرات تبعيد شده است» .  (همانجا)
  • گرفتاری ملک قيس خوگيانی از جملۀ اولين اقدامات حکومت پس از رفتن هاشم خان به کابل بود. جنرال میر احمد خان مولایی قوماندان فرقه مشرقی در خاطراتش می نویسد که” زمستان به پذیرایی و مهمانداری گذشت . در بهار یک یک جلال آباد را ترک و به کابل رفتند . عبداله خان وردک به حیث کفیل نایب الحکومه مقرر شدند. در اول وهله بعد از رفتن صدراعظم صاحب ، ملک فیض [ملک قیس] و برادرانشانرا گرفتار کردند . چنانچه یک شب ، نایب الحکومه صاحب تلیفون داد که یک مرتبه به نایب الحکومگی تشریف بیاورید. رفتم . نایب الحکومه به یک اطاق انتظار مرا میکشید . دو بدو نشستیم  . گفت وقت کم داریم . نظر به امر صدراعظم صاحب [باید] امشب ملک قیس و برادرانشانرا گرفتار کنم .  شما یک کندک آماده کنید که برای ضبط کردن اموال و املاک او با یک هیئت فرستاده میشود  و هم یک مرتبه شما ملک قیس و برادران شانرا بیبینید . من به نایب الحکومه گفتم  به این ترتیب که آنها را به مهمانی خواسته اید گرفتار کنید ، باعث بی اعتمادی مردم با دولت میشود . گفت امر مقام است چاره ندارم . من رفتم دیدم ملک قیس و برادرانش همه خوش و خرم نشسته اند . مرا دیدند به گرمی استقبال کردند . چند دقیقه بودم ، رفتم . ملک قیس گفت باشید با ما نان نوش جان کنید . گفتم مهمان دارم . خدا حافظی کرده به قشله رفتم .  رئیس ارکان و غند مشر غند ۲ و دیدار علی خان کندکمشر را خواسته ، هدایت دادم .فوری کندک دیدار علی خان مجهز شد . کندک در ظرف دو ساعت آماده حرکت گردید . نایب الحکومه خودش با محمد شریف خان ، قاضی ابتدائیه ، و عبداقیوم خان ، غند مشر ژندارم به چونی آمده ، گفتند بعد از صرف نان مهمان های خود را طرف کابل حرکت دادم و خودم آمدم که کندک را بطرف هاشم خیل  با این دو نفر بفرستم که تمام هستی و املاک ملک قیص و برادران شانرا ضبط و از قید سیاهه بکشند. تمام اهل و عیال شان را به جلال آباد بیاورند . با نایب الحکومه نان را صرف ، شش عراده موتر ذریعه سر مامور آورده شد . هیات با کندک حرکت کرده و با صدراعظم صاحب به کابل حرف زدند . فرمودند خواجه محمد نعیم به سروبی رسیده ، انتظار فرمان امنیه مشرقی را میکشد . ساعت دو بجه تلیفون آمد که مهمان ها از طرف قوماندان امنیه مشرقی بدون کدام واقعه ، به قوماندانی امنیه کابل سپرده شد . و به طرف کابل حرکت کردند . بعد نایب الحکومه  به طرف منزل خود رفت . بعد از نماز صبح  یک اطلاع تلیفونی از ماما خیل گرفته شد که کندک به هاشم خیل رسیده ، بدون کدام مقاومت همه قلعه های ملک قیس  و برادرانش اشغال شد . غند کمکی خیبر به مرکز خواسته شد ».  (جنرال مير احمد خان مولائی، خاطرات و تاريخ،  صفحات ۴۷۶ و ۴۷۷).

(ادامه دارد)

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.