اشک و لبخند

مصطفی عمرزی

1,269

برگ های بسیاری از سیاهروزی ها و بی خانمانی های ما، محتوای کتابی ست که از سی سال بدین سو بر حجم آن افزوده می شود و پایانی ندارد. آن برگ ها افزون بر نکته ها و نماهایی هستند که با این بهانه نیز گوشه هایی از آن ها را به تصویر می کشیم.

گذر از رنج ها، تجربه ای ست که در پهنای زمین، در کمین است. کسی نیست که در آن شناخته نشده باشد. در داستان های اندوه، کودکان کارگر و رنج های شان، پاسخ مرارت هایی هستند که می کشند. اشک ها و لبخند های آنان، جای نخست ایستگاهی اند که در این مقال آورده ایم.

نابسامانی های طولانی، تحمیلی و اجباری، به قاموس پرسش هایی نیز مبدل شده اند که  در آشفته بازار سرزمین ما همان گونه که کمتر موردی، راهی به جایی بُرده، معنی آن ها متفاوت می شود.

سی سال اشک ها و لبخند های مردم ما در بی عدالتی های محض می مانند. در برابر هر لبخند، چند سال سرشک، معافیت اندوه را زاده است. در هرج و مرجی که در هر لحظه ی آن، اشک ها بر لبخند ها چیره می شوند، عادت تکرار مصیبت، مردم را صبور نه، بل سنگدل ساخته است. آنان صبر می کنند، اما برای مرگ. در برابر ما، سوژه های غم، متنوع می شوند. در این زمینه، عادت سنگدلی، قربانی دایم می فرستد تا در میدانی جان ببازیم که یک برادر دیگر با عادت چیره گی اشک ها، کشتن ما را تعالی دنیوی و اخروی خود می داند.

اشک ها و لبخند های ما بی موازنه اند. در فرجام، آیا می توان امیدوار بود؟ آیا روزنه ای وجود دارد تا از مدخل آن، به جایی برسیم که لبخند ها فزون شوند؟ اگر امیدی نیست، پی آمد اشک هایی ست که عقده می شوند.

سخن از لبخند های واقعی ست. طبیعتی که در مزاج قناعت رشد می کند و مازاد آن خلقی را به وجد می آورد. با نگاه به پیرامون، شاید سال های دیگر نیز عذاب بکشیم. اشک های ما در ورطه ی مضاد استطباب هستند.

اشک ها و لبخند های ما برابر نمی شوند. ما از خود، سلب اختیار کرده ایم. در این تراژیدی، عادت به رنج های پی هم که با تکرار خبط ها اندوه می آفریند، اشک ها را بیشتر می سازند. ترس ما این است که جای عاطفه در آن ها خالی شود. اشک ها سرازیر شوند، اما بی احساس. عادت زنده گی در سختی ها، آن ها را شورآبه هایی می سازد که فقط سرازیر خواهند شد. می ترسیم که این سنگینی، سنگدلی ها را همه گیر کنند. دورنمای زنده گی برای مردمی که لبخند نمی زنند و شاید هرگز لبخند نزنند، سیاهی و سرخی ست. آن ها با رنج ها عقده مند می شوند. چه قدر سر ها و جان هایی نیست خواهند شد که با لبخند، بیگانه ساخته شده بودند.

اشک ها و لبخند ها مهم اند. ما اشک ها را برای غم هایی می خواهیم که عادت طبیعت می دهد. ما از اشک هایی که ارزانی جنگ اند، نفرت داریم. آن ها لبخند های ما را مکدر می سازند. فراموشی مسرت، مردم را عادت می دهد با عقده های اشک هایی که تکرار شده اند، با عاطفه بیگانه شوند.

2/11/1389ش

یادآوری:

متن بالا را برای برنامه ی مستند تلویزیونی «اشک و لبخند»، نوشته بودم. قرار بود این مستند، سلسله وار نشر شود؛ اما با سقوط «کابلبانک» که رسانه ی «باختر»، از سوی آن تمویل می شد، نتوانستیم بیش از چند قسمت بر آن بیافزاییم.

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.