سقوط واستحکام نظامهای دولتی با فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بستگی دارد

اختر یوسفی

174

سقوط و استحکام نظامهای دولتی با فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بستگی دارد!

تاریخ از خود هیچ چیزی را نمی سازد، بلکه صرف حوادث را ثبت میکند، آنچه راکه می سازد انسانهاست، که بحیث موتور متفکر جامعه کار مؤلد میکنند، تاریخ را می سازند.

 نظامهای دولتی کشورها، دارای ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مربوط بخود هستند. درافغانستان جهان امروزی سقوط نظام های دولتی بصورت اخص تغییرات و تحولات سیاسی در کشور نیز، می توانند دلائل متعدد که متعلق با عوامل داخلی وخارجی ناشی از اثرات نابسامانی ها در رهبری نادرست ساختارهای نظام دولی توسط حکومات که قدرت را بدست داشته می باشد. اجرای وظایف داخلی نظام دولتی و تلاشهای رهبران و حکومت آن دراستحکام و بقای نظام نفش اساسی خود را دارند. رهبران مفسد بیست سال اخیر افغانستان با سطحی نگری تلاش دارند، تا همه کمبودیهای کاری خود را بدوش عوامل خارجی به اندازند، اینکار بذات خود نظر غیرعلمی، غیر منطقی بوده، ثبوت قطعی شریک بدون چون و چرای فساد، خیانات و گریز از مسؤلیت وظیفوی شان است.  سقوط نطامهای دولتی از آسمان نازل نمیگردد، بلکه حکومات ناکارا، با عدم اجرأی نیازمندیهای داخلی جامعه زمینه سقوط  نظامهای دولتی را در کشور فراهم ساخته اند.   عدم ثبات سیاسی، اقتصادی درافغانستان عامل اساسی فقر و بدبختیها در کشور است.  

درطی پنجاه سال اخیر درافغانستان، اینکشور (۶) شش بار شاهد تغییرات و تحولات گوناگون نظام دولتی و دگرگونیهای ساختارهای سیاسی و اقتصادی متعدد بوده است.  

موضوع نهایت جالب، خنده آور، و درنهایت امر خجالت آوریست. در طی بیست سال گذشته اشغال قوای نظامی امریکا- ناتو در افغانستان حلقات فرصت وعناصر کودن گماشته شده استخبارات بیرونی درکشور، بآنکه این افراد شارلتان مدعی خود ایشان در رده های بالایی نظام دولتی افغانستان مسؤولیت پیشبرد، پستها و وظایف مهم را در کشور بعهده داشتند، اکنون با تمام بیشرمی زمامداران آن دوره اشغال بیست ساله امریکا و ناتو در افغانستان برای پوساندن کثافات و اجرأت ناکام خود در محاسبه معادلات سیاسی و اقتصادی کشور، با آنکه خود میدانند، بیلیونهای دالر بیسابقه در کشور از خارج سرازیر گردیده است، بازهم تلاش میکنند تا اولأ خود را از زیر بارمسولیت وظیفوی و شریک جرم تبرئیه نمایند. این شارلتانان کودن نقش توده های میلیونی کشور وعدم اجرای وظایف شانرا، با بار فساد بیظیر گسترده  درامر اجرای دولتداری در کشور که علل اساسی سقوط اگست ماه ۲۰۲۱ میلادی را فراهم نموده، نادیده میگیرند. این آقایان مفسد برف بام خود را بر بامهای کشور های بیرونی می اندازند، امریکا را مسؤل عدم اجرأی وظایف داخلی نیز می نامند.

یکی از ازاین شارلتانان لافک، مأویست شکست خورده مزخرفی، بنام رنگین دادفر سپنتا است، مؤظف استخبارات المان فدرال در افغانستان، دردوره بیست ساله اشغال افغانستان توسط امریکا و ناتو ده سال بحیث وزیر امور خارجه ومشاور امنیت ملی افغانستان، حضور در دوره گسترش فساد گسترده واعمال خود کامه زمان ریاست جمهوری حامد کرزی بوده است. رنگین سپنتا درمصاحبه اختصاصی خود با شبکه تلویزیونی افغانستان انترنیشنل، که باگمان اغلب این شبکه تلویزیون افغانستان انترنیشنل بحیث مبلغ سرگرم عرصه نشرات عامه، همزمان با سقوط “جمهوری” قلابی دوره اشغال و تسلط مجدد طالبان درافغانستان برای سرپوشگذاری کثافات دوره اشغالگران و مزدوران شان، با رویکار آمدن مجدد طالبان آن ایجاد شده است. سپنتا درمصاحبه خود با تلویزیون افغانستان انترنیشنل تمامی بارملامتها را بدوش سیاست ناکام درافغانستان را بدوش امریکا و متحدین آن میگذارد، بدون اینکه عوامل عینی و ذهنی عدم اجرأت وظایف داحلی خود را برشمارد، سیاست امریکا درافغانستان را یک سیاست ناکام تعریف میکند.

رنگین سپنتاعدم توافق صلح “جمهوری” قلابی اش را  با طالبان درافغانستان را عدم مواففت واشنگتن، و القاعده میداند، وی میگوبد سیاست امریکا باعث سقوط نظام دولتی، اقتصادی، سیاسی درافغانستان گردیده است.

مجموعه عوامل تغییرات وتحولات درافغانستان یکسان نبوده است. مگر یک ویا چند از فکتورهای اساسی آن تغییرات و تحولات نظام دولتی و ساختارهای حکومتی آن در کشور مشابهت داشته، کاملا روشن است. اگثریت تغییرات و تحولات نظامهای دولتی درافغانستان فاقد ارزشهای ملی بروز توسط حلقه خاصی مبنی برصبغه تعصب ایدیولوژیک ومذهبی افراطی، ناگهانی بدون درنظرداشت عوامل ذهنی جامعه بشکل کودتاها، بازور اسلحه صورت گرفته است، تغییرات و تحولات شش گانه تاریخی ذیلأ اتفاق افتاده است.

اول-  کودتای جمهوریت درماه جولای سال ۱۹۷۳میلادی مصادف ماه سرطان ۱۳۵۲ ش، اولین تغییر و تحول ناروای در نظام سیاسی افغانستان بود، نظام دولتی شاهی مشروطه  درکشور که با دیموکراسی عنعنوی فراخورد احوال و معیارهای قبول شده جامعه افغانی به پیش برده میشد، با کودتا نظامی توسط پسرعمو پادشاه، سردار محمد داوود خان با کمک افسران جریان چپ در اردو ملی صورت گرفت، با “پیروزی” کودتا محمد داوود خان بحیث رئیس جمهور، صدراعظم، و  وزیر امور خارجه افغانستان قدرت سیاسی را دردست داشت. دولت جدید التأسیس جمهوریت چهرهای جدید کودتاچیان را در پستهای حکومت مقرر نمود، که فاقد تجارب کافی شیوه دولتداری در کشور بودند. پارالمان دوره دیموکراسی شاهی الغای، فعالیتهای تمام احزاب سیاسی، بجز حزب غورځنګ ملی که رهبرش شخص محمد داوود خان بود ممنوع گردید.

تغییر دولت شاهی افغانستان با “جمهوریت” در کشور دیرپا نبود. جمهوریت بعد از مدت کوتاهی روش مطلق العنانی را در پیش گرفت. نخست مقابله و سرکوب مخالفین دست راستی نظام جمهوریت را آغاز کرد، عدم برخورد هوشیارانه با مخالفین دست راستی زمینه مقدماتی نفوذ پاکستان را باز نمود، مخالفین دست راستی به پاکستان پناه بردند. وضع پیش آماده متشنج در افغانستان تقویت روابط مخالفین نظام جمهوریت را با ایران مساعد ساخت. با تعقیب چرخش با بلاک غرب سردار محمد داوود خان مقابله را با همکاران کودتاچی جریان چپ خویش شروع کرد، کابینه حکومت را از عناصر چپ تصفیه کرد، دشمنی دولت با جریانات تشدید گردید. متعاقبأ دوجریان حزب دیموکراتیک خلق افغانستان درماه سرطان ۱۳۵۶ش مجددأ در یک سازمان واحد حزبی وحدت نمودند.      ح. د. خ. ا. بحیث سازمان سیاسی و نفوذ در افسران اردو هرچه بیشتر قوت گرفت.    

سردار محمد داوود خان درعرصه سیاست خارجی نیز چرخش متفاوت را از بلاک شرق با بلاک غرب آغاز کرد، با دشمنان دیرینه افغانستان مانند پاکستان، ایران روابط دوستانه را برقرار نمود. با چرخش جدید در سیاست خارجی، فعالیتها و رقابتهای استخبارات بیرونی در افغانستان تشدید گردید، در فضای تشدید رقابتهای استخبارات بیرونی در داخل کشور زمینه ترور میراکبر خیبر یکی از رهبران جنبش چپ که روابط خوبی با دتوود خان داشت در ماه حمل ۱۳۵۷ ش اتفاق افتاد. قتل خیبر بهانه را بدست رهبران حزب دیموکراتیک خلق افغانستان داد. در تشیع جنازه خیبر بیش از (۲۰) بیست هزار اعضا حزب از سراسر کشور از سازمانهای حزبی شرکت کردند. نمایش تشیع جنازه خیبر دولت وارخطا ساختند، داوود عجولانه امر توقیف رهبران ح. د. خ. ا. را صادر کرد، هنوز توفیف رهبران اتمام نشده بود، که قیام نظامی افسران حزب علیه محمد داوود خان آغاز شد، درکمتر از بیست وچهار ساعت دولت جمهوری داوود خان سرنکون شد. محمد داوود با یک تعداد از اعضای فامیل و کابینه اش در قیام کشته شدند. اساسآ نظام جمهوریت داوود خان نتوانست نیازمندیهای جامعه افغانستان را برآورده سازد، سرانجام درمقابله سقود نمود.

دوم- قیام افسران چپ اپریل ۱۹۷۸ میلادی مصادف با ثور۱۳۵۷ش نظام جمهوریت را درافغانستان را با جمهوری دیموکراتیک افغانستان تغییر دادند. ح. د. خ. ا. حزب چپ بود که با شکل یکتازی قدرت دولتی را درافغانستان بدست گرفت. شدت تحولات سیاسی و اقتصادی در ظاهر مترقی مگر در عمل بمثابه زلزله ویرانگری بود، تا زمینه نارضایتی نیروهای دست راستی داخلی و مداخلات بیرونی را در کشور فراهم گردید. ورود قوای نظامی خارجی اتحاد شوروی در افغانستان، کشور را بمیدان جنگ و مقاله دوسیستم متضاد جهانی مبدل گردانید. روحیه رزمی قوایمسلح کشور با حضور قوای نظامی شوروی در مقابله بادشمن نزول کرد.  بعد از خروج قوای نظامی شوروی از افغانستان در هنگام دفاع مستقلانه مورال  قوای رزمی قوایمسلح کشور در هنگام حمله اردو پاکستان در جنگهای جلال آباد قوای رزمی قوایمسلح بالا رفته بود، اردو متجاوز پاکستان شکست دادند. بعد نا امیدی دشمن از راه جنگ پاکستان معاهده صلح ژنیو را با افغانستان امضا کردند. تلاشهای ملی و تحولات جهانی باعث شد تا زمینه خروج قوای نظامی اتحاد جماهیر شوروی را فراهم ساخت، مگر با خروج قوای نظامی شوروی از افغانستان، بازهم پاکستان و تنظیمهای “جهادی” حمایتگران خارجی ایشان روش مصاله ملی را که از جانب رئیس وقت داکتر نجیب الله برای حل مسالمت امیز انتقال قدرت سیاسی در کشور پیشنهاد گردید بود، پذیرفته نشد. قدرت سیاسی جمهوری افغانستان توسط کودتای مخلوط جنرالان حکومت چپ با تنظمهای دست راستی بنابر شازشهای پس پرده ساختارهای قومی از شمال آغاز تا دولت سقوط کرد. جنگ خونریزی درافغانستان وارد فاز جدید خود گردید.  

سوم- رویکار آمدن حکومت تنظیمهای “جهادی” رنگارنگ در افغانستان  در ماه اپریل ۱۹۹۲ میلادی مصادف ثور ۱۳۷۱ ش، دولت جمهوری “اسلامی” افغانستان را اساس گذاشت. با بقدرت رسیدن تنظیمهای “جهادی” تحت نظر مشاورین استخبارات پاکستانی برای ایجاد هرج و مرج  قوایمسلح سیستم دفاعی کشور اردو ملی تاریخی مجهز را ویران کردند.  تنظیمهای “جهادی”بشمول طالبان افغان گروپهای متفرق جنگی اند، که فقط برای جنگ و ویرانی کشور از جانب پاکستان، ایران بکمک اعراب و غرب ساخته شده است. ساختارهای تنظیمهای “جهادی” افغان رهبری واحد سیاسی و مذهبی نداشتند، تاهنوز هم رهبری واحد را از خود ندارند، بلکه توسط استخبارات کشورهای بیرونی رهبری  میگردند. یکی از مشکلات اساسی عدم توقف جنگ و خونریزی درافغانستان ساختارهای متعدد تنظیمهای “جهادی”، طالبان، داعش، سلفیها وغیره هستند، که هریکی از این حلقات جنگی ساخته بیرونی با نحوه خود پیروی از اوامر دین “اسلام” را بنام “جهاد” میخواهند. هریکی از این حلقات جنگی مدعی اند که می تواند از دیگران بهتر اوامر “مذهبی” دین اسلام را درستر تطبیق کنند. تنظیمهای “جهادی”  با مجرد ورود شان با شهرها در افغانستان با چور و چپاول داریهای بیت التمال، اموال مردم اقدام نمودند.  جنگهای تنظیمی بر سرقدرت و غنیمت اموال، همرایی مقابله جنگهای نیابتی متحدانه پاکستان-عربستان با ایران را در افغانستان، زمینه مداخلات و تشدید وحشتناک جنگ و ویرانی را در کشور را بوجود آوردند. طالبان در جنگ نسبت طرف مقابلش برتری جست، قدرت دولت را درافغانستان تصرف کردند.  

چهارم- طالبان در ماه سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی مصادف ماه میزان ۱۳۷۸ ش امارت “اسلامی” افغانستان شکل افراطی “مذهبی” دولت را درافغانستان بنا نهادند. درپهلوی سایر مشکلات امارت “اسلامی” درافغانستان، با ورود بقایای جنگیهای بی سرنوشت اعراب و القاعده جنگ امریکا با اتحاد شوروی بود، که توسط استخبارات پاکستان مشاورین نظامی پاکستانی را درنقش مشاوریت جنگ با طالبان یکجا نمودند.               بامخلوط کردن بقایای جنگیهای بی سرنوشت اعراب و القاعده با طالبان تحت مشاورین نظامی پاکستانی، کرکتر مذهبی طالبان را نیز با تروریستان مخالف غرب و امریکا تبدیل  نمود. طالبان بآنکه تقریبأ سراسر افغانستان را تحت تصرف داستند، بجز پاکستان، عربستان، امارات متحده عربی از طرف جامعه برسمیت شناخته نشد. القاعده مراکز تربیتی تروریستان خود را که برای اهداف حمله بر امریکا وغرب استخدام  شده بود، شامل جوانان مسلمانان عرب بودند برای حمله شستشوی مغزی داده بودند، با افغانستان انتقال دادند. دیگر بقایای جنگیهای بی سرنوشت اعراب و القاعده بشمول طالبان در مقابله باغرب و عربستان سعودی پرداختند. اسامه بن الادن رهبر القاعده ازمقامات شاهی السعود خروج قوای نظامی امریکا را از سرزمین عربستان سعودی زیارنگاتهای مسلمانان را مطالبه کرد، پیشنهاد رهبر القاعده که از شاهی السعود نپذیرفتند. القاعده برحملات خود را بر اهداف امریکا آغاز کردند. بعد از اجرای حملات القاعده بتاریخ (۱۱) یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ میلادی امریکا-ناتو بالای طالبان و القاعده حمله نمودند. دراهداف حمله امریکا فقط نظام طالبان را سقوط دادند، مگر رهبران، القاعده، طالبان و مشاور پاکستانی بدون تلفات سالم بمراکز مصؤن خویش در پاکستان دوباره انتقال یافتند.      

پنجم- اداره بن المان برای رهبری افغانستان توسط خارجیها در ماه دسمبر ۲۰۰۱ میلادی مصادف با جدی ۱۳۸۰ ش با حمله امریکا-ناتو درافغانستان بعد از سقوط امارت “اسلامی” طالبان و القاعده در المان تشکیل گردید، این اداره دارای ماهیت دولت مستقل ملی در افغانستان نبود. تفاوت دولت ماهیت وشکل ساختار بن با دولتهای مستعره کهن استعمار دراین بود، خارجیها مهره که تابعیت افغان داشتند در اداره خویش استخدام میکردند، معاش و تمامی امتیازات مامورین ملکی و نظامی کشور مستقیمأ توسط منابع مالی خارجیها پرداخته میشد. اساسأ ساختار اداره بن که برای رهبری درافغانستان توسط خارجیها در بیرون از کشور ساخته شده بود نوع از اداره مزدور خارجیها شمرده می شد. چنین ساختار اداره مانند بن المان برای افغانستان را هیچگاهی نمیتوان برای کشور بنام دولت ویا حکومت ملی خطاب کرد. تشکیل اداره سرپرست بن توسط خارجها در طی (۲۰) سال برای کشور که در تمامی ایام اشغال قوای نظامی امریکا-ناتو درافغانستان تحت نظر خارجیها کشور حکمروایی میکرد، تمامی صلاحیتهای زمین و هوا افغانستان را در اختیار داشت. بمجرد صرف اعلام خروج قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان دولت دست نشانده خارجی قبل از خروج کامل قوای نظامی امریکا-ناتو متلاشی گردید.                این سوال کاملأ احمقانه است، قریب یکسال اند عده از کوتاه نظران کودن در اطلاعات جمعی همیشه می پرسند، که چرا دولت درافغانستان با قوتهای مسلح مجهز سصدوپنجاه هزار نفری تعلیم یافته قبل از خروج  قوای نظامی امریکا-ناتو در کشور سقوط کرد؟  

اساسأ دولت مستقل ملی درافغانستان وجود نداشت که سقوط میکرد، ساختار فاسد اجیر که برای تطبیق اهداف خارجیها، بر ضد منافع ملی کشور در طی بیست سال گذشته توسط  خارجیها با مصارف بیلیونها دالر ساخته شده بود، با خروج قوای نظامی امریکا-ناتو نیز یکجا از بین رفت. رئیس جمهور اجیری که بیست سال قبل بحیث وزیر مالیه توسط خارجی آورده شده بود، با معاونان، تمامی کارمندان بلند پایه ملکی و نظامی ساختار اجیر خارجها یکجا سوار طیارات قوای نظامی امریکا-ناتو از کشور فرار کردند.

اقدامات ناکام و اعمال ضد حقوق بشری دوره اشغال بیست ساله قوای نظامی امریکا-ناتو در افغانستان فروان است. اشغالگران نظامی امریکا-ناتو با عدم شناخت از افغانستان و مردم کشور تطبیق اصول علمی، از دیوکراسی گمان پوشیدن لباس را کردند، قوای نظامی امریکا-ناتو با یک تصور احمقانه خواستند فلسفه دیموکراسی سازی را در افغانستان تجربه کنند، مگر با وجود مصارفات میلیونها دالر در انتخابات، چنان شیوه های تقلب وسیع  را در رأی گیری انتخابات عملی کردند، که بازگشت دوباره ذهنیت جامعه افغانستان با روش انتخاب وآزادی دیموکراسی ناممکن ساختند. اشغال افغانستان توسط قوای نظامی امریکا-ناتو ضربه مهلک بر پیکر دولت سازی و ارزشهای ملی و فرهنکی درافغانستان بشمار میروند. اشغال بیست ساله خارجی درافغانستان جواهیر هویت ملی و احساسات خود ارادیت میهنی را در کشور مستقل ملی کاملأ از بین بردند. احیای دولت مستقل ملی در افغانستان ناممکن است. اداره سرپرست که توسط خارجها با ساختارهای جنگی- تنظیمهای “جهادی” و مهره های استخباراتی بیرونی درافغانستان شکل گرفت، هیچگاهی نتونست مستقل عمل کنند، خارجیها مهره های فرصت طالب و مفسد را بدون هویت ملی استخدام کردند، مردم کشور در این ساختار اجیر هیچ نوع نقش نداشتند.

خارجیها و جارچیهای ایشان اسم جمعی از چند تن مفسد شبکهای استخباراتی را با بنام “دولت” قومی و مذهبی خود ساخته شان در بن المان حکومت مؤقت گذاشته بودند.

ششم- احیای مجدد حاکمیت افراطی امارت “اسلامی” طالبان درافغانستان را بحیث معجزه  عصراستخبارات نظامی پاکستان گفته میتوانیم. بنابر تلاشهای دیپلوماتیک ایالات متحده امریکا براساس ضرب العجل از قبل تعیین شده خروج حتمی قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان با وساطت پاکستان، بعد از امضای توافقنامه مورخ ۲۹  فبروری سال ۲۰۲۰ میلادی دوحه بین امریکا و طالبان موافقت بعمل آمده بود. سناریو خروج امریکا توسط زلمی خلیلزاد طوری تنظیم گردیده بود که “دولت” دست نشانده امریکا در کابل اطلاعات کافی از فیصله های پس پرده امریکا با طالبان را در دسترس خود نداشتند.         “دولت” افغانستان در مذاکرات صلح ناممکن با طالبان مانند بازی پشک و موش دردوحه مصروف بودند. مگر امریکا و پاکستان سرگرم آماده کردن طالبان برای احراز قدرت در افغانستان بودند. اشرف هیچگاهی گمان هم نمیکردند که قوای نظامی امریکا-ناتو از افغانستان بزودی خارج می شود، درعوض طالبان با وساطت پاکستان و اعراب جانشین قوای نظامی امریکا-ناتو میگردد. طالبان درطی یکسال با چند صد تن موترسایکیل سوار و چند میل کلاشینکوف زنگ زده طالبان، که سلاحها هم قابلیت فیر را نداشتند. طالبان از تصرف ولسوالیها آغاز کردند، ولایت پی ولایت خودبخود بدست سقوط نمود. سراجام طالبان در روز (۱۵) پانزدهم ماه اگست ۲۰۲۱میلادی مصادف ماه اسد ۱۴۰۱ ش  همزمان با خروج قوای نظامی امریکا-ناتو “دولت” نام نهاد از پایتخت کابل فرار کرد، نیم ساعت بعد طالبان وارد ارگ شاهی شهر کابل شدند، از طریق تلویزیون الجزیره که خبرنگار آنرا با خود هم آورده بودند امارت “اسلامی” اعلام کردند، حکومت پاکستان دوباره در افغانستان بنام امارت “اسلامی” طالبان قدرت بدست گرفت. آنکه کدام عوامل بیشتر و یا کمتر باعث تغییر نظام دولتی درافغانستان مؤثر گردیده است، نظات متفاوت است. اینکه تغییرات و تحولات نظامهای چگونه بوقوع پیوسته اند، نیز اشکال آن متفاوت بوده است، مگر حقایق نشاندهنده تصرف مجدد پاکستان توسط طالبان در کشور است.

سقوط اتحاد شوروی را بعضی سطحی نګران کودن«خود کشی» مهر می زنند. بعضاً جنګ افغانستان را وزنۀ زیاد می دانند. سقوط شوروی، خود کشی نه، بلکه ضرورت تأریخی بوده است، که ناکاره گی دیکتاتوری پرولتاریا را در پیشرفت تکناوژی غرب نشان داد. قدم های اولی ضرورت در سال 1956م در هنگری، اعمار دیوار برلین در 13 آگست 1961 م. اشغال چکوسلواکیا در سال 1968م.

۱- اقتصاد “پلانی” مشابه با قوماندۀ “نظامی” و، تلاش در جهت انکشاف تخنیکی، عدم تولید سریع حجم کالاهای مصرفی. نا رضایتی مردم نسبت به نداشتن آزادی لازم.

۲- مسابقات تسلیحاتی در جهت سوق یافت که ایالات متحده طرح جنگ ستارگان را پیش کشید. نیروهای صلح غیر سرمایداری نخواستند درین مسابقه خطر نابودی بشریت را بپذیرند

۳ضعف اقتصادی و بی تفاوتی، قبل از “شکست” در جنگ افغانستان، که ستینگر مصارفات و تلفات را بالا برد.ممکن پروسۀ سقوط را کمی تسریع بخشیده  باشد. اما مسایل عمده در غرب و در اروپا بوده است. انحلال “وارسا” را شوروی باید سالهای قبل در پیش می گرفت، زیرا این کشورها فقط بار دوش بوده است.

افراد دور هیلموت کهول، صدراعظم وقت آلمان برای او خبر داد که گرباچف معاش مأموران دولتی را نمی تواند، بپردازد. ضرورت را در آنوقت 13 میلیار مارک غرب یاد می کردند. هیلموت کهول امر پرداخت را صادر نموده بود. افراد نزدیک به هیلموت کهول گفته اند که اگر در آنوقت 100 میلیارد مارک هم، یاد می کردند، کهول می پرداخت. سقوط رژیم هفتاد سالۀ یک قدرت بزرگ به یک و حتی ده و صد کتاب هم نمی تواند برسی گردد. راه جامعۀ روس با خار و سنگ و دلدلزار پوشیده است. این جامعه تأریخ خود را دارد. در اروپای شرقی دولت های جدید ایجاد نشده است. در جنگ دوم کشورهای قبلی اشغال شده بودند که بعد خواستند اروپا زندگی را دوباره آغاز کند که کار ساده نبوده است.

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.