زندگینامه حکیم ابوالقاسم فردوسی – بخش اول

شریف منصور

546

حکیم ابوالقاسم توسی فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری در توس به دنیا آمد. فردوسی شاعر چیره دستی بود و شاهنامه فردوسی، شاهکار جاویدان این حکیم بزرگ بهترین گواه آن است. شاهنامه فردوسی کتابی منظوم و حماسی در مورد تاریخ ایران است و به سه بخش تقسیم شده است، عصر اساطیر، عصر پهلوانان و عصر تاریخی. عصر اساطیر از پادشاهی کیومرث شروع می شود و تا ظهور فریدون و سرنگونی ضحاک به وسیله فریدون، ادامه دارد. بخش دوم و مهیج تر آن، عصر پهلوانان/قهرمانان است که از ظهور فریدون شروع میشود و قهرمانان آن پهلوانانی مانند جهان پهلوان رستم، سهراب و اسفندیار روئین تن هستند که به مصاف جادوگران شریر، موجودات عجیب غریب همانند دیو، اژدها و سیمرغ میروند و یا با همدیگر به نبرد می پردازند. سومین و آخرین بخش شاهنامه عصر تاریخی است که از ظهور بهمن شروع میشود و با فروپاشی ایران به وسیله سپاه اسلام به پایان میرسد.

فردوسی شاهنامه را با حمد و ثنای خداوند آغاز میکند و پس از آن به ستایش خرد می پردازد و در مورد چگونگی آفرینش، جهان، انسان، خورشید و ماه صحبت میکند و پس از آن پیامبر اسلام حضرت محمد ﷺ را می ستاید و سپس در مورد انگیزه خود از سرودن شاهنامه سخن می گوید. به روایت خود فردوسی، در آن روزگار، کتابی در مورد عهد کهن ایران و سرگذشت پادشاهان آن وجود داشت که مطالب آن را یکی از فرماندهان بزرگ ایران با کمک موبدان گرد آوری کرده بود. پیش از آنکه فردوسی به فکر نگارش شاهنامه بیفتد، دقیقی که شاعر جوان و توانایی بود داوطلب شد که این کتاب را از نثر به نظم برگرداند، ولی پیش از انجام این کار به قتل رسید:

یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی
ازو بهره ای برده هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد
دلیر و بزرگ و خردمند  راد
پژوهنده روزگار نخست
گذشته سخن ها همه بازجست
ز هر کشوری موبدی سالخورد
بیاورد کین نامه را گرد کرد
چو بشنید ازیشان، سپهبد سخن
یکی نامور نامه افگند بن
جوانی بیامد گشاده زبان
سخن گفتن خوب و روشن روان
به نظم آرم این نامه را،  گفت من
ازو شادمان شد، دل انجمن
یکایک از او بخت برگشته شد
به دستی یک بنده بر، کشته شد

برفت او و این نامه ناگفته ماند

چنان بخت بیدار او خفته ماند[۱]

پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی تصمیم گرفت که شخصا کار نیمه تمام او را به اتمام برساند اما اوضاع زمانه خوب نبود و فردوسی هم بهتر دید که سِرش را از دیگران نهان بدارد و این راز را بر کسی آشکار نکند:
که این نامه را دست پیش آورم
ز دفتر به گفتار خویش آورم
زمانه سراسر پر از جنگ بود
به جویندگان بر، جهان تنگ بود
برین گونه، یک چند بگذاشتم
سخن را نهفته همی‌داشتم
ندیدم کسی کش سزار بود
به گفتار این، مر مرا یار بود [۲]

فردوسی مدتی رازداری پیشه کرد و پس از آن، یکی از یاران مورد اعتماد خود را در جریان گذاشت، دوست فردوسی از شنیدن این موضوع خوشحال شد و فردوسی را تشویق کرد و قول داد که تا حد توان به او کمک کند و آن کتاب گرانبها را هم در اختیار فردوسی قرار داد:

به شهرم یکی مهربان دوست بود
تو گفتی که با من یکی پوست بود
مرا گفت خوب آمد این رای تو
به نیکی گراید همی پای تو
نبشته من این نامه‌ پهلوی
به نزد تو آرم مگر نغنوی
گشاده‌ زبان و جوانیت هست
سخن گفتن پهلوانیت هست
چو آورد این نامه نزدیک من
برافروخت این جان تاریک من [۳]

و بدین ترتیب فردوسی سرایش شاهنامه را شروع کرد. در طول سال هایی که فردوسی به نگارش شاهنامه مشغول بود از حمایت ابومنصور بن محمد حاکم توس که مردی بود جوانمرد، (و فردوسی در شاهنامه او را مهتر گردن فراز نامیده است.) برخوردار بود و البته او حامیان دیگری هم داشت که در شاهنامه از ان ها نام برده است:

بدین نامه چون دست کردم دراز
یکی مهتری بود گردن فراز
جوان بود و از گوهر پهلوان
خردمند و بیدار و روشن روان
مرا گفت کز من چه باید همی
که جانت سخن بر گراید همی
به چیزی که باشد مرا دسترس
بکوشم، نیازت نیارم به کس [۴]

از آن نامور نامداران شهر
علی دیلمی بودلف راست بهر
که همواره کارم به خوبی روان
همی داشت آن مرد روشن روان
حسین قتیبست ز آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان
از ویم خور و پوشش و سیم زر
ازو یافتم جنبش و پای و پر [۵]

ادامه دارد…

منابع:

۱_ شاهنامه فروسی (بر اساس نسخه ژول) به کوشش پرویز اتابکی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، کتاب اول، ص ۱۰_۹

۲_ همان ص ۱۰

۳_ همان، ص ۱۱

۴_ همان، ص ۱۱

۵_ همان، کتاب چهارم، ص ۲۲۷۴

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.