مکثی بر نوشتۀ شاغلی محترم احمد آریا

محمد داؤد مومند

441

اولتر از همه باید خاطر نشان سازم که مضمون دوست و برادر بزرگوارم جناب مایار صاحب، تحت عنوان (هزار اشتباه طالبان به مراتب کمتر از ضرر سقوط حاکمیت طالبان است) چه  منحیث یک تاریخ زنده و چه به حیث یک افغانستان شناس، با اشاره به معلومات شان، بخصوص به ارتباط یک عده پروتوکول های ننگین رهبران گروه های مفسد جمعیت، ستم پرچم و شورای نظار، برایم نهایت تنویر کننده بود.

مطلب دوم قابل بحث هم، ازشاغلی ویس افضل بود به این عبارت که:«اگرطالبان ابن لادن را به امریکا تسلیم میکرد، امریکا و شرکا داخل افغانستان میشدند؟»

این نظر و یا سؤال شاغلی ویس افضل، کاملاً سطحی نگرانه طرح شده بود، که خوشبختانه جناب محترم اختر محمد خان یوسفی صاحب، با توضیحات لازم، کارمرا آسان ساختند.

ناگفته نماند که محترم احمد آریا نیز ضمن توضیحات شان، به جواب رفع تشویش یا طرز تلقی شاغلی ویس افضل پرداختند.

شاغلی محترم احمد آریا که سعادت مطالعه سه یا چهار مضمون شان دراین اواخر برایم حاصل گردید، یکی از مضامین مملو از معلومات و توضیحات زیاد  شان معنون است به :«امارت اسلامی طالبان، غده سرطانی ای که باید آنرا از ریشه برکند»

این شعارمحترم آریا، با شعارهای زنده باد و مرده باد دهه دیمکراسی و دوره پوهنتونی «نه دانشگاهی – مومند » ما کدام تفاوتی ندارد، لذا مستلزم ارائه توضیحات و سؤالات ذیل است:

یک – منظور شاغلی آریا، از «ریشه برکندن» امارت اسلامی، تغییر رژیم امارت اسلامی است و یا قتل عام طالبان؟

زیرا جمله از«ریشه برکندن» از نظر محتوی با تناظرو تقابل با جمله تغییر رژیم، شامل ابعاد وسیعتری است.

اگر منظور شاغلی محترم آریا، تغییر رژیم میبود، جناب شان باید به حیث شخص  دارای شامۀ سیاسی، همین ترکیب روشن و متداول(تغییر رژیم) را استعمال میکردند.

دو- محترم آریا توضیح نکرده اند، که امارت اسلامی چطور و توسط کی باید از ریشه بر کنده شود؟

مانند گذشته توسط قوای خارجی و به همدستی مزدوران داخلی شان؟

سه – ضرورت توضیح علمی شرایط داخلی وخارجی برای امکانات عملی ریشه برکندن امارت اسلامی؟

چهار- بدیل عملی امارت اسلامی چه خواهد بود و امارت اسلامی باید توسط کدام گروپ یا حزب مقتدر ملی تعویض گردد؟

این قلم خو درمیان صد ها حزب و گروه های، مدعی زعامت و قیادت در داخل و خارج کشور، حزب و گروهی را نمی بینم، که روده اش با یک دستگاه استخبارات خارجی بسته نباشد. و من شخصیت های به ظرفیت پادشاه مرحوم و یا میوندوال و یا محمد موسی شفیق هم  نمیبینم، که صلاحیت قیادت یک حرکت ملی را داشته باشد.

به نظر اینجانب، قبل از اینکه تعمیرکلوغی نظام امارت اسلامی تخریب شود، باید تمام مواد تعمیراتی یک خانه کانکریتی از قبل آماده و مهیا گردد و مهمتر اینکه سر مهندس و تمام انجنیران و کارکنان رضاکار و وطنپرست، آماده تخریب تعمیر کلوخی نظام طالبی واعمار تعمیر کانکریتی که قابلیت استحکام و پذیرش ده درجه «مگنیتود» زلزله حوادث و وقایع سیاسی را داشته باشد بوده، و برای ساختمان هچومنزل کانکریتی، به مثابه نظام  ایدیالی آماده فعالیت باشند.

فرمایش شاغلی محترم آریا، در مورد ریشه کن ساختن این غده سرطانی، شباهت  بیشتر به تجویزیک طبیب داخله، بمنظوراجراء عملیات جراحی توسط متحصص جراحی را دارد، در حالیکه در شفاخانه نه ادوات لازم طبی مورد نیاز وجود دارد و نه داکتر جراح.

شاغلی محترم آریا در یک قسمت مضمون خود میفرمایند:«هرگاه تعصب دینی را برای یک لحظه بدست فراموشی بسپاریم، بر تری جویی و تفوق طلبی قبیلوی یک دیگر از ویژه گی های(خصوصیات – مومند) این رژیم است. این خود انگیزه ایست برای تروریزم، حملات وحشیانه این گروه بر پنجشیر، قتل هزاره ها و کوچ اجباری ان ها که از یک شونیزم خشن قبیلوی سر چشمه میگیرد.»

با کمال تأسف و تأثر و مأیوسیت ملاحظه میگردد که این ادعای شاغلی محترم احمد آریا با تبلیغات زهراگین شورای شغالان و زمرد فروشان نظار و جمعیت ستم پرچم و تمام گروه های مفسد هفت گانه مخلوق پاکستان و هشت گانه مخلوق ایران و صد ها چینل مطبوعاتی و فیسبوکی حلقه های ستمی و خراسانی و تجزیه طلب، کوچکترین تفاوتی ندارد.

 همین صدا ها همین اکنون از حلقوم احمد پنجشیری، امرالله نا صالح، صلاح الدین ربانی،عطاء محمد بی نور، دوستم خون آشام، برادران مسعود، سید مخدوم رهین، روان فرهادی، تورن اسمعیل، یونس بی قانون، داکتر نصری حق شناس، دبل عبدالله، بسم الله محمدی، آیت الله چوچه محمد محق افغان جرمنی، و تمام چپاولگران ثروت و سرمایه های ملی و فراری در سراسر جهان شنیده میشود.

خدمت شاغلی آریا صاحب به عرض برسد و تأکید است که حتی برای یک لحظه هم نمیتوان تعصب دینی و مذهبی طالب را، فراموش کرد، زیرا با همچو فرض نمودن ولو که حتی یک لحظه هم باشد، طالب دیگر طالب نخواهد بود و همچو فرض، خیال است و محال است و جنون.

شاغلی محترم آریا! شما به حیث یک شخص با سواد و دارای شعور سیاسی، نباید واقعیت های عینی جامعه را با میزان و ترازوی ذهنی گری واهیات و تخیلات و فرضیات توزین کنید و حقایق را مقلوب و گمراه کننده جلوه دهید.

باید بدانید که طالبان تحت همچو اعتقاد دینی ولو که نادرست و بد تلقی گردد، به عمل جان نثاری و انتحاری مبادرت میورزند و به قدرت همین اعتقاد غیر قابل تصور، مدت بیست سال با قوای اشغالگر ناتو و مزدوران داخلی شان و تمام احزاب مفسد جهادی جنگیدند و در نتیجه بر اریکه قدرت نشستند.

هر که آب از دم شمشیر خورد نوشش باد

چرا گروه های شوینیست و قوم پرست شورای نظاری و جمعیت ستم پرچم که خود را با فرهنگ و قوم پشتون را افغان غول و بی فرهنگ قلمداد میکنند از همچو تهور و خود گذری و جان نثاری برخوردار نیستد، چرا یکی از این موش های ستمی و سقوی و نژاد پرست حاضر نمیشود که یک بم را در شکم خود بسته نموده و خانۀ ملا هیبت الله را منفجر و خودش را به جهنم فرستاده و کشور را از این ملای جاهل و دشمن معارف نجات دهد.

 هچو سفرعشق، مانند طالب جان، جگر شیر و اعتقاد پولادین مذهبی میخواهد که شغالان شورای نظاری و موشان جمعیتی و روبا هان ستمی و سقاوی و انقلابی های شعله جاویدی از تعمیل آن عاجز اند.

علامه اقبال میفرماید:

اگر از دست تو کار نادرآید

گناهی هم اگر باشد ثواب است.

طالب به انجام همین کار نادر،علاوه بر قوای جهنمی ناتو، مزدوران جبون داخلی شان یعنی نمرودان و فراعنه و بی ناموسان و جواسیس و دلالان و سگ های دیوانه قلاده به گردن شان را به اوطان اصلی خود و بادران شان یعنی کولاب و تهران و ترکیه و فرانسه و اقصای نقاط جهان گریختاندند.

شاغلی محترم آریا، بد تر و قبیح تر و شنیعترازاین، شما با …. دشمنان مفسد مادر زاد و جنایتکار و جنایت شعار و تجزیه طلبان کشور کاملاً هم صدا و هم آواز شده، احساس ضد پشتونی تان را نیز تبارز میدهید، چنانکه تحریر فرموده اید:«..برتری جویی و تفوق طلبی قبیلوی یکی دیگر از ویژه گی « خصوصیت – مومند» های این رژیم است. این خود انگیزه ایست برای تروریزم، حملات وحشیانه این گروه بر پنحشیر، قتل هزاره هاو کوچ اجباری آن ها که از یک شونیزم خشن قبیلوی سر چشمه میگیرد.»

لاحول والله!!!

شما برتری جویی و تفوق طلبی قبیلوی یعنی «پشتون تباری و پشتونولی» را از ویژه گی «خصوصیات – مومند» رژیم طالبی تلقی میکنید!

شما همین اصل یعنی «پشتنولی و پشتون تباری» را انگیزه تروریزم تلقی میفرمایید!!!

شما شعارهای فیسبوکی کولابی ها و سقویان دوم و ستمی ها را مبنی بر حملات وحشیانه بر پنجشیر و قتل هزاره ها و کوچ اجباری آن ها و غیره را شوینیزم خشن قبیلوی یعنی «پشتونی» تلقی میفرمایید!!

یعنی «پشتونولی و پشتون تباری»  مادر تفوق طلبی، برتری جویی، وحشت و قتل اقلیت های قومی و سر انجام تروریزم است!!! پناه به ذات حق!

اینکه اکثریت طالبان پشتون تبارند و زبان مادری و قومی شان، زبان ملی و ملتی افغانی – پشتوست، یک امر تصادفی است، که فارسیست ها و شاطران فرهنگ ایران مانند مشاور دولت و سفیر کبیر حکومت دورۀ اشغال در مصر، آیت الله چوچه، محمد محق سایت افغان جرمنی و دیگران را به سرحد جنون، مجنون ساخته اند.

کاش تاجکان با فرهنگ و فوق همه (طبق ادعا و شعار شان)، هزاره ها و ازبک و ترکمن ها و اقلیت های قومی درمبارزه مسلحانه علیه قوای اشغالگر ناتو، از  طالبان، گوی سبقت می ربودند و امروز مانند مگس های فراری با از دست دادن قدرت بی حد و حصرشان، دست های کثیف و مکروبی خود را به هم نمی مالیدند.

واقعیت مسلم است که طالب هردو اصل، یعنی اعتقاد به قومیت و ملیت را مردود و خلاف شریعت میداند. البته طالب در این اعتقاد، پیرو دانشمندان شریعت است و نه پیشوای همچو تفکر دینی.

طالب به مرکه، جرگه و لویه جرگه اعتقاد ندارد.

طالب به بیرق ملی وعنعنات ملی و سرود ملی و اتن ملی و موسیقی رزمی ملی و تمام سمبول های ملی اعتقاد ندارد.

طالب نشر کتاب  مفکر و آزادی خواه بزرگ «ولی خان بابا» را ممنوع قرار میدهد و از پنج کتاب و بوستان و گلستان، صحایف مقدس میسازد.

طالب با بزرگترین رهبران ملی و ناسیونالیت قوم پشتون، مانند خان عبدالغفارخان در ضدیت کامل قرار دارند.

آنچه که طالب را در نظر فارسیست ها و چوکره های ایران و تاجاکستان منفور ساخته است همانا زبان مادری شان یعنی زبان مقدس و جنتی افغانی – پشتوست  و بس. که ستمی ها و سقاوی های کولابی و تهرانی این زبان را «گوز خر» تلقی میکنند.

لذا مفکر بزرگ و شهنشاه غزل استاد امیر جمزه بابا در جواب شان میگوید:

وایی اغیار چی د دوزخ ژبه ده

زه به جنت ته د پشتو سره ځم

پناه به پروردگار!

/////////////////////////////////////////////////

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.