غزاله علیزاده

360

او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستان‌های خود در مشهد آغاز کرد.
وی که از بیماری سرطان رنج می‌برد بعد از دو بار اقدام ناموفق به خودکشی، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵ در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز کرد.

آثار:
* سفر ناگذشتنی
* دو منظره
* چهارراه
* تالارها
* شب‌های تهران
* خانه ادریسی‌ها

چهار اثر نخست در مجموعه‌ای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شده‌است. کتاب خانه ادریسی‌ها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستان‌نویسی را از آن خود کرد .

نقد و بررسی آثار غزاله علیزاده

نشستی توسط گروه علمی ـ تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد، به ”نقد و بررسی آثار غزاله علیزاده“ اختصاص داشت. در این جلسه لیلا رهبر به مروری کلی بر زندگی و آثار این نویسنده پرداخت. پس از آن دکتر نیره توکلی مقاله خود را با موضوع “نقد فمینیستی داستان بعد از تابستان، ازدواج و توقف رشد“ ارائه داد و سپس دکتر مریم حسینی به تحلیل عشق در آثار علیزاده پرداخت.

”غزاله علیزاده از نسل اول زنان داستاننویس است که در سال 1325 در تهران به دنیا آمد. لیسانس علوم سیاسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و در دانشگاه سوربن پاریس در رشته فلسفه و سینما درس خواند. نخستین کتاب او ”بعد از تابستان“ و شاخصترین آثارش ”خانه ادریسیها“ و مجموعه داستان ”چهار راه“ آخرین کتاب او است. بهترین داستان این مجموعه، داستان ”جزیره“ است که گفته میشود بالاخره بعد از سی سال از طرف مجله گردون، قلم زرین جایزه بهترین قصه کوتاه را برده است. آثار دیگر علیزاده، ”شبهای تهران“ مجموعه داستانی ”با غزاله تا ناکجا“ (داستانهای کوتاه سوچ، دو منظره و غیره) و مجموعه قصههای “سفر ناگذشتی“ است.

وی که زندگی خانوادگی ناموفقی داشته، بعد از دو بار اقدام به خودکشی ناموفق، در حالی که مدت سه سال بوده از بیماری سرطان رنج میبرده، در اردیبهشت 75 در روستای جواهر ده در شمال ایران (مازندران)، خودش را به درختی دار میزند“.

لیلا رهبر دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان که نخستین سخنران این نشست بود، بعد از این مقدمه، در مقالهاش، به بیان و تحلیل خلاصهای از دو داستان ”خانه اردیسیها“ و ”جزیره“ پرداخت.

به تعبیر او، نویسنده در داستان خانه ادریسیها از سویی مطرح میکند که زنان چه از طبقه اشراف و چه از افراد ناشناس، همه در زندگی به نوعی قربانی مردان (نظام مردسالاری سنتها و تعصبات) بودند اما از طرفی هم نشان میدهد که زنان مقتدری نیز وجود دارند که زنان و مردان دیگر از او حساب میبرند و برخی که از رفتار او لذت میبرند.

رهبر تأکید کرد: داستان خانه ادریسیها نشان­گر وضعیت زنان جامعه ما در حوزه سیاسی ـ اجتماعی و خانوادگی است و نشان میدهد خیلی از زنان این جامعه بزرگ شده در نظام مردسالاری هستند که همچنان ادامه دارد البته این روند گرچه هنوز به شکلهای متفاوتی جلوهگر میشود ولی شاید بتوان گفت آگاهی و حرکت زنان باعث شده که شدت گذشته را نداشته باشد.

وی در ادامه پس از بیان خلاصهای از داستان جزیره، برداشت خود را از ”پیامی که متن میدهد“، این گونه توصیف کرد: زن امروز دیگر آن زن پردهنشین، بیتحرک و محصور در خانه نیست بلکه زنی است که هم میتواند در عرصه عمومی جامعه حضور داشته و در سرنوشت جامعه دگرگونی به وجود بیاورد و هم میتواند در عرصه خصوصی (خانواده) تغییر ایجاد کند.

رهبر افزود: علیزاده در آثارش هم به جنبه زندگی خانوادگی و هم آنچه در اجتماع زمانش میگذشته، پرداخته و نقش زنان و مردان را در آن بیان کرده است. او در داستانهایش یک سویه نگاه نکرده و اگر تصویر مثبت یا منفی از زنان ارائه داده، در مقابل آن، تصویر مثبت یا منفی را از مردان هم آورده؛ اگر موفقیت یا شکست را برای زنان عنوان کرده متقابلاً برای مردان هم آورده و تفاوتهای زیستشناختی و فیزیولوژیکی را خاص یک جنس ندانسته است. البته این در حالی است که او نقش زنان را به دلیل کم­رنگ بودن آن در طول تاریخ، برجسته نشان داده و به نظر میرسد آثار غزاله علیزاده صورتی از تجدد ادبی است چرا که وی خود را در قالب شخصیتهای داستانی مطرح میکند.

سخنران بعدی این نشست، دکتر نیره توکلی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بود. او در مقاله خود ابتدا به آشنایی و همکاری خود با غزاله علیزاده در حدود سال 1355 اشاره کرد و به بیان برخی ویژگیهای شخصیتی او پرداخت. وی سپس برخی از انتقادات وارد شده به آثار علیزاده را مورد بررسی و تحلیل قرار داد و با بیان نمونهای در این باره گفت: ”میرعابدینی او را نویسندهای رویابین معرفی کرده که حس خود را در پرده ی وصفهایی رنگین بروز میدهد. او معتقد است که شخصیتهای مجموعه داستان ”سفر ناگذشتنی“ او، در رویای فرار از دلتنگیهای تسکینناپذیر، به سیر و سلوکی اشرافی برای رسیدن به خوشبختی میپردازند. اشتیاق آنان برای پیوند با طبیعت آغازین و سرچشمههای جادویی حیات، صبغهای عرفانی به داستانها میبخشد. او داستان ”بعد از تابستان“ را نیز دارای چنین حال و هوایی میداند و میگوید این داستان توصیفی از رابطة عاطفی دو دختر با معلم سرخانهشان به شیوة یادآوری گذشته است. آنان ـ مثل اغلب زنان داستانهای علیزاده ـ رویایی را میپرورانند و عمری در خیال میزیند، اما در برخورد با واقعیت از توهم به در میآیند و فرو میریزند و در لاک تنهایی و انزوا میخزند. این سرنوشتی است که برای اغلب زنان علیزاده تکرار میشود. حس میکنند شکست خوردهاند و با اضطراب در مییابند که رویایشان غرقة وحشت برخورد با واقعیت شده است. “

توکلی پس از نقل قول از این منتقد، برداشت خود را از داستان های علیزاده، کاملاً متفاوت از او دانست و گفت: هنگامی که مردان آثار زنان را نقد میکنند، گاه خطای دید آنان چنان فاحش است که به راحتی نمیتوان از آن چشم پوشید و من میخواهم بگویم که برخلاف دید و نظر آقای میرعابدینی، نه تنها در داستان ”بعد از تابستان“ ، بلکه در هیچیک از داستانهای علیزاده، این زنان نیستند که عمری را در رؤیا به سر میبرند و در برخورد با واقعیت از توهم به در میآیند و در لاک تنهایی فرو میروند، بلکه در بیشتر داستانهای علیزاده مردان چنین وضعیتی دارند.

وی سپس برای اثبات ادعای خود، به نمونههای متعددی از این دست در داستانهای علیزاده استناد کرد.

توکلی در ادامه خلاصهای از داستان ”بعد از تابستان“ را ارائه کرد و در نقد فمینیستی این اثر گفت: علیزاده در این داستان قالبهای حاکم بر زندگی نسلی از زنان جامعة ایران را به مصاف طلبیده؛ همان نسل آرمانخواه و نوجوی پیش از انقلاب که بنا بر قالبهای زندگی ماقبل مدرن، اگر بنا بود از پوستة تنگ سنتها به درآید، ناگزیر بود که فقط از مردها بیاموزد که بیشتر با اجتماع و سواد و مدرسه و اجتماعات انقلابی سر و کار داشتند. قالبها ایجاب میکردند که این آموزش از نوع روابط مردی با سن و تجربة بیشتر، در شکل معلم یا نامزد و شوهر بالقوه منتقل شود. در این رابطه، دختر که از لحاظ سواد و امکانات برای آموزش و تجربة اجتماعی در عرصة بسیار بستهتری به سر میبرد، یک­سره مقهور شخصیت و تجربة مرد ـ معلم میشد. رابطة فرادست فرودستی که ریشههای آن حتی به بسیار دورتر از جامعة متأثر از آرمانهای انقلاب دهة پنجاه ایران در الگوی لزوم پایینتر بودن سن زن از مرد، باز میگردد. قاعده آن است که این دو در همان شرایط نابرابر از لحاظ تجربة آموزشی و اجتماعی ازدواج کنند و انتظار هم میرود که در همان شرایط منجمد شوند یا این نسبت برابر تداوم پیدا کند و معمولاً هم چنین میشود. این در حالی است که در داستان بعد از تابستان علیزاده اتفاق دیگری میافتد.

وی افزود: ازدواج در سنین پایین، و پیش از آنکه زن امکان تجارب اجتماعی و شکوفا کردن استعدادهای تحصیلی خود را داشته باشد، تصویر زن کم سواد و کم توان را در برابر مرد با تجربه و باسواد، جاودانه میکند و شاید در بسیاری موارد به انجماد زن بینجامد. زیرا از الگوهای دیگر رابطة میان زن و مرد آن است که زن بیشتر از شوهر رشد نکند و حد رشد او در بهترین حالت همانی باشد که مرد بدان رسیده است. علیزاده با دادن تصویری کسالتبار و درجازده از مردی که زمانی برای دختران جوان الگو بوده، سرنوشت غمانگیز ازدواجی را که ممکن بود با پندار مرد- معلم جاودانه ی زن صورت بگیرد، نشان داده است. دکتر توکلی در انتها، مقاله خود را با این جمله به پایان رساند: ”همة ما زنها در طول عمر خود تجربة ازدواج نکردن یا ازدواج کردن با مردانی را داریم که زمانی آنها را در اوج میدیدیم و سالها بعد ایشان را مفلوکی درجازده بیش نیافتهایم. این طور نیست؟“

آخرین سخنران این نشست دکتر مریم حسینی بود که موضوع بحث خود را ”عشق در آثار علیزاده“ معرفی کرد. وی پیش از ورود به مبحث اصلی مورد نظر خود گفت: یکی از نکات جالب در آثار علیزاده، دل­مشغولی او به مسایل سیاسی است و این در حالی است یکی از ایرادهایی که معمولاً به آثار نویسندگان زن گرفته میشود، این است که آنها به مسایل درونی توجه میکنند، داستانهایشان با قهرمانان هم زاد پنداری داشته و معمولاً از داستانهای عشقی که در آنها سرخوردگی یا جدایی بوده، یاد میکنند. با توجه به مسائلی که در زندگی خصوصی غزاله علیزاده میدانیم، در ابتدا به نظرم رسید که شاید او نیز در تمام داستانهایش هم زاد پنداری با قهرمان داستان را داشته باشد که این طور هم بود اما نکته جذابی که داستانهای او را قابل تأمل بیشتر می­کرد، توجه بسیار وی به مسائل سیاسی روزگار است که به ویژه در داستانی مثل ”دادرسی“ یا داستان ”دو منظره“ قابل ملاحظه است و به نظر میرسد شاید یکی از دلایل مطرح نشدن داستانهای او همین امر باشد.

وی افزود: از دیگر نکات برجسته این آثار، این است که برخلاف نوشتههای بسیاری از نویسندگان زن، قهرمانان داستانهای غزاله علیزاده فقط زنان نبودند بلکه زنان و مردان نقش های کاملاً برابری در داستانها دارند. به نظر من او چندان به نظریات فمینیستهای رادیکال که زنان را برتر میدانند و یا تلقیهای جامعه مردسالار نسبت به برتری مردان معتقد نیست و بیشتر به جنبه انسانی افراد توجه میکند. او زن و مرد را ”نیمههای یکدیگر“ میداند و این تصویر در داستانهای مختلف وی تکرار شده است.

حسینی تأکید کرد: در داستانهای غزاله علیزاده، قهرمانان چه زن و چه مرد به دنبال عشق هستند و در واقع آنچه اریک فروم میگوید که “عشق یگانه پاسخ کافی و عاقلانه به مسأله هستی انسان است” را میخواهند درک کنند و به آن برسند و افراد به نوعی به دنبال نیمه گمشده و هم زاد خود میگردند که به نظر من، این برای علیزاده، آرزویی دست نیافتنی بوده و همانطور که در داستان ”اول بهار“ میگوید، به نظر او ”هر نسلی یک قرص کامل بوده، بعد نصف شده و اجزاء آن قدر در کیهان میچرخند، با هم برخورد کنند و باز یکی شوند“ اما بنابر نظر او چنین چیزی امکانپذیر نیست و سرنوشت قویتر از آن است که اجازه دهد نیمهها یکدیگر را پیدا کنند. موضوع اصلی داستان ”اول بهار“ رسیدن نیمهها به هم است. نیمههایی که در حقیقیت برای هم ساخته شدند ولی یکدیگر را گم کردهاند. آنها هم را پیدا نمیکنند مگر در پایان داستان که با هم تصادف کرده و هر دو کشته میشوند. این یکی از داستانهای علیزاده است که میتوان گفت در آن نشان داده میشود که هیچکس، هیچگاه نمیتواند زوج خود را پیدا کند و این آرزویی دست نیافتنی برای افراد است اما زوجها نقشهای دیگری پیدا کرده و مرتب عشق یکدیگر را جست­وجو میکنند.

نمونههایی از این موارد در داستانهای مختلف دیده شده و من فکر میکنم تنها داستانی که نیمههای گمشده به نوعی همدیگر را پیدا میکنند، داستان ”جزیره“ است که یکی از جذابترین داستانهای نویسنده بوده و برنده جایزه هم شده است.

دکتر حسینی با بیان اینکه داستانهای این نویسنده ازدواجهایی را که بن مایه عشق ندارند، زیر سؤال میبرد و همواره آرزوی این را دارد که ازدواجهایی به سرانجام برسند که در آن دو زوج عاشق یکدیگرند؛ به بررسی و تحلیل برخی از تصاویری از ارتباط زوجها در داستانهای علیزاده پرداخت. وی همچنین تأکید کرد که تمام زنان در داستانهای او نه تنها از طبقه بالای جامعه بوده، بلکه همگی زیبا هستند. به تعبیر حسینی، از برجستگی دیگر کارهای علیزاده این است که او در چند داستان، شخصیتهای خود را از میان دختران نوجوان و تازه بالغ انتخاب کرده و بدین ترتیب برخلاف بیشتر نویسندگان زن، به دغدغهها و رویاهای آنها پرداخته است.

او معتقد است که در همه آثار علیزاده به خصوص داستان ”رویا در کشتی عروس“، زنان فعالی دیده میشوند که به جای مأیوس و منزوی بودن در برابر فشارهای جامعه، نقش آفرینی میکنند.

دکتر حسینی در پایان در پاسخ به پرسشی درباره شیوه نقد فمینیستی و نگاه از این منظر به آثار غزاله علیزاده، گفت: در مطالعه و نقد رمانها دو منظر را میتوانیم در نظر داشته باشیم. یک شیوه اینکه شخصیتهای زن داستان را پیدا کرده، نقش آنها را در قصه بررسی کنیم و از این طریق، مشخص کنیم که نویسنده با آفریدن این نقشها در داستان چه هدفی را دنبال میکند و به قولی آیا قصد مطرح کردن مسائل زنان را دارد یا نه که در این مورد، من فکر میکنم حداقل در موضوع عشق، غزاله علیزاده اصلاً نگاه زنانه خاصی ندارد و در واقع به ساخت دو جنسی معتقد است. از نظر او، هر دو جنس با هم مطرح میشوند و بسیار شبیه به یکدیگرند.

شیوه دیگری که برای مطالعه رمان وجود دارد، از منظر تحلیل در مورد زن نویسنده است که برای مثال در این مورد می­بینم که غزاله علیزاده به عنوان یک داستاننویس چقدر به مسائل زنان توجه کرده است. به نظر من او خیلی در بند مطرح کردن مسائل زنان به صورت روشن و مسأله خاص نبوده و مسائلی که از سوی او مطرح میشوند، تنها بخشی از زندگی هستند. او به مسأله زنانی که طلاق گرفتهاند، میپردازد، چون در زندگی روزمره این اتفاق میافتد، نه اینکه قصد بزرگ کردن مسأله طلاق به عنوان موضوع اصلی داستان را داشته باشد؛ به طوری که حتی ”رویا در کشتی عروس“ تنها داستانی است که در آن یک زن شخصیت اصلی است.

دکتر نیره توکلی نیز در پاسخ به این پرسش گفت: ما زمانی که نقد فمینیستی میکنیم نمیخواهیم لزوماً مشخص کنیم که مثلاً غزاله علیزاده فمینیسم بوده است بلکه در بسیاری از موارد قصد داریم به دیدن جهان از نگاه زنان بپردازیم. وقتی ما آثار علیزاده را بررسی میکنیم میبینیم که او اساساً کینهای نسبت به مردان ندارد ولی شیوه نگارش وی به صورت زنانه و با جزئیات کامل، قابل تأمل است. در عین حال او زندگی زنان و مردان را نشان میکند و به این موضوع، با دیدی واقعبینانه نگاه میکند.

توکلی: ما زمانی که نقد فمینیستی میکنیم نمیخواهیم لزوماً مشخص کنیم که مثلاً غزاله علیزاده فمینیسم بوده است بلکه در بسیاری از موارد قصد داریم به دیدن جهان از نگاه زنان بپردازیم

حسینی: به نظر من، علیزاده چندان به نظریات فمینیستهای رادیکال که زنان را برتر میدانند و یا تلقیهای جامعه مردسالار نسبت به برتری مردان، معتقد نیست و بیشتر به جنبه انسانی افراد توجه میکند؛ او زن و مرد را ”نیمههای یکدیگر“ میداند و این تصویر در داستانهای مختلف تکرار می کند

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.