دو کرکتر و وزیر متباین الخلقه، در کابینۀ سردار صاحب داؤد خان

محمد داؤد مومند

287

حین مسافرت به کابل، توفیق بدست آوردن چند جلد کتاب، میسر گردید، عنوان یکی از این کتب «راز ها افشاء میگردد، سهل انگاری محمد داؤد خان» به قلم یکی از حامیان و طرفدارن جدی سردار صاحب موصوف، یعنی داکتر شاه زمان وریځ ستانکزی میباشد که در دورۀ جمهوریت سردار صاحب، به حیث مدیر مجلۀ جمهوری پلوشه یفاء وظیفه مینمود.

مضمون اساسی این کتاب روی کودتای احتمالی خلقی ها و پرچمی ها و موقف متضاد دو وزیر کابینۀ سردار صاحب، یعنی قدیر نورستانی به حیث وزیرداخلۀ سر فدا و زیرک کابینه و دیگری هم سردارغلام حیدر رسولی وزیر دفاع و سخت مورد اعتماد سردار صاحب، ولی نه چندان صادق به رژیم، می چرخد.

به عبارت دیگر قدیر نورستانی به حیث صادق ترین، و با شهامت ترین عضو کابینه وغلام حیدر رسولی، به حیث بی کفایت ترین و درعین حال، نه چندان وفادار بلکه به حیث یک شخص منافق معرفی شده است.

گویا انتخاب  به حیث وزیر دفاع کشور، از طرف سردار صاحب، یکی از عوامل اساسی سقوط نظام و رژیم حکومت سردار صاحب داؤد خان شمرده میشود.

درین مختصر، نکاتی را از کتاب فوق الذکر، نقل نموده، که به همین دو موضوع ارتباط میگیرد.

قابل تذکر میدانم که اشتباه سردار صاحب در تعیین وزراء کابینه و بخصوص وزیر دفاع، با اشتباه غازی امان الله در انتخاب وزراء و بخصوص اعتماد بزرگ بر محمود سامی عراقی، در موازات کامل قرار دارد.

بر طرفی سپه سالار محمد نادرخان غازی توسط غازی امان الله از وظیۀ وزارت حربیه و سبکدوش ساختن تورن جنرال خان محمد خان، معروف به مرستیال از امور وزارت دفاع، توسط سردار صاحب و گماشتن شخص نهایت بی کفایتی مانند غلام حیدر رسولی ، در حقیقت گور جمهوریت سردار صاحب را کند.

همانگونه که محمود سامی عراقی، که سید شمس الدین خان مجروح، آمدن و عروج برق آسای او را به مقام رفیعه وزارت حربیه و صلاحیت بی حد و حصرش را، از اسرار تاریخ میداند، عروج یک دگروال متقاعد و بی کفایت به مقام وزارت دفاع و اعتماد بی حد و حصر سردار صاحب به وی نیز، از اسرار تاریخ شمرده خواهد شد، چنانکه با وجود تمام شکایات فدوی های سردار صاحب مانند قدیر نورستانی و سید عبد الاله و دیگران، سردار صاحب تا آخردورۀ حیاتش حاضر نشد که، که دست غلام حیدر رسولی را از کار کوتاه سازد.

نویسنده کتاب تحت عنوان سهل انگاری محمدداؤد خان و کودتای هفت ثور مینویسد: در سال 1357 در دفتر کارم نشسته بودم که شاغلی عبدالحمد مموزی معاون ریاست تفتیش وزارت معارف به دفترم آمد و گفت با شاغلی غلام محمد شیزاد وزیر اسبق تجارت کار ضروری دارم، ما به ملاقات شیرزاد رفتیم و شاغلی مموزی گفت: وزیر صاحب پرچمی ها و خلقی ها به سفارت شوروی رفت و آمد داشته و خیال دارند که درین چند روز کودتا نمایند، من درین کتاب راجستر، شهرت مکملۀ شان را درج نموده ام، بخصوص کسانیکه در وزارت دفاع و وزارت معارف وظیفه دارند.

شیرزاد با خون سردی کتاب را ورق میزد و گفت، بلی چندی قبل محمد ولی، لوی ولسوال خوست نیز راپور کودتا را به اطلاع سردار صاحب رسانید، اما حیدر رسولی وزیر دفاع به سردار صاحب اطمینان داد که این همه افواهات دروغ محض است.

شاغلی شیرزاد افزود، به تأسف باید گفت که دور سردار صاحب را، دیوار فولادی گرفته است و به حرف ما و شما گوش نمیدهد و دیگر با سردار صاحب چندان رفت و آمد ندارم.

نویسندۀ کتاب مینویسد: جګړن عزیز پسر زلمی خان نائب سالار به دیدنم آمد، ازوی پرسیدم که در اردو چی گپ است؟

وی جواب داد که در اردو وضع متشنج است اما معلوم نیست که علتش چیست؟

همه از غلام حیدر رسولی نا راضی میباشند، وی که چرس کشید باز لحاظ و پاس کسی را ندارد و همه را دشنام میدهد. وی افزود که در اردو زمزمه میکنند که پرچمی ها و خلقی ها زیاد شده است.

روزی با قدیر نورستانی وزیر داخله، به حضور رهبر مشرف شدیم، قدیر و من از احتمال قوی کودتا عرض نمودیم، رهبر فرمود، امکان دارد شوروی ها علیه ما کاری بکنند و ببرک نمک حرام و خاین به وطن خیانت کند، اما اردو و مردم با ماست، چیزی کرده نمیتوانند.

قدیر اصرار کرد که رهبر بزرگ! اردو از حیدر رسولی نا راضی میباشد، رهبر گفت حوصله کنید برای اردو مستغنی یا خان محمد خان «منظور ستر جنرال خان محمد است – مومند» را انتخاب میکنیم.

رهبر رو به قدیر نموده گفت: ما و شما باید از احتیاط کار بگیریم، گمان نکنم که اردو به من بی وفایی کند و خدمات مرا فراموش کند.

قدیر گفت پدر بزرگ، اردو امروز ناراضی به نظر میرسد.

روزی قدیر برایم گفت که یکی از خاینان بزرگ قادر است، هر قدر تلاش کردم که ذهنیت رهبر را علیه وی تغییر بدهم که او را از قوای هوایی دور کند، ولی قبول نکرد.

نویسنده کتاب ادامه میدهد که روزی به معیت وزیر داخله و محمد ولی خان لوی ولسوال خوست که از عناصر چپی شدیدا نفرت داشت به ملاقات سید عید الاله رفتیم و بعد از صحبت های عریان محمد ولی خان و تذکر اشتباهات دورۀ جمهوریت، معاون ریاست جمهوری گفت که حرف های شما کاملا درست است و علاوه نمود که پدر مرحومم سید عبدالله که وزیر داخلۀ دوران صدارت رهبر بود، بارها به رهبر میگفت که از ببرک کارمل دوری کنید، ببرک کارمل در آن زمان محصل بود و با رهبر یعنی صدراعظم وقت رفت و آمد داشت، خلص اینکه جاسوسی میکرد و در مورد روشنفکران راست و دروغ راپور ها را جمع و به صدراعظم تقدیم میداشت. در دورۀ شاه محمود خان که محمودی و غبار زندانی شدند ببرک نیز به زندان رفت ولی از قول پدر مرحومم ببرک به اساس سفارش محمد داؤد خان از زندان رها گردید. اما از مدتی رهبر ببرک را ترک نموده است.

معاون ریاست جمهوری در مورد محمد موسی شفیق گفت که وی را رهبر مورد نوازش قرار داده است و عنقریب پست حساس و مهمی به وی سپرده خواهد شد. موسی شفیق برای جلوگیری از نفوذ شوروی در افغانستان طرحی دارد که مورد دلچسپی خاص رهبر قرار گرفته است.

محمد ولی خان لوی ولسوال گفت که من این  خطر را در سال 1343 به رهبر گفته بودم که بعضی چپگرایان با شما رفت و آمد دارند تمام شان غلامان شوروی میباشند صرف ظاهرا خود را مترقی و وطندوست و ضد شاه معرفی میدارند اما در حقیقت اینها نه شما را میخواهند و نه شاه را، و اگر قدرت بدست ارند همه را گردن میزنند.

قدیر خان گفت جناب ولسوال صاحب علاوه از اینکه در مورد پرچمی ها و خلقی ها معلومات کافی دارند کسانیکه با ساواک سازمان جاسوسی ایران همکاری دارند و لست  دیگری به ریاست مصونیت ملی سپرده شده است تا در مورد اعضای این سازمان معلوماتی را بدست آورند.

محمد ولی خان افزود که ساواکیان میخواهد از یکطرف در مورد نفوذ کمونیزم در افغانستان تحقیق نماید و از طرف دیگر تلاش دارند به فرهنگ افغانی صدمه زنند. ساواکیان به همکاری عناصر استخدام شده آثار قلمی را خریداری و محو میکنند. کذا کتب تاریخی را از بازار جمع اوری و به آتش میکشند.

قدیر خان گفت شخصی به نام غلام رضا « حتما قزلباش و مانند توپ خانه یی ها، از بقایای نادر افشار بوده است – مومند» که کتب و مجسمه ها را به ایران طور قاچاق اتتقال میداد در ولایت فراه دستگیر شد.

قدیر خان اضافه نمود که یک عده جوانان رسیدۀ ما تلاش دارند که فرهنگ ما را کوچک و ناچیز جلوه دهند  و فرهنگ ایرانی ها را فوق فرهنگ افغانی معرفی دارند.« بهترین مثال ان امروز گروه فارسیست و ذوات فاقد شرف و جدان ملی است که مدفوع اصطلاحات ایرانی مانند دانشگاه و کنش و واکنش و چالش و نش و موشک و نخست وزیر و نشست و گفتگو و واژه و ویژه را براصطلاحات معمول وطنی ما ترجیح داده، برآن با افتخار تمام نشخوار میزنند-مومند»

قدیرخان اضافه نمود که در یک مجلسی، صدیق فرهنگ چنین نشان میداد که فرهنگ افغانی زادۀ فرهنگ ایران است، در حالیکه واقعیت چنین نیست.

قدیر خان گفت: ما منازل کدر های رهبری پرچمی ها و خلقی ها را تثبیت نموده ایم و با دادن قومانده، برق آسا همۀ شان دستگیر میگردد، به شرطی که رهبر قانع و امر دستگیری آن ها را صادر کند.

محمد ولی لوی ولسوال خوست گفت: من یقین کامل دارم باز هم حیدر رسولی رهبر را فریب میدهد، فکر نکنم که رهبر به گپ های ما و شما گوش بدهد.

معاون ریاست جمهوری گفت: اگر مورد قبول واقع نگردد مادر مورد حیدر رسولی فکر خواهیم کرد تا این پلید از بین برده شود.

نویسندۀ کتاب مینویسد روزی به ملاقات رهبر رفتم ولی محافظین نگذاشتند که داخل منزل شوم تا سرانجام ناظر خاص وی باز محمد خان منگل بیرون گردید که مرا قبلا میشناخت و ازارتباط قبلی من با رهبر خوب آگاه بود مستقیما مرا به داخل منزل برده و به سالون رهنمایی کرد. در سالون تعدادی از منتظرین ملکی و نظامی منتظر بودند که بعد از چند لحظه رهبر وارد سالون شد و با همه احوال پرسی نمود، بعد از نیمساعت همه منتظرین آهسته آهسته مرخص شدند، رهبر از من پرسید چه گپ است؟

خدمت شان عرض نمودم که وضع متشنج بوده و قرار معلومات، چپی های وابسته به کرملین کودتا میکنند.

رهبر فرمود از این حرف ها زیاد شنیده میشود کاملا درست است.

بلی تحریکات وجود دارد چپی ها به تحریک روس ها جبهه گرفته اند.

ببرک را من رشد دادم به فاکولته رساندم، از زندان ازادش نمودم اما این خاین با من خیانت میکند. حسین پدرش را من به رتبه جنرالی رسانیدم، اما این خاندان نک حرام امروز مقابل من قد علم میکنند.

«ناگفته نماند که این قلم، در دورۀ جمهوریت سردار صاحب به صورت رضا کار و داوطلب شامل خدمت عسکری شدم، روزی برای تمرینات به یک منطقۀ که نامش فراموشم شده رفتیم، درین اثناء ډګرجنرال حسین خان پدر ببرک آمد و دیدیم که غلام حیدر رسولی قوماندان قول اردو دست های پدر ببرک را بوسید.»

رهبر علاوه نمود که :نور محمد تره کی را من به حیث آتشه مطبوعاتی در امریکا مقرر نمودم، وی را من به زابلی معرفی نمودم اما این فروخته شده نیز آلۀ دست روس ها گردیده است و به وطن و مردم خود خیانت میکند.

درین اثنا سردار محمد نعیم خان داخل سالون شده و من مرخص گردیدم.

در بیرون وزیرداخله برایم گفت که:اقدام قاطع گرفته شده و خاینان ملی گرفتار و محکمه میشوند.

روز دیگر از طریق رادیو شنیده شد که که ببرک کارمل، نور محمد تره کی، سلیمان لایق و غیره دستگیر گردیده اند. فردای آنروز کودتای مزدوران کرملن آغاز و اولین تانک که به وزارت دفاع فیر نمود تانک اسلم وطنجار بود.

حیدر رسولی توسط یک جیپ طرف ریشخور فرار نموده و در راه کشته شد.

در زمرۀ زندانیان حفیظ الله امین نبود. برای دستگیری امین، جنرال عمرزی تعیین شده بود، جنرال عمرزی خود عضو جناح پرچم بود. و در حضور وی در منزل امین قومانده کودتا از طرف امین صادرشد.

تذکراتی چند از این قلم: سید عبد الاله در لیسه حبیبه هم صنفی و کذا در شیر شاه مینه همسایۀ من بود. روزی به تبریک عید به دینش رفتم، وی از من خواهش نمود که به دفترش در وزارت مالیه به ملاقاتش بروم، روزی به دفترش رفتم و به اخترجان خیر زاده مدیر قلم مخصوص، پسر مرحوم خیر محمد خان کفیل بانک ملی و خویشاوند سید عبدالاله، از خواهش وزیر مالیه یاد آور شدم، در اطاق انتظار سید مخدوم رهین و دو نفراز هم صنفی هایم، برادران زهره یوسف معروف، که بعدا مشاور خانم داکتر اشرف غنی شد و یک عدۀ دیگر منتظر بودند، وزیرمالیه اولتر از همه مرا به ملاقات خواست، ما مدت بیشتر از دونیم ساعت صحبت کردیم، من از عدم رضائیت عمومی و کذا نفوذ ایادی کرملن در چوکات دولت با وی صحبت کردم، وی در اخیر از من خواهش نمود که رفقاء خود را به او، و من را به رفقاء خود معرفی خواهد کرد، که این در حقیقت یک دعوت به حزب ملی غورځنګ بود.

ولی من با خود تعهد نموده بودم که دیګر به هیچ حزبی تعلق نداشته باشم، لذا این آخرین ملاقات من با موصوف بود. قبل از او عبدالقادر قاضی والی لغمان و شهید ضامن خان غرجی معاون اداری ریاست پوهنتون نیز تقاضاهای مشابهی از من به عمل آورده بودند.

این قلم طبق معمول سالیانه با برادر خود  در روز پشتونستان به منظور استماع مراسم رسمی این روز مقابل رستوران معروف خیبر میرفتم، باری سردار صاحب محمد داؤد خان که از وظیفۀ صدارت مستعفی شده بود نیز تشریف آورد، با تشریف آوری سردار صاحب، ببرک و اناهیتا، شعار زنده باد داؤد را بلند کردند، اکنون با مطالعۀ کتاب زمان ستانیزی و اعتراف خود سردار صاحب، از عمق روابط سردار با ببرک بیشترمطلع شدم.

طبق روایت شاغلی نوین وزیر کابینۀ سردار صاحب، در روزیکه کودتای بی خدایان خلقی و پرچمی که خود در آغوش رژیم سردار صاحب، از زمان سهم گیری شان در کودتای سرطانی حسن شرق، سهیم بوده و رشد یافته بودند، قدیر وزیر داخله به رهبر پیشنهاد نمود، تا اجازه دهند، رهبران زندانی ایادی کرملن، ضمن محکمۀ صحرایی اعدام گردند ورنه «عواقب وخیمی» در بر خواهد داشت، ولی رهبر بی تدبیر و از دنیا بی خبر، با عصبانیت پیشنهاد وزیر، صادق و  زیرک خود را رد نموده، ګفت، برادر، با اعدام این ناکسان، مورد اعتراض جهانیان قرار خواهم گرفت!!!!!!!!

در حالیکه رهبر، شخصیت های بزرگ ملی مانند میوندوال و مرستیال صاحب تورن جنرال خان محمد خان، و دیگران را که از وجاهت بین المللی و منطقوی بر خوردار بودند، به اتهام کودتا، سر به نیست کرد، کار و عملی که خود با همدستی ایادی کرملن و کی، جی، بی انجام داده بود!!!

شاغلی نوین هم چنان مینویسد که: رهبر از منزل فوقانی فرود آمده و به وزرای کابینه گفت که:«من هرگز تصور نمیکردم که همچو چیزی صورت پذیرد، به هر صورت من میسئولی آن را به عهده میګیرم»

در حالیکه قدیر، و غلام محمد شیرزاد و لوی ولسوال خوست و خود نویسندۀ کتاب و دیگران از همچو خطر کودتا به سردار اطلاع داده بود و سردار آن را با سردار درجه دو یعنی غلام حیدر رسولی مطرح کرده بود، چطور ادعا میکند که هرگز تصور همچو کودتا را نمی کرد؟

کذا رشد و حمایت سردار صاحب، از ببرک و نور تره کی، سؤالی است که باید استاد کاظم صاحب و استاد سیستانی صاحب، جواب آن را بدهند، نه بزکشان کلوخ سوار. «اصطلاح مردم قطغن در مورد بزکشان شوقی و غیر مسلکی»

واقعیت این است که همچو سرتمبگی و لغزش های سیاسی سردار صاحب، در تاریخ سیاسی جهان نذیر ندارد.

با عرض حرمت و تشکر فراوان از نویسنده کتاب

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.