به یاوه سرایان دزد و استراحت طلب اشرافیت

 قاسم باز

216

                                                                                                     ۲۰۲۲/۸/۲

به یاوه سرایان دزد و استراخت طلب اشرافیت

ملاقات محمد موسی شفیق اخرین صدراعظم دوران سلطنت با ببرک کارمل رهبر حزب پرچم.

عبدالوکیل پسر خاله ببرک کارمل مسول بخش نظامی حزب پرچم وزیر مالیه دوران حکومت روایی ببرک کارمل و وزیر خارجه دوران داکتر نجیب الله در کتاب خود  از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دیموکراتیک در صفحه ۱۲۰ چنین مینویسد.

« به سلسله تلاش های محمد موسی شفیق قبل از راه اعتماد، موصوف، ببرک کارمل وکیل پارلمان را نیز بطور خصوصی ملاقات نمود. اینجانب، ببرک کارمل را با موتر تا خانه ایلاقی محمد موسی شفیق واقع بند قرغه همراهی نمودم ساعت هشت شب محمد موسی شفیق در نزدیکی در ورودی منزلش منتظر ببرک کارمل بود و وی را پذیرایی نمود. تا ساعت دوازده شب صحبت انها ادامه یافت. در هنګام بازګشت و خداخافظی ، موسی شفیق به ببرک کارمل ګفت: ما منورین کشور خود هستیم و مسولیت داریم تا در اینده باز هم ملاقات نمایم . من به علاقمندی نظریات و پشنهادات خودت را میشنوم.

ببرک کارمل در حالیکه دست موسی شفیق را صمیمانه می فشرد ، ګفت من خودت را اینطور نمی شناختم ، خواهش میکنم هر وقت فرصت داشتید، برای ملاقات مرا اطلاع دهید.

معلوم میشد هر دو از صحبت و ملاقات بایکدیګر راضی بودند. بعدآ ببرک کارمل در جریان راه تا منزلش از ملاقات با موسی شفیق چنین ګفت: ” معلوم می شود که موسی شفیق به یک سلسله پلانها وارد صحنه شده و من چنین استعداد و توانایی را در اجرای ان ، در وجودش دریافتم . برای موسی شفیق ګفتم که اګر یک تیم از همکاران خوب در حکومت برای خود ایجاد نکنید، یقین که به تنهای نمی توانید در اجرا وظایف و پلان های که در برابر خود قرار داده اید ، موفق شوید. به شفیق یاداور شدم که به تمام نیروهای سیاسی در کشور در این مرحله حساس باید ډیالوګ را شروع کنید. در غیر ان موانع در راه اجرای اهداف تان به وجود میاید، زیرا افغانستان فعلآ سیاسی شده است. برای شفیق ګفتم که اتکا بالای نیروهای ارتجاعی و افراطی اسلامی ، ضمانت موفقیت حکومت خودت را ندارد. باید روابط وسیع از روشنفکران کشور ایجاد کنید. شفیق بسیار جدی برایم ګفت که می خواهد به هرج و مرج و بی نظمی در جامعه خاتمه بدهد. شورا هم به یک اسباب هرج و مرج تبدیل شده و شما مرا در این امر کمک نماید، زیرا خودی شما شاهد بی کیفایتی و هرج مرج در داخل کشور هستید. برای مدت دو الی سه سال ضرورت دارم تا اهداف حکومت خود را براورده سازم. در مقابل ګفتم من در پارلمان در اقلیت محض قرار دارم و از دستم در این مورد چیزی ساخته نیست، ولی حرف ها و پلان های خودت مورد تایید من قرار دارد

ببرک کارمل بعد از این ملاقات خود با موسی شفیق در جلسه رای اعتماد به حکومت موسی شفیق در قسمتی از بیانییه خود حکومت موصوف را اخرین تیر دهه دیموکراسی خواند.

موضع ګیری حزب پرچم در برابر نظام جمهوریت محمد داود .

ملاقات ببرک کارمل با داکتر محمد حسن شرق.
همچنان عبدالوکیل درصفحهات ۱۴۵ الی ۱۵۷ کتاب خود راجع به ملاقات ببرک کارمل و دکتور محمد حسن شرق چنین مینویسد.
« تقریبآ دو هفته بعد از اعلام کابینه از جانب محمد داود، ببرک کارمل با حسن شرق در منزل غلام جیلانی باختری وزیر زراعت دولت جمهوری در یک روز جمعه ملاقات نمود. جیلانی باختری پسر خاله ببرک کارمل بودببرک کارمل در این ملاقات حالش ګرفته و سراسیمه بود. ګویا متردد بودکه با محمد حسن شرق چطور برخورد نماید . ببرک کارمل از سالهای قبل یعنی ۱۳۳۹ الی ۱۳۵۲ در مقایسه با غلام جیلانی باختری مناسبات خوبی با دکتور شرق نداشت. از زبان باختری همیشه می شنیدم  که ببرک جان بی جهت با حسن شرق مخالف است.برعکس باختری در طول این مدت روابط بسیار نزدیک، خصوصی ، شخصی و فامیلی با حسن شرق داشت، زمانیکه بر حسب تصادف ببرک کارمل بخانه باختری می امد و متوجه میشد که حسن شرق در منزل وی است یا از خانه باختری می برامد و یا بحث و جدال شان باعث رنجش و افسردګی شان می ګردید.
ببرک کارمل در غیاب حسن شرق، به ادرس وی چیزهای حواله میکرد روزی به یاد دارم که ببرک کارمل برای باختری ګفت  هرګاه این نوکر سردار منظورش محمد داود بود به خانه ات بیاید من دیګر به منزلت نمی ایم.
حسن شرق در کتاب خود نوشته ، معلوم می شود که یکی از ریشه های اختلاف شان این بود که حسن شرق خود را پیرو نزدیک محمد داود و ببرک کارمل را جانبدار سلطنت میدانست.

ایا رهبری پرچمی ها از کودتا قبلآ اګاهی داشتند و در ان اشتراک نمودند

با اعلان کابینه جدید و اعضای کمیته مرکزی جمهوریت با شناخت و روابطی که با عده یی از انها رهبری ح د خ ا داشت. این تصوردر جامعه به وجود امد که نیروهای چپ به خصوص پرچمی ها در کودتا سهم و از ان اطلاع داشتند و این کودتا به همکاری و کمک انها صورت ګرفته است . این تصور در میان روشنفکران ګروهای سیاسی جامعه و حتی دیپلوماتیک مقیم کابل که از نیروهای سیاسی و شخصیت های افغانستان شناخت داشتند به وجود امد. حتا بعضی اعضای حزب چنین تصور می نمودند، طوری که همه محافل فوق الذکر موجودیت جیلانی باختری را در کابینه به حیث وزیر زراعت ، ناشی از نفوذ حزب میدانستند، زیرا موصوف نه تنها یکی از سابقداران حزب بود ؤ بلکه در عین حال پسر خاله ببرک کارمل نیز بود، در صفحات قبلی ، توضیح ګردید که روز اول کودتا ببرک کارمل ، مرا نزد باختری فرستاد بود که وی نیز نه ازکودتا اطلاع  داشت و نه منتظر کدام پست فعال در کابینه بود، باختری قبل از کودتا محمد داود در وزارت زراعت در پست های با اهمیت  سالهای طولانی  اجرا وظیفه می نمود. وی  در دوران حکومت محمد موسی شفیق  بحیث ریس عمومی احصاییه وزارت داخله ، بنا به رفاقت  با نعمت الله پژواک که در ان زمان وزیر داخله بود تعین  شد.  محمدظاهر ، پادشاه افغانستان ، وی را قبل از تقررش در این پست برای ملاقات نزد خود خواست، حسن شرق  در صفحه ۱۲۹ کتاب کرباس پوش های برهنه پا  در ارتباط شمولیت غلام جیلانی باختری  توسط خودم در کابینه اورده شده بود.  بعضی از همکاران ، با حق به جانبی اغلبآ مرا مورد سرزنش قرار میدادند و شخصآ از این اعتماد و فعالیت باختری تا روزی که او را از کابینه کناربردند ، احساس شرمندګی داشتم.

جیلانی باختری یکبار هم قبل از کودتا، محمد داود را ملاقات نکرده بود و با موصوف از نزدیک معرفت نداشت ، چنانچه ، اعضای کمیته مرکزی جمهوریت ، حسن شرق، عبدالحمید محتاط،پاچاګل وفادار و غوث الدین فایق هیچ یک در اثار خود نګفته اند که قبل از کودتا ، جیلانی باختری در سازماندهی و یا جلسات کودتاچیان اشتراک داشت ، لذا صرفآ روی رفاقت و دوستی طولانی ، شخصی ، حسن شرق موصوف را به محمد داود معرفی کرده و عضو کابینه ساخت.
همچنان فعالان سیاسی ان دوران سید عبدالاله وزیر مالیه و عضو کمیته مرکزی وشخص نهایت نزدیک به محمد داود را پرچمی می دانستند،  زیرا در جریان سالهای دهه دموکراسی ، رابطه نزدیک با پرچمی ها داشت و این روابط از هیچ کس پنهان نبود. موصوف همیشه به حیث هواخواه حزب بنا  بر دستور محمد داود برای شناخت  از اعضای حزب در تمام تظاهرات و نشست ها در پهلوی پرجمی ها قرار میګرفت. طوریکه در صفحات قبلی در این زمینه تذکراتی داده ام وی هیچګاه عضو مخفی و علنی پرچم نبود.
از چهره های دیګر برجسته در کودتا، فیض محمد وزیر داخله و عضو کمیته مرکزی جمهوریت که نقش تعین کننده در سقوط سلطنت داشت، بود. موصوف را جناح های مختلف سیاسی مربوط به جناح پرچمی ها می دانستند. در واقع ، زمانی که میر اکبر خیبر بعد از سوم عقرب ۱۳۴۴ به قطعه نظامی پکتیا تبعید شده بود ، با فیض محمد اشنا و ارتباط برقرار نموده. زمانی که وی در قطعه ۴۴۴ کوماندوی بالاحصاراجرا وظیفه می نمود، دوستان نظامی اش  از موصوف برای اشتراک در کودتا دعوت به عمل اوردند. از موضوع ببرک کارمل و میراکبر توسط ذبیح الله زیارمل اطلاع حاصل یافتند و انها هم به شدت عکس العمل نشان دادند و به ذبیخ الله زیارمل  دستور دادند تا وی را از اشتراک در کودتا بر حذر داشته و موقف اصولی حزب در مقابل کودتا به وی توضیح نماید، ولی فیض محمد مشوره رهبری پرچمی را قبول نکرد و با تصمیم ګیری شخصی ، با کودتاچیان پیوست و قطعه کوماندو را در کودتا رهبری نمود علت نپذیرفتن دستور حزبی از جانب وی صرف نظر از روحیه وطنپرستی اش ، چون با صاحب منصبان و همقطاران جوان، مانند پاچاګل وفادار، حبیب الله زرمتی، و عبدالحمید محتاط قبلآ تعهداتی در زمینه اشتراک خود در کودتا سپرده بود، نمی توانست که از تعهد خود به انها روګردان شود، لذا از قبولی دستور رهبری پرچمی ابا ورزیده، زیرا هنوز روحیه و دسپلین حزبی  و سازمانی فیض محمد در سطحی نبود که دستور حزبی را بر تعهدات شخصی ترجیح بدهد،  البته بعد از پیروزی کودتا، وی نه تنها از سر پیچی خود از دستور رهبری حزب نادم و پیشمان نبود بلکه برعکس اشتراک خود را در کودتا به حیث افتخار، بالای رهبری حزب جلوه می داد و رهبران حزبی از جمله ببرک کارمل  و میراکبر خیبر، نه تنها وی را به حیث نقض کننده از دستور حزبی سرزنش ننمودند، بلکه موصوف را بعد از کودتا، به حیث یک انسان شجاع و وطن پرست احترام می نمودند.
« همچنان رابطه شخصی و نزدیک حسن شرق قبل از کودتا، با مجموع رهبری پرچمی ها مانند ببرک کارمل، میر اکبر خیبر، سلیمان لایق و دیګران مخصوصآ غلام جیلانی باختری فضای را بعد از کودتا، باوجود اورد که ګویا پرچمی ها در کودتا، اشتراک و از ان اګاهی داشتند و اعضای مهم رهبری دولت را تشکیل می دهند. در حالیکه حسن شرق نه تنها عضو حزب نبود بلکه بارها در صحبت های خصوصي و شخصی که با دوستان خود در منزل باختری می نمود، همیشه نظریات انتقادی و بعضآ تمسخر امیز راجع به فعالیت های حزبی و برنامه های انها می نمود. دکتور محمد حسن شرق در صفحه ۹۱ کتاب کرباس پوش های برهنه پا  در باره چګونګی ارتباط خود با رهبران پرچم چنین مینویسد.
ایجاب می نمود تا به همه احزاب روابط خود را جهت کسب معلومات توسعه داده و در عین زمان زیرکانه متوجه انها باشیم، از انجایکه  مسول اخذ معلومات همه جانبه من بودم و زیاد ترین تشویش ما از همه بیشتر از ګروه تحت رهبری ببرک کارمل بود و باید به انها در تامین روابط همه جانبه بیشتر توجه نموده و این نزدیکی با هدایت و رهبری محمد داود به وجود امده بود، انانیکه از اصل هدف بی خبر بودند ، تصور می کردندکه این نزدیکی ، ګویا من عضو حزب پرچم باشم، حالانکه تمام این نزدیکی برای جلب اعتماد انها برای کسب معلومات بود، بنآ با میراکبر خیبر در دوهفته یک بار در خانه لالا سید جان جاجی واقع دهبوری و هفته یک بار با سلیمان لایق که او نیز مقابل خانه ما در کارته پروان خانه داشت ملاقات کرده  و بعضآ کارمل را هم می دیدم . نتایج ملاقاتها برای تصفیه اعضای جذب شده  به کودتا، نهایت مفید بود. و محمد داود را مرتبآ به جریان می ګذاشتم. از جناح خلق از دو جهت اطلاع ګرفته می شد از پرچمی ها و دیګری هم ګاهی شخصآ با تره کی در خانه شان ملاقات میکردم . با اطمنان و معلومات کامل واضح ګردید که اینها با تعهد خود به شاه در عدم مداخله  و جذب در میان صاحبمنصبان اردو صادق نبودند بازهم دکتور محمد حسن شرق در مورد ملاقات ببرک کارمل و محمد داود در ماه ثور ۱۳۵۲ که بخانه محمد داود با میان جیګری دکتور شرق صورت ګرفته بود ، در صفحه ۱۰۷ کتاب کرباس پوش ها برهنه پا ، نتیجه ملاقات ببرک کارمل با محمد داود را به این ترتیب می نویسد،
ببرک کارمل: چون شما مطابق قانون اساسی حق فعالیت سیاسی ندارید اګر بخواهید می توانید از سه طریق استفاده نماید :

۱ – یک روزنامه یا جریده به نام شخصی دیګر امتیاز بګیرید و نظریات خود را به نشر برسانید تا زمینه فعالیت های سیاسی شما میسر و مساعد ګردد.
۲ – اګر امکان داشته باشد با اعلحضرت راه مفاهمه را باز کنید و بهترین راه خدمتګذاری به شما این خواهد بود که شما در صورت امکان نایب السطنه شوید.
۳ – کودتا، روش مبارزه ایدیالوژی ما با کودتا متضاد بوده و ان را یک عمل خاینانه و ضد منافع ملی می شماریم و هر کس به این راه اقدام کند ما طرف مقابل انها قرار خواهیم داشت .
محمد داود که از توصیه های ، رنجیده خاطر شده بود تشکر نموده ګفت. من هم به شما می ګویم ، اګر شما عقیده مارکسیسم را به قوه برچه داخلی و یا خارجی به مغز مردم افغانستان داخل نمودید، به زنده ام تف و به مرده ام  نفرین نماید . پیروی و پیوند شما را همه به سلطنت می دانند، خدا کند به وعدهای خود با اعلیحضرت وفادار باقی بمانید و از این که به خانه ام امده اید از ملاقات و نظریات شما متشکرم خدا حافظ.
بدین ترتیب با توضیحات که در فوق داده شد ، برای خوانندګان محترم جای سوال باقی نمی ماند که بدانند، که رهبری پرچمی ها قبل از کودتا با محمد داود در بسیاری موارد اختلاف نظر داشت و به کمک و ، مشوره و اشتراک پرچمی ها کودتا ضد سلطنتی ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ به رهبری محمد داود صورت نګرفته بود. پرچمی ها مانند بسیاری نیروهای سیاسی و حتا مقامات مسوول حکومتی از اوازه کودتا که در ان وقت همه جا پخش بود، ګاه ګاهی اطلاع می یافتند ولی با عمل کودتا موافق نبودند و سهمی در ان نګرفتند.

نوټ: قاسم باز

روز ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ ساعت ۷ نیم صبح شهید داودخان به رادیو افغانستان رفته اعلان جمهوریت نمود . تا ان زمان بعیر از سرګروپهای کودتا که تعداد شان ۱۲ نفر بودند خود را میشناختند ولی هیچ سر ګروپ اعضای بلفعل که در کودتا ۲۶ سرطان شامل بودند و تعداد شان یکصد ده نفر میشدند یک سر ګروپ کودتا اعضای دیګر سرګروپ خود را نمی شناختند ، ثانیآ کمیته مرکزی انقلاب ۲۶ سرطان دو روز بعد از پیروزی کودتا تشکیل شد.

سوال در اینجاست . ساعت ۸ شب ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ رادیو پاکستان اعلان نمود که در کابل به رهبری محمد داود با همکاری کمونستان پرچمی کودتا شد. در اینجا سوال پیدا میشود که چطور همه اعضای اشتراک کننده کودتا که ۱۱۰ نفر بودند پاکستانیها انها را پیش از اعضای سرګروپهای کودتا ۲۶ سرطان شناختند.
راحت طلبان به یک ملاقات که بین سردار محمد داودخان و ببرک کارمل انهم به وساطت داکتر محمد حسن شرق صورت ګرفته بود و سردار شهید محمد داود در ان ملاقات با ببرک کارمل جوابهای داده بود داودخان را به صد نام یاد میکند . این افراد عقده یی در باره ملاقات ببرک کارمل به محمد موسی شفیق چی درفشانی خواهند نمود

لعنت الله علی الکاذبین

خاینان ګفتند و ما هم باور کردیم.

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.