بولان  بست پرورشگاه عیاران سیستان

کاندید اکادمیسین سیستانی

308

بولان  بست پرورشگاه عیاران سیستان

«قوزان بست»  دراصل «بولان بست» است

 

ابوعبدالله محمدبن احمدمقدسی شامی جغرافیه نگار معروف عربی درسال ۳۷۵ هجری، شرح قابل توجهی در باره بست ومحلات  آن نواحی بدست داده نوشته  میکند:

 بُست، با قلعه بزرگ وحومه پهناوری دریک فرسخی بالای ملتقای رودخانه خردروی(ارغنداب) وهیرمند قراردارد. بازارهایش معموراند ودارای مسجدی نیکو است. اهل آن متدین  وبا مروت  وصاحب نعمت اند که به آئین ودرایت وخوی نرم خویش مشهوراند.این شهرچه پاکیزه وسرسبز با موقعیت مهم اش ،خرما وانگور فراوان وگل ریحان بسیار دارد. از ابومنصور دانشمند سیستانی شنیدم که گفتی: در دنیا شهری باین کوچکی ولی سرسبز ودارای میوه ها ونعم فراوان ندیده ام، اما وبا دارد.وشهر آن خیلی اباداست ومسجدجامع و ربض(حصاربیرونی) نیز دارد که بازاردر آن اند. مردم آن ازاب هیرمند نوشند و رودخانه  دیگری هم دارد که خردروی(ارغنداب) گویند.این دو رودخانه بفاصله یک فرسخ از بست باهم می آمیزند و درجای آمیزش آنها پلی از کشتیها است.( احسن التقسیم، طبع دوم لیدن1906، ص304)

 

در 7-8 کیلومترشمال بست، در دست راست هیرمند، مقابل شهرلشکرگاه دهکدۀ شاداب و سرسبز”بولان” قرار داشت که متاسفانه در هیچیک از کتب مسالک ذکری از آن نیامده است. درقرون نخستین اسلامی یعنی در همان دوره های عروج بست و لشکرگاه ، در روزگارانی که هنوز از لشکرگاه کسی نام نمی برد، دهکده بولان بحیث گهوارۀ راد مردان بست در نزدیک ترین نقطۀ مقابل لشکرگاه، در آنطرف هیرمند از خود نام ونشانی داشت. وعیاران پیشتاز آن چون «عشان بن نصر» وبرادرش «صالح بن نصر» بارها عمال ستمگر عرب را از شهر و مرز خود بیرون رانده اند ومردم دانش دوست و بامروت بست را از چنگ آنان نجات بخشيده اند.( تاريخ سيستان، ص 190- 192)

متون ادبيات ما مملواز صدها قصيده در وصف بخشش هاي فراوان سلاطين غزنوي مخصوصاً محمود و مسعود است ولي آنچنان كه بيهقي مي آورد، علوهمت دانشمندان بولاني بست به مراتب بالاتر از اين بخشش ها است و بسيار بجاست كه مراتب همت يكنفر قاضي بستی را با پسرش از زبان ابوالفضل بيهقي در اينجا نقل كنيم :

باری سلطان مسعود به هوای تفریح در رودخانه هیرمند بر یکی ازکشتی های که در پای قصر سلطنتی لشکرگاه برای کشتی رانی آماده بودند، نشست و شروع به سیرکردن نمود، ناگاه کشتی سلطان نزدیک بودغرق شود. هنگام نجات سلطان از هیرمند پایش زخم برداشت و سلطان بشکرانۀ نجات خود خواست مقداری طلا نذر کند.

بگفتۀ بیهقی:« و آغاجي خادم را گفت كيسه ها بياور و مرا گفت : بستان در هر كيسه هزار مثقال زر پاره كرده است بونصر را بگوي كه زرهايست كه پدر مارضي الله عنه از غزو  هندوستان آورده است … و مي شنوم كه قاضي بست بوالحسن بولاني و پسرش بوبكر سخت تنگدستند و از كس چيزي نستانند و اندك مايه ضيعتي دارند يك كيسه بپدر بايد داد و يك كيسه به پسر تا خويشتن راضيعتكي حلال خرند و فراخ تر بتوانند زيست و ما حق اين نعمت تندرستي كه باز يافتیم لختي گذارده باشيم.» (تاريخ بيهقي، چاپ دكتر غني و دكتر فياض، ص 507 ، 512)

بيهقي میگويد، «من كيسه ها بستدم و بنزديك بونصر آوردم و حال بازگفتم دعا كرد و گفت خداوند اين سخن نيكو كرد و شنوده ام كه بوالحسن و پسرش وقت باشد كه بده درم درمانده اند، و بخانه بازگشت و كيسه ها باوي بردند و پس از نماز كس فرستاد و قاضي  بوالحسن و پسرش را بخواند و بيامدند بونصر پيغام سلطان بقاضي رسانيد. بسيار دعا كرد و گفت: اين صلت فخر است، پذيرفتم و باز دادم كه مرا بكار نيست و قيامت سخت نزديكست حساب اين نتوانم داد … بونصر گفت: اي سبحان الله زري كه سلطان محمود بغزو از بتخانه ها بشمشير بياورده باشد و بتان شكسته و پاره كرده و آنرا امير المؤمنين مي روا دارد ستدن آن، قاضي همي نستاند؟ گفت: زندگاني خداوند دراز باد… و بر من پوشيده است كه آن غزوها بر طريق سنت مصطفي هست عليه السلام يا نه ؟ به هيچ حال من اين نپذيرم و در عهده اين نشوم. گفت، اگر نپذيري بشاگردان خويش و مستحقان و درويشان ده، گفت: من هيچ مستحق را نشناسم در بست كه زربديشان توان داد و مراچه افتاده است كه زر كسي ديگر دهد و كسي ديگر برد و شمار آن مرا بقيامت بايد داد، به هيچ حال اين عهده قبول نكنم .

بونصر پسرش را گفت تو از آن خويش بستان، گفت: زندگاني خواجه عميد درازباد علي اي حال من نيز فرزند اين پدرم كه آن سخن گفت و علم از وي آموخته ام و اگر وي را يك روز ديده بودمي و احوال و عادات وي بدانسته واجب كردي كه در مدت عمر پيروي او كردمي، پس چه جاي آنكه سالها ديده ام من از آن حساب و توقف و پرسش قيامت بترسم كه وي مي ترسد و آنچه زياده حاجت مند نيستم. بونصر گفت لله دركما بزرگا كه شما دو تن ايد و بگريست و ايشان را باز گردانيد و باقي روز انديشمند بود و از اين ياد مي كرد و ديگر روز رقعتي بنبشت بامير و حال باز نمود و زر باز فرستاد. امير بتعجب بماند و چند وقت شنودم كه امير بونصر را گفتي چشم بد دور از بولانيان.» (تاريخ بيهقي، ص 512 – 511)

امروز ازاین دهکده در دوکیلومتری غرب شهرلشکرگاه، در آغاز راهی که بسوی چاه انجیر می پیچد، خرابه های یک قلعه مخروبه بصورت خاک توده به مشاهد میرسد.اما کسی نمیداند که روزگاری اینجا جایگاه مردان با دانش وفضلی وباهمتی بوده است که تاریخ بنام ونشان شان می بالد.

 

قوزان بست یا بولان بست ؟

درتاریخ سیستان آمده است که«عبدالرحمن بن سمره درسال 36 هجری  به سیستان آمد ومردمان بفرمان پیش رفتند. یک چند اینجا ببود باز بخواش شد و بیابان بگذاشت وبست ورُخَد(قندهار)بگشاد وزینجا بکابل شد و کابل بگشاد وبرگان بسیار از آنجا بیاورد.»(تاریخ سیستان،چاپ بهارص85)

مرحوم پوهاند حبیبی،ازقول بلاذری مینویسد که او در فتوح البلدان خود،از فتح بست بدست عبدالرحمن ابن سمره یادکرده نوشته است که عبدالرحمن بن سمره افسرعربی از زرنج بعزم فتح  بست ورخج[قندهار] بیرون شد وبعد از قطع وادی خواش وقوزان بست، بست را بزوربگرفت و پس از آن مردم روذان را مغلوب ساخت وبه خشک [کشک نخود] آمد وهم در رخج جنگ کرد، وبرمردم چیره شد.( بلاذری، فتوح البلدان، متن عربی ص ۴۸۸)

مرحوم حبیبی می افزاید که، این وقایع بعد ازسال ۳۶ هجری(۶۵۶م) رخداده است .از جمله سرزمین های مذکوردرکتاب فتوح، خواش،همین خاش وخاشرود است وخشک هم کشک نخود ورخج وادی ارغنداب است. اما کلمه “قوزان” را تاکنون نفهمیده ام که چیست؟ اگر کسی دراین باره رأی داشته باشد، لطفاً به انجمن تاریخ بنویسد.»( پوهاند حبیبی، مجله آریانا،سال ۱۳۵۱ش، مقاله بست ولشکرگاه)

نظرمن دربارۀ قوزان بست:

    من که در باره سیستان وشهرهای آن مطالعاتی دارم و با نقاط تاریخی بست آشنائی دارم،  در روبروی قصر سلطان مسعود غزنوی مخروبه دهکده بولان،پرورشگاه عباران وجوانمردان سیستان در قرون نخستین اسلامی  را از نزدیک دیده ام، میتوانم ازعان نمایم که «قوزان»متذکره بلاذری، همین “بولان” نزدیک ترین روستای واقع در۸ کیلومتری  شمال غرب بست بوده است ، زیرا در قرون وسطی راهی که زرنج را به بست وصل میکرد، ازولایت خواش میگذشت و بعد ازعبور از پل خاشرود وقطع بیابان (دشت مارگو) به بست میرسید،اما قبل از رسیدن به بست ، باید  دهکده بولان را که خیلی معمور وپر جمعیت بود، در دست راست رودخانه هیرمند پشت سرمیگذاشت تا به پلی می رسید  که روی یک تعداد زورقها دربرابر قلعه بست ساخته شده بود. نگهداری این پل بردوش مردمان دهکده بولان بود.

 لشکرعربی بسرکردگی ابن سمره از زرنج به عزم بست حرکت کرده بود راه از دروازه نیشک شهر زرنج آغاز و به سمت شرق به استقامت خاش وقرنین (زادگاه یعقوب لیث ) درایالت نیشک میرفت. سرسبزی منطقه نیشک  وابسته به رود خانه خواش (خاشرود) بود.  قرنین دهکده ای بود در منطقه نیشک سیستان. به قول اصطخری”خاش از قرنین یک منزل دور تربود واز زرنج از سمت چپ جاده بُست یک فرسخ فاصله داشت.( اصطخری،مسالک و ممالک متن فارسی ۱۹۹، تیت، سیستان، ص ۶۱)

از خاش راه بسوی حریری(هلیلی امروزی) میرفت. ازهلیلی راه به دهک واز دهک به خط مستنقیم از دشت لوط ( دشت مارگو ) گذشته، پس از طی پنج شش منزل به شهر بست می رسد.( احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم مقدسی، طبع لیدن، ص ۳۵۰ )

خواش (بصورت خاش تلفظ میشود)  مرکز ایالت نیشک سیستان بود وامروز درولایت نیمروز جای معروفی است.خاش ایران در ایالت مکران(بلوچستان) ایران درحدود۴۰۰ کیلومتردورتر از زرنج واقع است. بنابرین منظور بلاذری از خاش همین خاش سیستان در۴۰- ۵۰ کیلومتر ی شرق زرنج است وقوزان بست همین «بولان» واقع 7-8 کیلومتری شمال قلعه بست است.نه قوزان تربیت حیدریه خراسان واقع در۷۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتری شمال زرنج.

از لحاظ شکل واملا در رسم الخط عربی و فارسی کلمه”بولان” با کلمه “قوزان”  بلاذری  شباهت وهمرنگی   دارد،خاصه اینکه با نام بست یکجا ذکر شده است.بنابرین قوزان  بست همین بولان بست است که کاتبان وناسخان عربی  آن را اشتباه خوانده وثبت کرده اند.

کسانی که با جغرافیای محلی سیستان آشنایی ندارند لطفاً آسمان را با ریسمان اندازه نکنند وخواننده را پشت نخود سیاه نفرستند.

پایان

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.