مکثی بر تیوری قدرت حق ایجاد میکند و اعتراف به ناتوانی دولتهای افغانستان

کاندید اکادمیسین سیستانی

172

11/11/ 2023

مکثی بر تیوری قدرت حق ایجاد میکند

و اعتراف به ناتوانی دولتهای افغانستان

هیتلر در کتاب” نبردمن” در مورد اینکه قدرت ایجاد حق میکند میگوید: «. . . هیچ ملتی در روی زمین خاکی را که بر روی آن زندگی میکند بدون اعمال قدرت بدست نیاورده است. مرزهایی که حدود کشورها را تشکیل میدهند و مبنای حاکمیت ملی هستند بدست انسان ترسیم شده و بدست انسان هم قابل تغییر است. اگر ملتی در یک شرایط زمانی مناسب توانسته است برسر زمینی مسلطه شود دلیل حق حاکمیت ملی جاوید آن ملت بر آن سرزمین نیست. تسلط بریک سرزمین را نمیتوان «حق حاکمیت ملی» تلقی کرد، بلکه این دلیل قدرت آن ملت و ضعف ملل دیگری است که این سرزمین را از دست داده اند. پس تنها قدرت است که ایجاد حق میکند. بعبارت دیگر حق با کسی است که قدرت دارد.»( چهرۀ واقعی هتلر، نوشته جان تولند، ترجمه وتلخیص محمد بامداد، ص 267)

با توجه به  نظریۀ هیتلر واقعاً قدرت حق ایجاد میکند وکم  زورهمیشه بازنده ومحکوم به اجرای اوامر ودساتیر قدرت است. به عبارت دیگرفقط  قدرت است که قلمرو یک کشور را توسعه می بخشد ومرزها را تعیین میکند.

هنگامی که احمدشاه درانی قدرت داشت مرزهای قلمروخود را ازقندهاردرشرق تا دهلی ودرشمال تا آمودریا ودرغرب تا نیشاپور ودرجنوب تا دریای عمان گسترش داده بود واین قلمرو تا عهد زمانشاه همچنان باقی بود ولی همینکه زمانشاه  به قصد فتوحات هند لشکر آراست و این لشکرکشی با این آوازه همراه گردید که زمانشاه دراتحاد با ناپلیون بناپارت میخواهد برهند حمله کند وانگلیسها را از هندخارج نماید، دپلوماسی انگلیس  برضد زمانشاه بکارافتاد. انگلیسها به نمايندۀ ايرانى الاصل خود مهدى خان در بوشهرهدايت داد تا با دربار ایران تماس گرفته، شاه را بر ضد پادشاه افغانستان تحريک و به کمک پولی انگليس اميدوار کند. مهدی خان با تحف وهدایا بدربارفتح علی شاه قاجار رسید وبه شاه گفت زمانشاه درلاهور برشعیان ظلم وتعدی روا میدارد ومی باید براى او درخراسان مزاحمت خلق شود. فتح علی شاه قاجار که تحایف ووعده های انگلیس را در یافته بود، به اتفاق شهزاده محمود برادر زمانشاه که درایران پناهنده بود بسوی خراسان لشکر کشید وشهرمشهد را تاراج نمود وبه تهران برگشت[اواخر۱۷۹۸].زمانشاه با اطلاع از موضوع بسراعت از لاهور برگشت وبه هرات رسیدودرهرات مطلع گردید که لشکرقاجار به تهران برگشته است. زمانشاه دوباره بقصد دهلی حرکت کرد ولی بازهم با  مزاحمت های دولت قاجاری روبروگردید وسرانجام زمانشاه وادار شد تا خراسان را به ایران واگذارد(1799) تا مگربه فتح دهلی نایل گردد که نگردید.(مقالۀ توطئه های انگلیس بر ضد زمانشاه وازدست رفتن خراسان،ارشیف مقالات  سیستانی در افغان حرمن آنلاین)

بدینسان پروسۀ از دست دادن قسمت هایی از امپراتوری درانی آغاز شد وتا قرارداد دیورند در 1993 ادامه یافت وآنچه از آن امپراتوری بزرگ باقی ماند همین افغانستان امروزه است که به تدبیرو درایت امیرعبدالرحمن خان از نابودی نجات یافت وبه ما به میراث مانده است.آیا ما توانایی واهلیت حفظ همین افغاستان را از دست مداخلات همسایه های طماع ومغرض داریم؟

باید اعتراف کرد که  کشمکش های که بین دو قبیلۀ نیرومند درانی بعلت قتل سردار پاینده خان بدستور زمانشاه  در1799رخ داد سرانجام به انتقال سلطنت از قبیله سدوزائی به قبیلۀ بارکزائی منجر گردید(1818)، وافغانستان روبه  ضعیف نهاد تا آنجا که دولت سیک برهبری رنجیت سینگ  برکشمیر حمله کرد وآن ایالت را از چنگ امرای افغانستان متصرف شد (1819). سپس زعیم سیکها سرزمینها پشاور ودیره جات را درسالهای 1823- 1834 از چنگ امرای افغانی بازورمتصرف شد.این سخن به این معناست که دولت پنجاب درعهد رنجیت سینگ  قدرت مند تر از دولت افغانستان بود. با آغاز بازی بزرگ در1837،این سرزمینها بشمول سند وبلوچستان توسط انگلیسها ازچنگ سیکها  وافغانها خارج  گردید.

میتوان گفت کسی که قدرمند است وسرزمینی را با زوراشغال کند ضرورتی ندارد تا به ملت مغلوب جایزه بدهد وپول بپردازد. پس  اتهام صدراعظم موقت پاکستان مبتنی  برفروختن سرزمینهای آنسوی دیورند به انگلیس هااز سوی امیران افغانستان یک سخن غیردقیق ونا آگاهی از تاریخ استعمارو بازی بزرگ میان قدرتهای استعماری درقرن 19 است .استعمار انگلیس در رقابت باپیش روی روسیه در آسیای میانه دوباردرقرن 19 برافغانستان حمله کرد ودر هردو نوبت نیروهای دفاعی افغانستان را عقب زد ورنه تا بالاحصارکابل نمی رسید.گرچه سلطۀ دایمی برافغانستان برای انگلیسها وهرقدرت خارحی دیگر  ناممکن  است.

هنگامی که انگلیسها برای دومین باربرافغانستان تجاوزکردند،امیرمحمدیعقوب خان را از کابل به گندمک بردند ومتن معاده ای را که خود انگلیسها نوشته بودند به امیردادند تا امضاکند، وامیرکه در دست انگلیسها اسیری بیش نبود چاره ای جز امضای معاهده مذکورنداشت ورنه باید با زندگی خود وداع میکرد. درماده اول  این معاهده که به معاهده گندمک معروف است گفته شده که :«حكومت برتانيه شهر هاي قندهار و جلال آباد و علاقه هایي را كه اكنون تحت اشغال قشون برتانوي قرار دارد تخليه كرده و واپس ميسپارد. به استثنای كرم، پشين و سيبي  كه تحت تسلط و انتظام برتانيه است، اما اين سلطه دايمي نبوده و ماليات آن بعد از وضع مصارف داخلي سالانه به امير افغانستان پرداخته خواهد شد. حكومت برتانيه انتظام « ميچني» و «خيبر» را كه بين پشاور و جلال آباد واقع است ، در دست خود ميگيرد و هم انتظام امور رفت و آمد قبايلي را كه در اين دو منطقه تعلق دارند، برتانيه به دست خود خواهد داشت.»( غبار، در مسیرتاریخ، ج۱، ص۶۱۱) درمعاهده گندمک کنترول سیاست خارجی افغانستان نیز به انگلیس ها تعلق گرفته بود.

بعد از تحمیل امضای معاهده گندمک برامیرمحمدیعقوب خان «کیوناری» بحیث نماینده وسفیرانگلیس به کابل آمد ودربالاحصار جابحاگردید.اما شش ماه از اقامت کیوناری درکابل نگذشته که در آتش خشم  شورش مردم کابل سوخت ونابود شد. ازاینجا یک بار دیگر قدرت انگلیس در برابر قدرت مردم افغانستان به چلنج روبرو شد وحملات شورشیان افغان براشغالگران انکلیس روز بروز شدت گرفت وانگلیس ها متحمل تلفات میشدند. آزآنسو سردار محمدایوبخان در راس  لشکری از هرات بسوی قندهار مارش کرد ودر27جولای1880 درمیدان میوند (بین گرشک وقندهار)سپاه انگلیس شکست فاحشی از نیروهای افغانی دید وتعداد معدودی از سپاه دشمن خود را تا شهرقندهار رساندند واز سوی قوتهای افغانی درشهرمحصور گردیدند.

اتفاقاً در همین تاریخ  (۲۷جولای ۱۸۸۰) که سپاه انگلیس درمیوند شکست خوردند سردارعبدالرحمن خان درچاریکار از سوی حامیان خود به امارت افغانستان برگزیده شد. گریفن نمایندۀ سیاسی انگلیس با اطلاع از موضوع ازکابل به ملاقات او رفت وپیام حکومت هند برتانوی را به امیر چنین رسانید :” در باب مملکت افغانستان به من امر شده است اظهار بدارم که تمام ولایت قندهار به حکمرانی مستقلی تفویض شده غیر از محالات پشین وسیبی که به تصرف خود دولت انگلیس خواهد بود. علیهذا دولت انگلیس دراین مسایل و در باب قراردادی که با امیر محمد یعقوب خان داده است (منظور معاهده گندمک است) نمیتواند تجدید مذاکراتی با شما بنماید. با این مستثناآت دولت انگلیس مایل است شما اقتدار کامل و مبسوط خود را بر افغانستان چنانکه قبلاً امرای خانوادۀ شما داشته اند، مستحکم نمائید و در تصرف هرات دولت انگلیس نمیتواند بشما اطمینان بدهد، ولی از اقداماتی که خود تان خواسته باشید به جهت تصرف هرات بعمل آورید ممانعتی ندارد… “( تاج التواریخ،ج۱، ص ۲۰۰)

گریفن علاوه کرد:“فرمانفرمای هندوستان بمن اجازه داده اند به شما اظهار بدارم از آنجائی که دولت انگلیس قبول نمیکند دول خارجه در افغانستان حسن مداخله داشته باشند و نیز دولت ایران و دولت روس قول داده اند که از مداخله نمودن در امور افغانستان احتراز نمایند، واضح است که حضرت والای شما نمیتوانید غیر از دولت انگلیس با دیگر دولت خارجه روابط پولیتیکی داشته باشید…”( تاج التواریخ،ج۱، ص ۲۰۳- ۲۰۴)

امیرعبدالرحمن خان نیز با شناختی که از سیاست انگلیس و روسیه و مردم افغانستان داشت، میدانست که درشرایط عدم توازن قوا وقبل از تحکیم پایه های قدرتش در افغانستان، مخالفت با انگلیس  به صلاح اش نیست.پس شرایط انگلیس یعنی تایید معاهده گندمک را پذیرفت. بر طبق معاهده گندمک  امیر تنها در امور داخلی صاحب اختیار بود نه در امور روابط خارجی کشور.

امیردر پرتو همین اختیارات به توسعۀ حاکمیت خود در داخل کشور و تأمین امنیت سرتا سری پرداخت وبه  احداث جاده ها و بنباد عمرانات شکوه مند و وارد کردن تکنولوژی اروپائی  بمنظور صنعتی ساختن کشوراقدام کرد و ثابت ساخت که او مردی قاطع ومصمم  است که نه تنها میتواند امنیت را  در کشور متلاشی وپراکنده قایم کند بلکه در رونق  مدرنیزم درکشور خود نیز پیشگام است‌ وعندالموقع میتواند در برابر پیشروی روسیه بسوی آبهای گرم نیز ایستادگی کند.

درهنگامی که امیرهنوز در داخل افغانستان مصروف سرکوبی مخالفان وسرکشان ومیران وخوانین خود مختار بود، روسها دست تعرض بسوی خاک های افغانستان دراز کردند و  درسال ۱۸۸۴ مرو، سرخس وپل خاتون وقزل تیپه را اشغال نمودند و در سال ۱۸۸۵ پنجده وآق تیپه، چمن بید وچشمۀ سلیم را پس از یک نبردکوتاه، اما خونین ازتصرف سربازان افغانی خارج ساختند وبه قلمروامپراتوری تزاری ملحق نمودند.

چون کنترول سیاست خارحی افغانستان بردوش انگیس بود حکومت انگلیس با ارسال تلگرام تهديد آميز به تزار روس، قشون روسى از تجاوز وپیشروی بيشتر به خاک افغانستان خود دارى نموده حاضر شدند نمايندۀ خود را براى مذاکرات تعیين سرحد شمال غربى افغانستان به لندن بفرستند. مذاکراتى که   به قرارداد سال ١٨٨٧ بین هند بریتانوی و روسیه تزاری  انجاميد و به اساس آن خط سرحدى شمالی  تا ۱۸۸۷ تثبیت وعلامه گزاری شد، و دولت روس در داخل سرحدات جدید خود  متوقف گردید.

اما خود آنگلیس از اوایل 1891 همزمان با شورش هزاره جات فشار برامیر را زیاد کردند.امیر در تاج التواریخ میگوید:” حکومت هندوستان در موقع بسیار نازکی، یعنی هنگامی که هزاره جات به شورش برخاسته بود(۱۸۹۱-۱۸۹۲) و این شورش هر روز دامنه دار تر میگردید و خوف شورش عمومی در مملکت باعث پریشانی من شده بود، در چنین موقعی کمکی که از هندوستان بمن رسید التیماتومی بود به این مضمون که: «دولت هندوستان نمیتواند به جهت وعده های مبهم  و نامعلوم شما برای دعوت نمودن سفارت انگلیس به کابل، انتظار بکشد، لهذا لارد رابرتس سپهسالار هندوستان با لشکرزیادی[ده هزارنفری] جهت محافظت او به کابل فرستاده میشود.”( تاج التواریخ، ج۲، ص۴۱۵-۴۱۶)

آقای سنگروال از قول دیویدلاین مورخ انگلیسی مینویسدکه انگلیسها هنگام امضای معاهده دیورند امیرعبدالرحمن خان را چنان تحت فشاردادند که برای امیر پایی نمانده بود تا برآن ایستاده شود وامیرمجبور شد  بفرق سرایستاده شود، زیرا:

  • لشکر30 هزارنفری انگلیس در امتداد سرحدات آماده حمله برافغانستان قرارگرفته بود؛
  • -درمیچینی جنجال های قومی ومذهبی بوقوع پیوسته بود،
  • درشینوار واتمازی جنگ های قومی جریان داشت،
  • دربدخشان مشکلات شغنان وروشان جریان داشت،
  • در راولپندی سردار ایوبخان مدعی سلطنت کابل حضورداشت.»( https://www.afghan-german.net/upload/Tahlilha_PDF/Sengerwal_sh_durand1.pdf)

امير عبدالرحمن خان که حضورجنرال رابرتس را با لشکری ده هزاری بمعنای اشغال مجدد افغانستان تلقی میکرد تلاش ورزید با فرستادن یکی از مستخدمین انگلیسی به هند برتانوی بجای جنرال رابرتس هیاتی بسرکردگی سرتیمر دیورند را درکابل پذیرائی کند و چون نمیتوانست  با انگلیس داخل جنگ گردد زیرا درصورت  شکست ازانگلیس کشوری را که درمدت 13 سال با استبداد وخشونت توانسته بود مخالفان وتبعید مدعیان سلطنت از صحنه سیاسی کشور نابودکند ویک دولت متمرکز ایجاد نماید ، از دست خواهد داد، بنابرین  خود رامجبوردید تا به امضای معاهده دیورند منعقدۀ 12 نومبر1893 افغانستان موجوده را ازخطر نابودی نجات بدهد.

دراینجا باید یک باردیگر سخن هتلرراتکرارنمود که قدرت حق ایجاد میکند وچون انگلیس درمنطقه قدرت تعیین کنند بود، با تحت کنترول گرفتن مناطق قبایلی توانست دومین کمر بند حفاظتی را در برابر حملۀ احتمالی روس درجنوب خط دیورند ایجاد کند. اگرچه انگلیس باتحمیل خط منفوردیورند برحکومت افغانستان نتوانست ازدست شورش های متواترقبایل خواب راحت داشته باشد اما  تاریخ ثابت ساخت که این کمر بند میتواند جلو پیش روی  روسها بقصد رسیدن به آبهای گرم را بگیرد چنانکه در دهه 80 قرن بیستم  شورویها برافغانستان حمله کردند تا خود را به آبهای گرم برسانند ولی همین کمربند پولادین ببنیادگرائی اسلامی توانست جلو رسیدن قشون سرخ را به آبهای گرم بگیرد.  وسیل کمک های مالی کشورهای ضد شوروی را بسوی پاکستان سرازیرنماید وپاکستان از برکت این کمکها موفق به یک دومین قدرت اتمی درمنطقه گردد.

پاکستان در آغاز قرن 21 بخصوص پس از حادثۀ 11 سپتمبربا هجوم امریکا وشرکایش برافغانستان،همانگونه که در دوران تجاوز شوروی به افغانستان به تقویت جهادیزم واسلام سیاسی پرداخت ومیلیاردها دالر ازکشورهای ضدشوروی را به جیب زد، باردیگربا هجوم امریکا به بهانه مبارزه با تروریزم، پاکستان بازهم  کمک های بی حساب مالی از کشورهای بزرگ جهان را بدست آورد. و در حالی که بن لادن رهبرالقاعده را درایبت آباد پنهان کرده بود با باپرورش شبکه های تروریستی  وسازماندهی عملیات های انتحاری در افغانستان ضربات مهلکی برمنافع افغانستان وارد نمود .پاکستان بعد از سال 2011 پیوسته با شلیک توپخانه سنگین برمحلات مسکونی ولایات همسرحد شرقی وجنوبی کشور وبرپاکردن  پوسته های سرحدی سرانجام اقدام به کشیدن سیم خاردار آنهم  چندین کیلومتر بداخل خاک ما ازنقطۀ صفری خط دیورند دست زد، وبرمراکز ومحلات  بشدت تحت کنترول نیروهای امنیتی منجمله شفاخانه چهارصد بستر داودخان و فرقه شاهین مزارشریف دست به عملیاتی تباهکنی اجرا کرد وقدرت خود را به دولت دوسرۀ کابل نشان داد ودولت غنی-عبدالله  را چنان دچارترس ووحشت ساخت که آنها جرات نکردند حتی یک مرمی توپ بجواب تجاوزات پاکستان فیرکنند وگذاشتند تا پاکستان پروژه سیم خاردار را بحیث سرحد خود با افغانستان موفقانه تطبیق  نماید.

نمیدانم قلمبدستان افغان براین اغماض دولت کابل در برابر پاکستان درحالی که ۳۵۰ هزاراردوی مسلج ومجهزبا آخرین تجهیزات نظامی  دراحتیار داشت، چه نامی خواهند گذاشت؟ وطن فروشی یا ترسیده ازقدرت پاکستان؟ باید اعتراف کنیم که براثرضعف وناتوانی دولت افغانستان در برابر روس وانگلیس وسیکها در قرن 19 بود که  امپراتوری احمدشاه درانی،کوچک ترشده  رفت واز آن  افغانستان موجوده باقی ماند. امیرعبدالرحمن خان نیز براثرناتوانی وترس ازشکست از انگلیس بودکه مجبور به امضای معاهده دیورند گردید تا درعوض سزمین های آنسوی خط دیورند، افغانستان امروزه را از خطرنابودی نجات داده باشد. پایان

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.