بچه سقو ثانی، در محکمه تاریخ/ ۴

محمد داؤد مومند

263

محمد داؤد مومند

  بچه سقو ثانی، در محکمه تاریخ

 ۴

نگارش: کمیته وطنپرستان افغان

جنرال بوریس گروموف، مولف کتاب «قشون سرخ در افغانستان» مینویسد:«در سال 1982 ما توانستیم به مهمترین هدف خود نایل گردیم. ما توانستیم با احمد شاه مسعود تماس های بس پایدار برپا کنیم که تا پایان خروج نیروهای اتحاد شوروی از افغانستان تداوم یافت. طی زمان حضور نظامی ما در افغانستان کار ما با مسعود با موفقیت های متناوبی ادامه یافت . با این حال قوماندانی نیروهای شوروی فعالیت، دار و دسته او را تحت کنترول داشت، خاصتاً در سال 1982 نماینده سپاه چهلم و شخص احمد شاه مسعود موافقتنامه ای را به امضاء رسانیدند که در آن مسعود تعهد سپرده بود، به روی کاروان های نظامی قشون شوروی در سالنگ جنوبی در جایی که فرمانروای بی چون و چرای آنجا بود، آتش نکشاید.

بر پایه این معاهده مسعود به اعضاء گروهش دستور داد تا از فعالیت شدید بر ضد نیرو های دولتی دست کشیده و مبارزه مسلحانه را بر ضد تنظیم های مخالف جمعیت اسلامی افغانستان پیش ببرند.» نویسنده در قسمت دیگری ادامه میدهد:

«ماموران کی- جی – بی  ازطرز کار ما با مسعود و دور نماهای آن به میزان لازم خبر بودند»

«… سفیهانه خواهد بود، اگر بپنداریم که اردوی فرا نیرومند شوروی توانایی آن را نداشت که دار و دسته مسعود را کاملاً تار و مار کند…. رهبری نظامی شوروی در افغانستان هرگونه امکانات را در اختیار داشت که هرگاه لزومی پیش میآمد، مسعود را نابود میساخت. شخصاً نزد من هیچگاهی در این زمینه تردیدی پیدا نشده بود و اکنون هم بدین عقیده هستم .

مسعود به خوبی وضعیت خود را درک میکرد که طبعاً این امر در سیاست ها و برخورد وی با نظامیان شوروی اثر میگذاشت. مسعود همواره میدانست که چه چیزی به او اجازه داده میشود و به خاطر چه چیزی به شدت تنبیه خواهد  شد.» صفحه  119 قشون سرخ در افغانستان.

ذواتی معتقدند که جنگ مسلحانه و مبارزه تشدد و قهر آمیز یگانه راه اصیل مبارزه علیه استبداد و اشغال یک جامعه توسط قوای اشغالگر است.

جنگ مسلحانه یکی از اشکال جهاد و مبارزه است، ولی اتخاذ پالیسی تشدد، از یکطرف مربوط به شرایط عمومی یک جامعه است و از طرفی هم، به تنهایی خود، بدون تبلیغات و مبارزه قلمی و مطبوعاتی مکمل دانسته نمیشود یعنی موجودیت دو اصل فوق الذکرمتقاضی و مکمِل یکدیگراند.

حزب کانگرس هندوستان و جنبش خدایی خدمتگاران، علیه اشغال دولت انگلیس از مبارزه تشدد آمیز و جنگ مسلحانه اجتناب ورزید و در نتیجه همچو پالیسی، آزادی و استقلال هندوستان را بدست آورد، اینکه پالیسی عدم تشدد خان عبدالغفار خان و جنبش خدایی خدمتگاران در مورد آزادی افغان های ماوراء خط دیورند، چقدرعاملانه بود، مورد سؤال است.

تاریخ معاصر کشور گواه است که مبارزان بزرگ راه آزادی، مانند مشروطه خواهان به مبارزه قلمی و مطبوعاتی پناه بردند و از تشدد و جنگ مسلحانه اجتناب ورزیدند.

آیا میتوان جان نثاری های آن راد مردان را که دست به جنگ مسلحانه نبردند، به چشم کم نگریست و آن را دلیل ترس و جبن آن مبارزان سر به کف دانست؟

خان عبدالغفار جنگ افغانستان را، جنگ میان شوروی و دولت  اضلاع متحده قلمداد نمود، و فرمودند قربانی این جنگ نا برابر، ملت و مردم افغانستان است. این اظهارات صریح و مردانه خان عبدالغفار خان، موجب خشم دولت  پاکستان و تنظیم های مزدور جهادی گردید و تبیلغات دامنه داری را علیه آن راد مرد بزرگ به راه انداختند.

واقعیت امر این است که این جهاد به جز تباهی و بربادی مردم و کشور افغانستان هیچ نتیجه مثبتی را بار نیاورده است.

گوشت قربانی این گوسفند جهاد، به قسمت اضلاع متحده، پاکستان، ایران و کشورهای عربی و غیره رسید، و استخوان آن در حلقوم ملت افغان تا امروز بند مانده و راه تنفس حیات را برایش مسدود ساخته است.

نتیجه این جهاد پلان شده و تمویل شده، غلام ساختن افغانستان توسط  کشورهای ذیدخل و اشغال کشور توسط دولت اضلاع متحده بود.

احمد شاه مسعود به حیث یک دبل ایجنت و گماشته شده، اصلاً در فکر استقلال و آزادی افغانستان نبود، یگانه هدف مسعود در قسمت جنگ درراه سالنگ، فشار آوردن به نیروهای شوروی، صرف و تنها برای تأمین یک هدف، و آنهم تجزیه افغانستان به زون شمال و محتملاً تشکل تاجکستان بزرگ تحت زعامت خودش بود و بس.

در دوره منحوس جهادی، پاد شاه سابق افغانستان ابتکار یک راه حل سیاسی را بدست گرفت و امید اکثریت قاطع ملت افغانستان و منورین و روشنفکران افغانستان بطرف روم بود و او را به حیث ناجی افغانستان و مردم افغانستان میدانستند، ولی پلان دنیا به ارتباط سرنوشت افغانستان چیز دیگری بود و زعامت شاه مرحوم را، کاملاً ضد خواست ها و منافع ستراتیژیک خود میانستند.

تلاش های جمعیت تحکیم وحدت تحت زعامت داکتر یوسف خان نیزعقیم ساخته شد.

در پشاور شخصیت های ملی را ترور کردند، داکتر بهاء الدین مجروح، قربانی استصواب رأی در کمپ های مهاجرین در پشاور گرددد که مردم به نفع پادشاه مخلوع یا مستعفی افغانستان رأی داده بودند.

حکومت پنجاب، استاد پژواک را بویسیله پلیس اخراج نمود و محمد حسن ولسمل را به گناه نشر نظر استاد پژواک که : پاکستان حق نمایندگی از مردم افغانستان را در مجامع جهانی  ندارد، به زندان فرستاد.

سؤال درینجاست که چرا راهبُران و قواندانان جهادی شان مانند احمد شاه مسعود و گلبدین، نور چشم حکمرانان پنجاب بود؟

چرا نصرالله بابر وزیر داخله پاکستان احمد شاه مسعود را پسر خوانده بود و چرا گلبدین بچه خوانده جنرال ضیاء شناخته میشد؟

برای مبارزان و روشنفکران ملی نه در پاکستان جای پایی وجود داشت، نه در ایران و نه در جای دیگری. لذا بسیار ظالمانه خواهد بود که عناصر وطندوست و مبارزان ملی به تناسب قواندانان جهادی را ملزم به بی غیرتی و حتی خیانت ساخت!!!

عناصر وطندوست و صاحب وجدان ملی با استفاده از امکانات عملی در کشور های غربی به جهاد و مبارزه قلمی و مطبوعاتی پرداختند، مبارزه  و جهادی که بر خلاف جهاد «قرار دادی» راهبُران و قوماندانان جهادی، جهاد بی آلایش و فی سبیل الوطن بود.

ژورنالست معروف کشور مرحوم سرور رڼا به انتشار نشریه «عقاب آریانا» پرداخت، مرحوم داکتر طبیبی به انتشار نشریه «عروة الوثقی» شروع نمود، سیدالسادات داکتر هاشمیان به انتشار مجله انقلابی «آیینه افغانستان» مبادرت ورزید، محمد حسن ولسمل در پیشاور و ناروی به نشر جراید «مجاهد ولس و افغان ولس» پرداخت، شاغلی هوتکی به نشر اخبار «افغان رساله» در کانادا پرداخت، مرحوم حبیب مایار به نشر جریدۀ پرداخت که متأسفانه نامش فراموشم شده است، استاد محمد عزیر نعیم نیز به نشر نشریۀ پرداخت که بدبختانه نامش فراموشم شده، ژورنالست معروف کشور سراج وهاج به نشر مجله «درد دل» پرداخت، شاغلی طارق بزرگر به نشر مجله «دعوت»  و شاغلی داکتر عبدالقیوم مومند به نشر مجله «سباوون» پرداختند ووو.

این ذوات وطندوست و مبارزان ملی با وجود تمام محدودیت ها و امکانات مالی و تخنیکی، وظایف و وجایب ملی خود را به حد اعلای نجابت و شرافتی انجام دادند، که تمام راهبُران و قوماندانان جهادی احزاب مزدور و تخلیقی ایران و پاکستان، به راه آن نرفته بودند.

سید اصیل، مرحوم استاد ها شمیان از روز ورودش به اضلاع متحده تا روز وفاتش تمام عیش و نوش دنیا را بر خود حرام ساخت و مدت بیشتر از سی و پنج سال در خدمت واقعی و صادقانه مردم و کشور خود از طریق مجله اسلامی، مترقی و انقلابی و تنویر کننده خود، که حیثیت دائرت المعارفی را داشت و هم ازطریق بولتن های خود خدمتی را انجام که باید بر آن افتخار و مباهات نمود.

آیا درد آور نیست که مقبره علامه محمود طرزی در ترکیه به حالت زار قرار داشته و بر گور دبل ایجنت احمد شاه مسعود، مبلع هشت ملیون دالر حق بیوه و یتیم و خونین کفنان افغانستان مصرف شود، جنگ سالار و دبل ایجنتی که حق غرامات جنگی خونین کفنان افغانستان را  دو دسته به بادار خود پوتین تقدیم نمود؟

آیا قابل سؤال نیست که امروز، فرزند احمد شاه مسعود و برادران مسعود، چگونه و بنابر کدام منطق، و روی کدام معیار انسانی اسلامی و افغانی، صد ها ملیون دالر حق مسلم ملت افغان را، به عنوان میراث احمد شاه مسعود، غارت، غصب و تصاحب کرده اند؟

آیا جوابی برای این سؤال وجود دارد که احمد شاه مسعود اینهمه، صد ها ملیون دالر را، که  معادل قیمت پنجشیر تخمین شده میتواند، از کجا بدست آورد ؟ و چرا آن را در حساب های بانکی خود در کشور اروپایی در برابر سود و بهره به جریان انداخته بود؟

سید اصیل استاد هاشمیان از همان ابتداء، به تشهیر خیانت ها و جنایات غداران ملی، منجمله احمد شاه مسعود دبل ایجنت پرداخت. چنانکه مینویسد:«احمد شاه مسعود صرف یک قوماندان محلی است و هنوز کار نکرده که او را قوماندان جهاد و ناجی افغانستان بخوانیم، واز جانب دیگر در سلوک و اعمال او جوهر زعامت ملی دیده نمیشود، و با استعمال مقوله معروف مردم ما که خشت پخته سنگ مرمر نمیشود، پیشگویی کردم که از احمد شاه مسعود پنجشیری یک زعیم ملی ساخته شده نمیتواند. بعد از آنکه مجاهدین ساخت پاکستان، حکومت کابل را غصب و اشغال نمودند و احمد شاه مسعود را وزیر دفاع ساختند، بی کفایتی های از مسعود دیده شد که گویا تیزاب کابل این خشت پخته نا پخته را شاراند و مردم کابل به او القاب متعدد دادند، از قبیل: موش کابل، شیر بمبیرک، قوماندان قرتوک، قوماندان پتاقی، قوماندان ملاقی، قوماندان تلخان، بی ثبات قوماندان، چوته قوماندان، باتوک قوماندان، زمرد و لاجورد فروش قوماندان، وطنفروش قوماندان و غیره.

مدتی بعد احمد شاه مسعود با یاری و همدستی سیاف، با حزب وحدت مزاری جنگید و شیعه و هزاره را در افشار و اطراف کابل قتل عام نمود.

در دوره فرار از کابل از دست طالبان پیکپ سوار، احمد شاه مسعود پنجشیری که برای احراز چوکی و قدرت با روس ها، هندوستانی ها و ایرانی ها در اتحاد قرار گرفته بود، القاب اضافی بزغاله قوماندان، پشقل قوماندان، چوته ریش قوماندان، قلابی قوماندان، نوکر هندو، نوکر روس، نوکر ایران، نوکر فرانسه وغیره از طرف مردم برای او داده شد.

احمد شاه مسعود پنجشیری زندگانی پر ماجرا را گذشتاند، برای احراز و قدرت به چند قدرت اجنبی مانند پاکستان، ایران، روس، هندوستان و غیره – پناه برد، اما زعامت ملی را احراز کرده نتوانست. گویا طوریکه چندین بار در مجله آیینه نوشته شده، شما، ای حامیان مسعود!! از خشت پخته سنگ مرمر ساخته نمیتوانید، این مقوله در مورد او صدق کاملاً صدق نمود.

حتی بعد از مرگ او شورای زمرد فروشان نظار و جریده فاسد امید او را به القاب رحمت الله علیه و علی السلام و بلا تشبیه حیثیت پیغمبر پنجشیر دادند. ختم نوشته انقلابی و حق گرایانه سید واقعاً اصیل، داکتر هاشمیان.

اکنون کدام منطق انسانی خواهد بود که مسعود دبل ایجنت و پشقل قوماندان را، مبارز ملی و ذوات واقعاً مبارز و صاحب وجدان و شرافت ملی فوق الذکر را به حساب فراریان بگیل و نامردان قلمداد نمود.

به جرئت میتوان گفت که علاوه بر بزرگوارانی چون سید اصیل هاشمیان، استاد عزیز نعیم، داکتر صمد حامد و دیگران، حتی بوت شیره زنی بنام میرمن ملالی نظام بر پشقل قوماندان مسعود، پشقل احمد مسعود، پشقل فوزیه کوفی، پشقل شکریه بارکزی و تمام پشقلان  جبون جلسه ویانا شرف دارد.

نور په پنخمه برخه کی

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.