دنباله بحث معاهده آب هیرمند

دوکتور م ، عثمان تره کی 

320

        ۰۸/۰۷ /۲۰۲۳

این نوشته به تاریخ ۸ جولای به پاسخ یکی از همکاران قلمی سایت دعوت  نوشته شده بود که به دلیل  اشکال تخنیکی در رد و بدل شدن نامه از نشر باز ماند. امید است این بار  بدون مانع به منزل مقصود برسد و در اولین فرصت اقبال نشر دریافت کند.

محمد داود مومند، مطالبی در حقانی بودن معاهده هیرمند به رشته تحریر در آورده و به اجرایی بودن معاهده تاکید کرده است. به تعبیر دیگر آقای مومند برخلاف معمول در دفاع از حقانی بودن معاهده، به سمت وکیل دفاع در جهت مخالف منفعت افغانستان موضع گرفته است.

در نوشته من استدلال پایان یافتن اعتبار حقوقی و اجرایی معاهده  آب هیلمند در محور اصل حقوقی « فورس مجور یا قوه مجبره » متمرکز شده است، که با تعجب در نقد ښاغلی مومند هیچ اشاره یی به آن نشده است.

مختصراً میرویم به ارائه جواب به بیانات مومند :

۱ ـ  منقد به مواردی اشاره کرده است، که حکومت های وقت برای دفع نفوذ شوروی متمایل به بلاک غرب شده بود و موسی شفیق در صدد آن شد تا با دیپلوماسی نرم در مورد آب، افغانستان را از طریق ایران ( عضو سنتو ) یک قدم به دنیای غرب نزدیک کند. درینجا دو گپ است :

– گپ اول اینکه حکومت موسی شفیق بدون داشتن یک ضمانت  دوستی و همکاری از طرف غرب و ایران، ایران  را شریک آب یعنی ملکیت انحصاری افغانستان ساخت.  معاهده از نظر حقوق بین المللی قابل توجیه نبود. حقوق بین المللی در رابطه به تقسیم آب میان کشور های همسایه قانون مدون ندارد. حکومت های بعدی در الزام رعایت معاهده یی قرار گرفتند که در نظام حقوق بین المللی جای نداشت.

ازین گذشته حکومت موسی شفیق با امضای معاهده ایکه امروز غیر ملی تلقی میشود، هم چنان در حوزه نفوذ شوروی باقی ماند. هییچ کمک عاجل از جانب بلاک غرب برای بیرون کشیدن افغانستان از نفوذ شوروی صورت نگرفت. صرفاً در زمان مرحوم داود خان تظاهرات کمک ایران مشهود شد که آنهم به دلایل دیگری روی کاغذ باقی ماند.

– گپ دوم اینکه این  بازی دیپلوماتیک موسی شفیق که باخت آن از قبل معلوم بود، ممکن در فضای متشنج جنگ سرد پنجاه سال قبل تا حدی قابل توجه باشد نه قابل توجیه. اما سوال اینست که چرا امروز افغانستان  در شرایطی که دنیا از نظر آب و هوا و هم از نگاه  قطب بندی های ژیوستراتژیک تغییر رادیکال کرده است، بار یک معاهده یی را به دوش بکشد که غیر ملی است و دیگر زمینه تطبیق ندارد.

به مومند مشوره میدهم که یکبار دیگر نوشته « اعتبار حقوقی و اجرایی معاهده ۱۳۵۲ آب  هیرمند پایان یافته است» را مطالعه فرماید.

افغانستان اختلافاتی با کشور های همسایه دارد. اما  این دور از عقل و منطق است که ما در بدل آب یا ثروت طبعی متعلق به خود  از آنها حق السکوت بخریم.

۲- محترم مومند در جائی مخالفت احزاب چپی را  در مقطع تاریخ امضای معاهده غیر قابل توجیه میدااند. این درست است : مخالفت گروه های چپی با معاهده هیرمند بیشتر انگیزه زمینه سازی آشوب و نا امنی داشت تا دفاع مستند و عقلانی از منافع ملی.

۳- محترم مومند در موضع دفاع از معاهده و در واقع دفاع از ایران میگوید: «  این معاهده در نتیجۀ تخلفات مملکتین چه در سطح مواد مندرجۀ معاهده و چه در سطح کل، از نظر حقوقی منقضی نگشته است. زیرا همچو شرطی برای انقضای معاهده در متن معاهده ذکر و پیشبینی نشده است»   ( پایان نقل قول ).

در معاهدات بین المللی ندرتاً موعد اعتبار معاهدات ذکر میشود. دلیل آنهم اعطای استمرار به نظام حقوق بین المللی است. عدم تعیین موعد زمانی اعتبار معاهده هیرمند، به هیچ وجهه بطلان آنرا بر مبنای فورس ماژور منتفی نمیکند.

متباارز ترین اصل حقوقی در  متن معاهده  ماده یازدهم  است که دران  اصطلاح شناخته شده نظام حقوقی یعنی فورس ماژور ( قوه مجبره ) ذکر شده است. اتکای امروزی به قوه مجبره، معاهده را از بیخ بی اعتبار میسازد.

به مومند مشوره میدهم که یکبار دیگر نوشته « اعتبار حقوقی و اجرایی معاهده ۱۳۵۲ آب  هیرمند پایان یافته است» را اینبار به دقت و احساس افغانی مطالعه فرماید.

۴- این حرف ښاغلی مومند به جا است که حکومت طالبان در انزوای دیپلوماتیک قرار دارد و دران موقعیتی نیست که بتواند معاهده موجود را ملغأ اعلام و قرار داد دیگری ( فروش آب ) را با ایران عقد کند. به این مطلب اینجانب در بحث قبلی اشاره کرده ام که در شرایط امروز اداره طالبان جز اتکا به معاهده موجود راه حل دیگری ندارد. در موضوع آب، تعامل آینده با ایران باید بدوش یک حکومت  ملی دارای مشروعیت داخلی و شناسایی بین المللی سپرده شود.

در اخیر از همه نویسندگان اعم از شوقی یا آماتور خوائش میکنم که بگذارند خود ایرانیان از آنچه حق آبه نامیده اند، به دفاع برخیزند. دفاع از نویارک را غنی باید به امریکائیان واگذار میشد، که نشد و ما نتیجه آنرا دیدیم.

 دفاع از دیگران ما را به چنان تباهی کشانده است که اکنون راه بیرون رفت از گودال بدبختی از ما گم شده است. « پایان »

یاد دهانی : ادامه بحث را روی این موضوع ضیاع وقت و بی مورد دانسته پایان آنرا اعلام مینمایم.

 

 

***************************************

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.