صنعت توپ سازى در دورۀ احمدشاهى

پوهاند عبدالحی حبیبی

293

  25 سپتمبر، 2022

     هنگاميكه اعليحضرت احمدشاه بابا اساس سلطنت افغانى را در سنۀ ١١٦٠ هـ در كندهار باز گذاشت، افغانستان محتاج تشكيلات وسيعى بود، كه بايد در امور ملكى و لشكرى گرفته ميشد، و از آنجمله تشكيل يك اردوى دولتى بود كه مجهز به سلاح آن عصر باشد. پيش از جلوس احمدشاهى مملكت ما دورهاى تسلط در شاهنشاهى بزرگ آنوقت يعنى تيموريان هند و صفويان فارس را گذرانيده بود، و لابد مواريثى از تشكيلات نظامى و ملكى و تجهيزات لشكرى داشت و استعمال توپ و تفنگ را عين از عصر بابر (حدود ٩٠٠ هـ) در افغانستان مى بينيم.

      احمدشاه بابا چون پيش از سلطنت شخص ازموده كار و يكى از جنرالان نظامى عصر بود، براى عساكر شاهانه توپ و اسلحه ناريه را نيز تهيه ديده بود، كه از انجمله در اوراق تاريخ، بوجود برخى از توپهاى مشهور عصر احمدشاهى بر ميخوريم.

      گويند در پيكار معروف پانى پت كه يك لك لشكريان افغانى را با ده لك مراته هند جنوبى روى داده بود، ابراهيم خان قوماندان توپخانه مراته، توپهاى قلعه كوب بزرگ، و دو صد توپ صحرايى داشت، ولى قواى احمدشاه فقط داراى سى توپ بودند(١).

توپ زمزمه :

وپ مشهوريست كه لشكريان اعليحضرت احمدشاه بابا آنرا در جنگ و فتح پانى پت استعمال كرده بود. اين توپ در سنۀ ١١٦٤ هـ ١٧٥٠ در لاهور بامر وزير شاه وليخان ذريعه شاه نظير توپ ساز ريخته شده بود. و يك توپ ديگر هم نظير آن بود، كه بعد از فتح پانى پت حين انتقال بافغانستان در رود چناب غرق شد.

توپ زمزمه از مس و رويى مخلوط  ساخته شده و طول آن ١٤ فت و ٤ و نيم انچ و قطر دهان آن ٩ و نيم انچ است.

توپ زمزمه بعد از فتح پانى پت در لاهور بدست خواجه عبيد حكمدار افغانى ماند كه در سال ١٧٦٢ بدست هرى سنگهـ افتاد و تا ١٧٦٤ در شاه برج قلعه لاهور بود، در همين سال سردار چرت سنگهـ كه از اسلاف رنجيت سنگهـ بوده، زمزمه را به گوجرانواله برد، و از انجا بدست سردار احمد خان راجپوت به احمد نگر پنجاب آورده شد و بتصرف گوجرسنگهـ درآمد.

در سال ١٧٧٢ باز بدست احمد خان بطرف رسولنگر برده شد، و بسال ١٧٧٢ جهنداسنگهـ آنرا بامرتسر آورد، تا در ١٨٠٢ م حسين فتح امرتسر بدست رنجيت سنگهـ افتاد و در جنگهاى دسگه، قصور، سجانپور، وزير آباد، ملتان ازين توپ كار ميگرفت، در محاصرۀ ملتان باين توپ خسارتى وارد آمد و بدروازۀ دهلى شهر لاهور رسانيده شد تا كه در سال ١٨٧٠ م انگلستان آنرا در بين پوهنتون و موزيم لاهور بر صفه يى نصب كردند و تاكنون همانجاست، بر دهان توپ منقوش است :

بامر در دوران شاه وليخان وزير

ساخت توپ زمزمه نام قلعه گير

 (عمل شاه نظير)

بر پشت توپ نوشته اند :

در زمان شه فـــــــــــــريدون فر

داور داد بخش عدل شـــــعار

در دوران عصر احـــــــــمدشاه

خسر و تخت گير و جم مقدار

شد بدستور اشرف الــــــوزراء

امر از سدۀ ســــــــــــــــپهر مدار

كه بر زد باهتـــــــــــــــمام تمام

توپ شعبان شكوه كـوه وقار

خانه زاد شه ســـپهر ســــــــــرير

شه وليخان وزير اكـــــــثر كار

بهر تقديم آن مــــــــهم سترگ

كرد استاد چند را احـــــــضار

تا بسعى تمام رخـــــــــــــته شد

زمــــــــــــزمه نام توپ نادر كار

سال تاريخش از خرد جســـتم

كرد با وحشت آنچنان اظهار

كه اگر نقد جان كـنى تســليم

راز پنهان بتو كـنم تــــــــكرار

بعد تسلـيم او بگـــــــفتا توپ

“پيــــــكر اژدهاى آتشــــبار”(٢)

از توپهاى ديگر آن عصر دو اطلاع در دست است. در كتب خانه فاضل سخندان ښاغلى گويا اعتمادى جُنگى نهايت گرانبها موجود است. كه مملو از اطلاعات بسيار مغتنم و نادر تاريخى است و نويسندۀ آن متخلص به (هراتى) نواسۀ عبدالله ابن ابو سعيد ا لهروى بود، كه غالباً در عصر  احمدشاهى و تيمورشاهى بارجال ديوان انشاى شهنشاهى محشور بوده. مطالب تاريخى اين مجموعۀ گرانبها در خور مقاله عليحده ايست، ولى درينجا باجازت دانشمند موصوف كه باكمال مهربانى و روادارى اين مجموعۀ نفيس را بدسترس نويسنده گذاشته اند، تاريخ ساختن دو توپ ديگر را مينويسيم : در سنۀ ١١٨٥ هـ كه شهزاده تيمور در هرات حكمرانى داشت، بامر وى توپى را در انجا بوسيلۀ صنعت گران آن شهر ريخته بودند. تاريخ ساختن آنرا ميرزا هادى خان متخلص به عشرت بن ميرزا عبدالله متخلص به سرور (به دو ضمه) كه از منشيان و شعراى دربار بوده، چنين گفت : وله دام عزه در تاريخ توپ كه بحسب فرمايش تيمورشاه در هرات ريخته شده.

تيمور شهر(٣) كه شاهى از وى

شد سكه بزر چو نقش شـــاهى

از لنــــــــــــــگر او عجب نباشــــد

خم گردد اگر كه پشت شـــاهى

خـــورشـــــــــــــيد بچرخ از توهم

لرزنده چو بيد و چهره كاهى

فــــرمود كه توپ چــــــــند ريزد

اســــــــتاد زبهر كينه خــــــواهى

توپى كه كـــــــــند بخصم عايد

از آتش و دو درو ســــــــــــياهى

خدام كــــــــــــمر به جهد بستند

در مدت بيست روز  مـــــــاهى

تا آنـــكه گــــــرفت زيب اتمام

از عـــــون رعــــــــــــنا بت ا لهى

تاريخ ســـــــــوار گشــــــــــتن آن

عشرت زخــــرد بجــو كماهى

جســـــتم ز تلـطف و نـــوازش

شد رهـــــبر ما بعذر خـــواهى

گفــــتا كه زغيب شد اشارت

“سـوزندۀ خصم پادشاهى” (٤)

از مصرع اخير سنه (١١٨٥ هـ) كه در اصل هم بخط سرخ نوشته شده بر مى آيد، و از مضمون قطعه معلوم است كه درين اوقات توپهاى متعدد را در هرات ساخته بودند. اما توپ ديگر بامر همين شهزاده، در سنۀ (١١٧٠ هـ)  در لاهور توجه دستور او و كار حسن خان (يكى از توپ سازان) ساخته شده بود، كه همان شاعر و منشى تاريخ ساختن آنرا چنين منظوم داشت :

زنواب هـــــــمايون شـــــــاه تيمور آنــــــكه از بيمش

نگـــــيرد ســـــر بملـــك و كشــــــور او گردن اعــــــدا

ز بس دست ســـــتم از عــــــــدل او كــــوته بود شايد

كشد گــــــر غــــــــمزۀ دلبر بعــــهدش دست از يغــما

چو از جادر رود طـــــبع همايونش، بكين خواهى

زند بر هـــــــــم زچـــــين ابروان چــــــــين را بيك ايما

رود ســاغر زدست و شيشه قــالب مــــيكند خالى

زبيم احـتـــسابش ميـــــــــگريرد نشاء از صـــــــــــــهبا

بدســــــــــتور معــــــــــــظم آصف دوران كه تدبيرش

بود مفــــــــــتاح ابواب امـــــــــــور دين و هـــــــــــم دنيا

خــــــروشد گــر سپاه او بوقت جنــــگ در مـــــيدان

فــــتد كــــــــوه گران را از نهيبش لــــــــــــرزه بر اعضا

شــد امـــــــر از بهر توپى چند تاريزند اســــــتادان

بخــــــــــــــــوبى از براى دفـــــــــــــع بدانديش بى پروا

طلب در مــــود دســــــــــــــتور معــــــظم او ستادان را

كه هر يك بود نادر در فــــن خود بلـــكه بى همـــتا

حسن خان كـــــرد بروجه حــــسن اقبال اين مـــعنى

كه ريزد توپها چــــــــــــــــــون آب روى زمـــــــــرۀ اعدا

راقـــــــبال شه و دستور اعظم توپ خـــــصم افگن

باندك روزگارى  بر ســـــــــــــر عــــراده شـــــــــد بر پا

سر دشـــــــــمن پى تاريخ او چــــــون كوفـــــتم گفتم

“اســـــاس هستى دشمن به آواز افگند از پا” (٥)

در عنوان اين قطعه كلمات (وله تاريخ توپ كه بحسب فرمايش تيمورشاه در دارالسلطنۀ لاهور ريخته شده) و اين همان وقتى است كه شهزاده در لاهور نائب السلطنه هندوستان بود، و دستور معظم او هم شايد سردار جهان خان پوپلزائى باشد، كه در هند بحضور نائب السلطنۀ افغانى قيام داشت.

تاريخ ساختن اين توپ از مصراع اخير (١١٧٠ هـ) برميآيد، كه در اصل جنگ نيز بخط سرخ زير آن نوشته اند ولى اين عدد در صورتى راست مى آيد كه الف ممدود كلمه آواز را بدو الف بشماريم والابحساب جمل مجموعه اعداد حروف مصراع (١١٦٩ هـ) خواهد بود.

از كلمات توپى چند نيز ظاهر است كه در آنوقت در لاهور توپهاى متعدد را ساخته اند اما حسن خان سازندۀ اين توپ شايد همان توپ سازى باشد، كه شاگرد استاد شاه نظير سازندۀ توپ زمزمه بود، و ښاغلى عزيزالدين پوپلزى نام او را محبوب حسن نوشته و گويد كه در سنۀ ١٢١٢ هـ بامر اعليحضرت شاه زمان بكابل خواسته شده و توپ معروف زبرزنگ را كه (تاريخ آن از كلمات پيك ظفر ١٢١٢ هـ بر مى آيد) ريخته بود(٦).

ښاغلى پوپلزى در تاريخچه زبرزنگ اضافه ميكند كه اين توپ در برابر ايوان قصر چهل ستون خيابان كابل نصب بود، ولى سردار محمد عظيم خان آنرا به برادرش سردار دوست محمد خان بخشيد و او را به حكمرانى غزنى فرستاد(٧).

اين اشارات ښاغلى پوپلزى اگر مستند به مدارك معتبرى باشد چنان ميرساند، كه سردار دوست محمد خان زبرزنگ را به غزنه انتقال داده باشد پس ميتوان بقيۀ بيوگرافى اين توپ را از آثار مورخان مابعد تكميل كرد باين تفصيل :

در سال ١٨٣٩ هم چون لشكر معروف اندوس بر افغانستان تجاوز كرد، و سردار غلام حيدر خان بن امير دوست محمد خان از غزنه دفاع ميكرد توپى بزرگ در دسترس مجاهدين ملى ما بود، كه نقش آن در همان ١٨٣٩ م بقلم جنرالان لشكرى انگليس ساخته شد، و در كلكسيون تصاوير تاريخى لشكر اندوس به رئيس و هيئت مديره ايست انديا كمپنى از طرف جوزف فورويل والتر تقديم گرديد و اين كلكسيون نفيس در چند جلد در همان سال ١٨٣٩ م بسعى سركيت اى جيكسن طبع و نشر شد. ذكرى ازين توپ كلان غزنه در نوشته هاى جنرالان و مورخان انگليسى نيز موجود است، ميزرا عطامحمد شكارپورى در كتاب تازه نواى معارك در شرح جنگ غزنه و حملۀ لشكر انگليسى بران گويد :

“دو گولۀ توپ از جانب قلعۀ (غزنى) بر آمده، در ميان لشكر افتادند، يك نفر شتر و يكنفر سپاهى و يك اسپ چون كاغذ بادى بر هوا پريدند. صاحبان عاليشان، هر گاه همان گوله را وزن كردند بيست و شش سير وزن پخته شده. در صورت رسيدن اينچنين گو لهاى توپ، در لشكر باعث تهلكه شده،  و تمام فوج در هراس آمد”(٨).

اين سطور غالباً منشى شكارپورى از تاريخ افغانستان تاليف مير اشرف على بانى مجمع الاخبار طبع بمبى ١٨٤٥ م گرفته كه مير موصوف نيز آنرا از وقائع سيد فدا حسين تركسوار بخارى حيدرى (طبع دهلى قبل از ١٨٤٥ م) گرفته است.

چون فدا حسين در لشكر اندوس بافغانستان آمده وقائع جنگ اول را براى العين ديده است، بنا بران روايت وى دربارۀ اهميت توپ غزنه اوثق است ولى بيقين معلوم نيست كه اين توپ همان زبرزنگ بود يا ديگرى؟ (٩)

ماخذ:

١. معارف اعظم گدهـ بابت سال ١٣٢٩ ش.

٢. آريانا، كابل شمارۀ ٨٩، جوزا ١٣٢٩ ش ترجمۀ از معارف اعظم گده بقلم نويسنده.

٣. احمدشاه بابا ٢٠ رجب ١١٨٦ هـ در كوه توبه كوژك كندهار از جهان رفت و تيمورشاه بجايش نشست، اما درين قطعه در سنه ١١٨٥ هـ تيمور را شاه خوانده اند كه سكه زده بود، و اين پديد مى آيد كه شهزاده در اواخر زندگى پدر در هرات اعلان شاهى را داده باشد.

٤. جُنگى خطى ښاغلى گويا اعتمادى، ص ٣٩.

٥. همان جُنگ خطى، ص ٤٠.

٦. دره الزمان، ص ٣١٠ طبع كابل.

٧. همان كتاب ص ٣١١، ولى ښاغلى نويسندۀ كتاب درينجا حواله و سند خود را دربارۀ اين معلومات مغتنم ننوشته، كه از كجا فراهم آورده اند؟ ايكاش ! مدارك خود را در حواشى نشان ميدادند!

٨. نواى معارك، ص ٣٩٣ طبع حبيبى.

٩. مجلۀ آريانا، سال ١٣٤١ ش، شمارۀ ششم. ص ١.

پایان

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.