انقلاب و ضد انقلاب

محمد داؤد مومند

327

مضمون نویسندۀ توانا و صاحب نظر انجنیر صاحب فضل احمد افغان از نظرم گذشت.

این قلم از مدت تقریباً سی و پنج سال به اینطرف با نوشته ها و پیشنهاد های انجنیر صاحب افغان آشنایی دارم و نوشته های شان را معرف دانش و وطن خواهی ایشان یافته ام و همواره احترام مرا به شخصیت وطندوست، حریت خواه و مردم دوست شان جلب نموده اند.

ولی مضمون اخیر شعار گونۀ شان با معنون ساختن انقلاب ثلاثه، اندکی با در نظر داشت احوال و ظرفیت های ملی وجهانی امروز، متناقض و تخیلی یافتم.

قابل تذکر میدانم که یک سلسله اصطلاحاتی که در گذاشته با عواطف و احساسات  مردم بازی میکرد، امروز معکوساً متناسب تهوع انگیز به نظر میرسد، از زمره میتوان از اصطلاحاتی چون انقلاب، جهاد، قهرمان، شهید و حتی دیمکراسی نام برد.

انقلاب سرخ بلشویکی و انقلاب سرخ دهقانی و انقلاب بورژوازی و انقلاب مذهبی خمینی که همه آبستن کشتار انسان ها بود، امروز به مثابۀ یک حربۀ نهایت خطرناک و ضد فطرت  انسانی و موجودیت انسان تلقی میگردد.

اصطلاح انقلاب که در ذهن جوانان وطن ما، مرادف بود با حاکمیت و حکومت توده و خلق ها، درعمل به جز، حکومت و حاکمیت گروه انسان کشان و تبهکاران چیز بیش نبود.

کذا اصطلاح انقلاب، با بروز کودتا ها، به عنوان مفاهیم مترداف و مغشوش کننده، به کار رفت.

والاحضرت سردار صاحب داؤد خان کودتای خود را انقلاب خواند و بعد از سردار صاحب، کودتا کنندگانی که در بطن نظام سردار صاحب پرورش یافته بودند کودتای خود را نیز انقلاب معرفی کردند.

چند روز قبل یک جنرال پرچمی استخباراتی دورۀ نجیب، به اسم جنرال طاقت در یک پروگرام فیسبوکی در کابل، هم کودتای سردار صاحب و هم کوتای خلق و پرچم را انقلاب واقعی توصیف کرد، که موجب تعجب و افسوس فراوان من گردید.

کذا کلمۀ شهید در دوران حیات ما به یک اصطلاح مشمئزکننده تغییر ماهیت داد.

 عمر شهید و خیبر شهید و امثال شان کم بود، که شهادت صد ها هزار انسان توسط قوای اتحاد شوری بعد از کشته شدن مرموز سالار آدم کشان مسعود پنجشیری به یرغمل گرفته شد و وی حیثیت سمبول شهادت یک ملیون نفر را در یافت نمود .

واین در حقیقت ذلت نام شهید و شهادت بود.

نام جهاد و مجاهد به حیث منحوس ترین القاب در تاریخ کشور ثبت شد.

مجاهد یعنی جنایتکار، مجاهد یعنی جنایت شعار، مجاهد یعنی خونخوار، مجاهد یعنی نا مسلمان، مجاهد یعنی نوکر و مزدور دشمنان وطن، مجاهد یعنی بی ناموس، مجاهد یعنی غارتگر ثروت ها و سرما های ملی، مجاهد یعنی تفرقه انداز و ابلیس.

خطاب قهرمان نیز در تاریخ کشور ما به تمسخر گرفته شد و هر جنایتکاری به مقام قهرمانی رسید، مسعود پنجشیری نه تنها نام ملیون ها شهید را به غارت گرفت بلکه با گرفتن نام قهرمان از طرف خادمان استعمار مانند حامد کرزی و  جنایتکاران شورای نظار و جمعیت، این خطاب  نیز به یرغمل گرفته شد.

نصب فوتوهای این جنگ سالار قرن، در تمام دیوارها، دفاتر دولتی، جاده ها و معابر عمومی در سراسر کشور، شکل و شمایل افغانستان را به یک بتخانه تغییر داده بود.

دیمکراسی نیز نیز از زمان غازی امان الله و بعداً دورۀ شاه محمود خان غازی و دورۀ دهۀ دیموکراسی و سر انجام دورۀ جمهوریت تخلیقی اضلاع متحده به ناکامی انجامید.

یگانه شکل کثیف و منحوس و ذلت شعار، ادوار دیمکراسی، همین دیمکراسی تخلیقی و صادراتی اضلاع متحده است که باید آنرا دورۀ دیمکراسی اشغال و افتراق ملی نام گذاشت.

بعد از تمهید فوق الذکر مطالبی را از مضمون شاغلی محترم انجنیر فضل احمد افغان مورد  تحقیق و تبصره قرار میدهم.

شاغلی فضل احمد افغان تحریر داشته اند که:«..من از سالهای متمادی قبل از ورود مجدد طالبان نابکار ما شاهد اعمال جنایتکارانۀ شان از سال 1996 م الی 2001 بوده ایم..»

محترم بزرگوارافغان صاحب!

جناب شما فرموده میتوانید که قبل از تسلط طالبان در سنوات متذکره، کیها در افغانستان، سر، حاکمیت ملی، نوامیس ملی، تاریخ ملی، افتخارات ملی و مقدرات و سر نوشت ملت افغان شادی بازی میکردند؟

به خاطر دارید که ملعون ربانی طالبان را حرکت خود جوش اسلامی خواند و برایشن در کندهار اسلحه فرستاد و به قاری بابا، والی جمعیت اسلامی در غزنی امر نمود که با طالبان جنگ نکند؟

اما ربانی شیطان در حقیقت میخواست که اخوی اخوانی دیروز خود و حریف سیاسی امروز  یعنی گلبدین حکمتیار را توسط طالبان سرکوب نماید ولی گلبدین زرنگ تر از آن بود که ربانی دبنگ او را اغفال کند.

گلبدین فورا به عقب نشینی پرداخت و مسعود در نیمه شب مانند روباه به پنجشیر فرار کرد و ربانی شیطان به خواجه بهاءالدین گریخت.

مردم افغانستان ورود طالبان را بعد از دورۀ وحشت و بربریت خناذیر جهادی خیر مقدم گفتند و فکر کردند که طالبان فرشته های نجات اند، ولی متأسفانه ایشان مانند امروز به فرشته های عذاب تغییر ماهیت دادند.

ولی با وجود تمام بدی های طالبان در آن دوران، ایشان مانند شورای نظار و جمعیت و گروه های مزدور ایران و رهبران شان بی ناموس نبودند.

در نتیجه میتوان گفت که به قدرت رسیدن طالبان در مرحله اول مرهون احسان حکومت ربانی و درعین حال جنایات غیر قابل رهبران جهادی در همین دوره است که مردم قدوم طالبان را درهمان مرحلۀ اول  مبارکباد گفتند.

نتیجه:«پلۀ ترازوی جنایات گروه های جهادی در آن زمان، به تناسب جنایات طالبان، به مراتب گرانی میکرد، که جناب شما تذکرآن را فراموش کرده اید.»

بزرگوار فضل احمد افغان ادامه میدهند:«امروز بار دیگر در معاملات خصوصی که با امریکا، بریتانیا، پاکستان و دوحه صورت گرفته به ارکه [اریکه] قدرت رسیده اند و مادر وطن عزیز ما را که استقلال و آزادی ان به خون نیاکان ما حاصل گردیده بود به پاکستان فروخته اند…»

بزرگوارافغان صاحب!

گروه های خلقی و پرچمی و پیروان افکار چپی غبار در جریده وطن، نخستین کسانی بودند که مادر وطن را به بادران شوروی خود فروختند.

در دورۀ والاحضرت سردار داؤد خان، شیاطین ثلاثه اخوانی، یعنی احمد شاه مسعود پنجشیری که نصیرالله بابر وزیر داخله پاکستان او پسر خوانده بود، بحران الدین ربانی و کلبدین حکمتیار، نخستین بی ناموسانی بودند که در موازات مطامع پاکستان در پنجشیر و لغمان و بدخشان به فعالیت های تخریبی و ترورستی پرداختند و بعد از تجاوز شوروی نیز، همین احزاب و گروه های مخلوق آی اس آی بودند که مقدرات ملت افغان و کشور ما را به پاکستان سپردند و پاکستان به حیث وصی ملت و مردم افغانستان در مجامع جهانی نمایندگی میکرد.

زمانیکه استاد پژواک بر این روش پاکستان اعتراض نمود، از طرف پلیس پاکستان با بی حرمتی کامل اخراج گردید و یکی از این رهبران قلاده به گردن پاکستان حاضر نشد که در مقام دفاع از داعیۀ قانونی آن شخصیت ملی و وطندوست، بر باداران پنجابی خود معترض گردند.

حدود بیست سال قبل کرنل امام یکی از مهره ای مهم، سازمان جهنمی آی اس آی اعتراف نمود که: حکومت اضلاع متحده شرط اساسی ما را در قسمت انحصارو رهبری قضیه افغانستان و تنظیم های جهادی به عنوان مقام وصایت، پذیرفتند. «منتشرۀ جریدۀ افغان رساله در کانادا»

بزرگوار افغان صاحب!

امارت اسلامی بنیان گذارغلامی یک کشور خارجی مانند پاکستان نیستند، بلکه میتوان طالبان را میراث خور، رژیم های چهار پدرۀ قبل از امارت اسلامی و طالبان دانست.

آیا جناب تان به خاطر دارید که حامد کرزی در دورۀ جورج بُش به اضلاع متحده آمد و در کمیتۀ روابط خارجی سنای امریکا مورد استجواب قرار گرفت؟

این کمیته مسئول نظارت بر اعمال سفارتخانه های حکومت اضلاع متحده است، این کمیته صلاحیت احضار یک کاتب سفارت خارجی و به طور مثال افغانستان را ندارد چی رسد به رئیس دولت یک کشور.

افغان صاحب گرامی!

آیا در تاریخ کانگرس اضلاع متحده گاهی یک سکرتر کدام کشور خارجی مانند حامد کرزی مورد استجواب و استنطاق قرار گرفته است؟

مگر در نظر جناب عالی همچو یک عمل ضد روابط دیپلوماتیک میان کشور ها، مایۀ شرمساری برای ملت افغان و نسل های آینده ما نیست؟

در حالیکه ملاعمر، تباهی حکومت و رژیم خود را پذیرفت ولی به اخطار دولت اضلاع متحده مبنی بر اخراج حسامه به حیث یک مهمان و ممد در جهاد ملت علیه دولت شوروی حاضر نشد.

هم چنان ملا عمر در قسمت در خواست دولت پاکستان مبنی بر رسمیت شناختن خط دیورند با عصبانیت بسیار جدی عکس العمل نشان داد.

لذا گفته میتوانیم که از نظر غرور ملی سگ ملا عمر بر کرزی و احمد شاه مسعود و دبل عبدالله و محقق و سیاف و تمام خناذیر جهادی شرف داشت.

افغان صاحب ! به خاطر دارید که در نتیجۀ انتخابات و مناقشۀ قدرت میان داکتر صاحب اشرف غنی و دبل عبدالله، جان کیری وزیر خارجۀ اضلاع متحده به کابل رفت و برای دبل عبدالله به ایجاد پست صدارت پرداخت؟

مگر همچو مداخلۀ صریح یک کشور خارجی در امور داخلی افغانستان، مایۀ شرمساری و اهانت به ملت و استقلال کشور نبود؟

افغان صاحب گرامی! مگر در نظر جناب عالی اشغال کشور توسط قوای جهنمی ناتو و اضلاع متحده، با اشغال اتحاد شوروی چه تفاوتی داشت؟

شخصیت با وقارملی، جناب استاد محمد عزیز نعیم در یک مکالمۀ تیلفونی، به یک دوستم فرموده بودند که کشور مجدداً اشغال شد.

اما اشغال اضلاع متحده، برای شغالان شورای نظار و جمعیت و تجزیه طلبان و فدرالیست ها و خراسان خواهان و نژاد پرستان و چاکران ایران و فارسیست ها و حامیان تاراج کشور فرهنگی ایران و کولابی ها و دشمنان مادر زاد ملت و تاریخ افغانستان اشغال نبود، زیرا تمام قدرت دولتی در دست همین جوک های خون ملت و مردم قرار داشت و داکتر غنی حتی صلاحیت تقرر یک والی و جمع آوری محصولات گمرکی را در سمت شمال نداشت.

بزرگوار افغان صاحب!

جناب شما که شیپور انقلاب را به صدا آورده اید، آیا انقلاب یک بازی اطفال است است؟

و یا محتملاً یک تهدید به نابودی مردم و حیات و ممات کشور؟

آیا تصور کرده میتوانید که انقلاب به اصطلاح مسالمت آمیز شما را، گروه های شورای نظار و جمعیت و تجزیه طلبان و تمام حلقه های ستمی به یرغمل گرفته و آن را به نفع خود، تغییر هدف و جهت داده و از آن به حد اعلی به نفع گروهی خود سوء استفاده نمایند؟

محترم افغان صاحب!

فرموده میتوانید که قیادت و زعامت این انقلاب تان را به کدام حزب نیرومند و منجی خاک و مردم و نوامیس ملی میسپارید؟

آیا جناب شما لستی از رهبران انقلاب و اراکین بزرگ دولت که صلاحیت رهبری کشور و حفظ آزادی و استقلال و بیطرفی کشور را تضمین کنند، ارائه فرموده میتوانید؟

آیا چطور ممکن است که قیادت دولت انقلابی شما، کشور را از مداخلات آشکار و غیر مستقیم اضلاع متحده و کشور های همجوار و منطقه تضمین نماید؟

در قسمت اخیر باید به عرض برسانم، که نقل متن موافقۀ خصوصی ای که میان حکومت اضلاع متحده با امارت اسلامی در دوحه امضاء شده و کدام دوست شما برای تان گسیل داشته است، با ایقان کامل گفته میتوانم که این یک متن تقلبی ساخته دست شورای نظار و جمعیت و جلالت مآبانی است که مقام های بزرگ دولتی خود را در نظام جمهوریت تخلیقی حکومت اضلاع متحده از دست داده اند و منتظر شیپور انقلاب شما هستند.

و یک سؤال عمده و اساسی: چرا جنابتان در طول بالغ بر بیست سال اشغال و قبل بر آن، همچو شیپور انقلاب را به صدا نیاوردید؟

افغان صاحب محترم!

شعار شماست:

 زنده باد انقلاب

اما شعار من است:

مرده باد انقلاب

با عرض حرمت

***************************************

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.