حوزه آبگير دريا کابل

سيف قاضي زاده

461

حوزه آبگير دريا کابل  : 

معرفي مختصر  :

 نام باستاني دريا کابل کوهه  Kubhā  است , اين  نام  ريشه  مشترک   سانسکریت و  اوستایی دارد که بعد به کابل تغییر کرده  است .

ابوریحان البیرونی آن را «دريا غُروَند» نیز خوانده است . دريا کابل بعداً نام خود را به ولايت و شهر کابل داده است .

دانشمندی بنام روک می نویسد که اسکندر کبیر دريا کابل را بنام ” کوفین ” خوانده  و اکثر دانشمندان به اين نظر اند که نام شهر کابل از نام  , دريا کابل گرفته شده است . در زبان سانسکریت و اوستا دريا  را   ” کو ” گفته اند که به “دريا کابل ” تغير نموده است . بسیاری نامهای افغانستان  در ریگ ويدا نوشته شده ؛ و بعد در زبان سانسکریت  تغییر نموده است . این دريا در طول تاریخ جنبه مذهبی و اقتصادی داشته  است .

افغانستان دارای چند صد دريا کوچک و بیشتر از 25 دریای بزرگ می‌باشد ؛ مهم‌ترین دريا هاي افغانستان که از کنار دشت‌های پهناور می‌گذرد عبارتند از دريا آمو ،  هلمند ،  کابل ، هریرود و  مرغاب می‌باشد . آب‌های افغانستان در مجموع   به پنج حوضه ابگير تقسيم شده که از جمله چهار حوزه ان اصلي ( امو , کابل , هريرود , هلمند ) ميباشد  :

– حوضهٔ دریای آمو (آمودریا): متشکل  از درياهاي واخان ، کوکچه ، قندوز ، اندراب و خنجان است .

– حوضهٔ درياهاي شمال: متشکل  از دريا هاي بلخاب و سرپل ميباشد ( اکثرأ اين حوزه ابگير زير عنوان حوضه ابگير دريا آمو مورد مطالعه و تحقيق قرار ميگيرد ) .

– حوضهٔ دريا غربی ( هريرود ) : متشکل است از درياهاي های هری رود، مرغاب، شیرین تگاب، کشک , ادرسکن، کوشان، قیصار، گلران، خاشرود .

– حوضهٔ دريا هلمند : هیرمند متشکل است از درياهای  ارغنداب , غزنی ,  ترنگ , ارغستان , موسی‌قلعه و فرارود .

– حوضهٔ کابل : متشکل است از درياهاي , گلبهار , پنجشیر، کابل، لوگر، کنر,  علی شنگ و علینگار می‌باشد.

  درين بحث ما به مطالعه جوانب مختلف حوضه ابگير دريا کابل مي پردازيم .

مساحت حوزه ابگير دريا کابل  74000 کیلومتر مربع بوده , که  تقريبا 12 درصد مساحت کل افغانستان را تشکیل ميدهد , اما حدود 26 درصد جریان سالانه اب کشور را شکل می دهد . اين دريا از سرحدات 11 ولايات با نفوس بیش از 7 میلیون نفر جریان پيدا ميکند . حجم آب تخلیه شده دريا کابل به طور کلی 33 تا 460 متر مکعب در ثانیه بوده ، اما در سال های اخير نسبت خشکسالی اين مقدار خيلي پايين شده است . دريا کابل  در نزدیکی مرز پاکستان می تواند 700 متر مکعب در ثانیه (22 کیلومتر مکعب در سال) حرکت کند . دريا کابل  در بالا دست داراي دو  شاخه های اصلی   لوگر و پنجشیر است که دريا  غوربند نيز به ان وصل ميشود  . دريا لوگر در قسمت شينه شهر کابل با درياي کابل مي پيوندد ، اما آبدهی زیادی ندارد و بیشتر از آب آن برای آبیاری اراضي زراعتي استفاده کنند .

آب دريا پنجشیر می تواند به عنوان منبع آب برای پايين دستان شهر کابل استفاده شود ، اما باید حداقل  در ارتفاع  200 مترپمپاژ شود .

پایین تر در حوضه ننگرهار ، دريا کابل دارای شاخه های  – علینګار – علیشینگ  , سرخرود و شاخه بزرگ کنر است .

دريا کنر که از شمال پاکستان ( کوههاي چترال ) تغذیه می شود و به عنوان دريا کنر با دريا کابل در ننگرهار تلاقی می کند و با ورود به افغانستان ، آبدهی سالانه بالایی در حدود 10 کیلومتر مکعب دارد .

دريا کنر در افغانستان دارای شاخه هاي  لندی سین و  پيچ سين است که از ذوب یخچال های طبیعی و برف هاي دايمي , در ولايت کوهستانی نورستان تغذيه و جريان پيدا ميکند  .  دريا کنر در جانب افغانستان قابليت بزرگ استفاده در زراعت و توليد برق را دارد .

جریان دريا کابل به پاکستان در حدود 21.5 کیلومتر مکعب در سال ارزیابی می شود .

پاکستان از این جریان‌های آب  افغانستان سود می‌برد، اما هیچ حمایت مالی یا مهندسی برای ساختار کنترل جریان یا مدیریت آب ارائه نمی‌کند .

اخیراً افغانستان و پاکستان در مورد سدسازی برای آبیاری و تولید برق آبی دريا کنر با چین گفتگو کرده اند.

اگر بتوان  توسعه رود کنر را بدون خشونت زیاد انجام داد ، یک تغییر بزرگ برای منطقه سرحدي خواهد بود . چیزی که در انگلیسی به آن ” تغییرگر بازی ” بزرگ بین افغانستان و پاکستان می گویند .

دريا کابل :

دريا کابل ، در شرق افغانستان , يکي از شاخه های دريا سند است . دريا کابل یکی  چهار سیستم درياهاي اصلی افغانستان را تشکیل می دهد و تنها دريا ايست که به عنوان شاخه ای از دريا سند به بحر هند می ریزد . حوزه ابگير آن بخش بزرگی از شرق افغانستان را با 9 ولایت – ننگرهار ، کنر ، لغمان ، لوگر ، کابل، کاپیسا، پروان، پنجشیر و بامیان به خود اختصاص داده است. در مقایسه با دیگر دريا های افغانستان، ابعاد دريا کابل به ویژه از نظر طول (تقریباً 350 مايل يا 700 کيلومتر) نسبتاً بی نظیر است . سرچشمه آن  ، در شرق ورودی گذرگاه Unai در ارتفاع حدود 3500 متر از سطح بحر در کوه های کوه بابا , در شمال غربی کابل قرار دارد . سه دريا مهم دیگر ، هری رود ، ارغنداب و هلمند نیز از این ناحیه برخاسته اند . دريا کابل از سرچشمه خود مسیر جنوب غربی را طی می کند و منطقه تپه ماهان وردک را گذر می کند . دريا کابل که پایتخت کشور را آبیاری می کند ، از میان توده های گنیس قدیمی از نظر زمین شناسی عبور  و دره ای باریک بین کوه شیردروازه در جنوب و کوه آسمایی در شمال تشکیل می دهد . فراتر از آن، بخش‌های شرقی ولایت کابل را نيز سیراب می‌کند و بعد آب‌های دريا لوگر ( طول مجموعي دريا 200 کیلومتر) را در چهار کیلومتری شرق شهر کابل در ناحيه شينه دریافت می‌کند .

دريا لوگر   نواحی جنوب و جنوب غربی پایتخت کشور را ابياري می‌ نمايد . لوگر یک دره حاصلخیزي است که اغلب به آن انبار غله کابل نيز می‌گویند .

 دریای لوگر , از ناحيه دامنه گردن مسجد دایمرداد وبلندی جانب جنوب خوات ولايت وردک سرچشمه ميگيرد و بعد از آن جانب  شمال سواحلش  را در خوات آبیاری می کند . پس از آن در بین فلات پايين افتاده شیخ آباد به جلگه شیخ آباد می افتد و داخل ولايت لوگر ميشود , اين دريا پس از آبیاری ولسوالي موسهي , اطراف و نواحی ان ، داخل بنی حصار کابل شده و قريه  جات شیوکی  را آب داده به جلگه بین بتخاک رسيده  و  در شمال ناحيه  پل بگرامی ( شينه ) به دریای کابل وصل می شود و چنانچه گفته شد طول ان حدود 200 کیلو متر است .

 دریای غزنی: از سر آب سرچشمه گرفته  پس از اتصال با دريا لوگر ، به دريا کابل وصل ميشود , دريا کابل در نزديکي سروبي با مهمترين شاخه ان , دريا پنجشير  – ،  (320 کیلومتر) ، که در نزدیکی گذرگاه انجمن در هندوکش قرار دارد ، می‌پیوندد .

 دريا پنجشیر با در نظر گرفتن مسیر شمال – شرقي و  جنوب غربی ، دره معروف پنجشیر را عبور  و کمي بعد تر  شهر کوچک جبل السراج ،  دره سالنگ را ترک  و با رود اربند تقویت می‌شود، بعد مسیر جنوب شرقی را طی می‌کند.

در شرق سروبی ، دريا کابل وارد ساحه جلال‌آباد ( مشرقي ) می‌شود و  آخرین شاخه مهم آن که دريا کنر است , از شمال می‌آید ، و اين دريا را تغذیه می کند . در نزدیکی داکه در جنوب شرقی جلال‌آباد ، دريا به سمت شمال و سپس شرق به دره پیشاور می‌چرخد . مستقیماً از گذرگاه خیبر نمی گذرد ، بلکه از سمت شمال از دره هاي سفيدکوه می گذرد و وارد پختونخوا می شود . دريا کابل در غرب اتک در ولايت مرزی شمال غربی به  دريا سند می پیوندد .

با در نظر داشت موارد فوق رژيم دريا کابل را به سه مرحله متمايز تقسيم مينماييم :

1- مرحله اول ان از منبع اصلي دريا الي نقطه اتصال ان با درياي پنجشير مي باشد .

2- از نقطه اتصال درياي پنجشير با درياي کابل الي نقط اتصال ان با درياي کنر ميباشد .

3- از نقطه اتصال ان با دريا کنر الي نقطه اتصال ان با دکه ( درياي سند ) در  ايالت خيبر پشتونخوا مي باشد .

در مرحله اول معاونين دريا کابل را دريا للندر , لوگر و چمچه مست تشکيل ميدهد . دريا للندر در حصه گذرگاه و درياي لوگر در ساحه پلچرخي با دريا کابل وصل ميشود , درين مرحله اب دريا خيلي کم ميباشد و دبيت ان به 175 متر مکعب في ثانيه ميرسد .

  در مرحله دوم

 اب دريا کابل کاملا اضافه تر شده و معاونين ان مانند دريا پنجشير , غوربند , سالنگ , عليشنگ , علينگار و سرخرود به ان مي پيوندد .

در مرحله سوم ازينکه معاونين بيشتر با دريا کابل مي پيوندد , اب دريا نيز بيشتر ميشود . درين مرحله دريا کنر نيز با معاونينش که داراي اب فراوان ميباشد با دريا کابل مي پيوندد و مقدار دبيت اب حد اعظمي را بخود ميگيرد . اين دريا از نشيبي هاي جنوبي  چترال و دره برگ متال منبع مي گيرد .دريا کنر در ساحه جريان علياي خود داراي دو شاخه مي باشد , دريا چترال در حصه بريکوت با اب دريا کتيگل وصل ميشود , بعد به استقامت اسمار بحرکتش ادامه داده و اسم دريا کنر را بخود ميگيرد . اين دريا در شمال شرق اسد اباد با دريا پيچ يکجاه شده اسم دريا کنر خاص ( خاص کنر ) را بخود ميگيرد , از ښيوه و شگه ميگذرد و در حصه شرقي بهسود با دريا کابل وصل ميشود .

در قرن گذشته ، دريا کابل مورد پروژه‌های بزرگ سدسازی قرار گرفت که بکمک  کشورهای اروپایی کار برای تولید برق آبی آغاز شد . بند سروبی که با کمک آلمان ساخته و در سال 1957 افتتاح شد و برق پایتخت  را تامین کرد . ده سال بعد کارشناسان شوروی پروژه نغلو را بالای سروبی به پایان رساندند . در پایین‌دست ، شوروی بند بزرگی را در تنگه درونته واقع در غرب جلال‌آباد برپا کرد . چهارمین پروژه برای تولید برق توسط مهندسان آلمانی در نزدیکی ماهیپر بین کابل و نغلو در دهه 1960 آغاز شد . کابل به عنوان رودخانه کوهستانی معمولی که در فصل بهار از آب مذاب تغذیه می شود ، در معرض نوسانات قابل توجهی در مقدار آب خود قرار دارد . از دهه 1990 این رودخانه بارها تحت تأثیر خشکسالی های شدید قرار گرفته است و اغلب خشک شده است ، خصوصأ در تابستان .

 آبهای مشترک افغانستان و پاکستان

 ( وضعیت حوضه ها) :

افغانستان و پاکستان 9 دريا مشترک با جمعیتی بیش از 43 میلیون نفر دارند . این حوضه ها دارای جریان سالانه حدود 26 میلیارد متر مکعب  در سال هستند . افزایش جمعیت باعث افزایش تقاضا برای منابع در هر دو طرف سرحد ديده می شود . افغانستان موقعیت استثنايي خويش را دارد که در آن 90 درصد منابع آبهاي  سطح الارضی آن به کشورهای همسایه پایین دست از جمله پاکستان ، ایران ، ازبکستان و ترکمنستان ميريزد  . افغانستان بی ثباتی و درگیری را زيادي تجربه کرده است که به بن بست در توسعه زیرساخت های هایدرولوژیکی منجر شده است . پس از تغییر رژیم در سال 2001 ، افغانستان برنامه های بلندپروازانه ای را برای ساختن بند ها و زیرساخت های کانال ایجاد کرد . که اين عمل

 منجر به اعتراض ایران ، پاکستان , ازبيکستان و ترکمنستان شد . جای تعجب نیست که توسعه یکجانبه منابع آب بين المللي در افغانستان حمایت اندکی از سوی نهادهای چندجانبه به خود جلب کرده است .

 ذکر این نکته ضروری است که افغانستان و پاکستان 2670 کیلومتر سرحد مشترک دارند که توسط افغانستان به عنوان “خط فرضي دیورند” و توسط پاکستان “مرز بین المللی” نامیده می شود .

سرشاخه های حوضه سند مشترک بین افغانستان و پاکستان پیشرفت های قابل توجهی در جهت همکاری به دست نیاورده اند و تمرکز تحقیقاتی گسترده ای دریافت نکرده اند . از جمله 9 دريا ایکه از سرحد بین افغانستان و پاکستان می گذرد ، هیچکدام توسط یک توافق نامه یا مکانیسم رسمی برای مدیریت منابع آبی مشترک اداره نمی شوند . اطلاعات محدودی در مورد وضعیت محیط زیست ، هایدرولوژی و مدیریت منابع آب موجود است که می تواند به عنوان نقطه شروع گفتگو در مورد هماهنگی آب سرحدي مورد استفاده قرار گیرد .

اهمیت استراتژیک  9 دريا مشترک متفاوت است , سه دريا  به ايالت شمالی غربي خیبر پختونخوا در پاکستان (KPK) می ریزند در حالی که شش دريا باقی مانده به ولايت بلوچستان در جنوب غربی می ریزند . از طرف افغانستان ، همه دريا ها از ولایت کابل سرچشمه می گیرند . سه دريا ایکه از سرحد عبور می کنند و وارد KPK ( خيبر پختونخوا ) می شوند بزرگتر هستند و متوسط سالانه اب ورودی قابل توجهی به پاکستان (بیش از 1000 میلیون متر مکعب در سال) ارائه می دهند . از جمله این دريا ها می توان به دريا های کابل، کرم و گومل اشاره کرد . شش دريا باقی مانده که وارد ايالت بلوچستان می شوند کوچکتر هستند و متوسط سالانه اب ورودی نسبتاً کمی ( 100 میلیون مترمکعب در سال) دارند . این دريا ها شامل دريا های پیشین لورا، کندر ، کند ، کادانایی ، جریان عبدالوهاب و قیصر است. کابل، کرم و گومل بیشترین جريا اب سالانه را در افغانستان و پاکستان دارند . به همین ترتیب ، سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی در کابل، کرم و حوضه گومل بیشتر است و در نتیجه مصرف آب به‌طور قابل‌توجهی در مقایسه با شش دريا سرحدي دیگر افزایش می‌یابد. از این رو حوضه های کابل، کرم و گومل در کانون بررسی های دقیق  قرار دارند .

هدف این نوشته ارائه  نمای کلی از سه حوزه رودخانه مشترک افغانستان و پاکستان از نظر منابع آبی ، منابع زمین ، سلامت اکولوژیکی ، محیط زیست ، تغییرات آب و هوا و شرایط اجتماعی و اقتصادی برای مدیریت پایدار منابع آب است .

در گذشته کار روی این آب های مشترک از منظر حوضه به طور انحصاری روی حوضه کابل متمرکز شده است . به عنوان مثال،  در مورد هایدرو – دیپلماسی در حوضه  دريا کابل و پتانسیل درگیری و همکاری بین افغانستان و پاکستان در این حوضه دريا صحبت می کند. این تحقیق به موضوعات خاص درگیری و همکاری محدود می شود و به مجموعه وسیع تری از پارامترهای مربوط به حوضه های مشترک نگاه نمی کند .

 اين اينجاه تلاش می‌ شود تا با تمرکز بر سه حوضه مشترک، شکاف‌های شناسایی‌شده در تحقیقات موجود را پر کند ، که راه نجاتی برای مردم ساکن آنجا فراهم می‌کند . هدف این است که در سه عرصه مشارکت کلیدی داشته باشند:

 یک ارزیابی پایه از وضعیت فعلی این حوضه ها از نظر توسعه اجتماعی-اقتصادی، اثرات تغییرات آب و هوایی، شرایط آب های سطحی و زیرزمینی، کاربری زمین و زمین ارائه شود . تغییرات پوشش ، حاکمیت آب و چشم انداز سازمانی؛  پتانسیل همکاری برای توسعه مشترک منابع آبی را برجسته کند. و  تقویت همگرایی در دیدگاه ها از طریق جريان تولید مشترک . در نهایت، تلاش شده است تا با ترکیب ورودی‌های افغانستان و پاکستان ، دیدی متعادل از وضعیت سه حوزه رودخانه ارائه شود.

حوضه دريا کابل :

حوضه دريا کابل از اهمیت خاص برخوردار است زیرا سالانه بیش از 20 میلیارد متر مکعب آب فراهم می کند و جمعیتی بالغ بر 43 میلیون نفر را در منطقه ای به مساحت تقریباً 92000 کیلومتر مربع پشتیبانی می کند . حوضه کابل در میان دريا های مشترک توسعه یافته ترین است . در حال حاضر حدود 506000 هکتار زمين از دريا کابل در دو طرف سرحد آبیاری می شود . این نقش مهمی در امنیت غذایی محلی ، ملی و منطقه ای دارد .

حوضه دريا کابل حدود 12 درصد از قلمرو ملی افغانستان را پوشش می دهد و حدود 26 درصد از کل جریان آب سطحی الارضي سالانه کشور را تولید می کند . حدود 9 درصد از کل سطح حوزه ابگير زیر کشت است . این نقش مهمی در امنیت غذایی محلی، ملی و منطقه ای دارد. زراعت در حوضه کابل از نظر سطح زیر کشت و پتانسیل آبیاری، سهم اصلی امنیت غذایی در افغانستان است . از جانب پاکستان ، دره پیشاور در KPK خيبر پختونخوا سبد نان حوضه محسوب می شود .

حوضه کابل به عنوان یک حوضه بزرگ با افت ارتفاع زیاد ، دارای پتانسیل قابل توجهی برای برق آبی است که می تواند از توسعه اقتصادی منطقه ای عمدتاً در بخش افغانستان حمایت کند . ظرفیت فعلی نصب شده برق آبی در حوضه رودخانه کابل در افغانستان و پاکستان بالغ بر 465 مگاوات است . حوضه کابل شامل برخی از شهرهای بزرگ افغانستان از جمله پایتخت  است . همچنین یکی از پرجمعیت ترین حوضه های رودخانه در افغانستان است . این 15 ولایت و 106 ولسوالی در افغانستان و دو ولایت و 21 ولسوالی در پاکستان را پوشش می دهد .

حجم فعالیت‌های مصرف آب که به تازگی توضیح داده شد (به عنوان مثال کشاورزی ، نیروگاه آبی ، شهری) ذاتاً به هم مرتبط هستند زیرا همه آنها در یک حوضه انجام می‌شوند . در حالی که مطمئناً این امکان برای دو کشور وجود دارد که بخش‌های خود از حوضه را به صورت یکجانبه مدیریت کنند ، به نظر می‌رسد به نفع هر دو کشور است که فرصت‌های هماهنگی را از طریق یک چارچوب همکاری بررسی کنند . در سطح نسبتاً ابتدایی، حداقل سطح هماهنگی می تواند  اطمینان حاصل شود که اقدامات در یک طرف مرز تلاش ها را از سوی دیگر تضعیف نمی کند , بلکه کمک کند .

حوضه دريا کرم :

دريا کرم از جنوب سلسله کوه سپين غر در ولایت پکتیا  سرچشمه می گیرد 320 کيلومتر طول دارد و در ولسوالی , کرم وزيرستان جنوبي وارد ايالت خيبر پختونخوا  می شود . کرم دومین حوضه پرجمعیت مشترک بین افغانستان و پاکستان با 5.5 میلیون نفر جمعیت است . بیش از 70 درصد از مساحت حوضه در پاکستان با 87 درصد از جمعیت حوضه است . تراکم جمعیت در بین سه حوضه  بیشترین میزان را دارد . این تراکم بالاتر از میانگین ملی است که به آن اهمیت ویژه ای در سه حوضه می دهد . آب کرم و شاخه های آن برای کشاورزی ، مصارف خانگی و تولید برق آبی در هر دو کشور ضروری است . ذوب برف از قسمت فوقانی حوضه کرم منبع اصلی جریان سطحی به رودخانه است .

از کل مساحت کشاورزی حوضه کرم ، 18 درصد در افغانستان و 82 درصد در پاکستان است . حوضه کرم از سکونتگاه های عمدتاً روستایی تشکیل شده است . بخش عمده حوضه در افغانستان از ارتفاعات بلند و مناطق کوهستانی با فرصت های کمتر برای گسترش کشاورزی در مقیاس بزرگ و استفاده مصرفی از آب تشکیل شده است . با این حال ، در طرف پاکستان ، سکونتگاه‌هایی در دشت‌ها وجود دارد که فرصت‌هایی برای گسترش بیشتر کشاورزی و استفاده مصرفی از آب دارد .

در مقایسه با حوضه دريا کابل تنش کمتری در کرم وجود دارد . پاکستان قبلاً سدها و زیرساخت های آبیاری را توسعه داده است . با این حال ، تغییرات آب و هوایی و خشکسالی های طولانی مدت در چند دهه گذشته ممکن است تهدیدی برای حیات این زیرساخت ها باشد. ممکن است به نفع هر دو کشور باشد که سازوکارهایی برای مقابله با چنین ابهاماتی ایجاد کنند . از این رو، این حوزه ممکن است فرصتی برای تعامل بین دو دولت فراهم کند .

حوضه دريا گومل :

دريا گومل از جنوب شرقی ولایت غزنی در نزدیکی سروندی در افغانستان آغاز می شود  (این دریا از ناحیه ببرک کول و کوه های کتواز مربوط سلسله کوه های سلیمان سرچشمه میگیرد به طرف جنوب شرق غزنی جریان دارد )  و قبل از ورود به ولسوالی وزیرستان جنوبی خيبرپختونخوا از پکتیا می گذرد . گومل پس از خروج از افغانستان از ولسوالی وزیرستان جنوبی عبور کرده و به عنوان مرز بین KPK و بلوچستان عمل می کند. گومل از نظر وسعت جغرافیایی کوچکترین حوضه است . تنها یک درصد از جمعیت ساکن در این حوضه در افغانستان زندگی می کنند. 99% باقی مانده در پاکستان زندگی می کنند . بخش عمده ای از جمعیت در مناطق روستایی دو طرف مرز زندگی می کنند. تقریباً 98 درصد از مساحت کشاورزی در پاکستان است . زمینه سرمایه گذاری برای توسعه این حوضه قابل توجه است. با این حال، موانع شامل تداوم بی ثباتی سیاسی و حرکت مهاجران در طول دوره های طولانی درگیری در افغانستان و عملیات مبتنی بر امنیت در پاکستان، به ویژه در منطقه وزیرستان جنوبی است. پاکستان در ساخت بند گومل زم در ولسوالی وزیرستان جنوبی سرمایه گذاری کرده است که ممکن است به عنوان یک کاتالیزور برای بهبود معیشت مردم ساکن در ولسوالی های دره اسماعیل خان و تانک عمل کند. کانال های چند ساله برای آبیاری مساحتی بالغ بر 77000 هکتار به عنوان بخشی از منطقه فرماندهی سد احداث شده است که می تواند شرایط معیشتی را به میزان قابل توجهی بهبود بخشد. پاکستان در ساخت بند گومل زم در ولسوالی وزیرستان جنوبی سرمایه گذاری کرده است که ممکن است به عنوان یک کاتالیزور برای بهبود معیشت مردم ساکن در ولسوالی های دره اسماعیل خان و تانک عمل کند .

همانطور که گفته شد ، جمعیت حوضه دريا های کابل، کرم و گومل در بافت های ملی دو کشور قابل توجه است، اما بر اساس معیارهای ملی و جهانی مردم اين حوزه ها فقیر تر اند . تقریباً یک سوم نفوس افغانستان در اين سه حوزه دريا ها و تقریباً 15 درصد در سمت پاکستان ساکن هستند . گزارش توسعه انسانی افغانستان را در رتبه 169 و پاکستان را در رتبه 154 قرار داده است که نشان دهنده وضعیت بد اجتماعی و اقتصادی در این منطقه است . افغانستان (157 از 162) و پاکستان (135 از 162) هر دو شاخص های نابرابری جنسیتی نسبتاً پایینی دارند ( UNDP، 2021).). این مسائل در حوضه درياهاي کرم و گومل که مردم از روشهاي قبیله‌ای پیروی می‌کنند و اکثریت نفوس در مناطق روستایی زندگی دارند ، بارزتر است.

درياي کابل در حالی که منشاء آن از افغانستان است، یک شاخه اصلی ان به نام رود کنر ياد ميشود که از کوههاي چترال سرچشمه می گیرد و در نزدیکی بریکوت – اراندو وارد افغانستان می شود . سپس دريا کابل در نزدیکی لعلپور ولايت ننګرهار دوباره وارد پاکستان گرديده و آن را به یک دريا  واقعی بين المللي تبدیل می کند . حوادث سیل فاجعه بار ناشی از وقایع عمده ذوب برف در کوه های هندوکش هر سال رخ می دهد و بسیاری از مراکز اصلی شهری را زیر آب می برد .

☆☆☆☆

40 سال گذشته، سال های نوآوری، کاوش در طبیعت و ایجاد زیرساخت ها بود که افغانستان نتوانست از آن بهره مند شود . در سال 2010، بانک جهانی  یک سری از گزینه های توسعه استراتژیک در حوزه دريا کابل KRB (افغانستان) را شناسایی کرده بود که بر مزیت های ساخت سدها برای فرصت های آبیاری و تولید برق آبی تمرکز دارد . راهبرد پیشنهادی ساخت ترکیبی از بندهای کوچک و بزرگ در امتداد رودخانه کابل و شاخه‌های آن  برای کاهش سیلاب در فصول جریان زیاد و استفاده از حجم‌های گرفته شده برای افزایش جریان در فصول کم جریان است که  این امکان را می‌دهد تا آب در دسترس باشد .

با این حال ، پاکستان در دهه گذشته بیش از یک يا دو , جین سد کوچک و بزرگ در پایین دست KRB ساخته است و در حال برنامه ریزی برای ساخت سدهای بزرگ اضافی بر روی رودخانه های سوات ، پنجکورا و کابل است . به طور مشابه ، طرح های یک جانبه برای ساخت 14 بند اضافی در بخش افغانستان از KRB روی میز است . مسائل راهبردی که فرصت‌های موجود برای هر دو کشور را در بر می‌گیرد، کلید پیشرفت واقعی در نشان دادن فرصت‌های «پویایی همکاری» است .

با توجه به این زمینه ها، پتانسیل همکاری فرامرزی و استفاده عادلانه از منابع آب در این مطالعه بررسی می شود . همچنین پیچیدگی‌های فرامرزی را با توجه به اهداف توسعه افغانستان و پاکستان، پویایی قدرت، و پیچیدگی‌های درگیری‌ها و فرصت‌های هر کشور ساحلی، مزایا و خطرات سدها، و بهترین دکترین ممکن برای استفاده از منابع آب را بررسی می‌کند .

پویایی همکاری در یک اقلیم در حال تغییر

دو ویژگی اصلی در چرخه هایدرولوژیکی حوضه دريا کابل  KRB بر رژیم‌های جریان آینده و فرکانس‌های سیل تأثیر خواهند گذاشت.  (الف) : تأثیرات تغییر اقلیم بر رژیم جریان آتی و تغییرات در الگوهای بارش، (ب): پیامدهای بسیاری از سدهای پیشنهادی آینده برنامه ریزی شده در هر دو طرف افغانستان و پاکستان از KRB است. پیامدهای نمونه اي جریان در KRB عمیق است، از جمله این واقعیت که حوضه ابگير دريا کابل KRB حدود 12٪ از متوسط جریان سالانه رودخانه سند را تشکیل می دهد .

دريا کابل از رشته کوه سنگلاخ در شمال غربی شهر کابل سرچشمه می گیرد و به سمت شرق می گذرد و قبل از عبور از خط سرحدي دیورند (DBL) در نزدیکی لعلپور، ولايت ننگرهار، از شهر کابل و شهر جلال آباد می گذرد . سپس ، حدود 140 کیلومتر در ايالت خيبر پختونخوا جریان می یابد و به دريا سند در آتک می ریزد. دريا کنر بزرگترین شاخه رودخانه کابل است که از کوه های هندوکش نزدیک چیترال شمالی سرچشمه می گیرد، جایی که کوه ها ذخایر بزرگی از یخچال های طبیعی دائمی و برف سالانه را ذخیره می کنند. از دیگر سرشاخه های اصلی رودخانه کابل می توان به رود لوگر، رودخانه پنجشیر، رود النگار، سوات، رود برا، رود جندی و رود کلپانی اشاره کرد.

 موقعیت حوضه رودخانه کابل :

 قبل از پيوستن دريا کابل به دريا سند ، چهار منطقه شهری اصلی درين ساحه وجود دارد : پیشاور، چارسده ، خيشگی و نوشهر ,   در 40 کیلومتری غرب محل اتصال دريا سند . دريا سوات در 35 کیلومتری غرب نوشهر به دريا کابل می پیوندد که جریان اب را بیشتر تشدید می کند . ظرفیت جریان اب دريا تحت تأثیر  شعاع هایدرولیکی در مراکز شهری ذکر شده اغلب کاهش می‌یابد و موقعیت‌های خطرناکی را در هنگام سیل و اوج جریان‌ ابها ایجاد می‌کند . مساحت کل حوزه ابگير دريا کابل   92269 کیلومتر مربع ميباشد که بین افغانستان و پاکستان مشترک است . مساحت حوضه دريا کابل 86850 کیلومتر مربع است که ساحه خروجی حوضه در غرب نوشهر ، شرق دريا سوات و تقاطع رودخانه کابل ، قسمت عمده آب رودخانه های کابل و سوات را تشکیل می دهد .

بیش از 5,000,000 نفر در این منطقه در چهار مرکز اصلی شهری پیشاور، چارسده، خيشگی و نوشهر ساکن هستند . حوزه ابگير دريا کابل تقریباً 35 درصد از جمعیت افغانستان را در خود جاه داده است . تقریباً 12،000،000 نفر به طور مستقیم منابع آبی حوزه ابگير دريا کابل KRB را در افغانستان و پاکستان به اشتراک می گذارند .

ارتفاع حوزه ابگير دريا کابل در افغانستان از 250 تا 3600 متر بر اساس 30 متر DEM با شیب ها و دره های تندتر در ناحیه سرآب آن و بخش های خالی در پایین دست دريا است . اوسط بارندگی سالانه در حوضه حدود 459 میلی متر است . بیشترین میزان بارندگی در فصل بهار (مارچ تا می) با نمونه هاي بارش بسیار متغیر در میان مناطق مجاور رخ می دهد. به طور مشابه، اوسط درجه حرارت سالانه حوزه دريا کابل حدود 8 درجه سانتیگراد است.

دینامیک قدرت در مدیریت منابع آب بين المللي :

در حالی که کمبود منابع علت پویایی قدرت در تخصیص منابع منطقه ای است، در حوضه دريا کابل KRB ،  کمبود ناشی از تقاضا وجود دارد . این تصور وجود دارد که افغانستان ممکن است کسری قدرت ساختاری خود را با تکیه بر منابع عظیم آب و حمایت بین المللی جبران کند . با این حال ، توسعه زراعت در سمت پاکستان KRB در 50 سال گذشته سه برابر بیشتر از توسعه زراعت در سمت افغانستان KRB بوده است . منابع آبی افغانستان به شدت و طور لازم مورد استفاده قرار نمی گیرد . افغانستان 622 مگاوات برق تولید می کند که تنها 350 مگاوات آن از تولید توربین های آبی تولید می شود . از سوی دیگر، حدود 35٪ از برق پاکستان توسط سوخت فسیل ها تولید می شود ، و این کشور ~5000 مگاوات یا ~25٪ کمبود انرژی خود را دارد . فقط 25% از جمعیت افغانستان به برق آبی دسترسی دارند . با پتانسیل تولید بیش از 2870 مگاوات برق در بخش افغانستان  – حوزه دريا کابل KRB، بدیهی است که افغانستان در تامین نیازها و فرصت های انرژی آبی خود عقب مانده است . افغانستان 3524 مگاوات یا 75 درصد کمبود انرژی خود را دارد .

همچنین ثبت شده است که بخش عمده ای از آب KRB در (افغانستان و/یا پاکستان) استفاده نمی شود. در عوض، جریان ها به رودخانه سند برای آبگیری بیشتر در پایین دست هدایت می شوند. در حالی که شهرها و شهرک های مجاور KRB (کابل، چاریکار، پل علم، جلال آباد، پیشاور، نوشهره، چارسده، خشگی) شرایط سیل  سالیانه را تجربه می کنند، بخش عمده ای از آب به سمت پایین دست به دريا سند هدایت می شود .

افزایش سالانه دريا کابل به دريا سند بین 28.6 میلیارد متر مکعب تا 34.5 میلیارد متر مکعب است . با توجه به گسترش تدریجی زمین های آبی در بخش پاکستان از KRB و توسعه برنامه ریزی شده زمین های آبی در سمت افغانستان KRB، تنش آبی در دهه های آینده به دلیل کانال کشی منابع آب افزایش خواهد یافت .

یک راه حل درازمدت دستیابی به یک توافقنامه خاص KRB بین دولت همسایه  خیبر پختونخوا است که به طور کامل در حوضه دريا کابل  KRB قرار دارد . استفاده عادلانه از منابع آب در این منطقه از جهان دارای سه بخش عمده است ، (الف): اجماع برای توسعه بیشتر مدیریت منابع آب غرض بهتر شدن زندگي مردم در دو طرف DBL به عنوان منطقه ای با روابط فرهنگی و اقتصادی رو به رشد ضروری است . از جمله بندهای اختصاصی KRB ، (ب): تامین نیازهای افغانستان به زیرساخت های برق آبی و آبیاری ، که در بسیاری از جنبه های زیربنای آبی و مدیریت منابع آب به دلیل جنگ داخلی طولانی عقب مانده است ، (ج): مدیریت منابع آب و همکاری به بهترین نحو اقدامات در خدمت سایر مسائل دوجانبه مانند ترانزیت ، تجارت ، حمل و نقل ، ادغام منطقه ای بین آسیای جنوبی و آسیای مرکزی و مناطق اقتصادی فرامرزی .

 اثرات بيرون مرزي در کاهش سیل :

حوضه منحصر به فرد با زمینه های تاریخی و سیاسی متعدد است . این حوضه توسط خط مرزی دیورند (DBL) تقسیم می شود ، که منشأ اختلافات شدید بین افغانستان و امپراتوری بریتانیا و متعاقباً پاکستان از زمان ایجاد آن در سال 1947 بوده است . براکن سه نوع سرحد را توصیف می کند که بر سیل تأثیر می گذارد . مدیریت ریسک (FRM). اینها شامل (الف): سرحد فیزیکی که سرحد با عناصر فیزیکی مانند دريا ها و کوه ها است ، (ب): مرز مفهومی که شامل رویکردها و مفاهیم مدیریت منابع آب یا مدیریت سیل است، و (ج): مرز يا سرحد اداری . که شامل رویکرد سیاست و تفسیر نسبت به مدیریت ریسک سیل است . که خط سرحدي ديورندDBL با هیچ یک از این توضیحات مطابقت

 ندارد .

هیچ ترتیب سازمانی توافق‌شده‌ای بین دو ایالت ساحلی برای شناسایی مرزها و محدوده وجود ندارد، همچنین هیچ ترتیب مفهومی بین ادارات و سازمان‌های محلی در دو طرف خط ديورند DBL وجود ندارد، مانند آنچه برای سرحد اسکاتلند و انگلیسی توضیح داده شد . به عنوان مثال . مرز فیزیکی نیز وجود ندارد زیرا هیچ عنصر طبیعی فیزیکی اصلی دو منطقه خط سرحدي ديورند   KRB را از هم جدا نمی کند .

فقدان توافقنامه کاری در مورد کنترل سیل و حفظ آب به نفع حوزه درياي کابل  KRB در دو طرف خط سرحدي ديورند DBL (افغانستان و پاکستان) نبوده است. سیل فصلی یک پدیده جغرافیایی است ‌. سیل های فصلی بر اکثر شهرهای بزرگ و زمین های کشاورزی مجاور در KRB تأثیر منفی می گذارد. برای استفاده از منابع آب در داخل مرزهای حوزه دريا کابل KRB، یک مکانیسم کار باید بین دو کشور ساحلی در چارچوب سیاست جيوپولیتیک فعلی توافق شود .

☆☆☆☆☆

دريا کابل یک درياي چند ملیتی در نظر گرفته می شود که از یک سرحد  می گذرد اما در حال پیوستن به دريا بین المللی دیگر – دريا سند است. کنترل ساحلی منابع آب در این حوضه ممکن است با چندین اصل پذیرفته شده و تاریخی اداره شود، یعنی (الف): اصل حاکمیت مطلق که دکترین هارمون نیز نامیده می شود، (ب): اصل تمامیت ارضی مطلق، (ج) :اصل تخصیص قبلی، (د): اصل تمامیت ارضی محدود، (ه): اصل منافع جامعه،  (و) :اصل استفاده عادلانه. هر یک از اصول ذکر شده استفاده و تفسیر خود را در طول برخوردهای مختلف مرتبط با آب داشته اند . بسیاری از اصول منسوخ شده اند و دیگر توسط چارچوب های حقوق بین الملل پذیرفته نمی شوند . با این حال، برخی از کشورها از این اصول برای توجیه موضع خود در مورد استفاده از منابع آب استفاده می کنند .

وارنر  از مطالعات  سه مکتب فکری را در استفاده از منابع آب فرامرزی شناسایی کردند ، بهره برد . این مکاتب فکری عبارتند از : (1) :هرج و مرج، یا هر کسی که قدرت دارد ، تصمیم می گیرد، (ب): آنارشی بالغ یا نونهادگرایی ، جایی که منافع تصمیم می گیرد، و (ج): جامعه امنیتی یا ادغام گرایی، جایی که زمینه و ادغام با دیگران تصمیم می گیرد. . این افکار از بسیاری جهات با توضیحات دورمان  از دکترین های استفاده از منابع آب همسو هستند .

در میان تعاریف متعدد اصول مصرف آب، دريا کابل برای اصل استفاده عادلانه از منابع آب مناسب است. این حوضه دارای منابع آبی گسترده ای است که به طور ناکافی توزیع شده است. جریان ناهموار باعث کمبود آب در فصل خشک و شرایط سیل در فصول پر جریان می شود. یکی از اثرات منفی استفاده یکجانبه از منابع آب، انتخاب بی رویه محصول و توسعه زمین کشاورزی در دو طرف DBL است که منجر به تشدید مصرف آب و گسترش زمین کشاورزی می شود. اسنیيد محصولاتی مانند پنبه، نیشکر و گندم را در جغرافیای خشک پرآب توصیف می کند . با توجه به افزایش بالقوه آبیاری، تقاضای آب به دلیل تغییرات آب و هوایی یک ملاحظه مهم در مدیریت آب فرامرزی به عنوان یک مسئله بهینه سازی چند ذی نفع با محدودیت ها و معیارهای پیچیده است .

نتایج مدل‌سازی HEC-RAS نشان‌دهنده مزایای چندین برابر سازه‌های نگهدارنده آب مانند  سدها است، زیرا هر جریان بیش از 2000 متر مکعب بر ثانیه باعث سیل در مناطق پرجمعیت پایین دست پیشاور، خشگی، نوشهر و چارسده می‌شود . کاهش مقاطع عرضی رودخانه (شعاع هایدرولیکی) اغلب منجر به سیل و خسارت مالی و تلفات جانی می شود. نتایج SWAT و HEC-RAS نشان می‌دهد که ساخت مکان‌های ذخیره آب فراوانی سیل را کاهش می‌دهد . توافقنامه منابع آب فرامرزی تا (40.2٪) از سیلاب ها را در سدها حفظ می کند که به عنوان مکانیزم مسیریابی سیل عمل می کند. این قرارداد تا 63 درصد از منابع آب را در حوضه حفظ خواهد کرد .

همکاری فرامرزی بین افغانستان و پاکستان در زمینه ساخت و مدیریت بند در امتداد DBL و به ویژه در دريا کنر یک گام اساسی به سوی مدیریت صلح آمیز و فراگیر منابع است . این دريا به تنهایی می تواند تا 2025 مگاوات برق تولید کند .

تقاضا برای برق آبی در ولایات شرقی کنر، لغمان، نورستان و ننگرهار  در 25 سال آینده بیش از 1000 مگاوات نخواهد بود . از این رو، بدیهی است که با توسعه سدها و تولید برق، پاکستان مشتری اصلی برق مازاد افغانستان خواهد بود . مشارکت پاکستان در مدیریت منابع آب در KRB تنش ها را در تجارت و ترانزیت که از طریق بزرگراه ها و راه آهن های اصلی پاکستان انجام می شود کاهش می دهد . این مبادله منافع مبتنی بر تعهد و همکاری متقابل خواهد بود.

 عدم قطعیت های همکاری آبی و بين المللي :حوضه دريا کابل  مانند هر حوضه بين المللي  دیگر، تحت تأثیر عدم قطعیت ها قرار دارد . این عدم قطعیت ها دوگانه هستند . عدم قطعیت مربوط به هستی شناسی (تغییرپذیری)، همانطور که توسط Heimric توصیف شده است ، مانند مطالعه موردی دريا انتاریو و دريا سنت لارنس . تغییرپذیری ممکن است شامل بارش ، جریان ، تغییرپذیری آب و هوا و ذوب یخبندان باشد .

گروه دوم عدم قطعیت ها مربوط به تغییرپذیری معرفتی یا شکاف دانش ، شامل اطلاعات فنی ، شیوه های مدیریت و عدم قطعیت سیاسی است . برخی از پدیده ها هر دو عدم قطعیت را در بر می گیرند، مانند تغییر کاربری زمین .

در زمینه حوضه دريا کابل KRB ، موضوع به جای کاهش متوسط ​​جریان سالانه، در مورد کاهش سیل و جریان اوج است . مدیریت منابع آب بر روابط دوجانبه افغانستان و پاکستان حاکم نیست . با این حال، روابط دوجانبه توسط مجموعه ای از مسائل فرامرزی دیگر اداره می شود که دیپلماسی آب را به این اختلافات می کشاند . پارادایم paradeigma ( نمونه و مدل سازي ) بدون تصمیم به استفاده یکجانبه از منابع آب کمک می کند  و دو کشور را به سمت دکترین هارمون سوق می دهد . برخی از عوامل فرامرزی اصلی که بر دیپلماسی آب تأثیر می‌گذارند .

حرکت های پيشرونده افغانستان در برنامه ریزی و ساخت بندها در کنار دريا کابل را می توان به عنوان ضد هژمونی پاکستان طبقه بندی کرد . تلاش افغانستان برای تضمین یک دوره مهلت در ساخت بند خود پس از 40 سال جنگ  را می‌توان به‌جای نمایش هژمونی آبی به‌عنوان نزدیک شدن به توسعه دیرهنگام توصیف کرد . به دلیل جنگ داخلی طولانی مدت و مداخلات خارجی ، اجماع بین المللی وجود دارد که افغانستان در تحقق اهداف توسعه ای خود ، از جمله مدیریت خطر سیل ، عقب مانده است . با این حال ، تلاش های یک جانبه افغانستان برای ساخت سدهای پیشنهادی را می توان به عنوان قدرت تأثیرگذار همزمان به عنوان قدرت چالش برانگیز نیز طبقه بندی کرد .

در مورد اول ، افغانستان ممکن است پروژه های سد سازی را برای کاهش فراوانی سیل ، افزایش زمین های کشاورزی ، تولید برق آبی و افزایش جریان کم ابي آغاز کند . این امر ممکن است پاکستان را مجبور به تبعیت کند و شروع به چانه زنی برای سایر اقدامات تعاونی مانند تجارت و ترانزیت نمايد , در هر صورت افغانستان کشور بالادست است و خود ميتواند پاکستان را تحت فشار قرار دهد  .

در مقابل ، این اقدام را می توان به عنوان یک قدرت چالش برانگیز توصیف کرد که منجر به هژمونی متقابل پاکستان می شود و شامل اقدامات متقابل کافی مانند لغو توافقنامه تجارت ترانزیتی افغانستان و پاکستان (APTTA) یا اقدامات تلافی جویانه مشابه در امتداد دريا چیترال  بشود .

از آنجایی که عوامل متعددی در بحران امنیت آب نقش دارند ، مانند تغییرپذیری بارندگی، سیل، و تقاضای آب جمعیت ، باید به گونه‌ای اندازه‌گیری شود که به دنبال سود اقتصادی باشد . در سطح حوضه، به جای استفاده از آب به عنوان هژمونی و رسانه تأثیرگذار . توافق اولیه در مورد شناخت تغییر اقلیم و رژیم‌های جریان و مهار فرکانس‌های فزاینده سیل ممکن است دینامیک برق را به کلی تغییر دهد .

همکاری های آبی بر ترانزیت و تجارت بین دو کشور تأثیر خواهد گذاشت . در این صورت ، ادامه همکاری ممکن است تنش های مرزی را کاهش دهد و بر واکنش های مرزی ملایم تر و تجارت و تعاملات فرهنگی بین مردم هر دو کشور با پیشینه های فرهنگی و اجتماعی مشابه توافق کند . برای فرکانس سیل پایین دست ، کاهش و افزایش جریان کم ، یک توافقنامه منابع آبی ویژه در حوضه دريا کابل KRB یک راه حل مناسب برای حفظ بیشتر منابع آبی در KRB و متعهد نگه داشتن هر دو طرف به توافقات دوجانبه خواهد بود .

 مزایا و خطرات سدهای پیشنهادی :

نتایج مدل‌سازی SWAT و تحلیل طغیان سیل HEC-RAS اهمیت سدها را در زمین پیچیده جغرافیایی و اجتماعی KRB نشان می‌دهد. کاهش 25 درصدی سیلاب در نوشهر به تنهایی یک فرصت قوی برای توسعه اقتصادی است. بیش از شش شهر بزرگ افغانستان و پاکستان در مجاورت سیلاب های فصلی قرار دارند . رشد سریع جمعیت در شهرها آنها را در برابر سیلاب های فصلی آسیب پذیرتر می کند . کاهش دوره بازگشت فراوانی سیلاب از 10 سال به 50 سال نشان دهنده فرصت مزایای سناریوی سد است .

تحلیل اقتصادی مختصری از ابتکار سد انجام شد. سند بانک جهانی  و پروژه های WAPDA مصارف سرمایه ای تمام بند های پیشنهادی در افغانستان و طرف پاکستان از حوضه دريا کابل KRB را 15 میلیارد دلار آمریکا محاسبه کردند . سود خالص اقتصادی سدهای پیشنهادی ، از جمله جلوگیری از سیل، توسعه زمین کشاورزی و فروش نیروگاه آبی ، بیش از يک میلیارد دلار آمریکا تولید سالانه خواهد کرد .

طرح سدهای پیشنهادی حوضه دريا کابل KRB در صورت همراهی پاکستان در اجرای آن، مزایای آن را تضمین خواهد کرد. مشارکت ولايت خیبر پختونخوا، یک ذینفع مستقیم در پایین دست توسعه منابع آبی KRB ، افق های جدیدی را برای همکاری فرامرزی باز خواهد کرد .

سدهای پیشنهادی همچنین دارای ریسک‌های بالقوه هستند که به دو بخش (الف) : ریسک‌های درک شده  (ب) : ریسک‌های بالقوه طبقه‌بندی می‌شوند ، که باید قبل از اقدام با سناریوهای سد در دو طرف خط ديورند DBL شناسایی و کاهش داده شوند .

سیل ناگهانی یک مشکل عمده در KRB در دو طرف DBL است. این به دلیل جغرافیای KRB در زیر کوه‌های  هندوکش (HKH) است ، اما با تغییرات آب و هوای جهانی با بارش باران شدید پیش‌بینی‌شده در ماه‌های بهار و در نتیجه رویدادهای باران بر برف، تشدید شده است. این مطالعه تجزیه و تحلیل کمی از خطر سیل در KRB تحت سناریوهای آب و هوایی موجود و آینده ارائه می دهد. رشد بیشتر جمعیت، به ویژه در مناطق شهری، استفاده از زمین های شهری را افزایش می دهد و آنها را در برابر سیلاب های فصلی آسیب پذیر می کند.

مدل سازی SWAT جریان های KRB در مدل HEC-RAS برای نقشه برداری طغیان های سیلاب استفاده شد. این مطالعه اهداف توسعه در افغانستان و پاکستان را در نظر گرفته است و در عین حال روند توسعه زمین های کشاورزی آینده را در نظر می گیرد. نتایج نشان می‌دهد که افزایش درجه حرارت هوا و ذوب یخچال‌ها بر افزایش فراوانی سیل تأثیر می‌گذارد. در صورتی که هیچ سدی در آینده ساخته نشود، طغیان سیل در مقایسه با سوابق تاریخی بین (+17%) تا (+31%) در سناریوهای جریان RCP 4.5 و بین (+26%) تا (+50%) در RCP8 افزایش خواهد یافت. 5 سناریو در مورد سدهای برنامه ریزی شده آینده، کاهش طغیان سیل بین (25-٪ تا (-40٪) در سناریوهای جریان RCP 4.5 و بین (34-٪ و (-38٪) در سناریوهای جریان RCP 8.5 پیش بینی می شود. برای مناطق نوشهره و خشگی.

پاکستان همچنین در حال برنامه ریزی یک سری سد در بالاي دريا کابل KRB است . یک سیاست متوازن و مشارکتی تولید برق آبی ممکن است به وابستگی افغانستان و پاکستان به تولید برق زغال سنگ و سوخت فسیلی پایان دهد . یک سیاست بندسازی متعادل و مشارکتی ممکن است از مسابقه بندسازی جلوگیری کند.

از منظر موازنه قدرت، بدیهی است که دکترین استفاده عادلانه از منابع آب باید به جای دکترین هارمون اتخاذ شود . در صورت استفاده یک جانبه از منابع آب توسط هر یک از کشورها ، آنها ممکن است فرصت های زیادی را در تجارت ، ترانزیت و ادغام بین فرهنگی مردم دو طرف DBL از دست بدهند . با نگاهی به واقعیت های بین دو کشور ، افغانستان و پاکستان باید در مورد توافقنامه خاص حوزه دريا کابل KRB توافق کنند که در آن خیبر پختونخوا (KPK) مستقیماً تحت تأثیر سیل KRB قرار دارد . محدودیت‌هایی برای گسترش زمین زراعتی ، ساختارهای حفظ آب متعادل و مصرف آب باید در هر دو طرف اعمال شود . به طور مشابه ، محدودیت هایی برای حجم جریان به دريا سند باید اعمال شود .

اگرچه تغییرات آب و هوایی دسترسی به آب را افزایش می‌دهد، اما این افزایش در درازمدت با سرعت بیشتری بودجه برف را در مبدأ کوه‌های هندوکش HKH در حوزه دريا کابل  KRB کاهش می‌دهد . پیش‌بینی می‌شود که چنین افزایش‌هایی توسط ذوب سریع یخچال‌ها (تا -20.3٪ تحت RCP4.5 و -21.6٪ در RCP8.5) در ناحیه سرآب حوزه دريا کابل KRB ایجاد شود . با توجه به اینکه یخچال ها تا 3.3 درصد از مساحت KRB را تشکیل می دهند، ذوب شدن آنها باعث افزایش جریان کم می شود .

با توجه به سیل های تاریخی و میزان تخریب تخمین زده می شود که ساخت سدها از نظر اقتصادی یک تصمیم توجیه پذیر باشد . این مطالعه نشان داد که استهلاک سدها در 15 سال آینده پرداخت می شود. هر دو کشور در زمینه هشدار سیل، انتقال نیروگاه های آبی، تبادل داده ها و نظارت بر سواحل رودخانه ها همکاری می کنند . این مطالعه درگیری‌های فرامرزی و فرصت‌های همکاری قابل توجهی را که بخشی جدایی‌ناپذیر از روابط فرامرزی هستند، شناسایی کرد.

این یافته های فنی کمی و کیفی این مطالعه کمکی به موقع در درک تأثیرات آینده (تحت تغییر آب و هوا) توسعه سدها و کاهش فراوانی سیل در پرتو اهداف انکشافی افغانستان و پاکستان و پویایی قدرت است. در دسترس بودن نتایج مدل‌سازی و درک قوی از وضعیت منابع آب حوزه دريا کابل  KRB در موارد فعلی و آینده، اطلاعات لازم برای برنامه‌ریزان و مدیران منابع آب در هر دو کشور ساحلی خواهد بود .

عرض حرمت

سيف قاضي زاده

23 – 10 2023

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.